بهائیت در جمهوری آذربایجان و پیوندهای آن با صهیونیسم (قسمت اول )
-
بهائیت درجمهوری آذربایجان
دولت عثمانی در سال 1868 میلادی، میرزا حسینعلی، سرکرده تشکیلات فرقه ضاله بهائی را به عکا در فلسطین تبعید کرد.
این مقاله ، براساس پروژه تحقیقاتی واحد " پژوهشهای کاربردی " معاونت برون مرزی صداوسیما تهیه شده است.
دولت عثمانی در سال 1868 میلادی، میرزا حسینعلی، سرکرده تشکیلات فرقه ضاله بهائی را به عکا در فلسطین تبعید کرد. از همان دوره، تشکیلات ضاله بهائی فعالیت خود را برای دین زدایی، با هدایت و کمک انگلیس و جریان صهیونیسم که فلسطین را به عنوان محل تاسیس رژیم صهیونیستی درنظر گرفته بود، شروع کرد. پیش از این مرحله، حتی دولت عثمانی که به نظر می رسد بخاطر ملاحظات تاریخی و رقابت و خصومتی که علیه ایران و تشیع داشت، پذیرای تبعیدیان از ایران بود، خود نیز به جدی بودن این جریان اعتقاد چندانی نداشت و صرفا به عنوان یک اهرم به بابی ها و بهائی ها نگاه می کرد. البته بهائي ها طي دوراني که در امپراطوري عثماني در تبعيد بودند براي قبولاندن ادعاهاي ظاهرا مذهبي خود به عثماني ها هيچ تلاشي نکردند و هيچ فرد موثري از عثماني ها در قرن نوزدهم تا زمان شکل گيري عثماني هاي جديد، بابي نشد زيرا، بابي گري يک مذهب تلقی نمی شد و عثمانی ها می دانستند که بابی گری تحت پوشش مذهب، يک حرکت سياسي براي زدودن هویت دینی در ایران است.
پس از اضمحلال امپراطوری عثمانی و تشکیل جمهوری ترکیه توسط مصطفی کمال پاشا ، تشکیلات ضاله بهائی از آزادی عمل قابل توجهی در ترکیه برخوردار شدند که هم اکنون نیز این وضعیت ادامه دارد. تشکیلات ضاله بهائیت در ترکیه پس از فلسطین اشغالی، دومین مرکز بهائیان در خاورمیانه محسوب می شود. از مطالب درج شده در کتب مبلغان بهائی پیداست، همانطور که ترکیه عثمانی از بهائی ها به عنوان ابزار سیاسی در رقابت علیه ایران و تشیع استفاده می کرد، اما سرکرده بهائی گری نیز برغم خدمت به این هدف ترکیه عثمانی، افکار ناخوشایندی علیه ترک ها در سر داشته و بعضا هم آن را بیان کرده است. از جمله در اسرارالآثار فاضل مازندرانی این جمله بهاء در خصوص ترک ها درج شده است: « «اترکوا التروک و لو کان ابوک، ان احبّوک اکلوک و ان ابغضوک قتلوک» از تُرک زبانان دوری کن و فاصله بگیر، اگر چه پدرت باشد. که اگر دوستت بدارد خواهدت خورد و اگر دشمن بدارد خواهدت کشت.»
تشکیل رژیم غاصب صهیونیستی در فلسطین اشغالی در سال 1948 میلادی، فرقه ضاله بهائی را وارد مرحله جدیدی از فعالیت خود کرد. صهیونیست ها که از هر اهرم و نیرویی برای دشمنی علیه مسلمانان استفاده می کردند، بهره گیری از بهائیان را برای ضربه زدن به جهان اسلام در دستور کار خود قرار دادند. در واقع، بهائیان و صهیونیست ها در دشمنی و کینه ورزی علیه اسلام و مسلمانان دارای هدف واحد و متحد بودند. بهائی ها که از زمان اعدام علی محمد باب، کینه ورزی و حرکت های تروریستی خود علیه ایرانیان و مسلمانان را آغاز کرده بودند، و در حرکتهای تروریستی علیه مسلمانان با جریان صهیونیسم در جبهه مشترک قرار داشتند. این کینه ورزی مشترک بهائیان و صهیونیست ها علیه مسلمانان در نوشته های شوقی افندی که در زمان شکل گیری رژیم صهیونیستی ریاست تشکیلات ضاله بهائی را به عهده داشت ، منعکس است.
