دستاوردها و چشم انداز بیداری اسلامی در خاورمیانه (قسمت سوم و پاياني)
-
بیداری اسلامی
بیداری اسلامی جریانی بهم پیوسته و سیلی خروشان در بین ملل اسلامی و کشورهای عربی منطقه ایجاد کرد و توانست در زمانی کوتاه، تاثیراتی جهانی را در منطقه برجای بگذارد
بیداری اسلامی جریانی بهم پیوسته و سیلی خروشان در بین ملل اسلامی و کشورهای عربی منطقه ایجاد کرد و توانست در زمانی کوتاه، تاثیراتی جهانی را در منطقه برجای بگذارد . به عقیده تحلیلگران جوشش و حرکت این جریان در بطن تاریخ تداوم خواهد داشت و با انحرافات مقطعی مسلماً از بین نخواهد رفت .
اهداف اصلی بیداری اسلامی را می توان تلاش برای بازیابی هویت ملی ،فرهنگی و دینی از دست رفته و ناشی از شکست ایدئولوژی های وارداتی؛ دانست . این اهداف سبب ایجاد انگیزه در میان ملتها برای درهم شکستن حصار های استبداد و استکبار شد . آثار این حرکت بیداری اکنون در بسیاری از کشورها و درمنطقه به چشم می خورد.
آشکار شدن نقش و حضور جوانان در تعیین سرنوشت سیاسی به عنوان مهم ترین بازیگران بیداری اسلامی از دستاوردهای مهم این خیزش بزرگ است .
در این راستا خصیصه خودجوش بودن بیداری حائز اهمیت است .بعنوان نمونه تظاهرات در مصر به دعوت هیچ گروه رسمی و غیررسمی صورت نگرفت. در واقع لایه های مردمی به نحو خودجوش آن را سامان می دادند. این حرکت نشان داد که مردم قادر هستند فراتر از ساختارهای موجود وارد عرصه سیاسی شوند .
این تحول در مصر سبب آغاز حیات سیاسی جدید شد. با تغییر قانون اساسی فضای سیاسی متفاوتی در داخل کشور شکل گرفت اگرچه مدتی بعد از انقلاب در صف بندی نیروهای مخالف تغییراتی ایجاد شد.برکناری محمد مرسی به عنوان رئیس جمهور منتخب درژوئن 2012 میلادی با دخالت ارتش و بدست گرفتن زمام امور از طرف ژنرال السیسی درصحنه سیاسی از آثار این تغییرات بود .
عناصر ضد انقلاب برای انحراف مسیر و مهاراین حرکت انقلابی تغییر شرایط را دنبال کردندوارتش مصر با بهره مندی از قدرت نظامی، منابع مالی و اقتصادی در جامعه مصر در راس حکومت قرار گرفت .در لیبی نیز معترضان اکثراً جوانان بیکار بودند.در کنار بی توجهی دولت به حقوق مردم، نقش قبایل در این کشور برجسته بود به نحوی که رویکرد قبایل نسبت به انقلاب بسیار مهم قلمداد می شد. بیداری اسلامی در لیبی از ۱۳ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی، آغاز شد و در روز ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ میلادی بشکلی گستردهتر و بتدریج بصورت شورش سراسری در آمد که با برخوردهای خونین و خشونتآمیز حاکمیت با مردم معترض روبرو شد و همه شهرهای لیبی را دربرگرفت؛ و به جنگهای شهری و بین شهری، میان مخالفین و هواداران حکومت منجر شد.
پهناوری و وسعت سرزمینی لیبی درکنار جمعیت اندک سبب شده بود تا حرکت بیداری با مسائل و مشکلاتی روبرو شود. ضمن این که برعکس مصر یا تونس از ساختار سیاسی و نهادسازی مدنی هم بهره مند نبود.از این رو اعتراضات مردم لیبی با سرکوب شدید نیروی نظامی، تانک ها، و جنگنده های حکومتی همراه شد.
پرونده لیبی اولین بحرانی بود که شورای امنیت بر اساس دکترین مسئولیت حمایت به صدور مجوز مداخله اقدام کرد.
یمن نیز از فقیرترین کشورهای خاورمیانه است. سطح پایین آموزش، بهداشت، خدمات اجتماعی به همراه دخالت های عربستان سعودی آسیب های زیادی را برای سالیان متوالی بر این کشور وارد کرده است.
