افول امریکا در غرب آسیا؛ علل و پیامدها(4) تاثیر شکست طرح معامله قرن بر افول آمریکا
در قمست چهارم از مجموعه برنامه افول آمریکا در غرب آسیا، علل و پیامدها، تاثیر شکست طرح معامله قرن بر افول آمریکا، ارائه می گردد.
یکی از نشانه های افول آمریکا در غرب آسیا ، شکست پی در پی طرح های سازش میان رژیم صهیونیستی و فلسطینیان است. یکی از این طرح های جنجالی که در دوره ریاست جمهوری ترامپ مطرح شد ، طرح معامله قرن بود .
نتیجه بخش نبودن طرحهای سازش برای حل مساله فلسطین، کشورهای متحد و همسو با رژیم صهیونیستی و در رأس آنها، ایالات متحده را بر آن داشت تا طرحی نوین با همان هدف حفظ منافع رژیم غاصب اسرائیل و گسترش نفوذ خود در جهان اسلام، ارائه کند. جان بولتون-مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ- طرحی برای سازش بین فلسطینیها و صهیونیستها ارائه کرد که بزعم آنها مشکلات طرح پیشین «دو دولت برای دو ملت» را که با شکست مواجه شد، نداشته باشد.
از سرگیری طرح سازش بین فلسطینی ها و صهیونیست ها در یکصدمین سالگرد معاهده سایکس- پیکو، در سال 2018، «معامله قرن» نام گرفت. «معامله قرن» در راستای تضعیف اتحاد کشورهای عرب و منطقه غرب آسیا بود. در طرح «معامله قرن» برنامه هایی از قبیل انتقال پایتخت رژیم صهیونیستی از تل آویو به قدس، استقرار پناهندگان فلسطینی در دیگر کشورها و مباحثی در خصوص مرزهای فلسطین و رژیم صهیونیستی، مطرح شده بود. هدف اصلی این طرح برقراری روابط نزدیک بین اعراب و رژیم صهیونیستی از یک طرف، و از طرف دیگر مقابله با جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا بود.
ایالات متحده آمریکا قصد داشت در قالب طرح معامله قرن درگیری بین رژیم صهیونیستی و فلسطین را به نفع رژیم صهیونیستی به پایان برساند. به همین خاطر است که مقامات فلسطینی با میانجیگری واشنگتن مخالف هستند و از هر گونه نشستی در سطح سران با تیم غرب آسیای آمریکا اجتناب ورزیده اند. طبق جزئیاتی که سال 2019، در روزنامه های رژیم صهیونیستی منتشر شد، اگر مقامات فلسطینی از امضای معامله قرن اجتناب می کردند، ایالات متحده تمام حمایتهای مالی خود را که قرار بود به فلسطینیها بدهد کنار میگذاشت. همچنین اگر مقامات فلسطینی معامله قرن را بپذیرند اما حماس و جهاد اسلامی آن را رد کنند، رهبران این دو گروه مورد هدف رژیم صهیونیستی قرار می گرفتند.
بنابر آنچه ذکر شد، معامله قرن یک برنامه صلح نبود و نیت برقراری صلح را نیز نداشت. این معامله به دنبال حفظ هژمونی آمریکا در غرب آسیا بود و از یک طرف به دنبال تبدیل شدن رژیم صهیونیستی به یک هژمون منطقه ای و از طرف دیگر به دنبال محدود کردن ایران بود. از همه مهمتر اینکه، معامله قرن یک طرح منطقه ای برای تبدیل رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن جهان اسلام، به باصطلاح دوست کشورهای عربی و به موازات آن تشدید ایران هراسی در منطقه در راستای اغراض آمریکا و رژیم صهیونیستی بود . در واقع این طرح همچنین به دنبال عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و مشروعیت سازی برای این رژیم نامشروع بود.