رژیم صهیونیستی سوءاستفاده از تشکیلات ضاله بهائی را چندمنظوره و برای تامین اهداف امنیتی و اطلاعاتی و کسب درآمد خود مفید می دانست. لذا مسلک ضاله بهائیت را جزو مذاهب رسمی در سرزمین های اشغالی اعلام کرد تا سرمایه داران بزرگ را که بهائیان و مخصوصاً سرکردگان این فرقه بودند، به طرف خود جذب کنند و با رونق دادن به مقبره های رهبران بهائی در عکا و حیفا و ایجاد باصطلاح مرکز مقدس بهائی ها در این منطقه از فلسطین اشغالی نیز هر سال بهائی ها را با سرمایه های کلان و مخارج گزاف به سوی این سرزمین بکشاند.
اسحاق بن زوی ، یکی از فعالان صهیونیست پیش از شکل گیری رژیم صهیونیستی که بعدها به عنوان رییس جمهور این رژیم برگزیده شد، اذعان کرد که در حدود چهل سال قبل از تاسیس رژیم صهیونیستی در قصر بهجی در عکا با عباس افندی، از فعالان فرقه ضاله بهائی دیدار کرده است. عباس افندی همچنین با خانواده روچیلدها که از سرمایه گذاران و سازمان دهندگان استقرار یهودیان در فلسطین بودند، ارتباطات بسیار نزدیک داشته است.
طبیعی است که حمایت صهیونیست ها از بهائی ها از همان آغاز شکل گیری جریان صهیونیسم بی دلیل نبوده است. در واقع بهائیت در خدمت صهیونیسم بوده است و به تعبیری، بهائیان از ابزارهای سرمایه داران صهیونیست برای نفوذ در ایران بودند.
اعلام به رسمیت شناختن بهائیت و ایجاد اداره ویژه بهائیت در وزارت امور مذهبی رژیم صهیونیستی، معاف کردن فرزندان خانواده های بهائی از حضور در کلاسهای درس در مناسبتهای ویژه بهائیان، درنظر گرفتن معافیت مالیاتی برای اموال سازمان بهائی ، انتشار تمبر یادبود بیت العدل توسط سازمان پست رژیم اسراییل (در سال 1993)، از جمله حمایتهای رژیم صهیونیستی از بهائیت بوده است. در سالهای بعد نیز کرسی مطالعات بهائی در دانشگاه عبری اورشلیم دایر شد که متعاقب آن در 25 ژوئن سال 1999 میلادی، مرکز جهانی بهائی در حیفا مراسم ویژه ای در سالروز تاسیس کرسی مطالعات بهائی در دانشگاه عبری اورشلیم برگزار کرد.
بهائیت در جمهوری آذربایجان
در قرن نوزدهم میلادی ، روسيه تزاري با آنکه در داخل ايران از حرکت "بابي" حمايت مي کرد، در عین حال سعي داشت از نزديک شدن فتنه بابي به نزديکي مرزهايش در آن اراضي که براساس معاهدات ننگين گلستان و ترکمنچاي از ايران به خود الحاق کرده بود، جلوگيري کند تا تزارها بطور مستقیم در درون مرزهایشان با درگیری مسلمانان قفقاز و بابی ها دست به گریبان نباشد. به همين علت، زمان يکه فردي بنام سيد عبدالکريم اردوبادي جذب تشکيلات بابي شد، حکومت تزاري براي اينکه خود با نزاع درميان اهالي منطقه درگير مشکلات تازه نشود، او را به اسمولنسک تبعيد کرد. همچنين در سال 1847 ميلادي که باب در ماکو زنداني بود، دالگورکي سفير روسيه در ايران بطور مصرانه از دولت ايران مي خواست که باب از اين منطقه دور شود. با این حال، میرزا اسدالله فاضل مازندرانی، از مبلغان بابیت و بهائیت، در کتاب تاریخ ظهورالحق، قفقاز را از مرکز مهم مورد توجه این فرقه در اوایل شکل گیری این گروه ضاله ذکر کرده است.
