سازش ننگین آبراهام(2)، ماهیت و علل طرح سازش و بازیگران آن
در قسمت دوم مجموعه متون برنامه ای، ماهیت و علل طرح سازش آبراهام و بازیگران دخیل در این امر را بررسی خواهیم کرد.
در پایان سال 2020 میلادی تحول جدیدی در سطح روابط اعراب و رژیم صهیونیستی به وجود آمد.روند عادیسازی روابط میان کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی از امارات متحده عربی آغاز شد. با امضای طرح سازش آبراهام، در سپتامبر 2020 مقدمات روابط دیپلماتیک و عادیسازی کامل بین امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی ایجاد گردید. این طرح سازش ظاهراً به دنبال همکاری در حوزههای مختلفی از قبیل کشاورزی، گردشگری، انرژی، محیط زیست و نوآوری بوده است. دولت بحرین نیز در سپتامبر 2020 به توافق آبراهام پیوست. پس از آن، سودان و مغرب نیز به ترتیب در اکتبر و دسامبر 2020 جهت پیوستن به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی اعلام آمادگی کردند.
بحرین و رژیم صهیونیستی در سال 2022 از طرحی موسوم باصطلاح "استراتژی مشترک صلح" به عنوان نقشه راهی برای توسعه روابط خود خبر دادند. بحرین و رژیم صهیونیستی در بیانیه مشترکی از طرحی دوجانبه و ۱۰ ساله موسوم به "استراتژی مشترک صلح" خبر دادند که قرار بود نقشه راهی برای توسعه روابط میان دو طرف باشد.در بیانیه مشترک بحرین و رژیم صهیونیستی آمده است: دو طرف تقویت روابط استراتژیک و امنیتی برای مقابله با چالشهای منطقهای از جمله تهدیدهای هستهای، فعالیتهای تروریستی، افراط گرایی مذهبی، فقر و چالشهای اجتماعی را بررسی کردند. همچنین، طبق بیانیه یاد شده، دو طرف، راههای تقویت همکاریهای مدنی، اقتصادی و تجاری دو کشور برای برقراری صلح و رفاه را که ضامن منافع دو ملت است، مورد بررسی قرار دادند.
همانطور که قبلا گفته شد در معاهده سازش کمپ دیوید که در سال 1979 به امضا رسید؛ به علت همراهی نکردن مردم کشورهای عربی، این معاهده به اجرا در نیامد، لذا در توافق آبراهام، رژیم صهیونیستی در صدد جلب نظر مردم در کشورهای عربی شد. در اندیشکده ی فارین پالسی به نقل پژوهشگری با عنوان «کدووایور» (Koduvayur)، در مقالهای در سال 2020 آمده است: تفاوت معاهده صلح مصر و اردن با رژیم صهیونیستی در سالهای 1979 و 1994 میلادی با توافق آبراهام ملموس است و در دو واژه "صلح سرد" و "صلح گرم" خلاصه شده است. صلح سرد صرفا بین دولتها و سران دو طرف یعنی رژیم صهیونیستی با مصر و اردن، به امضا رسید، اما صلح گرم به دنبال برقراری روابط مردم دو رژیم عربی و صهیونیستی با هم از طریق روابط گردشگری و ورزشی است. از تفاوت های مهم بین فرآیند سازش اسلو و معاهده سازش آبراهام می توان به این اشاره کرد که در فرآیند سازش اسلوابتدا قرار بود مذاکراتی بین رژیم صهیونیستی و فلسطین انجام شود و پس از آنکه به توافق رسیدند، به تبع آن اعراب نیز فرایند صلح با رژیم صهیونیستی را آغاز کنند، اما در معاهده سازش آبراهام، کاملا برعکس معاهده اسلو اتفاق افتاد یعنی رژیمهای عربی منطقه بدون در نظر گرفتن مساله فلسطین اقدام به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی کردند.
از عوامل تاثیرگذار در عادیسازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی می توان به بحث بیداری اسلامی اشاره کرد. با وقوع بیداری اسلامی حکومتهای دیکتاتوری منطقه، نسبت به فروپاشی ساختار حکومتی خود احساس تهدید کردند. حکام برخی کشورهای عربی احساس کردند که در پی بیداری اسلامی موازنه قوا به نفع جمهوری اسلامی ایران و به ضرر آنها رقم خواهد خورد. همچنین، با شکلگیری گروههای تروریستی در منطقه غرب آسیا، که با هدف تضعیف جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت شکل گرفته بود، زمینه برای تغییر موازنه قوا منطقهای به نفع رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای مرتجع عربی فراهم شد، اما با شکست گروههای تروریستی و پایان به اصطلاح خلافت سرزمینی گروه تروریستی داعش، نه تنها قدرت منطقهای ایران تضعیف نشد بلکه از آنجایی که جمهوری اسلامی ایران و متحدانش نقش پررنگی در شکست تروریسم داشتند، موقعیت منطقهای ایران و محور مقاومت بیشتر تقویت شد. این امر باعث شد تا حکومتهای عربی منطقه غرب آسیا به دنبال همکاری با رژیم صهیونیستی جهت برقراری موازنه قوا در مقابل جمهوری اسلامی ایران باشند.
