دستاوردها و چشم انداز بیداری اسلامی در خاورمیانه (قسمت اول)
-
بیداری اسلامی
بیداری اسلامی و آسیب های آن موضوع مقاله ای است که در سه قسمت تهیه شده است . بررسی چالش ها بر سر راه این خیزش بزرگ در کشورها یی که خاستگاه واقعی بیداری اسلامی بوده اند ؛ محور بحث این بخش است .
این مقاله براساس کاری از واحد پژوهشهای کاربردی معاونت برون مرزی صدا و سیما با عنوان ؛دستاوردهای جریان بیداری اسلامی و چشمانداز آن در خاورمیانه؛ تهیه شده است.
بیداری اسلامی و آسیب های آن موضوع مقاله ای است که در سه قسمت تهیه شده است . بررسی چالش ها بر سر راه این خیزش بزرگ در کشورها یی که خاستگاه واقعی بیداری اسلامی بوده اند ؛ محور بحث این بخش است .
جنبش بیداری اسلامی ریشه در احیای عزت وکرامت انسانی در سایه اسلام دارد که هدف نهائی آن ایجاد تمدن درخشان اسلامی است . ازاینرو ابعاد این خیزش بسیار گسترده است و به تبع ان ؛ چنین حرکتی همواره زنده وپویا است؛ زیرا با سرنوشت مسلمانان و جوامع اسلامی پیوند خورده است.
جریان اصیل بیداری اسلامی از همان ابتدا در معرض آسیب ها و تهدیدهای جدی قرار گرفت . در واقع ،جریان هایی که با شکل گیری این بیداری، منافع نامشروع خود را از دست رفته می بینند تلاش می کنند به شیو ه ها و با توطئه های مختلف مانع از تحقق اهداف واقعی بیداری اسلامی شوند .
آنها برای مقابله با این جریان از انواع راهکارها و عوامل مادی و معنوی خود استفاده می کنند تا بتوانند این حرکت را دچارچالش کنند و یا دست کم از اثرات آن بکاهند.
خاورمیانه سرزمین آشوبهای پیوسته وجذابیتهای غیر قابل انکار است. تاریخ این سرزمین با تمدنی کهن، دستخوش ناآرامیهای ناشی از حضور استعمارگرانِ خارجی شده است به نحوی که بخش اعظم مقدورات داخلی آن مصروف فشارها و آسیب هایی شد که در اثر برنامه ها و سیاست های قدرت های خارجی در منطقه اعمال شد.
ناسیونالیسم وارداتی، رقابتهای شدید، تسلیحات انبوه، وابستگی به جهان خارج، استبداد و انسداد سیاسی و فرهنگی، ناتوانی در تعریف نقاط مشترک همکاری در سطح منطقه ای در کنار فرافکنی های تصنعی تهدید و جعل حقایق و واقعیات از مشخصات برجسته وعمومی این منطقه است. این در حالیست که مؤلفه هایی نظیر؛ اسلام، وجود مناطق و اماکن مهم مذهبی، بهره مندی از منابع غنی و سرشار انرژی، جمعیت زیاد و سرزمین های وسیع با موقعیت های استراتژیک و ژئوپلتیک حائز اهمیت، از دیگر ویژگی های این منطقه به حساب می آید.
نکته مهم در این زمینه آن است که تداوم منازعه و بی ثباتی در خاورمیانه با رقابت قدرتهای خارج از منطقه گره خورده است. لذا این وضعیت، فرصت مناسبی را برای مدیریت تحولات و رویدادهای منطقه توسط کشورهای سلطه گر فراهم نموده است.
با توجه به این ویژگی ها بیداری اسلامی را عوامل درونی و همچنین عوامل بیرونی تهدید می کند . جدی ترین آسیب در این زمینه ، تلاش دشمنان برای تبدیل کردن نهضت های بیداری اسلامی به معارضههای خونین فرقه ای ومذهبی و قومی و ملّی است .
این توطئه اکنون از سوی سرویسهای جاسوسی بویژه در منطقهی عربی، با جدیت و اهتمام دنبال می شود و پولی که میتوانست صرف اعتلای امت اسلام شود،خرج تهدید و تکفیر و ترور و بمب گذاری و ریختن خون مسلمانان و بر افروختن آتش کینههای دراز مدت می شود. واقعیت این است که برغم مرزبندی های سیاسی دوران استعمار، پیوستگی فرهنگی و هویتی مردم مسلمان منطقه در برخورد با چالش هایی مشابه نظیر حکومت های موروثی و فساد مقامات ، بیکاری و فقر سبب شده است تا تغییرات و تحولات داخلی از بردی فراملی برخوردار شود و منطقه را به سمت تغییراتی سوق دهد که نه تنها در حوزه ملی بلکه در سطوح منطقه ای و فراملی نیز تاثیراتی را به همراه داشته است.
