در قسمت چهارم از مجموعه برنامه چشم انداز مناسبات کابل - اسلام آباد در دوره طالبان؛ متغیرهای تاثیرگذار در روابط افغانستان و پاکستان - قسمت سوم، بررسی می گردد.

سومین و از مهم ترین متغیرهایی که بر روابط پاکستان و افغانستان تاثیرگذار است تلاش پاکستان برای نفوذ در آسیای مرکزی و اقدامات این کشور برای این منظور در افغانستان می باشد.

در نظام بین الملل دولت ها هیچ اقدامی خارج از حلقه منافع خود ندارند. هر واحد باید برای خود در له و علیه بودن با هر اقدامی، منافعی تعریف کند و بعد اقدام کند. در هیچ سطحی، این منطق برای دولت ها زایل نمی شود، صرفا منافع دولت ها به نسبت شعاع قدرت تعریف می شود. دولت های بزرگ برای خود، جهان را قلمرو منافع می دانند. قدرت های منطقه ای نیز منافع خود را در سطح منطقه تعریف می کنند و کشورهای سطح سومی نیز قلمرو منافع خود را کشورهای پیرامونی تعریف می کند. پاکستان نیز به عنوان یک واحد مستقل، که با وجود فشار جامعه جهانی سال های متمادی از طالبان حمایت کرد، در افغانستان درپی منافع و مطامع مشخصی است.

ژئوپلیتیک آسیای مرکزی به دلیل این که آسیا و اروپا را وصل می کند، دارای اهمیت است اما مهمتر از این، جغرافیا و موقعیت افغانستان است که نقطه اتصال آسیای مرکزی و جنوبی از یک طرف و آسیای شرقی و غربی از طرف دیگر، به شمار می رود. کشورهای آسیای مرکزی به دریای آزاد راه ندارند؛ به همین منظور سعی می کنند که کالاهای تجاری خود را از طریق افغانستان به بنادر پاکستان برسانند و از آنجا به بازارهای بین المللی وارد کنند. با عنایت به انحصار راه ترانزیتی به آسیای مرکزی، به عنوان اهرم فشار قوی پاکستان علیه هند، تأثیرگذاری بر وضعیت منطقه مذکور، از دغدغه های اسلام آباد می باشد. تلاش دهلی نو برای تعمیق نفوذ در آسیای مرکزی، دسترسی به ذخایر عظیم انرژی این منطقه و ایجاد اولین پایگاه هوایی خارج از هند در تاجیکستان، اهمیت این مسأله را برای پاکستان دوچندان کرده است.

با توجه به اینکه افغانستان، کوتاه ترین راه ترانزیتی پاکستان به آسیای مرکزی محسوب می شود و همچنین، دغدغه پاکستان برای حفظ امنیت مرزهای غربی خود و ایمن سازی راه های تجاری به آسیای مرکزی در جستجوی نفت و گاز در پی بحران های کنونی انرژی است. از این منظر پاکستان آگاه به لزوم همکاری نزدیک با افغانستان است. با تغییر سیاست کلی جهان از غرب آسیا به آسیای مرکزی و اهمیت فوق استراتژیک منطقه آسیای مرکزی، کشورهای جهان در صدد حضور و رسیدن به کشورهای آسیای مرکزی هستند. هند و پاکستان در این حوزه نیز از گذشته تا امروز رقابت جدی داشته اند. مرحله دوم انحصار پاکستان در افغانستان، بعد از تحقق راه اندازی بندرچابهار، وصل شدن هند به کشورهای آسیای مرکزی از طریق افغانستان بود، که با آمدن دوباره طالبان این نقشه، نقش برآب شد.

 پاکستان در صدد آن است، که با فرصت پیش آمده، به این فراز دست پیدا کند. با افزایش سطح وابستگی جهان به اقتصاد انرژی محور و کشف ذخائر عظیم انرژی در منطقه آسیای مرکزی، "بازی بزرگ جدید" با محوریت آسیای مرکزی محقق خواهد شد. پاکستان نیز به اندازه ظرفیت و نگاه خود در آسیای مرکزی منافع تعریف می کند. اما پاکستان در مسیر دستیابی به منافعش در آسیای مرکزی با چالش هایی مواجه است. هر چند با حضور طالبان در افغانستان، پاکستان عزم حضور در آسیای مرکزی را کرده است اما چه چالش هایی برای پاکستان در این مسیر وجود دارد؟ پاکستان و طالبان هنوز در قبال هم دچار شک و تردید هستند. این شک و تردید چند پهلو و چند لایه است.

