دستاوردها و چشم انداز بیداری اسلامی در خاورمیانه (قسمت دوم)
-
اجلاس بیداری اسلامی درعراق
اصول بیداری اسلامی را می توان دراحیای عزت و کرامت اسلامی؛ برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت در سایه اسلام؛ استکبارستیزی و ایستادگی در برابرسلطه آمریکا و مبارزه با صهیونیزم به عنوان عامل نفوذی استکبار در منطقه؛ و تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعماردانست
اصول بیداری اسلامی را می توان دراحیای عزت و کرامت اسلامی؛ برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت در سایه اسلام؛ استکبارستیزی و ایستادگی در برابرسلطه آمریکا و مبارزه با صهیونیزم به عنوان عامل نفوذی استکبار در منطقه؛ و تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعماردانست . اما دنیای غرب بدنبال تعریف دیگری از این خیزش است.
طی بیش از یک قرن ، تبعیت کشورهای اسلامی ازفرهنگ و سیاست دولتهای مستکبر، سبب وابستگی و ذلت سیاسی، فلاکت و فقر اقتصادی، سقوط فضیلت و اخلاق، وحتی عقبماندگی علمی در جهان اسلام شده است که امروز همه جهان اسلام را گرفتار کرده است . اما غرب این حرکت را با اصطلاحات دیگری تعبیر و وتفسیر می کند.
در این میان اصطلاح بهارعربی تداعی کننده بهار پراگ 1968 میلادی و حمایت از لیبرالیسم در چکسلواکی است. این رویکرد سعی دارد تا راه آینده ملت ها رادر بستر لیبرالیسم نقش بزند که نه تنها برای غرب بی خطر، بلکه ایده آل نیز هست. ظاهراً این واژه در ارتباط با تحولات منطقه برای نخستین بار از سوی مارک لینچ در مقالهای در فارین پالسی استفاده شده است . در این خصوص جوزف ماسد در الجزیره گفت اصطلاح بهار عربی بخشی از استراتژی آمریکا برای کنترل اهداف و آرمانها مبتنی بر لیبرال دمکراسی است" در غرب برخی مقامات سیاسی نظیر هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا تحولات کشورهای عربی را ذیل عنوان بهار عربی مورد بحث قرار دادند.
از دیگر واژههای رایج در این خصوص میتوان به انقلاب یاسمین اشاره کرد. شروع درگیری در تونس در مناطق و شهرهایی نظیر حمامات بود که بنعلی و خانوادهاش از قصرها و تفرج گاههای مجلل در آن بهرهمند بودند. برای نخستین بار زیاد الهانی روزنامهنگار و فعال تونسی، در 11 ژانویه اینعنوان را در تناسب با گلهای اطراف ویلاهای سلطنتی انتخابکرد .
باعنایت به زمان این اسمگذاری که در ابتدای تحولات بود، هدف وی ایجاد رمزی مشترک برای خیزشی یکپارچه و مردمی بود لذا می توان انقلاب یاسمین را صرفاً یک نامگذاری برای یکپارچگی تحولات در تونس دانست.
با شکل گیری این انقلابات، نخبگان، سیاست مداران، تحلیلگران، و لشکری از رسانههای وابسته به غرب به راه افتاد تا عنوان «بهار عربی»،«انقلابهای فیسبوکی» و «انقلابهای توئیتری» و مشابه آن را جایگزین خیزش با ریشه های اسلامی ـ مردمی نمایند و این همه صرفاً به خاطر بیم و نگرانی آنها از ایجاد شبیهسازی میان انقلابهای عربی و انقلاب اسلامی ایران بود.
