چشم انداز مناسبات کابل- اسلام آباد در دوره طالبان (2) متغیرهای تاثیرگذار در روابط افغانستان و پاکستان - بخش اول
در قسمت دوم از مجموعه برنامه چشم انداز مناسبات کابل- اسلام آباد در دوره طالبان؛ متغیرهای تاثیرگذار در روابط افغانستان و پاکستان - قسمت اول، بررسی می گردد.
روابط افغانستان با پاکستان از پیدایش کشوری به نام پاکستان که قبل از استقلال موسوم به «هند بریتانیا» بود، پس از جنگ جهانی دوم همواره با فراز و نشیب ها و حتی درگیری هایی همراه بوده است؛ امری که همچنان تداوم یافته و در چند دهه گذشته نیز با توجه به بحران های داخلی در افغانستان به عاملی برای حضور و نفوذ اسلام آباد در کابل تبدیل شده است. مهمترین متغیرهای تأثیرگذار در روابط پاکستان و افغانستان را می توان خط مرزی دیورند، حضور و نفوذ هند در افغانستان و نفوذ پاکستان به منطقه آسیای مرکزی دانست.
افغانستان و پاکستان دو کشور همسایه و در عین حال دارای مرزهای طولانی و مشترکات تاریخی، فرهنگی و اقتصادی می باشند؛ ولی روابط و مناسبات این دو کشور همواره دچار نوسان بوده و با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده است. خط دیورند که توسط بریتانیا در سال 1893 به منظور جداسازی افغانستان و مستعمره انگلیس در هند ایجاد شده بود، اساس اختلافات دو کشور را تشکیل می دهد. محمد یعقوب خان امیرافغانستان در ماه مه سال 1879 و در خاتمه دومین جنگ افغانستان- بریتانیا به موجب توافق «گندمک» ناگزیر از واگذار کردن بخش های بزرگی از بلوچستان فعلی پاکستان به حکومت بریتانیایی هند شد.
همچنین عبدالرحمان خان، دیگر حاکم افغانستان در سال 1893 با گردن نهادن به عهدنامه تعیین حوزه های نفوذ هند بریتانیا و افغانستان، خط مرزی موسوم به «دیورند» را که به طول 2430 کیلومتر از مرز مشترک افغانستان با چین در منطقه «واخان» آغاز شده و به نقطه مرزی مشترک افغانستان- ایران – هند بریتانیا (پاکستان فعلی) در غرب خاتمه می یافت، پذیرفت. این خط مقسم حوزه های نفوذ، متعاقباً از ماهیت مرز بین المللی برخوردار شده و عملاً منطقه بزرگ پشتون نشین موسوم به «پشتونستان» را بین افغانستان و هند بریتانیا (پاکستان فعلی) تقسیم کرد.
در طول خط دیورند 7 قبیله پشتون زندگی میکنند و هرکدام زندگی و آداب و رسوم خاص خود را دارند. این خط 8 میلیون پشتون ساکن افغانستان را از حدود ۱۳ میلیون پشتون مقیم پاکستان جدا کرده است. تلاش های پراکنده و مقطعی افغانستانی ها برای بازیابی قلمرو از دست رفته، به دلیل برتری نظامی و سیاسی بریتانیا و حیاتی بودن حفظ وضعیت موجود افغانستان به عنوان منطقه ای حائل و مانع از اشاعۀ نفوذ روسیه تزاری به مستعمرۀ ارزشمند بریتانیا در هند موسوم به هند بریتانیا که پس از استقلال موسوم به پاکستان گردید، حاصلی در برنداشت.