هرچه قدر از زمان اعلام طرح معامله قرن، که در سال 2018 مطرح شد، میگذرد، شکست این طرح که به پشتوانه ایالات متحده شکل گرفته بود نیز بیشتر نمایان میشود. علت اصلی آن نیز به خاطر این است که در این طرح خواسته های ملت فلسطین در نظر گرفته نشده است. نکته مهم آنکه طرح معامله قرن هیچ راهکار سیاسی در خود ندارد. در این طرح موضوعات مهم فلسطین از جمله بازگشت فلسطینیها به سرزمین مادری خود، پایان اشغال فلسطین و قدس پایتخت سرزمین فلسطین و قبله گاه اول مسلمانان به میان آورده نشد. حنان عشراوی، از مقامات ارشد سازمان آزادیبخش فلسطین، معامله قرن را یکسری وعده غیرعملی می داند و معتقد است: «تنها یک راه حل سیاسی میتواند به منازعه رژیم صهیونیستی و فلسطین پایان دهد. رژیم صهیونیستی باید به اشغالگری پایان ببخشند که این خود اولین پیش شرط رونق و آبادانیست. تحت شرایط اشغال، رونق و آبادانی در کار نخواهد بود».
در هر صورت طرح آمریکای ترامپ به دلیل نادیده گرفتن واقعیات میدانی حاکم برفلسطین اشغالی عملا شانسی برای موفقیت نداشت. همراهی حاکمان برخی کشورهای عربی با این طرح، اعتباری برای آن ایجاد نکرد چرا که اولاً این حاکمان سازشکار به دلیل عدم داشتن پایگاه مردمی، اساسا وجاهتی برای گفت و گو و مذاکره درباره مسئله فلسطین نداشتند زیرا آنها تحت نفوذ آمریکا هستند، ثانیا مساله فلسطین متعلق به کل جهان اسلام و در نهایت به واسطه قرار گرفتن در محل تلاقی ظهور و حیات ادیان ابراهیمی متعلق به جامعه بشری است. برخورد تجاری و اقتصادی صرف با موضوع ارضی ، دینی ، امنیتی و هویتی که بیش از ۷۰ سال است تمامی تحولات منطقه را تحت الشعاع قرار داده نشانه نشناختن واقعیت های موجود در منطقه و درک ناصحیح کاخ سفید از ماهیت مساله فلسطین و حمایت های کورکورانه آن از رژیم تروریستی اسرائیل است.
از دید کارشناسان امور آسیای غربی اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی در سال 2021 علیه فلسطین، لبنان و حتی یمن به خاطر ترس صهیونیستها از به نتیجه نرسیدن طرح آمریکایی «معامله قرن» بود. وقتی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی مشاهده میکنند که طرح معامله قرن آنها با استقبال ملت فلسطین و بسیاری از دولتهای منطقه مواجه نمی شود، سعی می کنند تا با گسترش دامنه جنایات علیه فلسطین و کشورهای اسلامی ، فشارها را افزایش دهند.
ترامپ بر این باور بود که اروپا و سلطان نشین های نفتی در خلیج فارس باید برای تأمین مالی «طرح معامله قرن» ده ها میلیارد دلار پرداخت کنند، اما با این حال هرگز در این باره با رهبران این کشورها و حتی جریان سازشکار فلسطین و تشکیلات خودگردان نیز مشورت نکرد. ماهیت این طرح باعث شد طرف فلسطینی از هرگونه مذاکره درباره آن خودداری کند. در نهایت ترامپ که در دام یک جانبه گرایی خود گرفتارشده بود، خود را قادر به اجرای هیچ بند از طرحی که خود پیشنهاد داده بود نمی دانست.
با پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ، عملا طرح معامله قرن نیز به شکست انجامید.به طوریکه اندیشکده مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی در برآورد استراتژیک این رژیم برای سال 2022، رسما بر شکست طرح معامله قرن تاکید کرد. شکست این طرح و بموازت آن تقویت مقاومت فلسطینی از جمله هدف قرار گرفتن عمق رژیم صهیونیستی در جنگ 11 روزه می 2021 توسط حماس و تسری درگیری مسلحانه با رژیم صهیونیستی از غزه به کرانه باختری و تشدید اعتراضات ضدصهیونیستی در اراضی اشغالی سال 1948 نشان داد که حمایت های یکجانبه آمریکا از رژیم صهیونیستی در هفت دهه اخیر نه تنها نتوانسته شعله مقاومت مردمی فلسطین را تضعیف بکند ، بلکه با تقویت مقاومت، طرح های آمریکایی سازش، پی در پی با شکست مواجه می شوند؛موضوعی که نشاندهنده افول آمریکا در غرب آسیا می باشد .