بهار عربی اگر چه به ریشه های داخلی تحولات نظیر ساخت بسته سیاسی، فساد اقتصادی و تلاش برای تحقق مطالبات مردمی اشاره دارد اما به دو نکته مهم در این خصوص نمی پردازد اول اینکه منابع هویتی و شناختی ملت های منطقه را در طرح این خواسته ها به حاشیه می برد و سپس این که حرف جدی و تدافعی درباره قدرت های سلطه گر و خارجی ندارد. در حقیقت این نگاه به مبارزاتی اشاره دارد که در راه دستیابی به لیبرالیسم و حقوق مدنی و سیاسی باید صورت پذیرد.
بیداری اسلامی به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، پدیده شگرفی است که اگر سالم بماند و ادامه یابد، زمینه ساز سربرآوردنِ تمدناسلامی در چشماندازی نه چندان دور دست، خواهد بود.حضرت آیتالله خامنهای(مدظله العالی)، بیداری اسلامی در منطقه را حادثهای فوقالعاده مهم و ریشه دار دانسته اند که ابعاد آن از آنچه در مصر، تونس و یمن در جریان است قابل محاسبه نیست و پیامدهای عظیم آن در آینده مشخص خواهد شد.
برخی تحلیل گران معتقدند پدیده بیداری اسلامی ،با توجه به شکل حکومتها و نوع حاکمان، در هر کشوری متفاوت از کشور دیگر بروز وظهور یافته است ؛ اما درهر صورت در بطن حرکت بیداری اسلامی هدفی بزرگ دیده می شود که معتقد به اصلاح و رشد بینش سیاسی مردم مسلمان در کشور های اسلامی است . همین نکته به شدت موجب نگرانی غرب شده است . به همین علت از آنجاکه بیداری اسلامی ، در تمام ابعاد و زوایا با سلطه غرب در تقابل قرار گرفته است ؛ تاثیرات درونی و بیرونی این خیزش عظیم ، قدرت های استکباری را به تکاپو واداشته است تا با مصادره کردن ثمرات آن مانع رسیدن این خیزش بزرگ به اهدافش شوند.
این جریان اکنون توسط جریان های افراطی ، انحرافی، تکفیری – تروریستی نظیر داعش دنبال می شود و نمونه های انرا می توان در سوریه و عراق دید . در این دو کشور گروه های انحرافی با گرایش های تروریستی با نام های جعلی و ساختگی از اسلام ظهور یافتند .
این گروه ها تحت حمایت مالی ؛ آموزشی و دریافت کمک های تسلیحاتی با توجیه های مختلف از سوی برخی کشورهای منطقه و فرا منطقه ای نظیر عربستان سعودی و ترکیه قرار گرفتند و به سرعت رشد کردند.بیداری اسلامی نشان داد که اسلام از حاشیهی معادلات اجتماعی و سیاسی جهان خارج شده و در مرکز عناصر تعیینکنندهی حوادث عالم، جایگاهی برجسته و نمایان یافته است .این خیزش نگاه تازهای را در عرصهی زندگی، سیاست ، حکومت و تحولات اجتماعی عرضه می کند. این تحول در دنیای کنونی که پس از شکست کمونیزم و لیبرالیزم، دچار خلأ عمیق فکری و نظری است، پدیدهای مهم و پرمعنی به شمار می رود. این نخستین اثری است که حوادث سیاسی و انقلابی در شمال آفریقا و منطقهی عربی، در مقیاس جهانی بر جای گذاشته است، و خود مبشّر حقایق بزرگتری است که در آینده اتفاق خواهد افتاد.تحولات چند سال اخیر موید این نکته است که رژیم صهیونیستی به ویژه بعد از آغاز موج بیداری اسلامی در موضع ضعف قرار گرفته است و آمریکا و کشورهای غربی و مرتجع عربی تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا از طریق نابودی وحدت مسلمانان، مسئله مقاومت و امت اسلام را با چالش مواجه کنند و آرمان فلسطین را به فراموشی بسپارند .
