چشم انداز مناسبات کابل- اسلام آباد در دوره حکومت طالبان (5) متغیرهای موثر بر چشم انداز مناسبات افغانستان و پاکستان
در قسمت پنجم از مجموعه برنامه چشم انداز مناسبات کابل - اسلام آباد در دوره طالبان؛ متغیرهای موثر بر چشم انداز مناسبات افغانستان و پاکستان بررسی می گردد.
در برنامه امروز به موضوع متغیرهای موثر بر چشم انداز مناسبات افغانستان و پاکستان در قالب سناریوهای سه گانه محتمل خواهیم پرداخت.
1-سناریوی اول: تقابل جدی و احتمال درگیری در روابط افغانستان و پاکستان.
2-سناریوی دوم: همکاری در روابط افغانستان و پاکستان.
3-سناریوی سوم: افزایش مناسبات افغانستان و پاکستان، در کنار وجود چالش هایی مانند مسئله خط دیورند و تحریک طالبان پاکستان.
با روی کار آمدن مجدد طالبان در افغانستان در سال 1400(2021) سیاستگذاران پاکستانی با حکومتی مواجه شده اند که فاقد مشروعیت بینالمللی و مزایای اقتصادی ناشی از آن است. درست است که طالبان، بر افغانستان سیطره دارد، اما حکومت آنها توسط ایالات متحده، اتحادیه اروپا و متحدانش تحریم شده است. طالبان یک اقتصاد ضعیف را به ارث برده است که به شدت تحت تأثیر درگیری، بی ثباتی سیاسی، کمبودهای زیرساختی و خشکسالی قرار گرفته است.
همچنین، طالبان هر یک از چهار وعده کلیدی خود را به جامعه جهانی یعنی:
اول- ایجاد یک دولت فراگیر،
دوم- عفو عمومی برای کسانی که در دولت قبلی یا با نیروهای آمریکایی کار کرده اند،
سوم- حمایت از حقوق زنان،
چهارم- و مقابله جدی و عدم اجازه به گروه های تروریستی فراملی از جمله القاعده و داعش برای استفاده از خاک افغانستان را،
زیر پا گذاشته است. بعلاوه، پیش بینی اینکه آیا طالبان، آنگونه که پاکستان در نظر دارد و امیدوار است، قادر به ایجاد ثبات در افغانستان خواهد بود یا خیر؟ دشوار است.
این گروه با مشکلات زیادی، از جمله از درون، برای ایجاد تعادل بین خواسته های جامعه بین المللی و راضی نگه داشتن جنگجویان و فرماندهان خود مواجه است. در چنین شرایطی، پاکستان تمایلی به شناسایی حکومت طالبان ندارد، زیرا این کار را به قیمت آسیب به روابط خود با کشورهای غربی، به ویژه ایالات متحده و اروپایی ها ارزیابی می کند. عدم شناسایی مجدد حکومت طالبان توسط پاکستان با موضع اسلام آباد در دهه 1990 که طالبان قدرت را در دست گرفت، در تضاد است؛ یعنی زمانی که پاکستان یکی از سه کشوری بود که امارت اسلامی طالبان را به رسمیت شناخت و آخرین کشوری بود که این ارتباط را قطع کرد.
طالبان تصریح کرده اند که برای همیشه به عنوان حافظ منافع پاکستان نخواهند ماند. طالبان همچنین علیرغم درخواست مکرر پاکستان، آمادگی و تمایلی به انکار تحریک طالبان پاکستان و سرکوب این گروه ندارند؛ چرا که در کنار اشتراکات قومی و ایدئولوژیک با تحریک طالبان پاکستان، از ایجاد و افزایش دشمنان بیشتر می ترسند آنهم در زمانی که طالبان با خشونت فزاینده باصطلاح داعش خراسان و تلاش این گروه برای عضوگیری روبرو هستند. این مواضع و رویکرد، چالشهای امنیتی و ژئوپلیتیک جدیدی را برای پاکستان ایجاد خواهد کرد.
رهبران ارشد در کابل عموماً مایلند با پاکستان رابطه خوبی داشته باشند. اما فرمانده های محلی قدرتمندی که در کنار تحریک طالبان پاکستان زندگی و جنگیده اند، تمایلی به مقابله با آنها ندارند. این موضع طالبان در حالی است که حملات شبه نظامیان تحریک طالبان پاکستان از زمان تسلط طالبان در افغانستان تقریباً 50 درصد افزایش یافته. پاکستان نیز به تلافی این حملات، به آنچه مواضع تحریک طالبان پاکستان در افغانستان می خواند، حمله کرده است. طالبان نیز به اقدام نظامی بیشتر اسلام آباد هشدار داده و تهدید به تلافی نموده است.
