جنگ اوکراین از منظر حقوقی و پیامدهای آن (6) رویکرد قدرت های نوظهور به تقابل روسیه و غرب در اوکراین
در قسمت ششم از مجموعه برنامه ی جنگ اوکراین از منظر حقوقی و پیامدهای آن، رویکرد قدرت های نوظهور به تقابل روسیه و غرب در اوکراین بررسی می گردد.
حمله روسیه به اوکراین نقطه عطفی در نظام بین الملل است . این حمله بسیاری از معادلات منطقه ای و جهانی را در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی در سطح منطقه ای و جهانی تغییر داد. نظمهای جهانی دوقطبی، تکقطبی و حالا چندقطبی نشان دادهاند وقتی پای قدرتهای جهانی در درگیریهای ژئوپلیتیکی به میان میآید، نمیتوان دیگر به قدرت قواعد بینالمللی یا توافقهای بینالمللی در جریان این درگیریها امیدوار بود. حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022، بزرگترین بسیج نظامی در اروپا از زمان جنگ جهانی دوم به شمار می آید. مداخله و افزایش نفوذ غرب (آمریکا، اتحادیه اروپا و بازوی نظامی آن ناتو) در حوزه های امنیت روسیه، نگرانی های جدی و حیاتی را برای این کشور ایجاد کرده است.
نظریه پردازانی چون استفن والت (Stephen Walt) معتقدند مسیری که دولت های غربی دنبال می کنند برداشت روسیه از تهدید را تقویت می کند، بویژه گسترش ناتو به شرق تحریکی جدی است که سطح اعتماد متقابل را کاهش داده است. از این رو، مسکو تصور می کند حوزه نفوذ و حیات خلوت این کشور روز به روز تنگ تر می شود.
از دیدگاه دکتر محمد کاظم سجادپور کارشناس روابط بین الملل در ایران، منازعه اوکراین، بیتردید، پرکنشترین منازعه دوران معاصر است. کنشگران مهم جهانی درگیر آن هستند، علاوه بر روسیه و آمریکا و اوکراین که مثلث کنشگران اصلی را تشکیل میدهند، تمامی کنشگران دولتی در پهنای قاره اروپا، در این منازعه حضور دارند. علاوه بر کنشگران دولتی، نهادهای بینالمللی مانند ناتو و سازمان ملل متحد، کنشگران مطرح، البته با درجات مختلفی از تأثیر هستند. فراتر از حوزه آتلانتیکی، کنشگران دیگر، اعم از دولت محور و نهاد محور نیز مطرح هستند، اما یک واقعیت در شمارش کنشگران، باید مدنظر قرار گیرد. روسیه و آمریکا، به واسطه اوکراین، درگیرترین کنشگران هستند. البته این بدان معنی نیست که اوکراین صرفاً بازیچه جنگ واشنگتن و مسکو است، اما روز به روز وابستگی کییف به آمریکا در این جنگ بیشتر و حضور نظامی با واسطه و یا بیواسطه ایالات متحده، برجستهتر میشود. در واقع، آمریکا مهمترین کنشگر بسیج کننده علیه روسیه است.
یکی از پیامدهای مهم حمله روسیه به اوکراین آشکار شدن میزان تبعیت متحدان آمریکا در جهان است. اگر چه در اروپا، بسیاری از کشورهای موثر اروپایی همچون فرانسه و آلمان هم مجبور به همسویی و همراهی آمریکا در جبهه گیری علیه روسیه شدند . اما در نقاطی از جهان برخی از شرکا و حتی متحدان آمریکا در برابر خواسته های آمریکا در موضع گیری علیه روسیه مقاومت کردند.
