واکاوی علل چرخش سیاست آنکارا در حوزه عبری-عربی (8) / محور مقاومت و چرخش در سیاست خارجی ترکیه
در قسمت هشتم این مجموعه برنامه به محور مقاومت و چرخش در سیاست خارجی ترکیه می پردازیم.
منطقه غرب آسیا از سال 2003 با سقوط رژیم صدام وتقویت گفتمان عدالت طلبانه انقلاب اسلامی، هرچه بیشتر درگیر رقابت و منازعه بین بازیگران مهم منطقهای نظیر ترکیه و عربستان سعودی است. در ابتدا رقابت این کشورها بیشتر در بعد ژئوپلیتیکی قرار داشت، اما در ادامه وجوه ایدئولوژیک این کشورها نیز به عنوان عامل رقابتی مطرح شد. با فراگیر شدن محور مقاومت، ترکیه و عربستان سعودی سعی کردند تا در عراق، سوریه، لبنان، یمن و برخی دیگر از کشورهای منطقه، از گروههای ایدئولوژیک همگرای حمایت کنند. در این روند عربستان سعودی از گروههایی با گرایش وهابیت و ترکیه نیز از گروههای سنی با گرایش اخوانی حمایت کردهاند.
ایران بویژه طی دو دهه اخیر مفهوم و فرهنگ مقاومت را در هندسه سیاسی و جغرافیایی غرب آسیا مطرح کرده است. در این چارچوب، از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا شکل دادن به هویتی در هم تنیده و تحت عنوان محور مقاومت اسلامی است. اسلام انقلابی مبتنی بر نفی سلطه و تأمین آزادی انسانها براساس عقاید و ارزشهای دینی، بخشی از اعتقادات اسلامی در طول تاریخ بوده است. طبیعتاً دفاع از حقوق مظلومین و مستضعفان نیز در ادامه این اندیشه به عنوان تکلیفی دینی است. قدرتگیری مسلمانان در عراق، رشد حزبالله در لبنان، قدرت یافتن انصارالله در یمن، گسترش مبارزات مردم مظلوم بحرین و افزایش قدرت و توانایی گروههای مقاومت فلسطینی از مهمترین آثار تاثیرگذار ایدئولوژی انقلاب اسلامی در این منطقه میباشد.
ظهورو تقویت جنبشهای مردمی و اسلامی ضد غربی در منطقهی غرب آسیا به ویژه در کشورهایی چون لبنان، سوریه، عراق و فلسطین، نشان دهنده خروج اندیشه مقاومت اسلامی از مرزهای ژئوپلیتیکی ایران و انتقال آن به سایر نقاط جغرافیایی میباشد. امروزه، «محور مقاومت» پرچمدارمقابله با نفوذ صهیونیسم و امپریالیسم در جهان است. محور مقاومت پس از کسب دستاوردهای فراوان در رویارویی با جبهۀ جهانی استکبار و صهیونیسم، که مهم ترین آنها دستاوردها جنگهای 33 روزه و 22 روزه است، به پارادایمی مسلط در عرصۀ معادلات منطقهای و جهانی تبدیل شده و گفتمان مقاومت را شکل داده است. این گفتمان به سرعت در غرب آسیا و در میان همه آزادیخواهان از شیعه و سنی گرفته تا مسیحیان هوادارانی پیدا کرد.
برخی از از کارشناسان موقعیت ایران به عنوان یک قدرت مرکزی و غیرقابل انکار ایران در غرب آسیا را به خاطر موقعیت ژئوپلیتیکی سرزمین ایران میدانند، اما بسیاری از کارشناسان این را ناشی از نفوذ گفتمانی و ضدغربی ایران میدانند که دارای سه وجه مکمل است: وجه اول، فرهنگ ایرانی تاکید بر وحدت شیعه و سنی و پرهیز از طایفهگری است که میان ایران و مردم منطقه، نوعی همبستگی را به وجود میآورد. وجه دوم، فرهنگ سیاسی و الگوی مردمسالاری دینی است که به عنوان الگوی بومی، برای تلفیق دین و دموکراسی و در مقابل الگوی لیبرال-دموکراسی غربی مطرح شده است. وجه سوم، استکبارستیزی و به رسمیت نشناختن رژیم صهیونیستی است، گفتمانی که بیشترین طرفدار را در میان تودههای محروم منطقه غرب آسیا دارد. این ویژگیها که ستونهای اصلی قدرت ایران در منطقه غرب آسیا را تشکیل میدهند، موجب تقویت نفوذ ایران در کشورهای منطقه و شکل گیری و تقویت محور مقاومت شده است.