تاریخچه بیان شده برای بهائیت در جمهوری آذربایجان که در سایت رسمی محفل تشکیلات ضاله بهائی در این کشور درج شده است، آمیخته به تحریف ، جعل و تاریخ سازی می باشد. در معرفی تاریخچه جریان بابی در جمهوری آذربایجان ابتدا طاهره قره العین از فعالان جریان بابی گری در عصر ناصرالدین شاه قاجار که برای اولین بار در ایران کشف حجاب کرده و خروج از اسلام را اعلام کرده بود، به عنوان شاعره برجسته آذربایجان که یکی از 18 شاگرد علی محمد باب بوده، معرفی شده است که با کشف حجاب و نمایش این حرکت بر برابری حقوق زنان و مردان تاکید کرده است. این واقعه زشت گرچه در ایران رخ داده است و لکه ننگی در تاریخ محسوب می شود، اما بهائیان جمهوری آذربایجان آن را به عنوان یک افتخار برای خود در تاریخ بهائیت در جمهوری آذربایجان ذکر می کنند. در معرفی رسمی تشکیلات ضاله بهائی جمهوری آذربایجان، سعی شده است که اهمیتی حماسی به کشف حجاب طاهره قره العین داده شود.
همچنین از برخی دیگر از حرکتهای فعالان تشکیلات ضاله بابی در ایران در قرن نوزدهم در زمان حاکمیت قاجار به عنوان فعالان بابی جمهوری آذربایجان یاد شده و سعی گردیده است که این عوامل نیز به عنوان باصطلاح مفاخر جمهوری آذربایجان معرفی شوند. در سایت رسمی تشکیلات بهائی، فردی بنام «ملاصادق ونندلی» از اهالی روستای ونند شهرستان اردوباد در نخجوان که از شاگردان علی محمد باب معرفی شده است، به عنوان اولین مبلغ بابی گری در نخجوان و زنگزور معرفی شده است. بنابر ادعای مطرح شده در این منبع بهائی، در نیمه دوم قرن نوزدهم در باکو ، بالاخانی ، گنجه، برده ، شکی و شاماخی نیز جمعیتهای بابی یا بهائی ایجاد شده بود.
محفل بهائی در باکو همچنین در پایگاه اینترنتی رسمی خود به دروغ مدعی شده است که سید عظیم شیروانی، از شعرای مشهور (1888-1835) به بهائیت ابراز تمایل کرده است و میرزا علی اکبر صابر )1911-1862 نیز با محفل بهائی ها در بالاخانی در ارتباط بوده است . تشکیلات ضاله بهائی جمهوری آذربایجان همچنین موسی نقی اف (1919-1849 ) میلیونر معروف جمهوری آذربایجان و عبدالخالق یوسف زاده، معروف به «استاد شاعر» را که گفته می شود معلم علی آقا واحد، یکی از شعرای جمهوری آذربایجان بوده، از اعضای تشکیلات ضاله بهائی معرفی کرده و نوشته است که موسی نقی اف، سالها به عنوان عضو محفل بهائی باکو فعالیت کرده و نفوذ و ثروت این میلیونر در مقابله با مبارزات روحانیون شیعه با تشکیلات ضاله بهائی نقش ویژه ای داشته است. سازمان ضاله بهائی جمهوری آذربایجان همچنین مدعی شده است که حسین جاوید ( 1941-1884 )، یکی دیگر از شعرای جمهوری آذربایجان به هنگام اقامت در آلمان، بهائی شده است و آموزه های آن را در آثار خود منعکس کرده است. مبلغان کنونی بهائی ها در جمهوری آذربایجان همچنین مدعی اند در زمان تشکیل محفل بهائی در باکو در سالهای 1860 میلادی، میرزا عبدالقادر اسماعیل زاده، پدر میکائیل مشفق (دارنده نشان شاعر ملی) نقش مهمی داشته است.
