در قسمت سوم از مجموعه برنامه ی گسترش ناتو به سوی شرق؛ تاثیر گسترش ناتو بر روابط روسیه و غرب بررسی می شود

دربرنامه گذشته گفتیم که اعتراض روسیه به گسترش ناتو به سوی شرق، مناسبات بین المللی و حتی مباحث داخلی این کشور را تحت تأثیر قرار داده است. پس از حمله نظامی روسیه به اوکراین از فوریه 2022، که در پی اقدامات تحریک آمیز ناتو و اوکراین صورت گرفت، تنش ها و بحران های منطقه ای و بین المللی مسکو افزایش یافته است.

دلایل مخالفت روسیه با توسعه ناتو به شرق را از سه منظر «دغدغه امنیت و ثبات»، «ترس از انزوا» در منطقه و جهان و «سیاست داخلی» می توان مورد بررسی قرار داد. 

پس از فروپاشی نظام دو قطبی و اتحاد کشورهای جماهیر شوروی، به تدریج همکاری روسیه و ناتو آغاز شد. این همکاری در سال 1994 با پیوستن روسیه به برنامه مشارکت برای صلح گسترش یافت. روسیه در اجرای صلح در بوسنی با ناتو به همکاری پرداخت که، این اولین نمونه همکاری دو طرف در عملیات نظامی بین المللی محسوب می شد. در سال 1996 یادداشت تفاهمی میان ناتو و وزیر دفاع روسیه درباره آمادگی در برابر فجایع و بلایا و همکاری در مسائل اضطراری به امضاء رسید.

در سال 1997 دو طرف، با امضاء موافقتنامه ای، همکاری امنیتی دوجانبه را تقویت کردند. ناتو، برای کاستن از حساسیت روسیه پیرامون فعالیت های ناتو، به ویژه حوزه گسترش نفوذ آن به سوی شرق، شورای همکاری اروپا- آتلانتیک را تشکیل داده بود. ناتو با درگیر کردن روسیه در نهادهای جدید، تلاش می کرد تا گسترش ناتو را به صورت روندی بی تنش پیش ببرد. در سال 1998 به پیشنهاد روسیه، مرکز هماهنگی پاسخ به فجایع و بلایای اروپا- آتلانتیک ایجاد گردید. در ادامه این روند، پس از سفر «لرد جورج رابرتسون» دبیرکل ناتو به روسیه در سال 2001 دفتر اطلاعات ناتو در مسکو تاسیس شد و همکاری روسیه و ناتو در عرصه های غیر نظامی نیز توسعه یافت.

درسال 2002 ناتو روابط جدید خود با روسیه را با تشکیل شورای مشورتی ناتو- روسیه گسترش داد. براساس این توافق، روسیه در نشست های ناتو به عنوان عضو همکار مشارکت فعال داشت و این حضور بدون حق وتو صورت می گرفت. روسیه از این طریق می توانست مسائل مورد علاقه خود را در نشست های ناتو مطرح کند.

نگرانی های روسیه، به دلیل بی ثباتی داخلی ناشی از فروپاشی شوروی قابل درک بود. گسترش ناتو، محیط امنیتی خارجی این کشور را پیچیده تر کرد. با توجه به رویکردهای سنتی روسیه، حساسیت مسکو درباره حوزه های دریای بالتیک، دریای سیاه و قفقاز امری طبیعی به نظر می رسید.

در چنین شرایطی، با کنار رفتن مقامات غرب گرای سال های نخستین تشکیل فدراسیون روسیه و روی کار آمدن افرادی همچون ولادیمیر پوتین، تیغ تیز انتقادات روسیه از ناتو و غرب به دلیل توجه نداشتن به رویکردهای امنیتی مسکو، جدی تر شد. توافقات ایجاد شده میان روسیه و ناتو، با پیشروی ناتو به سوی شرق و در نتیجه با اقدام روسیه در الحاق شبه جزیره کریمه در سال 2014 و در نهایت با تهاجم روسیه به اوکراین در سال 2022 به صورت کلی به حالت تعلیق درآمد.

