جنگ اوکراین از منظر حقوقی و پیامدهای آن (1)/ زمینه های تاریخی، سیاسی، حقوقی و امنیتی بحران اوکراین (1)
در قسمت اول برنامه، زمینه های تاریخی، سیاسی، حقوقی و امنیتی بحران اوکراین بررسی می شود.
روسیه در واکنش به تصمیم دولت اوکراین برای پیوستن به ناتو و حمایت آمریکا و بخشی از کشورهای اروپایی در 25 فوریه 2022 به خاک اوکراین حمله کرد. این حمله در شرایطی انجام شد که روسیه چند ماه قبل ازحمله به اوکراین اقدام به اجرای رزمایش های منظم در مرز روسیه و اوکراین کرده بود. کرملین امیدوار بود با این مانورها دولت اوکراین را مجبور به صرف نظر کردن از عضویت در پیمان ناتو بکند. از طرف دیگر دولت اوکراین و حامیان اروپایی و آمریکایی اش بر این باور بودند که مانورهای روسیه در حد هشدار است. به همین دلیل رایزنی هایی که میان روسیه و آمریکا و کشورهای اروپایی برای کاهش تنش میان روسیه و اوکراین می شد نتایج مورد انتظار را نداشت. آن هم به این دلیل که دولت اوکراین با پشتوانه حمایت دولت های غربی بر این باور بود که روسیه اقدام به حمله به اوکراین نخواهد کرد. البته روسیه نیز محاسبات اشتباهی از چگونگی واکنش دولت های اروپایی و آمریکا داشت.
برای درک عمیق و دقیق بحران اوکراین نیاز به شناخت جایگاه مهم این کشور از ابعاد مختلـف بـرای روسـیه و غـرب است. اهمیت این موضوع از این جهت است که قدرتهای درگیر در این بحران مهم ترین بازیگران نظام بین الملل بوده و پیامدهای این تقابل تاثیرات مستقیمی و غیرمستقیمی را در سطح منطقه و جهان به دنبال داشته است. اوکراین از لحاظ سیاسی، جغرافیایی و اقتصادی از اهمیت زیادی برای روسیه و غرب برخوردار است. اوکراین با 603700 کیلومتر مربع به عنوان سبد نان اروپا شناخته می شود. افزون بر این، دارای دشت های بزرگ و سرزمین های حاصلخیز است که نصف زمین های آن برای کشاورزی مناسب است. در این کشور، روس ها دومین گروه قومی محسوب می شوند. تا پیش از حمله روسیه به این کشور 22 درصد جمعیت حدود 43 میلیونی اوکراین روس بودند. اوکراین همواره، منطقه ای استراتژیک و مهم برای روسیه بوده است. این کشور از لحاظ تاریخی ارتباط نزدیکی با روسیه داشته است که تمدن اسلاوی که روسی نامیده می شود در حدود کی یف و دیگر مناطق در امتداد ساحل میان دریای بالتیک و دریای سیاه گسترش پیدا کرد. اوکراین با قرار گرفتن در جنوب غربی فدراسیون روسیه به گونه ای دروازه روسیه به سمت غرب است. این کشور در حلقه اول پیرامونی برای روسیه اهمیت حیاتی دارد چرا که از اوکراین به راحتی می توان برای محاصره روسیه استفاده نمود. از این رو، اهمیت راهبردی بسیاری برای روسیه دارد.
برای روسیه، اوکراین دروازه دسترسی به جنوب غربی آسیا بوده و شبه جزیره کریمه مشرف بر ساحل روسیه در دریای سیاه است. همچنین، اوکراین بخش مهمی از سواحل دریای سیاه و بنادر مهم آن از جمله بندر سواستوپل (Sevastopol) و اودسا (Odessa) را در اختیار دارد، بنادری که روسیه در دوره شوروی برای استقرار ناوگان خود در دریای سیاه از آنها بهره می گرفت.