خط مرزی دیورند بین افغانستان و هند بریتانیا (پاکستان فعلی) در سال 1893 ایجاد شد. در آن زمان بریتانیا متوجه شد که برای جلوگیری از گسترش روسیه به هند، باید مرز بین هند و افغانستان کشیده شود. دولت بریتانیا برای تعریف مرزهای بین افغانستان و هند، یک هیئت به رهبری «سر هنری مورتیمور دیورند «Sir Henry Mortimer Durand دبیر امورخارجه وقت بریتانیا به افغانستان اعزام کرد. «سر هنری مورتیمور دیورند « و امیر افغان، نظرات مختلفی درباره مکان خط مرزی داشتند اما بعد از مذاکرات طولانی، دو طرف درخصوص خط مرزی توافق کردند.
روند تملک مرز مورد توافق در سال 1894 آغاز شد و سه سال طول کشید. پروسه جداسازی توسط کمیته مشترک انجام شد و دو سال طول کشید تا خط مرزی را با ستون هایی مشخص کنند. بخش های خاصی از مرز دیورند به علت ناامنی در مناطق قبیله ای، از آن زمان تا به امروز به همان صورت باقی مانده است. جدا کردن پشتون ها در هر دو طرف مرز توسط خط دیورند، مهم ترین چالش است. مناطق در هر دو طرف خط دیورند، تحت سلطه قوم پشتون قرار دارند، با این حال، در بعضی نقاط بلوچ ها نیز در خط زندگی می کنند.
پشتون ها همچنین گروه قومی غالب در افغانستان هستند که برآورد شده است که حدود 13 میلیون نفر، یعنی حدود 42 درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند. در افغانستان بیشتر پشتون ها در مناطق جنوبی و شرقی کشور زندگی می کنند با این حال، پشتون ها در سایر نقاط کشور نیز زندگی می کنند. از سوی دیگر در پاکستان جمعیت پشتون بیش از 26 میلیون نفر است که بیش از 15 درصد از کل جمعیت پاکستان را تشکیل می دهند. این مرز دو سوم پشتون ها را در پاکستان و یک سوم آنها را در خاک افغانستان قرار داده است. ساکنین پشتون هر دو طرف مرز، ارزش های فرهنگی و اجتماعی یکسان داشته و به زبان پشتو با یکدیگر صحبت می کنند.
حتی از زمان عصر بریتانیا، این مناطق مستقیماً توسط افغانستان یا بریتانیا تحت کنترل نبودند، بلکه به طور غیر مستقیم توسط رهبران محلی کنترل می شدند. معاهداتی نظیر معاهدات کابل در سال 1905، راولپندی در سال 1919 و منصوری در سال 1920 نیز بر حفظ مفاد معاهده دیورند تأکید داشتند. طبق همه پرسی که در مناطق پشتون نشین پاکستان در خصوص الحاق این منطقه به یکی از دو کشور هند یا پاکستان برگزار گردید، مردم منطقه الحاق به کشور پاکستان را انتخاب نمودند.
مزیت پشتونستان برای افغانستانی ها، دسترسی این کشور به دریای آزاد از طریق ایالت بلوچستان پاکستان می باشد. پشتونستان به همین میزان هم برای اسلام آباد حائز اهمیت می باشد. به دلیل تعارضات قومی در پاکستان، جدایی پشتونستان از این کشور باعث تقاضای استقلال سایر ایالت ها و در نهایت، تجزیه این کشور خواهد شد. علاوه بر این، مسئله کشمیر هم مدنظر پاکستان است.
حکومت افغانستان با هدف بهره جستن از فرصت خلأ حضور قدرتمند بریتانیا و ضعف کشور جدیدالتأسیس پاکستان در سال 1947، مجدانه اختلاف خط مرزی دیورند را مطرح ساخت و خواستار مذاکره با پاکستان به منظور تعیین حدود مرزی جدید شد، اما خواسته افغانستان تحقق نیافت، چرا که دولت انگلستان اعلام نمود، قرارداد دیورند با کشور هند منعقد شده و طبق تقسیم کشور هند در سال ۱۹۴۷، مناطق مسلمان نشین همچون پشتونستان که چسبیده به خاک پاکستان است، به آن کشور تعلق می گیرد.