مهم ترین تاثیر آشکار و پیامد ملموس گسترش ناتو، را بایستی درتیرگی روابط میان روسیه و غرب جست وجو کرد. رویارویی  ایالات متحده و روسیه در هزاره جدید، قدری مبهم و پیچیده به نظر می رسد. روسیه، برای زیر سؤال بردن هژمونی آمریکا و سیاست یک جانبه این کشورتلاش می کند و ایالات متحده نیز از پذیرش روسیه به عنوان قدرتی جهانی، خودداری کرده و قدرت این کشور را به چالش می‌کشد.

آری، با ورود ولادیمیر پوتین به عرصه سیاست و افزایش توجه کرملین به سیاست خارجی، تعارض در روابط این کشور با ناتو چون آتشی از زیر خاکستر سر برآورد. اوج این تنش در الحاق کریمه به خاک روسیه و جنگ اوکراین نمایان گردید. ایجاد حس تهدید ژئوپلیتیکی از جانب غرب، روابط روسیه با ناتو را به خصمانه ترین حالت از زمان فروپاشی شوروی و جنگ سرد بدل نموده و اکثر توافقات ایجاد شده میان دو طرف را از بین برده است. تعارض منافع و رویکردهای روسیه و ناتو، به غیر از نتایج منطقه ای، دارای پیامدهای قابل توجه بین المللی است و این امر، می تواند امنیت بین المللی را از ابعاد مختلف تحت تاثیر قرار دهد.

از طرف دیگر، رودرویی روسیه و ناتو از دو بعد برای روسیه حائز اهمیت است: نخست، وجود توانمندی راهبردی هسته ای و موشکی، دوم داشتن حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل.

با وجود فروپاشی شوروی، روسیه همچنان دارای جایگاه جهانی است و تسلیحات هسته- ای، یکی از مهم ترین قابلیت های بازدارندگی نظآمی محسوب می شوند. بر اساس نظر واقع گرایان، تسلیحات هسته ای و موشکی به کشور برخوردار، این شرایط را فراهم می کند تا بقاء خود را تثبیت کند اما اگر روسیه و ناتو در یک اشتباه استراتژیک نتوانند نیات و اهداف یکدیگر را درک نمایند، تهدیدات هسته- ای فاجعه آفرین خواهد شد. این نگرانی در حال حاضر ،با تشدید ابعاد جنگ اوکراین بیشتر شده است . 

«جان مرشایمر» نظریه پرداز آمریکایی و استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، امپریالیسم جهانی و غرب را بزرگ ترین مقصر بحران اوکراین توصیف می کند و می گوید:«جنگ در اوکراین یک فاجعه چندبعدی می باشد. کشورهای غربی به ویژه آمریکا مسئول این جنگ هستد و ما درمیان تصمیم گیران آمریکایی و درنهاد سیاست خارجی کسی را پیدا نخواهیم کرد که آماده اعتراف به این مسئولیت باشد. هنگامی که یک جنگ موفقیت آمیز است، توجه کمی به علل آن می شود، اما زمانی که نتیجه فاجعه آمیز است، درک چگونگی وقوع آن بسیار مهم می شود. مردم می خواهند بدانند: چگونه ما در این وضعیت وحشتناک قرار گرفتیم؟».

مقامات سیاسی و نظامیان عالی رتبه مسکو بارها اعلام کرده‌اند که روسیه با تهدیداتی چند وجهی درهمسایگی خود مواجه است؛ تهدیدات متنوعی که توسط غرب ایجاد شده و قدرت و امنیت این کشور را به چالش می‌کشد. در واقع گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه عیان ترین وجه تهدید غرب علیه مسکو تلقی می شود و با رعایت نشدن بایسته های امنیتی و حساسیت های کرملین از جانب غرب، منجر به تنش فزاینده ای شده که امروز شعله های آن در اوکراین نمایان است.

مهر ۱۳, ۱۴۰۲ ۱۱:۰۹ Asia/Tehran