در قسمت قبلی به مصادیقی اشاره کردیم که تضعیف قدرت نظامی را در غرب آسیا باعث شده است. در ادامه مبحث قبلی به افول نظامی آمریکا از جمله کاهش حضور و تعهدات نظامی در قالب قراردادهای نظامی دوجانبه با متحدین منطقه ­ای ایالات متحده و شکست ائتلاف سعودی مورد حمایت امریکا خواهیم پرداخت.

 

ایالات متحده از دوران جنگ سرد تا کنون هزینه ­های بسیار سنگینی را جهت هژمونی برقراری نظم مطلوب خود در سراسر دنیا به ویژه منطقه غرب آسیا پرداخت نموده است. واشنگتن همواره سعی می­ کند تا با مداخله نظامی مستقیم خود منافع و امنیت مطلوب خود را تامین نماید. جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس و حمله نظامی به عراق در سال 1991، حمله به افغانستان و عراق در سالهای 2001 و 2003 از جمله مواردی است که می­توان به آن در خصوص مداخله نظامی مستقیم ایالات متحده اشاره کرد. اما پس از دوران جرج دبلیو بوش وانتخاب باراک اوباما در سال 2008 به عنوان ریاست جمهوری ایالات متحده، استراتژی نظامی این کشور از حضور مستقیم به موازنه  دور از کرانه Offshore Balancing تغییر کرد.

استفان والت و جان مرشایمر، اساتید برجسته علوم سیاسی در امریکا، در مقاله مشترکی که در جولای 2016 در نشریه معتبر Foreign Policy منتشر کردند، پیشنهاد دادند که: «بهترین استراتژی برای امریکا در سیاست خارجی، اتخاذ راهبرد موازنه از راه دور است. بدین معنی که ایالات متحده باید اولین اولویت خود را تسلط بر نیمکره غربی قرار دهد و از دخالت غیر ضروری در سایر مناطق جهان پرهیز کند. مرشایمر و والت صراحتاً اشاره می­کنند که اگر هم بنا باشد آمریکا در جنگی ورود نماید، بهتر است آخرین نیرویی باشد که وارد منازعه می­شود. به عبارت دیگر، امریکا بهتر است پایان دهنده جنگ­ها باشد و نه آغازگر آن­ها. بدین ترتیب بازیگران محلی بیشترین هزینه و خسارت جنگ­ها را متحمل می­شوند و امریکا با تحمل کمترین هزینه و دردسر. ضمن برقراری موازنه، وجهه ناجی ملت­ها را نیز کسب خواهد کرد».

نتیجه ای که از نظریه والت و مرشایمر به دست می ­آید، دقیقاً همان چیزی است که باراک اوباما و ترامپ نیز بارها مطرح کرده اند که به جای آنکه ایالات متحده هزینه تامین امنیت منطقه غرب آسیا را بپردازد ، کشورهای این منطقه بایستی هزینه آن را تامین نمایند و ایالات متحده صرفاً آن را مدیریت کند. دونالد ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی به صراحت خواستار این شده بود تا متحدین عرب امریکا در تامین امنیت منطقه راساً مسئولیت پذیرفته و کلیه هزینه ­های آن را نیز بپردازند. از نظر ترامپ، امریکا توسط دوستان و دشمنانش به طور مشابهی گروگان گرفته شده و متحدینش از سخاوتمندی آن سوء استفاده کرده و از آن سواری رایگان می­گیرند. به گفته ترامپ، حالا نوبت امریکا است که عقب بنشیند و بقیه دنیا هزینه بپردازند.

 

پس از ترامپ، جو بایدن کاهش کاهش و جابجایی ارتش ایالات متحده در غرب آسیا را آغاز کرده است. این حرکت وقتی آغاز شد که لوید آستین، وزیر دفاع وقت ایالات متحده، با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، یک تماس تلفنی در  2 ژانویه 2021 در خصوص کاهش تعهدات نظامی ایالات متحده در برخی از کشورهای منطقه غرب آسیا برقرار کرد. کاهش حضور نظامی امریکا در منطقه را می توان سرآغازی برای کاهش هژمونی این کشور در منطقه غرب آسیا دانست.

در ادامه برنامه توضیح خواهیم داد که دخالت های نظامی ارتش امریکا در منطقه  و شکست های این کشور و متحدانش ، چگونه اعتبار امریکا را در دنیا خدشه دار کرده و افکار عمومی را متوجه جنایات جنگی وانشگتن در غرب آسیا کرده است.

