در قسمت هفتم از مجموعه برنامه ی جنگ اوکراین از منظر حقوقی و پیامدهای آن، پیامدهای امنیتی جنگ روسیه- اوکراین برای اروپا بررسی می گردد.

جنگ روسیه و اوکراین پیامدهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدتی بر موقعیت روسیه و اوکراین ، اروپا و جهان گذاشته و خواهد گذاشت. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در سال ۲۰۱۹ به اکونومیست گفت که اروپا دیگر نمی‌تواند برای دفاع به ناتو تکیه کند و باید خود به یک قدرت ژئواستراتژیک تبدیل شود. او گفت: «آنچه در حال حاضر تجربه می‌کنیم، مرگ مغزی ناتو است.» این سخنان مکرون بازتاب گسترده ای داشت و خشم آمریکا و برخی شرکای اروپائیش را برانگیخت. اما سخنان مکرون اظهار نظر جدیدی نبود فرانسویان از بعد از جنگ جهانی دوم همواره به دنبال یک ترتیبات امنیتی مستقل اروپایی بودند. آنها همواره نارضایتی خود را از چتر امنیتی ناتو بر اروپا  در دهه های گدشته با روشهای مختلف اعلام کردند. مارشال دوگل در سال 1966 فرانسه را از شاخه نظامی ناتو خارج کرد. حتی فرانسویها اتحادیه اروپای غربی را به عنوان بازوی دفاعی اتحادیه اروپا در کنار ناتو تشکیل دادند. اما این اتحادیه هیچگاه از روی کاغذ فراتر نرفت. پس از فروپاشی شوروی و از بین رفتن فلسفه وجودی ناتو، فرانسه دوباره به دنبال یک اتحادیه دفاعی مستقل اروپایی بودند. اما ناتوانی اروپا در رسیدن به یک سیاست خارجی و امنیتی مشترک و شکست در مدیریت بحرانهای خونین و زنجیره ای بالکان در دهه 1990 مانع از این شد که طرحهای دفاعی اروپا به مرحله اجرا در بیاید. آمریکا نیر  برای حفط ناتو و ضرورت گسترش آن به شرق  حداکثر استفاده را از طرحهای شکست خورده ایجاد پیمان امنیتی اروپایی کرد. 

در همین راستا هفت کشور شرق اروپا و سه جمهوری بالتیک لیتوانی ، استونی و لتونی در سال 1999 و 2004 به عضویت پیمان ناتو در آمدند. کشورهای آلبانی ، مقدونیه و مونته نگرو در بالکان نیز بعدا به ناتو پیوستند. عضویت کشورهای شرق اروپا در ناتو به منزله سنگین تر شدن وزنه کشورهای طرفدار روابط نظامی و امنیتی نزدیک به آمریکا و ضعیف تر شدن کشورهای طرفدار ترتیبات امنیتی مستقل اروپایی به رهبری فرانسه بود. حمله روسیه به اوکراین ضربه جدی به کشورهای اروپامحور زد و برای سالها این جریان به حاشیه رانده شد.

 جورج پاگولاتوس، مدیر بنیاد سیاست خارجی و اروپایی هلنیک (The Hellenic Foundation for European and Foreign Policy) می‌گوید: «آنچه که من آن را هسته اروپا می نامم، تضعیف شده است - به گفته پاگولاتوس: «جایگاه برتر اخلاقی از هسته اروپا به بخش شمال شرقی اروپا منتقل شده است. آنها معتقدند که اوکراین باید جنگ را پیروز شود و روسیه باید -تقریباً به هر قیمتی- شکست بخورد و این را با وضوح بیشتری نسبت به دیگران بیان و به آن عمل کرده‌اند.

مینا آلاندر، پژوهشگر مؤسسه روابط بین‌الملل فنلاند، معتقد است: «کشورهای بالتیک، شمال اروپا و اروپای مرکزی در سیاست خارجی و دفاعی، به میزان بسیار بیشتری ترانس‌آتلانتیک محور بوده‌اند. ایالات متحده و بریتانیا مهم‌ترین شرکای امنیتی آنها بوده‌اند و آلمان و فرانسه در این زمینه نقش خاصی نداشته‌اند.»

سانا مارین، رئیس جمهور فنلاند نیز در دسامبر  2022  در نشستی در سیدنی در مورد شکاف بین گفتار و کردار در میان رهبران اروپایی گفت: «باید بی رحمانه با شما صادق باشم، اروپا در حال حاضر به اندازه کافی قوی نیست. ما بدون ایالات متحده به مشکل خواهیم خورد. آمریکا تسلیحات زیاد، کمک‌های مالی فراوان، کمک‌های بشردوستانه بزرگی به اوکراین داده است، امّا اروپا هنوز به اندازه کافی قوی نیست.»