در یمن نیز تضعیف ساخت های سیاسی اقتصادی و اجتماعی ملی سبب شد تا مردم این سرزمین ضمن نارضایتی از وضع موجود، خواهان دگرگونی و اصلاح رژیم حاکم باشند. مردم یمن در جریان این تحولات با سرکوب شدید حکومت مواجه شدند. علی عبدالله صالح که از سال1990 میلادی رئیس جمهور یمن بود پیش از آن هم به عنوان آخرین رئیس جمهور یمن شمالی طی ۱۹۷۸_ ۱۹۹۰ میلادی بود، به استراتژی مقابله با مردم روی آورد و در نهایت در ژانویه ۲۰۱۲ میلادی و پس از تصویب قانون مصونیت قضایی ازسوی پارلمان، از کشورخارج شد.این بیداری در یمن برخاسته از مردم و جنبش مردمی انصارا... بود و بویژه این که جوانان یمنی نیروی عمده وآغازگر قیام بودند.
اعتراض به وابستگی های خارجی کشور یمن از دیگر دستاوردهای بیداری در این کشور است.
سلطه آمریکا، عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی بر سیاستهای گذشته دولت یمن، بیزاری مردم یمن از مداخلات خارجی را افزایش داده است . تجاوز نظامی وحشیانه عربستان سعودی به یمن و نقض فاحش حقوق بشر و کشتار هزاران انسان بیگناه به همراه حمایت از تکفیری ها در یمن در واقع پاسخی به این مسئله بود . این رویداد موجب افشاگری هر چه بیشتر خشونت، تجاوزگری و ظلم خاندان آل سعود و گروه های حمایت شونده توسط آنان و رسوایی حامیان بینالمللی این رژیم شد و از طرفی دیگر موجب تقویت اتحاد داخلی یمن شد.
جریان بیداری اسلامی در بحرین نیزبه همین سرنوشت دچار شد ؛ اما همچنان این روند در لایههای مختلف جامعه ادامه دارد.
ماهیت ضد اسلامی و ضد مردمی رژیم حاکم در سرکوب مردم بحرین هر چه بیشتر مشخص شد. رژیم آل خلیفه مبادرت به هتک حرمت مکانهای مقدّس نظیر مساجد و حسینیهها کرد که طی آن 28 مسجد تخریب شد.
در روند بیداری اسلامی شاید از یک نگاه عربستان سعودی نسبت به سایر دولت های عربی از تحولات مردمی 2011 میلادی کمتر تأثیر پذیرفت. این مسئله به دلیل مصونیت عربستان سعودی نبود بلکه ناشی از اعمال سیاست های شدید پلیسی و سرکوب مخالفان از یک سو و در پیش گرفتن سیاست های به اصطلاح "دولت رفاه" با استفاده از درآمدهای نفتی از سوی دیگر بود.با این حال مدتی بعد اعتراضات مردمی بویژه در مناطق شیعه نشین، شهرهای مهم شرق عربستان سعودی ؛ مانند شهر قطیف و منطقه العوامیه و حتی ریاض و جده آشکار شد . ضرورت اصلاحات دموکراتیک در عرصه تصمیم سازی و حق تعیین سرنوشت مردم و مطالبات جوانان در ارتباط با حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فشارها برای خروج نیروهای سعودی از بحرین و آزادی زندانیان سیاسی اهل سنت و شیعه افزایش یافت.
ناتوانی سیستم سیاسی سعودی در پذیرش اصلاحات سیاسی سبب تشدید اقدامات سرکوب گرانه این رژیم و رفتارهای غیردموکراتیک سعودی هاشد . اعدام آیت ا... نمر باقرالنمر روحانی مبارز عربستان سعودی عمق خصومت خود را با خواسته های مشروع مردم نشان داد.
راهبرد سعودی ها در مقابله با بیداری اسلامی با سرکوب مطالبات مردم همراه شد. در فوریه و مارس 2011 میلادی از نیروهای امنیتی و نظامی در استانهای شرقی در خلال اعتراض شیعیان استفاده شد.
هدف اولیه و حیاتی عربستان سعودی در خلال بیداری در منطقه دور کردن اثرات این انقلاب ، و تامین بقای رژیمهای دیکتاتوری بود. ولی آنچنان که در نظر داشت نتوانست این کار را به انجام رساند، چراکه حرکت های خودجوش مردمی در کشورهای مختلف، ستون های پادشاهی را در این کشورها به لرزه انداخته است. تاثیرخیزش مردمی بر سیاست خارجی و امنیتی عربستان آشکار شده است. به همین علت عربستان سعودی از یک نظام محافظه کار و حامی حفظ وضع موجود به تلاش برای کنترل تحولات منطقه ای با استفاده از ابزارهای نامشروع روی آورد .
عربستان سعودی برای حفظ موقعیت متزلزل خود هزینه های گزافی را خرج می کند. این کشور در برخی موارد در پیشگری یا تعویق تاثیر بیداری اسلامی در راستای تغییر وضع موجود در منطقه سعی کرده است کمترین تغییر در موازنه قدرت های منطقه ای حاصل شود. این مهم در بحرین از طریق دخالت نظامی پیگیری می شود.