در حقیقت خط دیورند به عنوان خط مرزی، بخشی از مناطق پشتونشین را از افغانستان جدا و آن را ضمیمه خاک پاکستان نمود. اختلاف پاکستان با هند درخصوص کشمیر در بدو استقلال دو کشور و همراهی و همسویی قبایل پشتون با کشور مسلمان پاکستان و بسیج و اعزام جنگجویان قبایلی برای بازپس گیری کشمیر از هند که با ابراز تمایل رؤسای قبایل به باقی ماندن در قلمرو کشور پاکستان و عدم الحاق به افغانستان همراه بود، پاکستان را در موقعیت برتر در اختلاف ارضی و مرزی با افغانستان قرار داد. رد صریح درخواست افغانستان و تأکید پاکستان بر رسمیت بین المللی خط مرزی دیورند زمینه ساز دورانی از روابط پرتنش بین دو کشور شد.
در واقع، پاکستانی ها بر این باور هستند که اگر دولت اسلامگرای سنی در افغانستان روی کار بیاید، قضیه پشتونستان از اذهان افغانستانی ها دور می شود. بر اساس این نظریه، دولت پاکستان از روی کار آمدن یک دولت ملی گرا در افغانستان همواره نگران بوده است و روی کار آمدن دولت اسلامگرا را که قضیه موسوم به پشتونستان را برای همیشه کنار بگذارد، در سر می پرورانید و بر این اساس، از حکمتیار در طول جنگ های داخلی افغانستان و نیز از حکومت طالبان حمایت نمود. اما نه در زمان حکومت مجاهدین و نه حتی در زمان حکومت اول طالبان، خط دیورند از جانب افغانستان به رسمیت شناخته نشد.
الیزابت سرلکلد Elizabeth Threlkeld از پژوهشگران اندیشکده آمریکایی صلح در مقاله ای با عنوان "روابط پاکستان- افغانستان و ثبات آینده آن" Afghanistan-Pakistan Ties and Future Stability in در سال 1401 (2022) منتشر کرده، معتقد است: روابط افغانستان و پاکستان می تواند باعث ایجاد ثبات در سراسر منطقه و بهبود ساکنان دو طرف مرزهای مشترک گردد. در مقابل، چالشهای موجود در روابط دو کشور بویژه خط مرزی دیورند، میتواند عامل بی ثباتی باشد. متأسفانه، چالش های بزرگی برای غلبه بر چندین دهه تنش در روابط پاکستان و افغانستان وجود دارد. اگر دو کشور بتوانند در تجارت و اتصال روابط منطقه ای و بین المللی مشترک برای بهبود ارتباط، توسعه اقتصادی و حکمرانی مطلوب استفاده کنند، پتانسیل مهار چالش ها در روابط آنها وجود خواهد داشت. سرلکلد معتقد است آمریکا می تواند از طریق فشار بر هند و پاکستان درخصوص گفتگو در مورد افغانستان، نقش مهمی ایفا کند اما به شرطی که کاملا سنجیده عمل کند چرا که در غیر این صورت، نتیجه معکوس حاصل خواهد شد.
آنچه مشخص است این است که اختلاف در خصوص دیورند همچنان ادامه خواهد یافت و به دلیل واقعیت هایی نظیر اینکه:
- از سال 1947، تمام حکومت های افغانستان، از جمله طالبان که به وضوح توسط پاکستان پشتیبانی می شوند، از تایید خط دیورند خودداری کرده اند و احتمالا تا زمانی که پشتون ها قدرت را در کشور دارند، این موضع باقی خواهد ماند.
- پاکستان همیشه حتی مذاکره درخصوص خط دیورند را رد کرده است؛ حل مشکل در کوتاه یا میان مدت، بعید به نظر می رسد. معضل خط دیورند صرفاً یک اختلاف نیست که توسط یک توافق بین دو دولت به پایان برسد بلکه هر راه حلی باید در هماهنگی با مردمی که در هر دو طرف مرز زندگی می کنند، باشد.