مبلغان بهائی از جمله رمضان عسگرلی، هماهنگ کننده دفتر روابط اجتماعی محفل بهائی جمهوری آذربایجان، در اعلام بهائی بودن حسین جاوید، یکی از شعرای مشهور این جمهوری نیز به نوشته های رافائل حسین اف، ادبیات شناس و مدیر موزه ملی ادبیات نظامی گنجوی جمهوری آذربایجان و نماینده مجلس ملی جمهوری آذربایجان از حزب همبستگی شهروندی، استناد می کنند که در کتاب «بالاتر از وقت» نوشته است وقتی حسین جاوید در زندان با همسرش دیدار کرد، از الفاظ بهایی را استفاده کرده است. این در شرایطی است که قراین متعددی در باره وابستگی های حزب همبستگی شهروندی به رژیم صهیونیستی وجود دارد .
بهائی های جمهوری آذربایجان همچنین مدعی هستند که بهائی ها در ایجاد نخستین مدرسه دخترانه در جمهوری آذربایجان نقش مهمی داشته اند. حتی اگر این ادعا نیز واقعی باشد، از سوء استفاده تشکیلات ضاله بهائی از نقاط ضعف موجود در جامعه و بهره گیری از خلأ موجود در زمینه تحصیل دختران و پر کردن این خلأ به همراه القای افکارضاله بهائی علیه حجاب دختران و زنان حکایت می کند.
مبلغان تشکیلات ضاله بهائی همچنین برای تاثیرگذاری در اقشار تحصیل کرده، به دستاویزهای مختلفی متوسل می شوند که تلاش برای بهائی کردن نویسندگان و هنرمندان و شعرا و دانشمندان و صاحبان سرمایه و سایر اشخاص برجسته یا دستکم ادعای بهائی بودن یا تمایلات بهائی داشتن شخصیتهای برجسته از آن جمله است. از آن جمله، تشکیلات ضاله بهائی مدعی بهائی بودن یا تمایلات بهائی داشتن لئو تولستوی(۱۹۱۰-۱۸۲۸)، نویسنده مشهور روس است که تشکیلات ضاله بهائی از طریق عوامل خود در باکو نیز برای بهائی کردن وی تلاش کرده است.
از سال 1926 میلادی با تحکیم حاکمیت بلشویکی در جمهوری سوسیالیستی آذربایجان، برغم ممنوعیت ادیان در شوروی و برغم اینکه بهائی ها نیز بهائیت را یک (باصطلاح) دین الهی معرفی می کردند و علی القاعده نظام کمونیستی باید محرومیتها و سرکوب علیه ادیان را شامل حال تشکیلات ضاله بهائی نیز می کرد، این تشکیلات توانست با مذاکره با دولت کمونیستی، ساختمان شماره 216 در خیابان چادروو در باکو را در مقابل پرداخت اجاره بها به دولت در اختیار خود بگیرد. در اوایل دهه 1930 میلادی در دوره حاکمیت استالین بر شوروی کمونیستی، بهائی ها با مطالبات و شروط دولت برای خودداری از فعالیتهای دستجمعی موافقت کردند و در سال 1934 میلادی، دولت کمونیستی املاک مصادره شده تشکیلات ضاله بهائی را به آنها باز گرداند و محافل بهائی در باکو و گنجه و برده و بالاخانی و سالیان شروع به فعالیت کردند. اما، با شروع دوران سرکوب شدید در شوروی دوره حاکمیت استالین در سال 1937 میلادی، بهائی ها فعالیت خود را بیش از پیش زیرزمینی می کنند و ارتباط محافل بهائی ایجاد شده در جمهوری آذربایجان با سازمان های بهائی در خارج از شوروی ظاهرا تا دهه 1960 میلادی قطع می شود. با وجود این علیرغم کشتار هزاران مسلمان توسط شوروی در این سالها ؛ کمونیست ها اقدام جدی علیه فرقه ضاله بهائیت انجام نمی دهند.