برای شناسایی عامل مهم دیگر تاثیرگذار در عادیسازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی می توان از وضعیت داخلی کشورها و به خصوص بحرین یاد کرد. بحرین از سال 2011 شاهد قیام مردمی است و موقعیت رژیم آل خلیفه در بحرین متزلزل است و مشروعیت آن کاهش شدیدی داشته است. «رایان بوهل»، تحلیلگر مسائل غرب آسیا در اندیشکده استراتفور میگوید: «موقعیت بحرین در پیمان آبراهام کاملا منحصر به فرد است، چون این پادشاهی در چشم بخش بزرگی از مردمش نامشروع است.» با این حال، بر خلاف امارات، در بحرین عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی به منبع مهمی برای افزایش نارضایتی از این رژیم تبدیل شد. الهام فخرو، کارشناس دانشگاه اکستر انگلیس نیز میگوید «از سال 1947 تاکنون، مردم بحرین در تمام رویدادهای مربوط به فلسطینیها مانند طرح سازمان ملل برای تقسیم فلسطین، جنگهای عرب – رژیم صهیونیستی، محاصره و بمباران بیروت توسط رژیم صهیونیستی و حمله به نوار غزه به خیابآنها آمده اند و از مردم فلسطین حمایت کردهاند.»
به گفته کریستیان اولریچسن Christian Ulrich نویسنده کتاب « اقتصاد سیاسی بین المللی خلیج فارس »، «بحرین همواره در سیاستهای داخلیاش از یک گرایش پان عرب و اسلامی قدرتمند برخوردار بوده است. اعتراضات مردم بحرین در مراحل اولیه منازعه اعراب و رژیم صهیونیستی و اعتراضات مربوط به عادی سازی مناسبات با رژیم صهیونیستی، نشان میدهند که این مساله قدرت بسیجش در میان طبقات مختلف شهروندان بحرینی را حفظ کرده است.» با همه ی این تواصیف باید گفت که عادیسازی روابط میان کشورهای عربی چند دسته بازیگر دارد که شامل مقامات 4 کشور عربی و رژیم صهیونیستی، لابی یهودی در آمریکا، دونالد ترامپ و تیم آن و همچنین عربستان سعودی است. در این میان، نقش دونالد ترامپ و حکومت عربستان سعودی بیش از سایرین است.
گرچه عربستان سعودی در قبال عادی سازی روابط امارات متحده عربی و بحرین به ظاهر موضع سکوت اتخاذ کرده است و از هرگونه اظهار نظر رسمی خوداری میکند، با وجود این چنانچه رویکرد عربستان سعودی در سال 2022 مانند مصاحبه العربیه انگلیسی با نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی نشان می دهد، این کشور طرف اصلی معامله با تل آویو در فرآیند عادیسازی روابط بوده است. عربستان سعودی در طول دهههای گذشته سیاست افزایش قدرت و نفوذ منطقهای را به روشهای مختلف دنبال کرده و ائتلاف سازی منطقهای نیز از جمله محورهای کلیدی در سیاست خارجی عربستان سعودی بوده است. شکلدهی به شورای همکاری خلیج فارس و سپس تلاش برای تقویت جبهه موسوم باصطاح محور میانهرو عربی در برابر محور مقاومت از مهمترین این تلاشها بوده و هست. با این حال بعد از آغاز خیزشهای مردمی در جهان عرب از سال 2011 و گسترش بحرانهای منطقهای و ورود ریاض به رویکرد تهاجمی در سیاست خارجی، ائتلاف سازیهای منطقهای عربستان سعودی شدت گرفت و توسعه یافت.
بسیاری از تحلیلگران، ائتلاف سازیهای عربستان سعودی را پیش از هر چیزی بر اساس احساس شکست در مقابل ایران و محور مقاومت در منطقه می دانند. تحلیل غالب این است که عربستان به دلیل آنکه بابت تبعات عادیسازی روابط خود با رژیم صهیونیستی نگران بود، از عادیسازی روابط بحرین و امارات با این رژیم حمایت کرد و در این راستا نقش مهمی داشته است.
با تمام اینها باید گفت که رژیم اسرائیل به عنوان دشمن شماره یک ایران و جهان اسلام در تلاش است برای رهایی از مخاصمه استراتِژیک در منطقه به دلیل توانمندیهای بالای سیاسی محور مقاومت به ویژه در لبنان و سوریه از طریق نزدیک شدن به برخی از کشورهای سازشکار عربی که خائن به آرمان فلسطین هستند، ضمن برقراری توازن تهدید، شرایط را برای امتیازگیری از ایران به ظن خود فراهم سازد.