دسته اول این چالش ها که دو طرف با آن مواجه هستند از این قرار است:  پشتوانه قومی (پشتون) میان پاکستان و طالبان، یک معضل محسوب می شود. هر چند طالبان در این مسئله  قصد همکاری با پاکستان را دارند، اما تکیه به جامعه پشتون، به عنوان پشتوانه اصلی اجتماعی؛ این مورد را سد کرده است. گسترش فعالیت های تحریک طالبان پاکستان و انگیزه یابی آنها برای دست یافتن به قدرت در این کشور، بعد از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، چالشی دیگر برای نزدیکی پاکستان و طالبان در افغانستان است. چند دستگی گروه طالبان و عدم اشراف پاکستان بر همه این گروه ها به صورت موازی و مساوی نیز از سنگ های دیگر این مسیر است.

دسته دوم این چالش ها، چالش بقا است. مادامی که طالبان بر سر قدرت باشند، این فرض وجود دارد که احتمالا پاکستان بتواند از داخل افغانستان به آسیای مرکزی وصل شود. اما طی این مدتی که از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان می گذرد، هنوز خود پاکستان، طالبان را به رسمیت نشناخته است. فارغ از پاکستان، هیچ کشور دیگری نیز، برای افغانستان چراغ سبز جدی در راستای به رسمیت شناخته شدن حکومت سرپرست طالبان نشان نداده است. پاکستان در سطوح مختلف برای خود در افغانستان منافع تعریف کرده است. فایق آمدن بر کاهش نفوذ هند و رسیدن به آسیای مرکزی به ترتیب برای پاکستان مهم است. در این میان کمترین ارزش و بیشترین ارزش را، متغیر نفوذ به کشورهای آسیای مرکزی دارد.

ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه  در امور افغانستان، معتقد است از زمان به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان شمار تروریست‌های داعش با افزایش سه‌ برابری به حدود 6 هزار تروریست رسیده است. سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه نیز معتقد است فعالیت سازمان‌های تروریستی بین‌المللی از جمله داعش و القاعده در افغانستان در حال گسترش است که چالشی جدی برای امنیت کشورهای آسیای مرکزی محسوب می شود.

پاکستان که حامی طالبان است، هنوز برای به رسمیت شناختن طالبان تردید دارد. کشورهای دیگر نیز به این موضوع رغبت خاصی نشان نداده اند. در نتیجه، با وجود چالش های متعدد، رسیدن پاکستان به آسیای مرکزی، مادامی که طالبان نظام حاضر را دارند، و یا اشراف کامل را به نظام بیابند، میسر است؛ اما ماندگار نیست. به محض اینکه این نظام دچار تغییر شود و از اشراف طالبان بر قدرت کاسته شود، این صحنه به ضرر پاکستان به هم می خورد، کما این که با حضور طالبان، میدان بازی که به نفع هند بود، به ضرر آن چرخید.

در طول چهار دهه جنگ در افغانستان بسیاری از فعالان سیاسی، دانشگاهی و مذهبی افغانستانی در پاکستان و همچنان میلیون ها مهاجر افغانستانی در این کشور زندگی کرده اند و بدلیل سال های زندگی در آنجا علایق و سلایق این افراد با دو کشور گره خورده است. هنوز هم در حدود ۳ میلیون افغانستانی در پاکستان به عنوان پناهنده زندگی می‌کنند. حتی کسانی که در پاکستان زندگی نمی کنند، اغلب برای معالجه به پاکستان می روند، ویا حتی زمانی که مراسمی مانند جشن عروسی باشد، بسیاری از افغانستانی ها برای خرید به پاکستان می روند. از دیرباز مردم در دو طرف مرز آزادانه و بدون روادید می‌توانستند به آن طرف مرز بروند، اما پس از سقوط طالبان در سال 2001 و با امضای قراردادهایی میان حامد کرزی و اشرف غنی با پاکستان، این کشور با حمایت سازمان ملل و آمریکا برای کنترل عبور و مرور در این مرز سیم خاردار  کشید و از آن تاریخ افراد فقط می‌توانند با داشتن روادید از مرز عبور کنند.