شجاع نواز، کارشناس پاکستانی معتقد است: طالبان به ایجاد پناهگاه برای تحریک طالبان پاکستان ادامه خواهد داد. چرا که امیدوار است از این طریق بتواند نفوذ خود را در طول زمان در پاکستان گسترش دهد. بنابراین، انتظار داشته باشید که وضعیت در روابط کابل-اسلام آباد بدتر شود، به ویژه با توجه به اینکه ارتش پاکستان به طور جدی مقابل این رویکرد افغانستان خواهد ایستاد.
اگر خشونت تحریک طالبان پاکستان، به ویژه در مناطق شهری پاکستان ادامه یابد، ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان با برخی فشارهای سیاسی داخلی برای تنظیم مجدد روابط با طالبان مواجه خواهند شد. همچنین اگر طالبان افغانستان مخالفت خود را با حصارکشی پاکستان از مرزها افزایش دهند، روابط پاکستان و طالبان ممکن است بدتر شود.
با توجه به پیشینه تاریخی روابط افغانستان و پاکستان و اتفاقاتی که پس از روی کار آمدن حکومت دوم طالبان پیش آمد، مانند ادامه مواضع افغانستان در خصوص نپذیرفتن خط دیورند، برخورد نکردن طالبان با تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان، گسترش روابط طالبان با هند، حملات پاکستان به خاک افغانستان به بهانه مقابله با تحریک طالبان پاکستان، به رسمیت نشناختن حکومت طالبان توسط پاکستان، یکی از سناریوهای احتمالی در روابط کابل-اسلام آباد، تقابل جدی خواهد بود. در چارچوب این سناریو، پاکستان می تواند گزینه به رسمیت شناختن حکومت سرپرست طالبان را از روی میز حذف کند.
زمانی که طالبان در تابستان 1400(2021) کابل را تصرف کرد، بسیاری در پاکستان این اتفاق را جشن گرفتند، از جمله عمران خان، نخست وزیر وقت، که گفت افغانستانی ها «بند بردگی را گسسته اند». این استقبال احتمالاً مبتنی بر این تصور بود که تصرف کابل، طالبان را به عنوان متحد اصلی پاکستان در افغانستان، جایگزین یک دولت غیردوست در کابل کرده و به پاکستان فرصتی می دهد تا نفوذ خود را بر افغانستان تحکیم کند، از منافع اسلام آباد در افغانستان محافظت کند و با توجه به پایان دادن به چندین دهه جنگ در افغانستان، ممکن است به روند تثبیت مرزهای مستعد درگیری که همجوار شمال غربی پاکستان است، کمک کند. به علاوه، اسلام آباد می تواند با میانجی گری میان آمریکا و طالبان، روابط خود با را واشنگتن ترمیم نماید.
رهبران پاکستان انتظار داشتند به قدرت رسیدن طالبان و گسترش روابط با این گروه، فرصتی عالی به اسلام آباد بدهد تا تلاش کند دولت افغانستان را متحد خود سازد. پاکستان همچنین میخواست با چین، متحد خود و روسیه، دوست نزدیک خود، برای آوردن سرمایهگذار به افغانستان و توسعه پروژههای ارتباطی جدید که تا آسیای مرکزی امتداد دارد، همکاری کند. چنین تلاش هایی به پیشبرد اهداف ژئواکونومیکی اسلام آباد کمک می کرد. علاوه بر این، پاکستان این اقدامات را، تلاشی برای محدود کردن هند می داند. مشخص است که عملیاتی شدن موارد مذکور، مستلزم تعمیق روابط و همکاری اسلام آباد با دولت طالبان بود؛ اما این انتظارات به تدریج به رویا تبدیل شد.
مقامات پاکستانی به خوبی آگاه هستند که انزوای دیپلماتیک و ادامه تحریم های بین المللی می تواند حاکمیت طالبان را تضعیف کند. لذا سلام آباد از همه کانال ها اعم از دوجانبه و چندجانبه برای درخواست کمک های بشردوستانه بیشتر برای افغانستان استفاده می کنند. اسلام آباد به موازات درخواست های خود با دولت های غربی، تلاش هایی را برای ایجاد اجماع منطقه ای در مورد به رسمیت شناختن دیپلماتیک دولت طالبان آغاز کرده بود. از جمله کمک به ایجاد مجمع جدید برای مشورت در سطح وزیران خارجه در میان همسایگان افغانستان. این گروه متشکل از پاکستان، چین، ایران، روسیه، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان است. در جلسات این مجمع، اسلام آباد خواستار یک نقشه راه بلندمدت برای تعامل سیاسی با طالبان شد.
در چارچوب تعمیق روابط و همکاری دو جانبه نیز، مقامات پاکستانی همچنان اصرار دارند که تسلط طالبان، افغانستان را بی ثبات نکرده است. نماینده پاکستان در سازمان ملل در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد افغانستان در آبان 1400 ( نوامبر 2021) گفت: "پس از تسلط طالبان، کابوس و وحشتی در افغانستان به وقوع نپیوسته است؛ زیرا هیچ خشونت گسترده یا نقض حقوق بشر وجود نداشته است و وضعیت امنیتی این کشور، بسیار بهبود یافته است".