با توجه به اهمیت سیاسی و جغرافیایی اوکراین، روسیه با انعقاد قراردادهای بلندمدت با این کشور تا پیش از سال 2014 و اشغال شبه جزیره کریمه حضور ناوگان دریایی خود در دریای سیاه را حفظ کرد. در زمان ریاست جمهوری بوریس یلتسین که روابط با اروپا به عنوان اولویت سیاست خارجی روسیه قلمداد می شد، ارتباط نزدیک با اوکراین یکی از راه های وصول به این هدف بود.
بحران اوکراین از زمان استقلال این کشور در سال 1991 آغاز شد. از همان ابتدای استقلال اوکراین دو جریان سیاسی طرفدار غرب و طرفدار نزدیکی به روسیه شکل گرفت. دولت روسیه برای حفظ نفوذش در اوکراین از جریان طرفدار روسیه حمایت می کرد. متقابلا آمریکا و دولت های اروپایی از جریان طرفدار غرب و دوری از روسیه حمایت می کردند. در واقع اوکراین از ابتدای استقلال به محل صف آرایی سیاسی روسیه و غرب تبدیل شد.
به موازات این صف آرایی، قدرت بین دو جریان طرفدار غرب و روسیه می چرخید. آمریکا در چارچوب سیاست مهار روسیه در مرزهایش پس از فروپاشی شوروی و توسعه چتر امنیتی ناتو به دنبال آن بود که بعد از جذب کشورهای شرق اروپا در ناتو جمهوری های استقلال یافته از شوروی را به پیمان ناتو ملحق کند. این سیاست در چارچوب مهار روسیه در مرزهایش بعد از فروپاشی شوروی به اجرا درآمد. سیاست مهار روسیه در سه بعد داخلی با کمک مالی و سیاسی به مخالفان کرملین، حوزه پیرامونی به ویژه جمهوری های مشترک المنافع و حوزه ی بین الملل به اجرا درآمد. به همین دلیل روسیه در قبال سیاست ها و اقداماتی که غرب در اوکراین اعمال کرده است با حساسیت ویژه ای دنبال می کند. چراکه، اوکراین مهم ترین کشور اروپای شرقی در ابعاد جغرافیای سیاسی و اقتصادی برای اتحادیه اروپا است. اهمیت ژئوپلیتیکی اوکراین، به عنوان دومین کشور بزرگ اروپایی واقع در سواحل شرقی و غربی دریای سیاه، تا بدانجاست که برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا از آن کشور به عنوان «ترن سیاست منطقه ای پس از گسترش اتحادیه ی اروپا» یاد می کند.
در واقع اهمیت اوکراین در رابطه ی روسیه و اوکراین و نزاع بین جریانات روس گرا و غرب گرا محدود نمی شود. بلکه یک نزاع و میدان رقابت بین روسیه و آمریکا و اتحادیه اروپا در جریان است. چنانکه تا پیش از حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022 اتحادیه اروپا بر خلاف آمریکا به دنبال نفود در حوزه نفوذ روسیه در جمهوری های استقلال یافته از شوروی با قدرت نرم و گسترش روابط با روسیه و جمهوری های شوروی بود. حمایت از انقلاب های مخملی و رنگی یک راه میانبر برای محدود کردن نفوذ روسیه در جمهوری های شوروی بود. در پایان این برنامه به یک نکته مهم می توان اشاره کرد. بحران اوکراین نه صرفاً محصول تنش بین روسیه و اوکراین، بلکه عمدتاً معلول از ستیز امنیتی و تعریف متعارض امنیت ملی و جهانی بین امریکا و ناتو از یک طرف و روسیه و چین از طرف دیگر است. این تعارض، منجر به تلاش ناتو برای تنگ کردن حلقهی محاصرهی روسیه و تلاش روسیه برای پس زدن این حلقه به سوی اروپا شده است.
مرتضی مکی، کارشناس روابط بین الملل در ایران، معتقد است: اگر ناتو و امریکا دنبال محاصرهی روسیه و گسترش ناتو به شرق نبودند، همچنین اگر پوتین دنبال احیای اقتدار شوروی نبود، اگر دولت اوکراین که عضو ناتو نیست، بیهوده به حمایت ناتو و امریکا دل خوش نمیکرد و با ایجاد توازن مثبت سایه جنگ را از کشورش دور میکرد، هجوم روسیه به اوکراین اتفاق نمیافتاد.