 افغانستانی ها و پاکستانی‌ها زبان پشتو، فرهنگ اسلامی و یک مرز مشترک دارند. بسیاری از رسانه‌های افغانستان در زمان کرزی و اشرف غنی، به شدت از سیاست پاکستان در قبال افغانستان انتقاد می کردند، در حالی‌که افغانستان، به جز از مواردی چون خروج ناتو و تأثیر آن بر پاکستان، تقریبأ در رسانه‌های پاکستان محل بحث نبود به جز گزارش‌هایی که در آن، افغانستان و هند را در پشت پرده ناامنی‌های بلوچستان مقصر دانسته و وجود پناه‌گاه های تحریک طالبان پاکستان در مرز افغانستان را مورد انتقاد قرار دادند.

علی رغم ریشه های مشترک زبانی، فرهنگی، مذهبی و داشتن یک مرز مشترک بین افغانستان و پاکستان، مسئله‌ پشتونستان و خط دیورند از منظر افغانستانی ها به لحاظ قومی ـ ملی و جغرافیایی بسیار با اهمیت است و همواره در طول تاریخِ پس از استقلال افغانستان، در تحولات و روابط این کشور با پاکستان تأثیرگذار بوده است. افغانستانی ها معتقدند مسئله‌ پشتونستان و خط دیورند یکی از عوامل مهم دخالت همه‌جانبه‌ پاکستان در امور افغانستان و پیگیری سیاست افغانستانِ بی‌ثبات و ناامن بوده است. مخالفت جدی حکومت افغانستان با طرح حصارکشی مرزها از سوی پاکستان در زمان اشرف غنی مورد حمایت افغانستانی های پشتو تبار قرار گرفت. طی ماه‌های گذشته رهبران طالبان نیز به حصارکشی مرزهای پاکستان با افغانستان واکنش نشان داده و در برخی مناطق گزارش‌هایی مبنی بر درگیری نظامیان پاکستان با نیروهای طالبان و مخالفت شدید طرف‌های افغانستانی با تداوم طرح حصارکشی نیز منتشر شد.

می توان گفت هم دولت (زمان کرزی و غنی) و هم مردم افغانستان، پاکستان را کشوری مداخله گر می دانند که از هر فرصتی برای مداخله در امور افغانستان استفاده می کند. چنین احساسات بدی، شکاف بی اعتمادی را افزایش داده و بر نگرش هر دو کشور تأثیر گذاشته است. هر دو کشور چندین بار تمایل خود را برای همکاری نزدیک ابراز کردند، اما این تعهد شفاهی به رفتار واقعی تبدیل نشده است. آنها همچنان درگیر تبلیغات منفی و سرزنش بودند که منجر به تشدید بی اعتمادی شده است. افغانستان پاکستان را مسئول خشونت ها در کشور می‌دانست، در حالی که پاکستان افغانستان را مسئول شورش در مناطق قبیله‌ای و وخامت اوضاع نظم و قانون معرفی می کرد.

اگرچه پس از رخدادهای تابستان سال 1400 (2021) در پی تصرف کابل از سوی طالبان دولتمردان پاکستانی در قبال حاکمیت موقت افغانستان مواضع نرمی از خود نشان داده اند اما تداوم ناآرامی‌ها در مرزهای مشترک نیز ثابت می‌کند که سایه فضای بی‌اعتمادی میان دو کشور همچنان مانند گذشته بر روابط دوجانبه سنگینی می‌کند. مردم ولایات شرقی کنر و نورستان افغانستان پس از حمله هوایی پاکستان علیه آنچه مواضع تحریک طالبان پاکستان در افغانستان خواند،  شعار "مرگ بر مهاجمان پاکستانی" سر دادند. مقامات پاکستانی نیز ولایات کنر و نورستان افغانستان را به عنوان پناهگاه و منشاء حملات به پاکستان تعبیر کردند.

مردم افغانستان معتقدند ادامه سیاست مداخله گرایانه پاکستان باعث می شود پاکستان در میان بخش های بزرگی از افغانستانی ها محبوبیت نداشته باشد. مداخله پنهانی در امور افغانستان به منظور تامین مزیت استراتژیک در برابر هند، با مقاومت افغانستانی ها روبرو می شود. افغانستانی ها از انحصار نفوذی که پاکستان به دنبال آن است، خشمگین هستند. با توجه به ماهیت جامعه افغانستان، این سیاست باعث ایجاد سوء ظن و در نتیجه اختلاف بین پاکستان و افغانستان می شود. مردم افغانستان تأکید می کنند که پاکستان همچنان به عبرت مهم تاریخی توجه نمی کند و آن اینکه؛ افغانستان ها هرگز مستعمره نشده‌ و در برابر مداخله قدرت‌های خارجی مقاومت خواهند کرد.

بهمن ۲۹, ۱۴۰۲ ۱۱:۱۹ Asia/Tehran