• مهاجران

یکی از ابعاد مهاجرت مسلمانان به اروپا، تأثیر این پدیده بر رشد اقتصادی کشورهای اروپایی است.

یکی از ابعاد مهاجرت مسلمانان به اروپا، تأثیر این پدیده بر رشد اقتصادی کشورهای اروپایی است. بسیاری از سیاستمداران اروپایی همگام با افکار عمومی و برای بهره برداری تبلیغاتی، مسلمانان مهاجر را با توجه به عوامل اقتصادی و اجتماعی (مانند فقر ، بیکاری و سطح پایین آموزش) چالشی برای اقتصاد اروپا تلقی می کنند. کما اینکه در فرانسه ، اتباغ الجزایرو مغرب؛ در آلمان و هلند ، اتباع ترکیه و مغرب و در انگلیس، بنگلادشی ها و پاکستانی ها بیشترین چالش را با دولت های این کشورها دارند. مخالفان معتقدند مهاجران وارد بازار کسب و کاراروپا می شوند و این می تواند عاملی برای بیکاری جوانان اروپایی بویژه در کشورهایی که با بحران های اقتصادی دست به گریبانند، محسوب شود. در مقابل، بسیاری دیگر از محققین معتقدند که حضور مهاجران در کشورهای اروپایی می تواند فرصت مناسبی را برای تحرک اقتصادی کشورهای میزبان ایجاد کند. این گروه معتقدند که مهاجران بیش از آنکه باری بر دوش کشورهای اروپایی تحمیل کنند ، نقش مثبتی در رشد اقتصادی این کشورها ایفا می نمایند . در موج جدید مهاجرت ناشی از بحران سوریه، آلمان از جمله کشورهایی است که بیشترین مهاجر را پذیرفته است . هرچند آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان ، در پیامی پذیرش مهاجران را به مسایل انسانی و اخلاقی پیوند داد ،اما چنین اقدامی از سوی آلمان بیش از آنکه یک مسأله اخلاقی باشد، یک موضوع اقتصادی است و به منافع این کشور مربوط می شود. چراکه ساختار جمعیتی آلمان پیر و نرخ زاد و ولد در آن پایین است. با توجه به اینکه براساس آمارمؤسسه پژوهش‌ کار ، حدود 77 درصد از مهاجران و پناهندگان جدید در سن کار هستند، این موضوع می تواند برای تضمین و تداوم رشد اقتصادی آلمان بسیار کمک کننده باشد. در واقع در بلند مدت ممکن است کشورهایی مثل آلمان، اتریش و سوئد برای رشد اقتصادی خود تأثیر مثبتی از مهاجرت بپذیرند، اما در کوتاه‌مدت آن دسته از کشورهایی که با بحران اقتصادی و نرخ بیکاری بالا مواجه هستند، ممکن است از بابت افزایش تعداد مهاجران در کشورهای خود آسیب ببینند. بر همین اساس، کشورهایی چون یونان، مقدونیه ، بلغارستان، مجارستان و اسلواکی نمی توانند حضور این پناهجویان را در ساختار اقتصادی و اجتماعی خود تحمل کنند و به ‌شدت مخالف سهمیه بندی مهاجران هستند.