پاکستان همچنان در تلاش خواهد بود تا از سرمایه گذاری بلندمدت خود بر روی طالبان محافظت کند. سازمان اطلاعات این کشور در طول چند دهه گذشته هزینه زیادی را برای طالبان خرج کرده است و برای آنها آموزش، تسلیحات، پشتیبانی لجستیکی و پناهگاه فراهم کرده است. همانطور که شیخ رشید احمد، وزیر کشور پاکستان گفت: «بیشتر رهبران ارشد طالبان در پاکستان متولد و تحصیل کرده اند. بسیاری از آنها هنوز اینجا هستند. ما کارهای زیادی برای آنها انجام داده ایم". براساس این رویکرد، تعمیق روابط و همکاری میان اسلام آباد و طالبان محتمل خواهد بود.
براساس آنچه گفته شد در عمل سناریو وقوع درگیری و تقایل شدید بین پاکستان و طالبان احتمال وقوع بسیار کمی دارد اما در قالب سناریوی دوم، پاکستان معتقد است، تهدیدهای شبه نظامیان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان مستقر در افغانستان، پس از بهبود شرایط مالی و سیاسی طالبان، از بین خواهد رفت و دیگر خطر جدی از سوی این شبه نظامیان، پاکستان را تهدید نخواهد کرد. همین موضوع، در کنار تلاش های پاکستان جهت شناسایی و یهبود جایگاه طالبان در سطح منطقه و بین المللی، همکاری را میان افغانستان و پاکستان رقم خواهد زد.
به نظر می رسد، نه اسلام آباد و نه طالبان نمی خواهند رابطه شان از بین برود. طالبان، مجرای اصلی پاکستان برای نفوذ و دسترسی به افغانستان هستند. دولت طالبان نیز اکنون، فاقد شناسایی بین المللی و مزایای دیپلماتیک و اقتصادی ناشی از آن است و وابسته به حمایت های متحد دیرین خود یعنی پاکستان است. لذا، یک نیاز متقابل، میان دو طرف وجود دارد که باعث ادامه مناسبات افغانستان و پاکستان خواهد شد.
پاکستان هنوز هم، طالبان را ابزار اصلی تقویت جایگاه اسلام آباد در افغانستان می داند. پاکستان، تمایلی به سقوط طالبان یا مواجهه طالبان با چالش جدی نظامی را ندارد؛ زیرا درگیریهای مجدد در افغانستان، عواقب ناگواری بر پاکستان خواهد داشت. بنابراین، سیاست اسلام آباد مستلزم تلاش برای کاهش انزوای دولت طالبان و متقاعد کردن طالبان برای دادن امتیازات لازم به خواسته های بین المللی در مورد نوع حکومت و مبارزه با تروریسم خواهد بود. در عین حال، اسلام آباد از طالبان می خواهد که روابط خود را با شبه نظامیان تحریک طالبان که از خاک افغانستان علیه پاکستان فعالیت می کنند، قطع کنند.
در همین راستا، شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه وقت پاکستان در یک مصاحبه مطبوعاتی تاکید کرد: که اگر طالبان بدانند که توسعه و کمک های اقتصادی در راه است، برای برآوردن انتظارات بین المللی، از جمله در مورد حکومت فراگیر و مبارزه با تروریسم، انگیزه بیشتری برای همکاری خواهند داشت."
سیاستگذاران پاکستانی هشدار میدهند که ادامه تحریمها و توقف کمکهای اهداکنندگان منجر به فروپاشی کامل اقتصاد افغانستان میشود و بحران انسانی را بدتر میکند. سیاستگذاران پاکستانی استدلال می کنند با اعطای هویج (امتیازات) به جای چماق (تنبیه و تحریم)، مقامات طالبان تمایل بیشتری به انتخاب یک دولت فراگیر و نماینده، احترام به حقوق اولیه، از جمله زنان و دختران، و احترام به تعهدات ضد تروریسم خواهند داشت." محمود قریشی در این رابطه اظهار داشت: «سیاست زورگویی و ارعاب در قبال طالبان نتیجه نداده است. اگر این سیاست کار می کرد، اکنون در این وضعیت نبودیم".
با این حال، در قالب سناریوی سوم، در کنار افزایش مناسبات افغانستان و پاکستان، چالش هایی در روابط دو کشور بر خلاف سناریوی دوم که معتقد به همکاری صرف است، نیز قابل مشاهده خواهد بود. یکی از منابع تنش در روابط پاکستان و طالبان، مرزهای مورد مناقشه دو کشور و حصار کشی این خط مرزی توسط پاکستان خواهد بود. رویارویی آشکار میان طرفین ممکن است پایان یافته باشد، اما اختلافات مرزی، همانطور که در بسته شدن گاه به گاه مرزها منعکس می شود، یک عامل تحریک کننده فزاینده در روابط طرفین باقی خواهد ماند.