جنگ اوکراین از منظر حقوقی و پیامدهای آن (3)/ روایت روسی و اوکراینی از جنگ
در قسمت سوم از مجموعه متون برنامه ای «جنگ اوکراین از منظر حقوقی و پیامدهای آن» روایت روسی و اوکراینی از جنگ بررسی می شود.
طبق دکترین امنیت ملی 2015 روسیه، ناتو تهدید شماره یک تلقی شده است. در دکترین امنیت ملی سال 2021 روسیه نیز ناتو بهعنوان تهدید اول این کشور معرفی شده است. مقایسه بین سند 2021 و 2015 نشان میدهد کرملین عزم خود را برای بازدارندگی در مقابل غرب تقویت کرده است. همچنین به بیان این سند تهدیدات داخلی روسیه از ناحیه غرب نیز دربرگیرنده استفاده از نیروهای سیاسی و حرکتهای عمومی از سوی خارج برای بیثبات کردن وضعیت روسیه قلمداد شده است. اقدامات تروریستی با هدف آسیب رساندن به حاکمیت و تمامیت ارضی روسیه در همین راستا قبل توجه است. در سند 2021 استراتژی امنیت ملی روسیه، ناتو بهعنوان اتحادی معرفی شده که منجر به حمله به ارزشهای معنوی، اخلاقی، فرهنگی و تاریخی سنتی روسیه است. حتی خطرات نظامی و تهدیدهای نظامی علیه فدراسیون روسیه تشدید میشود. در سند 2021 به افزایش همکاری با چین و هند با دید مثبت نگاه شده است. روابط روسیه با چین به عنوان «یک همکاری راهبردی ویژه ممتاز» مطرح و رابطه با هند به عنوان «یک مشارکت جامع و تعامل راهبردی» توصیف شده است.
اوکراین نیز پس از سقوط دولت ویکتور یانکوویچ در فوریه 2014 و الحاق کریمه به خاک روسیه در مارس 2016 با تحولات عمیقی در گرایش به غرب مواجه شد. اوکراین با بیش از دو دهه روابط پاندولی با روسیه و غرب به دنبال فاصله گرفتن از روسیه و پیوستن به اتحادیه اروپایی و ناتو بوده است. دولت غربگرای اوکراین از سال 2014 راهبردهای خود را در این راستا تعریف و اقدام به اجرای اصلاحات متعدد در ساختارهای سیاسی و نظامی بر اساس استانداردهای ناتو و اتحادیه اروپا جهت عضویت در این دو نهاد کرد. در دکترین نظامی 2021 اوکراین، روسیه مهمترین تهدید علیه این کشور محسوب میشود. این دکترین، روسیه را به عنوان دشمن و تهدید اصلی برای اوکراین معرفی کرده است. از سوی روسیه نیز این راهبرد منجر به شناسایی اوکراین به عنوان یک تهدید برای روسیه گردید. سرانجام، در 24 فوریه 2022، ولادیمیر پوتین، اعلام کرد، تصمیم گرفته است یک «عملیات نظامی ویژه» علیه اوکراین انجام دهد. از آن زمان، درگیریهای شدیدی در خاک اوکراین رخداده است که جان بسیاری را گرفته، آوارگی گسترده میلیون ها نفر و خسارات چند صد میلیارد دلاری را به دنبال داشته است. روسیه تلاش کرده است حمله به اوکراین را در چارچوب حقوق بین الملل و منشور سازمان ملل تفسیر کند.
رسانه های غربی ، حمله روسیه را نقض اصل ممنوعیت تهدید یا اعمال زور مطرح می کنند که اولین بار در (ماده 4 بند 2) منشور سازمان ملل تصویب شد. پس از سال ۱۹۴۵، صلح تبدیل به اساسی ترین هدف جامعه ی جهانی گردید و دولتها تصمیم گرفتند در قالب تعهد متقابل بهمنظور حذف اعمال زور یا تهدید به انجام آن، خود محدودیتهایی را بر اقتدارات مبتنی بر حاکمیت خود در نظر بگیرند. باوجوداین هر کشوری هنگام توسل به زور ادعا میکند که در چارچوب ماده ۵۱ منشور گام برداشته است.