سعودی ها با اعزام نیرو در مارس 2011 میلادی به بحرین نقش ضد بیداری اسلامی را ایفا کردند.سعودیها سعی کردند با اتخاذ استراتژی تعمیق شکاف میان شیعه و سنی در آغاز بیداری اسلامی و به منظور افزایش حمایت از متحدان و انزوای ایران و متحدانش در جهان عرب در سیاست های اعلامی و نیز در نشریات وابسته به خود، وقایع بحرین را به عنوان بخشی از تلاش های ایران برای تشویق انقلابات شیعه در سراسر جهان عرب تصویر کنند. اما تبلیغات روانی آنان نتوانست روی خواست تاریخی و درونی مردم برای تغییر وضع ساختاری و فرهنگی جامعه سرپوش بگذارد.سیاست عربستان سعودی در برابر بیداری اسلامی با فرمول مقطعی حمایت با پول نفت و سیاستهای امنیتی و پیوند قوی با وهابیت و تکفیری گری مرتبط است.
این تحرکات نشان می دهند بیداری اسلامی موجب تحولات عمیقی در غرب آسیا و شمال آفریقا شده است و غرب و متحدانش تلاش دارند تا آن را منحرف نمایند. در این راستا با نامگذاری تحولات منطقه به بهار عربی، تلاش می کنند تا آن را فاقد هر گونه ایدئولوژی و جهان بینی خاص و صرفاً در جهت رسیدن به خواسته های مادی و روزمره عنوان نمایند.
از این رو بیداری اسلامی نیز همانند بسیاری از خیزش ها و حرکت های تاریخی با چالش ها و آسیب هایی همراه است .استراتژی غرب تبدیل انقلاب به ضد انقلاب است . غرب در این راستا در تلاش است تا با بازسازی رژیم های قدیمی گذشته به شیوه جدید؛ تغییر مهره ها و ایجاد اصلاحات ساختگی و دمکراسی ظاهری سیطره خود را تداوم ببخشد.
سازش با رژیم صهیونیستی با هدف تغییر مسیر انقلاب ها و تضعیف مقاومت اسلامی در منطقه از خطرناک ترین تهدیدات برای جریان بیداری اسلامی است که از طریق اختلاف افکنی و تلاش برای تبدیل این نهضت ها به معارضههای خونین فرقهای، مذهبی، قومی و ملّی دنبال می شود .
حضرت آیت الله خامنهای (مدظله العالی) در نگاه به آسیب های بیداری اسلامی معتقد هستند که طیف جوانان در بیداری اسلامی بیشتر در معرض دو آسیب اساسی قرار دارد که از یکسو افراط، تحجر، قشری گری و تعصب های جاهلانه و از سوی دیگر تفریط و یا گرایش به دمکراسی لیبرالی و لائیک غربی است . ایشان معتقد هستند تلاش غرب به منظور شکست قیامهای ملل مسلمان با استفاده از تاکتیک بَدلسازی و تولید نمونههای تقلبی در جریان است تا بتواند در این چارچوب عملیات تروریسم ضد مردمی را به جای «شهادتطلبی»، «تعصب و تحجر و خشونت» را به جای «اسلامگرائی و جهاد»، «قومیتگرائی و قبیلهبازی» را به جای «اسلامخواهی و امتگرائی» القاء کند.
از دیدگاه ایشان ، بیداری اسلامی بحث حقوق یک ملت است که برای کتمان آن خواسته ها را به لعاب مذهبی و فرقه ای و قومی آمیخته می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی ، در بیاناتی در این خصوص رها شدن از «دغدغه بیداری اسلامی و نهضت دنیای اسلام» را علت اصلی تلاش جبهه استکبار برای به راه اندازی جنگ شیعه و سنی دانسته اند و براین نکته تاکید کرده اند که ملتها باید هوشیارانه این تحرکات را زیرنظر داشته باشند و بدانند دشمن برای از بین بردن استقلال و عزت مسلمانان، از هیچ کاری ابا ندارد.
آتش فتنه گروه های تروریستی بعثی – داعشی که جنگی ویرانگر را در منطقه راه انداخته اند و رسانه های تبلیغی غرب آنرا نزاع بین شیعه و سنّی وانمود می کنند ؛ نشان دهنده عمق توطئه ای است که هدف آن نابود کردن اصالت بیداری اسلامی است .
بیداری اسلامی با راهبردی مشخص زمینه حرکت و جنبش های مردمی را فراهم کرده است .این حرکت بزرگ با وجود برخی انحرافات توانسته است تاثیرات قابل توجهی را در داخل کشورها و در عرصه جهان اسلام و محیط بین الملل برجای بگذارد. به همین علت دشمنان اسلام که با این بیداری، منافع خود را در خطر دیده اند تلاش می کنند تا به هرشکل ممکن مانع گسترش بیداری اسلامی به معنای حقیقی آن شوند .
پژوهشگر: فاطمه عالیشاه ارات بنی