در این راستا آمریکا و عوامل دست نشانده در درون جوامع اسلامی برای توقف نهضت های درونی و یا جلوگیری از به ثمر نشستن آنها، پیوسته جریان سازی خواهند کرد. از دیدگاه تروریست های غربی یکی از شرایط و فرصتهای پیش روی آمریکا برای پیاده کردن اهداف و نیات خود،در این زمینه استفاده از وجود اقوام مختلف و مذاهب گوناگون در درون کشورهای خاستگاه بیداری اسلامی است که به لحاظ اعتقادی و فکری و فرهنگی با هم اختلافاتی دارند و به نوعی این اختلافات طبیعی است.
دامن زدن به اختلافات از سوی عوامل داخلی میتواند برای دشمن بیرونی شرایطی را فراهم سازد تا با تمسک به آنها، این اختلافات را به درگیری و جنگهای داخلی در درون جوامع اسلامی تبدیل کند .آنها با عمیق کردن اختلافات بین اسلام گرایان و سکولارهای غرب گرا و سایر نیروها، بحران های خونین راه انداخته اند تا از این طریق، زمینه انحراف و نابودی جریانها و بیداری اسلامی فراهم شود.مقصد نهایی بیداری اسلامی در کشورهای مختلف جبران عقب ماندگی و خلاصی از استعمار و سلطه بیگانه است .
بیداری اسلامی ، حقیقتی است که تقریباً در سراسر دنیای اسلام می توان نشانههای آن را دید. بارزترین دستاورد آن، اشتیاق مردمی به ویژه در قشرهای جوان، به احیاء مجد و عظمت اسلام و آگاه شدن آنان از ماهیت نظام سلطه و آشکار شدن چهرهی مستکبر است . قدرت های استکباری بیش از دویست سال، شرق اسلامی و غیراسلامی را در زیر سلطه خود فشرده و با نقاب تمدن و فرهنگ، هستی ملت ها را دستخوش قدرتطلبىِ بیرحمانه و تجاوزگرانهی خود قرار داده اند.
بیداری اسلامی اکنون راهبرد مبارزه با دیکتاتورهایی است که برای دو قرن بشریت را آزار داده اند.از این رو نهضت بیداری اسلامی درجهان اسلام که غرب سعی کرد با تغییر واژه ها انرا تحت عنوان بهار عربی تحلیل و مدیریت کند در هر حال به یک عامل محرک در مقابل تهاجم بیگانگان به کشورهای اسلامی و مخالفت با سلطه این کشورها تبدیل شده است .
اکنون ملت ها مطالبات خود در حوزه عدالت ، آزادی و مردمسالاری و توجه به هویت انسانها را در اسلام می بینند.
تغییرفضای سیاسی و اجتماعی منطقه به طور اساسی یکی از دستاوردهای بزرگ بیداری اسلامی است.نفرت و بیزاری ازاستکبارازدیگرآثار و دستاوردهای بیداری در منطقه است زیرا استکبار با تحقیر ملت ها، و ممانعت ازاتحاد و هم سویی ملل اسلامی در قبال یکدیگر ، سلطه برآنها را فراهم ساخته بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی معتقدند که بیداری اسلامی سبب شده است تا مولفه های دخیل در سیاست منطقه دچار تغییر شود.
بر این اساس اسلام به عنوان یک عامل موثر در هستی شناسی و یک متغیر موثر در شناخت مسیر و آرمان های دولت ها وارد معادلات حکومت های سکولار منطقه شد.
علیرغم اسلامی بودن غالب کشورهای منطقه، سکولاریسم سبب شده بود تا اسلام به عنصری غیر اصلی در کشورهای منطقه تبدیل شود. در واقع اسلام به عنوان یک تمدن بوسیله پیروانش خیز یافته و به عنوان یک بدیل در عرصه بین الملل در برابر تمدن لیبرالیسم قرار گرفته و در عرصه داخلی به عنوان یک روش مبارزه تجلی یافته است که در بخش سوم این مقاله به آن خواهیم پرداخت.