یکی از مهمترین خصوصیات موج جدید مهاجرت مسلمانان به اروپا این است که جنگ و ناامنی در خاورمیانه باعث بروز پدیده ای بنام مهاجرت برای بقاءشده است. در واقع بخش عمده ای از علل شکل گیری و گسترش مهاجرت به اروپا، انگیزه های اقتصادی و سیاسی داشته است. بیکاری و نبود شغل از یک سو، فشار ها و سرکوب سیاسی از سوی دیگر همواره جزء عوامل ترغیب کننده مهاجرت بوده اند. در این میان نباید اهمیت فراوان عوامل زیست محیطی همچون تغییرات آب و هوایی، کم آبی و خشکسالی ، گسترش بیابان ها که امنیت غذایی و جانی بسیاری از انسان ها را بویژه در آفریقا مورد هدف قرار داده است، نادیده گرفت. اما در کنار این عوامل، علت ریشه ای سیل مهاجرت جدید به اروپارا باید در بی ثباتی سیاسی و بحران های امنیتی در خاورمیانه دانست که ریشه در مداخلات نظامی غرب دارد و منجر به گسترش پدیده "مهاجرت برای بقاء"شده است.یعنی قبل ازاینکه خشکسالی،فقر ، بحران اقتصادی و خفقان سیاسی را علت مهاجرت سالهای 2014 و 2015 به اروپا بدانیم باید علت ریشه ای را در فقدان امنیت و صلح جستجو کرد. انگیزه بسیاری از مهاجران سوری ، افغان و عراقی که به کشورهای اروپایی مهاجرت کرده اند، ابتدا امنیت جانی و سپس دستیابی به کسب و کار جدید و بهبود اوضاع اقتصادی خود است. در نهایت، یکی از مهمترین دلایل مهاجرت و ترک وطن برای هر فردی ، از دست دادن امید به آینده است. روند کنونی مهاجرت را می توان مهمترین پیامد حمایت امریکا و اروپا از تروریست های تکفیری در سوریه ، عراق، لیبی و یمن دانست. جای تردید نیست که غرب با حمایت خود از تروریست های داعش و تکفیری ها نقش اصلی را در تداوم بحران سوریه و گسترش آن به عراق و در نتیجه ایجاد این شرایط اسفبار برای مهاجران داشته است. جرقه اصلی این روند، در حمله 2003 امریکا و انگلیس به عراق زده شد و به دنبال آن ناتوانی کشورهای مهاجم از تأمین ثبات و امنیت عراق، اوضاع سیاسی -امنیتی این کشور را وخیم تر کرد. نقش برخی قدرت های غربی در بحران کنونی خاورمیانه (غرب آسیا) به قدری واضح است که حتی سیاستمدارانی مانند تونی بلر ، نخست وزیر اسبق انگلیس که روزی مجری حمله به عراق در سال 2003بودند و بذراولیه این بحران را پاشیدند ، در مقابل انبوهی از اطلاعات، چاره ای جز عذر خواهی ندیدند.

یکی دیگر از ابعاد مهاجرت مسلمانان به اروپا ، اقدامات و تدابیر قانونی و فنی دولت های اروپایی به منظور جلوگیری یا متقاعد کردن افراد برای خودداری از مهاجرت است. دراین راستا می توان ازکاهش حقوق ومزایای مهاجران ومتقاضیان پناهندگی،شرایط سختگیرانه دررابطه با پیوستن خانواده ها، دسترسی به بازار کار و بهره مندی از مزایای اجتماعی نام برد. این اقدامات قانونی در چندین کشور عضو اتحادیه اروپا، همراه با افزایش بودجه برای کنترل مهاجرت انجام شده است. همچنین برخی کشورهای اروپایی مبالغ کلانی را صرف بکارگیری فن آوری های پیشرفته به منظور افزایش کنترل بر مهاجرت نموده اند. همچنین برای مقابله با موج جدید مهاجرت، کشورهای عضو اتحادیه اروپا به تدریج همکاری های خود را در این زمینه افزایش داده اند. موضوع مهاجرت و پناهندگی همواره در رأس دستورکار سیاسی اتحادیه اروپا بوده است. با وجود ویترینی از قوانین و کنوانسیون های جهانی و اروپایی در حوزه مهاجرت و پناهندگی، معمولا این مقررات در عمل به طور کامل اجرا نشده و با مشکلاتی همراه بوده اند . به عنوان مثال بر اساس قانون دوبلین 3 که از ابتدای سال 2014 به اجرا گذاشته شده است، پناهجویان باید در همان کشور عضو اتحادیه اروپا که برای نخستین‌بار وارد آن می‌شوند ، تقاضای پناهندگی بدهند. اما در بحران جدید مهاجرت بر خلاف آن رفتار شد و کشورهایی مانند یونان، ایتالیا و کشوهای حوزه بالکان که دروازه ورود به اروپا محسوب می شوند، این قانون را رعایت نکردند. در واقع کشورهای جنوب اروپا معتقدند به دلیل کنوانسیون دوبلین، بار اصلی پناهجویانی که از کشورهای آسیایی و آفریقایی به سوی این کشورها سرازیر می شوند، بر دوش آنها است در حالیکه کشورهای دیگر مثل آلمان با تغییر این قانون مخالف هستند. به طورکلی قوانین مشترک کشورهای اروپایی در حوزه مهاجرت بر ضرورت محدودیت جریان مهاجرت تأکید دارد. به عنوان مثال "کنوانسیون دوبلین3" توانایی دولت ها را در اعطای ویزا به مردان جوانی که در خواست پناهندگی دارند، محدود کرده است. این کنوانسیون فرایندهای دقیق و سخت گیرانه ای را برای رسیدگی به درخواست پناهندگی تعیین کرده است. هدف از این کنوانسیون محدود کردن متقاضیان پناهندگی است و این امر را غیر ممکن کرده است که متقاضیان پناهندگی بتوانند همزمان به کشورهای مختلف اتحادیه اروپا درخواست پناهندگی ارائه دهند. در اروپا پیوند اسلام با مهاجرت منجر به سخت تر شدن قوانین مهاجرت شده است که هدف از آن کنترل مهاجران کشورهای اسلامی است. امروزه، مهاجران مسلمان پایبندی خود به مذهب را دلیل اصلی تبعیض و محرومیت هایی می بینند که در سیاست های جدید مهاجرت اروپایی تدوین شده است.در راستای تبلیغات منفی رسانه ها و احزاب راستگرای افراطی ، این تصور نادرست شکل گرفته است که اگر چه همه مسلمانان تروریست نیستند اما اکثر تروریست ها مسلمان هستند. در نتیجه چنین تفکری، قوانین ضد تروریستی عمدتا معطوف به کنترل مسلمانان شد.