هفت سال از آغاز جنگ متجاوزانه ائتلاف کشور‌های عربی به رهبری عربستان سعودی به کشور یمن می‌گذرد. این جنگ که تاکنون قربانیان غیرنظامی بیشماری برجای گذاشته و میلیون‌ها نفر را به علت محاصره در معرض قحطی و بیماری قرار داده، و تا زمان اتش بس در مارس 2022 بدون وقفه ادامه داشت. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، امیدوار بود که با مداخله ریاض در درگیری‌های یمن، جنبش مردمی انصارا.. را به سرعت از معادله قدرت در یمن کنار زند.

پس از به قدرت رسیدن جنبش مردمی انصارا..  و کنار زدن منصور هادی، رئیس جمهور مستعفی مورد حمایت عربستان سعودی، این کشور با تشکیل ائتلاف سعودی و با حمایت ایالات متحده، جنگ یمن را به راه انداخت. اما خیلی زود مشخص شد که مردم یمن و جنبش مردمی انصارالله از زمان شروع درگیری در ۲۶ مارس ۲۰۱۵ به طور مداوم در حال مقاومت و  کسب پیروزی در این جنگ هستند. پس از شش سال با پذیرش آتش بس و برکناری عبدربه منصور و تشکیل شورای ریاست جمهوری در یمن ، مشخص شد عربستان سعودی رسماً باید ناکامی سیاست های خود را در یمن  بپذیرد. طبق برآورد‌های سازمان ملل، بیش از ۲۳۰ هزار نفر تاکنون در این جنگ کشته شده و میلیون‌ها نفر دچار گرسنگی و بیماری ویا جابجایی از خانه و شهرهای خود شده اند. 

ایالات متحده به عنوان یکی از حامیان اصلی عربستان سعودی در حمله به یمن، در حال حاضر به دلیل بی آبرویی این جنگ برای شعارهای حقوق بشری امریکا ، به دنبال کاهش حمایت­های خود از عربستان سعودی می ­باشد. جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا، در تشریح سیاست خارجی دولت خود در موضوع جنگ یمن مدعی شد که قصد دارد به این جنگ پایان دهد، ولی در عین حال با ادعای این که عربستان سعودی با حملاتی از جانب نیروهای تحت حمایت ایران (نیروهای انصارالله) در یمن مواجه است، به سعودی کمک خواهد کرد تا از «تمامیت ارضی» خود دفاع کند. بایدن از جنگ یمن به عنوان «فاجعه راهبردی» یاد و ادعا کرد که «به حمایت آمریکا از عملیات‌ تهاجمی (ائتلاف سعودی  _ آمریکایی) در یمن از جمله فروش تسلیحات خاتمه خواهد داد.»

ادعای بایدن درباره توقف جنگ یمن در حالی مطرح شده که ائتلاف سعودی  – آمریکایی به سرکردگی عربستان از 26 مارس 2015و زمانی که او معاون رئیس ‌جمهوری آمریکا (باراک اوباما) بود، حملات ضدانسانی خود علیه مردم مظلوم یمن را آغاز کرد. سوالی که در اینجا مطرح می­شود این است که چرا جو بایدن در سال 2015 میلادی زمانی که معاون باراک اوباما بود با حمله عربستان سعودی به غیر نظامیان یمنی مخالفت نکرد و بعد از اینکه به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شد به بهانه حمایت­های بشردوستانه اعلام کرد که دیگر به عربستان سعودی اسلحه نمی­فروشد؟ پرواضح است که ایالات متحده دیگر توان مداخله نظامی مستقیم در کشورهای منطقه غرب آسیا را ندارد؛ لذا به دنبال واگذاری مسئولیت­ها به دوش خود کشورهای این منطقه می­باشد.

با توجه به آنچه ذکر شد، باید گفت شکست سیاست ائتلاف سعودی در یمن در واقع نمونه مشخصی از افول سیاست آمریکا در منطقه است. ایالات متحده همواره ادعا می کند قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را در اختیار دارد، اما تاثیر گذاری نظامی آمریکا در راستای تحقق اهداف سیاست خارجی و امنیتی این کشور در چند دهه اخیر خصوصاً در غرب آسیا روندی افولی داشته است.

دی ۱۷, ۱۴۰۱ ۱۴:۰۶ Asia/Tehran