در منطقه طی سالهای اخیر مجموعهای از تظاهرات و مخالفت ها به دنبال خودسوزی محمد بوعزیزی جوان تونسی از دسامبر2010 میلادی آغاز شد و در زمان اندکی به کشورهای مصر، لیبی، بحرین، یمن، اردن، مراکش، عربستان سعودی و مناطق دیگر رسید.
در زمان رخداد این تحولات، برداشت ها و عناوین متفاوتی درباره ماهیت این خیزش ها مطرح شد که نشانگر برداشت های متفاوت و حضور دیدگاه های مختلف دراین زمینه است.
بهارعربی، انقلاب یاسمین، بیداری اسلامی، بیداری انسانی نمونه هایی از توصیف ها درباره تحولات و خیزش های منطقه است . اما باید گفت که واقعیت مسلم، تحقق تغییرات درسطح ساختاری در چند کشور عربی در منطقه است.
برخی تحلیل گران سیاسی به موضوع بیداری اسلامی از زوایه اقتصادی می نگرند و این تحول را با شاخص های اقتصادی تحلیل می کنند. برخی دیگر نیز در همین چارچوب ناکارآمدی و شکست برنامه های توسعه اقتصادی تجویزی از سوی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول راعامل این اتفاق دانستند.
اما گروهی از متفکران لیبرال با تاکید بر نظام های بسته موجود در خاورمیانه و بدون هیچ گونه اشاره به ارتباط نزدیک دیکتاتورهای منطقه با نظام های غربی، تلاش کردند این انقلاب ها را برآمده از خواست مردم ، برای غربی شدن تفسیر کنند، حال آنکه اسلام جوهره این انقلاب ها را تشکیل می دهد.
نام گذاری انقلاب یاس برای قیام مردم تونس و تاکید بر نبود تکثر گرایی، تحزب، انتخابات آزاد و دیگر نامگذاری ها تلاشی بود تا عنوان شود که دموکراسی خواهی ، ریشه و ماهیت اصلی این تحولات بوده است.
برخی نیز استدلال می کنند که انتظارات بالای مردم شمال آفریقا چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ اقتصادی به خاطر نزدیکی با کشورهای اروپایی باعث شده است مردم به ویژه جوانان ، احساس محرومیت کرده و علیه نظام حاکم شورش کنند. البته در این میان افراد دیگری نیز بودند که با عنوان انقلاب فیس بوکی و یا انقلاب توئیتری تلاش کردند تا نشان دهند رسانه های ارتباط جمعی نوین نقش اصلی در ایجاد این قیام ها داشته اند.
برداشت سومی که از تحولات منطقه وجود دارد، انقلاب های منطقه را ناشی از تحقیر ملت ها، بیداری مردم و اسلام ستیزی دیکتاتورهای حاکم از جمله بن علی، مبارک و قذافی عنوان می کند. این برداشت ها نشان می دهد که در تحلیل تحولات منطقه حول محور بیداری اسلامی نگاه های مختلفی وجود دارد. این تحولات در کشورهایی که از برجستگی های ذاتی ژئوپلیتیک، سیاسی و امنیتی برخوردار هستند می تواند معادلات روابط بین الملل را درسطوح مختلف متاثرسازد بدون شک این جریانات نه تنها در سطح ملی بلکه درسطوح منطقه و فرامنطقه دارای تاثیرات و پیامدهای کوتاه و بلند مدتی خواهد بود.
بیداری اسلامی اگرچه روندی دارای عقبه تاریخی است اما در سال های اخیر عمدتاً اشاره به تغییرات بنیادی و ساختاری در برخی از کشورهای عربی و اسلامی دارد که در سال 2011 میلادی با تحولات در کشور تونس آغاز شد .این خیزش ها توانست ساختار سیاسی را در برخی از کشورها نظیر تونس، لیبی، مصر و یمن دستخوش تحول نماید، و خواسته های مردمی، اسلام سیاسی، گردش قدرت در ساختار های داخلی و تغییر برخی معادلات در عرصه خارجی را ایجاد نماید.