حمله روسیه به اوکراین به یک چالش سیاسی و امنیتی و حتی اقتصادی برای اتحادیه اروپا تبدیل شده است. از فرانسه و آلمان به عنوان موتور محرکه اتحادیه اروپا یاد می شود.  بسیاری از کشورها در اتحادیه اروپا همواره نگران سایه سنگین فرانسه و آلمان بر اتحادیه اروپا هستند. نزدیکی این دسته از کشورها به آمریکا نیز برای به چالش کشیدن فرانسه و آلمان است.

  مینا آلاندر، پژوهشگر مؤسسه روابط بین‌الملل فنلاند می گوید: «اتحادیه اروپا در حدود 15 سال گذشته در یک بحران دائمی بوده است. این موضوع نیاز به یک بازنگری اساسی در مورد قدرت در اروپا و نحوه تقسیم آن به طرق مختلف دارد.» آلاندر این سوال کلیدی را مطرح می کند: «آیا اروپا همیشه قرار است به موتور فرانسوی-آلمانی وابسته باشد، یا می تواند طور دیگری نیز کار کند؟»

کشورهای فرانسه و آلمان با وجود ضعیف شدن در عرصه سیاست خارجی و امنیتی به خصوص در قبال روسیه همچنان ایده های مستقل خود را دنبال می کنند. با افزایش در روابط آمریکا و چین در تنگه تایوان امانوئل ماکرون در جریان سفر به چین بار دیگر از ایده اروپای مستقل به عنوان یک قطب سوم سخن گفت. این ایده به این معنی است که در اختلاف چین و آمریکا اتحادیه اروپا مجبور به پیروی از آمریکا نیست.  ماکرون از اروپا خواست تا از جانبداری بر سر تایوان اجتناب کند و در عوض به دنبال «خود مختاری استراتژیک» به عنوان قدرت سوم در نظم جهانی چندقطبی جدید باشد. این دیدگاه انتقادات جدی در سطح کشورهای اروپایی طرفدار آمریکا داشت. پانایوتیس یواکیمیدیس، استاد علوم سیاسی در دانشگاه آتن به الجزیره گفت: «زمانی که مکرون از استقلال استراتژیک صحبت می‌کرد، بیشتر مسائل امنیتی را در نظر داشت و هدفش حرکت به سمت نوعی استقلال دفاعی از آمریکا و ناتو بود. از این منظر، خودمختاری استراتژیک احتمالاً مرده است. آنچه ما اکنون در مورد آن صحبت می‌کنیم، یک ستون امنیتی قوی اروپایی در داخل ناتو است.»

حمله روسیه به اوکراین معادلات سیاسی و امنیتی در اروپا را به هم زد. تا پیش از حمله روسیه به اوکراین فرانسه و آلمان به عنوان موتور متحرکه اتحادیه اروپا در تلاش برای همزیستی با روسیه و مهار این کشور از طریق روابط گسترده اقتصادی و انرژی  بودند. به طوریکه حجم مبادلات سالانه اتحادیه اروپا با روسیه به 370 میلیارد یورو می رسید. در عین حال روسیه نیز بزرگترین تامین کننده گاز و نفت 18 کشور اروپایی بود. در واقع یک وابستگی متقابلی بین روسیه و اتحادیه اروپا بود.  این رویکرد اتحادیه اروپا در مقابل رویکرد آمریکا قرار داشت که معتقد به برخورد هجومی تر برای مهار روسیه در مرزهایش با گسترش چترامنیتی ناتو به جمهوری های شوروی سابق به خصوص جذب اوکراین و گرجستان است. رویکرد هجومی آمریکا در قبال روسیه با حمایت کشورهای شرق اروپا در دو دهه گذشته در نهایت منجر به افزایش سطح اختلاف و تنش روسیه با غرب به مرحله بحران و جنگ در اوکراین رسید. فرانسه و آلمان و کشورهای همسو با دیدگاه مستقلانه آنها در نهایت مجبور به همسویی و همراهی با آمریکا در اتخاذ موضعی تهاجمی در قبال روسیه و چشم پوشی از خطوط لوله نورد استریم 1 و 2  شدند.

مهر ۰۶, ۱۴۰۲ ۱۱:۵۵ Asia/Tehran