ولادیمیر پوتین در سخنرانی خود در 24 فوریه 2022، توضیح داد که «بر اساس ماده 51 (فصل هفتم) منشور سازمان ملل متحد تصمیم گرفته است، عملیات نظامی ویژه ای با تصویب شورای فدراسیون روسیه و بر اساس معاهدات دوستی و کمک متقابل با جمهوریهای خلق دونتسک و جمهوری خلق لوهانسک انجام دهد». نماینده دائم فدراسیون روسیه در سازمان ملل متحد، با اشاره به سخنرانی پوتین در 24 فوریه 2022، در جلسه شورای امنیت درباره اوکراین توضیح داد که «هدف از این عملیات ویژه محافظت از افرادی است که بهمدت هشت سال مورد آزار و نسل زدایی رژیم کییف قرار گرفتهاند». علیرغم این ، از منظر غرب ، اقدامات روسیه نقض حقوق بین الملل، از جمله؛ نقض ممنوعیت استفاده از زور منشور ملل متحد، نقض تعهد به احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی سایر دولتها، و نقض منع مداخله در امور کشورها است.
بحران اوکراین را فقط نمی توان از منظر حقوق بین الملل درک کرد. حمله روسیه به اوکراین، به هیچ وجه نبردی یک بعدی نبوده است. برجستهترین وجه آن البته مانند هر جنگ دیگری، بعد نظامی است که بیشترین توجه را به خود جلب میکند، اما این جنگ لایههای دیگری دارد که هر کدام در جایگاه خود، درخور توجه هستند. جنگ اوکراین، جنگ روایتهاست. روایت روسی و روایت اوکراینی و فراتر؛ روایت غربی. این جنگ روایت ها از طریق ابزار رسانهای، مؤسسات و مراکز تحقیقاتی، اندیشکدهها و محافل دیپلماتیک در حال انجام است و به نظر میرسد که در عرصه روایت و رسانه، روسیه، طرف فرودست است.
دکتر داریوش صفرنژاد، تحلیل گیر مسائل اوراسیا در ایران می گوید: یکی از موضوعاتی که در روایت جنگ محل اختلاف است و واقعیت چیزی نیست که رسانه های دنیا می گویند؛ آمار تلفات روسیه در جنگ است. بسیاری از کشته ها و زخمی شدهها، روس تبارهای شرق اوکراین هستند که علیه حکومت اوکراین می جنگند.
روسیه روایتی تاریخی از حمله به اوکراین و مقابله با غرب دارد. حرکت تاریخی اروپاییان به سمت شرق این قاره از اوایل قرن پنجم میلادی شروع شد اما با به تاسیس حکومت روس ها و عرض اندام آن در مقابل «غرب»، در قرن نهم میلادی از سرعت آن کاهش یافت. اما این رویارویی از آن زمان تاکنون هیچ گاه پایان نیافته است. بارزترین نمونه این رویارویی در قرن نوزدهم ناکامی ناپلئون در روسیه بعد از فتح تقریبا تمام اروپا بود. یک قرن بعد در جنگ جهانی اول، روسیه همچون سدی در مقابل حرکت غرب به شرق اروپا ایستاد. حتی شکست آلمان از روسیه در جنگ جهانی دوم هم به اتحادی میان غرب-شرق منجر نشد و تنها به بن بست دیوار برلین رسید. دیوار برلین نقطه اوجی دیگر از تقابل دو سمت این قاره بود. از نگاه حاکم کرملین حرکت غرب به شرق در اروپا هیچ گاه متوقف نشده است!
اتفاقات پیرامون اوکراین و علاقه غرب به وارد کردن کیف در اتحادیه اروپا و ناتو هم جدیدترین نمونه از تلاش تاریخی غرب با محوریت امریکا و انگلستان در حرکت به سمت روسیه است. بر اساس همین نگرش تهدید اساسی علیه روسیه از ناحیه غرب به ویژه آمریکا و ناتو است. ناتو در این معادله به عنوان ابزار تسلط آمریکا بر اروپا و محاصره روسیه از طریق زنجیره ای از پایگاه های نظامی قلمداد می شود. از نظر این دیدگاه ، برای خنثی سازی چنین تهدیداتی، روسیه بایستی توان بازدارندگی هسته ای خود را حفظ و تسلیحات متعارف خود را بازسازی نماید و قلمرو نفودش در جمهوری های شوروی به خصوص اوکراین را حفظ کند.
در این برنامه تلاش شد تا انگیزه های روسیه در حمله به اوکراین واکاوی شود. پوتین تلاش کرد حمله به اوکراین را در چارچوب منشور سازمان ملل توجیه کند. ولی به علت هجمه رسانه ای گسترده آمریکا و انگلستان ، در این زمینه چندان موفق نبود. در عین حال از کنار این موضوع نیز به راحتی نمی توان رد شد که حمله روسیه به اوکراین تنها از منظر حقوق بین الملل قابل تجزیه و تحلیل نیست. این حمله دارای ابعاد دیگری نیز است که در برنامه های بعدی به آن خواهیم پرداخت.