بیداری اسلامی که بنیان های ساختارهای دیکتاتوری جهان عرب را پس از دهه ها بر هم ریخت، تاثیرات شگرفی هم در عرصه سیاسی- اجتماعی در جهان عرب به دنبال داشته و هم تاثیرات تعیین کننده ای را بر نظم منطقه ای در منطقه خاورمیانه ایجاد کرده است.
این تاثیرات به گونه ای است که در باره آن می توان از خاورمیانه پیش از بیداری اسلامی و خاورمیانه پس از بیداری اسلامی صحبت کرد. در این زمینه باید گفت که علاوه بر دستاوردهای تعیین کننده سیاسی- اجتماعی موج اخیر بیداری اسلامی در جهان عرب، این تحولات ژئوپلتـیک خـاورمیانه را دستخوش تغییرات جدی کرده است.
بنظر می رسد مهمترین دستاورد بیداری اسلامی تغییر در شرایط داخلی و منطقه ای کشورهای منطقه، فروپاشی سلطه برخی از نظام های دیکتاتوری و تقویت جریان های اسلام گرا و مردم سالار بوده است. این خیزش در کشورهای مهد بیداری ؛ سبب تغییر ساختار حاکمیتی شده است، اما به دلیل نوپا بودن از سوی بازیگران خارجی تحت تاثیر قرار گرفته است . در سطح منطقه ای نیز نظم جدید مبتنی بر حمایت و یا مخالفت با تغییر ایجاد شد.
همانگونه که حضرت ایت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی تبیین کرده اند حرکت درونی و مستمر رو به جلو جریان بیداری اسلامی برای دستیابی به تمدن اسلامی در کنار تقویت بیداری ملتهای اسلامی و محور قرار گرفتن اسلام از دستاوردهای بیداری اسلامی است .
به طورکلی عوامل بروز بیداری اسلامی را می توان به سه دسته تقسیمبندی کرد؛
نخست عوامل اولیه دربرگیرندة مطالبات صنفی، فقر معیشتی و بیکاری، گسترش فساد مالی، مافیای اقتصادی، رانتخواری دولتی و از سویی دیگر بیعدالتی، رشوهخواری، فساد اداری حاکم بر دستگاه های دولتی است.
دوم ، عوامل میانی شامل تکاپو برای کسب آزادیهای سیاسی (آزادی احزاب، مطبوعات)، مبارزه با وابستگی کشور به نظام سلطه جهانی (آمریکا، اروپا، رژیم صهیونیستی) مبارزه با انتقال قدرت به صورت موروثی (پادشاهی، جمهوری نمایشی)، حرکت در امتداد تحقق نظام مردم سالار معطوف به ارزشهای اعتقادی جامعه و تحقق عدالت اجتماعی و فرصتهای رشد و توسعه همگانی است.
دسته سوم این عوامل ، شامل میل به بازگشت مردم به هویت دینی ـ اسلامی؛ احیای عزت و کرامت انسانی؛ تأکید بر فرهنگ و آداب و رسوم بومی؛ ایستادگی در برابر تهاجم فرهنگی غرب (جنگ نرم) و تاثیر پذیری از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در این بیداری نقش داشته است .
در واقع هدف از بیداری اسلامی دست یابی به یک تمدن جهانی اسلامی ناب است که در آن عقلانیت با معنویت، قدرت با اخلاق، دانش با ارزش و علم با عمل جمع شوند.
به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی به ستوه آمدن مردم در برخی کشورهای اسلامی زیر تحمیلات ناشی از تمدن مادی ، سبب جستجو برای راه نجات شده است که این مسئله در قالب بیداری اسلامی ظاهر شده است. رهبرمعظم انقلاب، غلبه شیاطین بر زندگی مردم، دخالت مستکبران در زندگی اجتماعی و خصوصی مردم و ایجاد انحراف در مسیر آن ها را موجب شکل گیری فضای تیره ای می دانند که با فطرت انسان ناسازگار است و در نهایت سبب بیداری فطرت و شکل گیری این گونه تحولات می شود . بر این اساس مردم در تامین نیازهای اساسی خود در قالب عدالت، صلح، امنیت و آرامش نقش محوری می یابند.
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) جریحه دار شدن غرور، عزت وکرامت انسانی را نیز عامل مهمی در بروز بیداری اسلامی می دانند. ایشان درتعریف بیداری اسلامی تاکید دارند که ؛ حالت برانگیختگی و آگاهی در امت اسلامی اکنون به تحولی بزرگ در میان ملتهای منطقه انجامیده و قیام ها و انقلاب هایی را پدید آورده است که هرگز در محاسبه قدرت های مسلط منطقه ای و بین المللی نمی گنجید .