سازش ننگین آبراهام (3)، علل عادی سازی سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی
در قسمت سوم برنامه علل داخلی، منطقه ای و بین المللی عادی سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی را بررسی خواهیم کرد.
دلایل تمایل رژیم صهیونیستی برای عادی سازی روابط با اعراب را می توان در سه سطح داخلی، منطقهای و بینالمللی بررسی کرد. یعنی تغییر و تحولاتی در سه سطح هم برای اعراب و هم رژیم صهیونیستی رخ داده که باعث شده تا اعراب-رژیم صهیونیستی به فکر عادی سازی روابط با هم باشند. این بدان معناست که منافعی مشترک در بین اعراب و رژیم صهیونیستی ایجاد شده است و این منافع مشترک، آنها را به هم نزدیک کرده است. رژیم صهیونیستی در پرونده عادیسازی روابط با کشورهای عربی در کنار مقاصد میانمدت و درازمدت، تمرکز و نگاهش بر مسائل با اولویت فوری است؛ به عبارتی دیگر تلآویو این مقاصد را ضروری میداند و به دنبال عادیسازی روابطش با کشورهای عربی است. نخستین دلیل این اقدام رژیم صهیونیستی بحث «مشروعیت دادن» به خود است و بعد از مشروعیتسازی، مساله «تثبیت موقعیت» مطرح میشود؛ به گونهای که پس از شکست گروه تروریستی داعش در سوریه و عراق، صهیونیست ها به این نتیجه رسیدند که دیگر در حاشیه امن قرار ندارند و بر این اساس دست به عادیسازی با کشورهای عربی زدند.
مساله دیگردر مورد دلایل عادی سازی رژیم صهیونیستی با اعراب، بحث «خروج از انفعال» است. آنها با این اقدام به دنبال آن هستند که خود را منفعل نشان ندهند. برای اثبات این قضیه باید به یک مثال تاریخی رجوع کرد. رژیم صهیونیستی بعد از خروج از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ متحمل ضربههای سختی از حیث نظامی و حیثیتی شد. پس از آن، شکست های ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه، ۲۲ روزه، هشت روزه و ۵۱ روزه موجب شد تا جایگاه نظامی این رژیم به خطر بیفتد و به همین دلیل از همان موقع به فکر کسب پیروزی نسبی افتادند. به همین دلیل نتانیاهو و تیمش تمامقد سعی کردند، مسئله عادیسازی روابط با کشورهای عربی را در دستور کار خود قرار دهند که بخشی از این موضوع برای نتانیاهو مصرف داخلی داشت.
مقامات رژیم صهیونیستی به شدت نیاز داشتند تا از منافع عادی سازی در عرصه مسائل داخلی خود استفاده کرده و برای پیروزی خود بر رقبای داخلی برگهای برندهای را نشان دهند. درواقع برای رژیم صهیونیستی که سالهای طولانی آرزوی خروج از انزوای سیاسی و ژئوپلیتیکی در منطقه غرب آسیا را داشت این وضعیت فرصت خوبی محسوب میشود. محمد عربگری معتقد است: «بر هیچ ناظر منصفی پوشیده نیست که قصد اصلی رژیم صهیونیستی در طول نیم قرن گذشته تنها تداوم اشغال نامشروع سرزمین فلسطین و در عین حال کسب پرستیژ در سطح جهانی و ارائه طرح های سازش برای برطرف کردن وجهه ناشایست در میان افکار عمومی جهان است . این رژیم با نادیده گرفتن حقوق مردم فلسطین تنها درصدد گرفتن وقت جهت سرکوبی نهضت آنان است ، در این بین چیزی که بیش از همه جهت سرپوش گذاردن بر جنایات این رژیم به کار خواهد آمد ، ارائه نمایش صلح طلبی و صلح دوستی ظاهری از سوی اسرائیل است. »
دلایل روند عادی سازی مناسبات میان رژیم صهیونیستی و اعراب را میتوان در اهدافی از جمله منابع آب نیز جستجو کرد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و تا حدودی رژیم صهیونیستی، در زمینه مسئله منابع آب با مشکلات عمدهای مواجه هستند. همین مشکلات موجب شده تا رژیم صهیونیستی شرکتهای عمده تولید و تامین کننده دستگاهها و تاسیسات آب شیرین کن جهان را در خود جای دهد. این موضوع، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را نیازمند شرکتهای رژیم صهیونیستی فعال در این زمینه میکند. همکاری رژیم صهیونیستی با عمان در زمینه احداث تاسیسات آب شیرینکن شاهدی در این خصوص است. کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی، با نیازهای جدید و پیچیدهای مواجه شدهاند که دو طرف را مجاب به همکاری میکند. درواقع عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی برای امارات صرفاً مسئلهای سیاسی نیست. ابوظبی به صادرات نفت متکی بوده و دوبی نیز به تجارت، بانکداری و گردشگری اتکا داشته و تلاش دارد به هاب تجاری در منطقه تبدیل شود. برای سران امارات ابعاد اقتصادی، تجاری و گردشگری ایجاد رابطه با رژیم صهیونیستی اگر هموزن ابعاد سیاسی آن نباشد، کمتر هم نیست. نخستین پروازهای تجاری به محض عادیسازی روابط بین امارات و رژیم صهیونیستی از طریق فضای عربستان سعودی انجام شد. سفر از رژیم صهیونیستی به امارات به مدت 7 ساعت طول میکشید، اما با موافقت عربستان سعودی برای استفاده هواپیماهای تجاری و مسافری رژیم صهیونیستی از فضای هوایی خود، این زمان به 3 ساعت کاهش پیدا کرده است. این وضعیت برای سفر گردشگران رژیم صهیونیستی به دوبی بسیار جذاب بوده و از لحاظ اقتصادی و تجاری دریچههای بسیار مهمی را برای این رژیم باز کرده است و صادرات کالاهای رژیم صهیونیستی و محصولات کشاورزی این رژیم و صادرات فناوری آن از این طریق انجام میشود.
از جمله دیگر عوامل داخلی تاثیرگذار بر عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب میتوان به بهرهگیری نتانیاهو از این موضوع به منظور کسب دستاوردهای داخلی جهت پیروزی بر رقبای داخلی خود اشاره کرد. در حقیقت برای نخست وزیر رژیم صهیونیستی، اعلامیههای عادی سازی در بهترین موقع صورت گرفت. وی در مواجهه با محاکمه قضایی، موج جدید کووید-19 و رکود اقتصادی با سطح بیکاری بیسابقه، به یک تقویت کننده نیاز داشت. وی همچنین برای اجتناب از الحاق کرانه باختری که وعده داده بود، به یک راه گریز نیاز داشت. نتانیاهو به کرات قول داده بود که بخشهایی از کرانه باختری را به انضمام رژیم صهیونیستی در خواهد آورد، اما وی در بحبوحه همهگیری کرونا و بدون چراغ سبز دولت ترامپ، برای این کار آمادگی نداشت. اعلام این توافق معمای پیچیدهای را برای نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی حل کرد. نتانیاهو توانست عادی سازی روابط با برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس را به نام خود ثبت کند، در حالی که شهرک سازی غیر قانونی وی در کرانه باختری همچنان ادامه داشت.
یکی از دلایل رژیمهای عربی برای آغاز آشکارسازی مناسبات خود با رژیم صهیونیستی، پروژه ایران هراسی و تلاش برای فراگیر شدن آن در میان سران سازشکار عرب منطقه طی دو دهه گذشته است. در این میان یکی از مهمترین راهبردهای رژیم صهیونیستی برای دامن زدن به فضای ایران هراسی در میان کشورهای منطقه، تهدید نشان دادن توان دفاعی ایران بوده است. با روی کار آمدن بایدن و آغاز مجدد مذاکرات هسته ای، اعراب خلیج فارس و رژیم صهیونیستی، شوکه شدند. عربستان سعودی، امارات و بحرین به شدت مخالف محدود شدن مذاکرات با ایران در حوزه هسته ای هستند. در کنار سه ضلع مخالف در خلیج فارس، خواسته های رژیم صهیونیستی هم که با جدیت دنبال می شد، بی شباهت به خواسته های اعرابی که با گفتگوهای هسته ای با ایران مخالف بودند، نیست.
طی چند دهه گذشته، رژیم صهیونیستی سعی کرده با استفاده از تمام توان تبلیغاتی و سیاسی خود به ویژه از طریق لابیهای قدرتمند صهیونیستی در کشورهای غربی اینگونه جلوه دهد که توانایی روزافزون دفاعی ایران و به ویژه پیشبرد برنامه دفاعی موشکی جمهوری اسلامی به طور بالقوه و بالفعل در راستای مقابله با همسایگان عرب ایران است. بهنام وکیلی، کارشناس مسایل غرب آسیا میگوید: «تحولات داخلی و ضعف های ساختاری موجود در کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی از یکسو و ظهور ایران به عنوان یک هژمون و قدرت منطقه ای از سوی دیگر موجب شده تا برخی از کشورهای عربی وارد این روند عادی سازی شوند.»