بنابراین محورمقاومت به رهبری ایران به دنبال استکبارستیزی، مبارزه با اشغالگری، صهیونیسم و تروریسم تکفیری است. از اینرو محور مقاومت به دنبال وحدت و همگرایی میان کشورهای اسلامی برای اعتلای جایگاه جهان اسلام در مقابل استکبار و صهیونیسم است. در چنین شرایطی جبهه غربی حامی رژیم صهیونیستی همواره تلاش کرده است که با تشدید سیاست ایران هراسی، برخی از کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی و ترکیه را در مقابل ایران قرار دهد. هدف اصلی نظام سلطه جابجایی دوست و دشمن در نزد اذهان مردم منطقه است. از اینرو نیز طی سالهای اخیر شاهد بودیم که به موازات تشدید ایران هراسی، تحرکات برای باصطلاح عادی سازی مناسبات رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی در قالب طرح آبراهام تشدید یافت. در واقع مطلوب نظام سلطه آن است که ترکیه با عربستان ،رژیم صهیونیستی و و برخی از کشورها در یک جناح و در مقابل محور مقاومت قرار داشته باشند. از اینرو چرخش سیاست خارجی ترکیه به سمت امارات، عربستان سعودی ، مصر و رژیم صهیونیستی با حمایت آنها مواجه شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و گسترش نفوذ مردمی و منطقهای این کشور، منطقه غرب آسیا از چهاردهه پیش تاکنون شاهد حضور دو جریان و ائتلاف بزرگ منطقهای بوده است؛ که همواره در تقابل با یکدیگر تعریف شدهاند. این دو محور عبارتند از: محور سازش به رهبری ریاض و قاهره که حمایت از منافع غرب و حفظ وضعیت کنونی در حمایت از دیکتاتورهای موجود را سرلوحه عمل خویش قرار داده است و محور مقاومت با محوریت تهران که دفاع از آرمان فلسطین و مقابله با نظام سلطه را در دستور کار خود داشتهاند.
در این میان ترکیه از ابتدا تاکنون ایدئولوژیهای مختلفی را در سیاست خارجی دنبال نمودهاند. این ایدئولوژیها شامل ایدئولوژی کمالیستی، پانترکیسم، اخوانی گری و نئوعثمانیسم بوده است. با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه در سال 2002 ، برخی از رویکردهای ضداسلامی دولت های قبلی از جمله ممنوعیت های حجاب زنان کاهش یافت. با وجود این تلاش غرب، همواره بر ایجاد تقابل بین ترکیه و ایران بوده است . آمریکا دو دهه پیش از مدل حکومتی ترکیه به عنوان مدل حکومتی دموکراتیک یاد کرد و کوشید این کشور را در محوریت طرح باصطلاح خاورمیانه جدید قرار دهد. تحولات پس از سال 2010 و توسعه تروریسم تکفیری در منطقه و وقوع بحران در سوریه و عراق، در مقاطعی باعث همکاری های نزدیک ترکیه با عربستان سعودی شد. اما این همکاریها پس از ماجرای قتل جمال خاشقچی به سردی گرایید. در عین حال رویکردهای اخوانی ترکیه موجب سردی روابط این کشور با مصر و امارات گردید . در نهایت شکست تروریسم تکفیری ضربه جدیدی به محور سازشکار در منطقه وارد کرد.
در چنین شرایطی بویژه از سال 2021 تحرکات نظام سلطه در منطقه غرب آسیا برای تغییر معادلات به نفع رژیم صهیونیستی وارد فرایند جدیدی شد. پس از شکست طرح معامله قرن ، طرح آبراهام در کانون توجه قرار گرفت و نیاز بود روابط ترکیه با مصر، عربستان سعودی، امارات و همچنین رژیم صهیونیستی بازسازی شود. این فرایند آنگونه که در غرب انتظار می رفت، پیش نرفته است. شروع عادی سازی مناسبات ایران با عربستان سعودی و از سرگیری فرایند فعالیت سفارتخانه های دو کشور نشان داد که معادلات در غرب آسیا متفاوت از خواست آمریکا حرکت می کند. در واقع افول امریکا در غرب آسیا، باعث شده است که متحدان این کشور به دنبال تغییر در رویکردهای سنتی خود بشوند . ضمن اینکه برای مردمان منطقه نیز مشخص شده است که محور مقاومت به دنبال ارتقا جایگاه جهان اسلام، باز پس گیری سرزمین های اشغالی در فلسطین، دفاع از تمامیت ارضی، حفظ استقلال و حق تعیین سرنوشت و نیز جلوگیری از غارت منابع و ثروت در عراق، سوریه، لبنان، یمن و بحرین، است. بنابراین رویکردهای سازشکارانه و تبعیت از طرح های تفرقه افکنانه غرب، مورد پذیرش مردم در جهان اسلام نیست. در واقع محور مقاومت توانسته است راهکار حفظ عزت و استقلال که همان «منطق مقاومت» است را در معرض افکار عمومی مردم منطقه قرار دهد.
در این راستا حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری، در بیانات شان، ایران را مبتکر گسترش فکر و جبهه مقاومت در مقابل زورگوییِ قدرت های سلطهگر خواندند و فرمودند: «اولین کسی که گفت «نه شرقی، نه غربی» (امام خمینی ره) امام بزرگوار ما بود و این روحیه و حرف محکم امروز به قدری رواج یافته که در منطقه ما خیلیها با اعتقاد و عمل به منطق مقاومت، از آن نتیجه میگیرند، همچون نتیجه و بهره اخیری که لبنانیها به برکت حزبالله در قضیه خطوط گازی گرفتند».