بسیاری از کشورها آمریکا را در حمایت از اوکراین علیه روسیه همراهی نکردند. این کشورها، در دنیای عرب، در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، این جنگ را آن گونه که روسیه و آمریکا روایت میکند، نمیبینند. این پدیده، دو واقعیت جدی را نشان می دهد. اول آنکه کنشگران کشورهای در حال توسعه و نوظهور اقتصادی، قدرت انتخاب و فضای عمل دارند و به هیچ رو مانند جنگ سرد، اجباری به سوگیریهای استراتژیک ندارند. واقعیت دوم آنکه آمریکا و روسیه هم نتوانستهاند آنها را از موضع مستقل و متفاوت خود دور و به سمت خود جذب کنند. این پدیده کمی نیست و بخشی از پژواک واقعیتهای بینالمللی پس از حمله روسیه به اوکراین است. این تحولات نشان می دهد عصر قدرتهای سلطه گر که به دنبال تحمیل خواسته های خود بر کشورهای در حال توسعه و نوطهور اقتصادی هستند به پایان رسیده است. این تحول، آئینهای از جهان را نشان میدهد که هیچ کنشگری نمیتواند هژمون باشد. تقویت سازمان های شانگهای و بریکس، همزمان با جنگ اوکراین نشاندهنده این موضوع است .
در پی حمله روسیه به اوکراین، آمریکا و اتحادیه اروپا، شدیدترین تحریمها از جمله تحریم نفت و گاز روسیه را اعمال کردند. در پی اتخاذ این رویکرد، آمریکا و دولتهای اروپایی انتظار داشتند کشورهای عربی تولید کننده و صادر کننده نفت به خصوص عربستان سعودی با افزایش تولید و صادرات، کاهش صادرات نفت روسیه را جبران کنند. جو بایدن رئیس جمهور آمریکا در دیداری از عربستان این خواسته را مطرح کرد. اما محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی به این درخواست آمریکا جواب رد داد. ولیعهد عربستان سعودی در چارچوب همکاری با روسیه در اوپک پلاس از افزایش تولید نفت خودداری کرد. حتی هند که به یکی از متحدان آمریکا در جنوب آسیا تبدیل شده است به یکی از عمده ترین خریداران نفت روسیه تبدیل شده است. در آفریقا و آمریکای لاتین برخی از کشورها که از متحدین آمریکا و کشورهای اروپایی به خصوص فرانسه و انگلستان هستند در حمله روسیه به اوکراین حاضر به کاهش سطح روابط خود با روسیه نشدند. البته این موضعگیریها به منزله کاهش سطح مناسبات با غرب نیست بلکه این دسته از کشورها به دنبال روابط متوازن با قدرتهای جهانی هستند. آنها می خواهند از فرصتهای حمله روسیه به اوکراین حداکثر استفاده را ببرند و تهدیدهای این حمله را به حداقل برسانند.
دولتهای صادرکننده نفت از حمله روسیه به اوکراین و افزایش قیمت نفت میلیارد دلار درآمد بیشتری کسب کردند. کشورهای وارد کننده نفت مانند هند و چین با خرید نفت روسیه با قیمت پائین تر میلیاردها دلار برای وارادات نفت هزینه کمتری کردند. ترکیه که در پیمان ناتو قرار دارد حاضر به همسویی کامل با آمریکا و اروپا در مواجهه با روسیه نشد حتی در «مقطعی» ، مسیر عضویت فنلاند و سوئد در ناتو نیز چالشی ایجاد کرد. ترکیه با بهره برداری از این فرصت، این کشورها را وادار به عدم حمایت و همکاری با کردهای مخالف دولت ترکیه کرد.
حمله روسیه به اوکراین، ثابت کرد علیرغم قدرت نظامی فوقالعاده روسیه و غرب که به نابودی نسبی اوکراین انجامیده، نه شکست کامل روسیه و نه پیروزی کامل غرب متصور است. این خود بازتابی از تعدد و تکثر مراکز قدرت در جهان است که روسیه و آمریکا در کنار دیگران باید مورد سنجش قرار گیرند. تصویر جهان در آئینه روابط بینالمللی نشانگر هژمونی ناپذیری مناسبات بینالمللی است. قدرتهای بزرگ در سطح جهانی و قدرتهای منطقهای در مناطق پیرامون خود، تلاش می کنند تمایلات هژمونیک را حفظ و موقعیت خود ارتقاء دهند.