افزایش جمعیت مهاجر بویژه طی سالهای بعد ازآغاز بحران سوریه و هجوم صد ها هزار نفر مهاجر به مرزهای اروپایی نشان از ناکارآمدی قوانین کنترل مهاجرت دارد. اروپایی ها به جای پرداختن به دلایل اصلی گسترش مهاجرت در سال های اخیر ، تلاش می کنند تا صورت مسئله را پاک کنند. یکی از مهمترین علل این شرایط نامساعد در رابطه با مهاجران، سیاست های متناقض کشورهای اروپایی و نبود قوانین یکپارچه مهاجرت در اتحادیه اروپا است. در واقع سیاست های متناقض کشورهای اروپایی مانع از آن می شود که به طور ریشه ای به کنترل مهاجرت بپردازند. این دوگانگی مصادیق دیگری نیز دارد . از یک طرف کشورهای اروپایی سیاست های جنگ طلبانه در برخی کشورهای آسیایی و افریقایی همچون سوریه و لیبی را دنبال می کنند و از سوی دیگر حاضر به پذیرش عواقب و پیامدهای جنگ در این کشورها نیستند. یکی از موضوعات دیگری که به ناکارآمدی قوانین اروپایی مهاجرت کمک کرده است، خارجی‌ستیزی برخی گروه ها و احزاب در کشورهای اروپایی است که باعث شده است علیرغم تعهدات بین‌المللی حقوق بشر ، کشورهای اتحادیه اروپا در تحقق کامل حقوق بشر برای مهاجران و پناهندگان ناموفق باشند . چرا که بسیاری از قوانین مهاجرتی اروپا بیش از آنکه بر اساس درک درست از مهاجرت تدوین شده باشند ، بر اساس منافع حزبی ‌ پایه‌ریزی شده‌اند . هدف اولیه سیاستمداران هنگام سخن گفتن از مهاجرت این است که به مردم اطمینان بدهند که دغدغه شهروندان ، دغدغه اصلی آنها است . اما واکنش‌ها به ساخت حصارها و اخراج مهاجران و ... دقیقاً بر درک واقعی از شرایط, استوار نشده است و به همین جهت کارامدی لازم را ندارند و فاصله زیادی با حقایق مربوط به مهاجرت دارند. برخی اقدامات کشورهای اروپایی در برخورد با مهاجران در تعارض با اصول اولیه حقوق بشر است که از جمله مصادیق آن می توان به این موارد اشاره کرد : گسترش احساسات منفی نسبت به مسلمانان همچون تبعیض، اهانت و تعرض و تخریب اماکن مقدس، آتش زدن مساجد ؛ اعمال محدودیت بر رفتار های دینی مسلمانان همچون ممنوعیت و محدودیت نماز جمعه و حجاب علیرغم به رسمیت شناختن اسلام و تضمین حقوق مدنی مسلمانان ؛ تلاش برای ادغام سایر فرهنگ ها در فرهنگ اروپایی (سیاست تحمیل فرهنگی) ؛ محدودیت و عدم صدور مجوز برای ساخت مساجد جدید علی رغم این که قانون اساسی کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، انگلستان، هلند و بلژیک و... آزادی دین و عقیده را در معنی حقوقی آن تضمین می کند ؛ قصور در عملیات نجات پناهجویان در دریای مدیترانه ، استفاده از مهاجران در مشاغل پست و حمایت از فعالیت احزاب راست افراطی و نژاد پرست برشمرد.

به عنوان نتیجه گیری باید گفت که یکی از مهمترین علل شرایط بحرانی در حوزه مهاجرت در اروپا تفسیرهای متفاوت از قوانین پیشین، سیاست های متناقض و نبود قوانین یکپارچه مهاجرت در اتحادیه اروپا است. از یک طرف کشورهای اروپایی سیاست های جنگ طلبانه در برخی کشورهای آسیایی و افریقایی همچون سوریه و لیبی را دنبال می کنند و از سوی دیگر حاضر به پذیرش معقولانه عواقب و تبعات جنگ و خشونت طلبی در این کشورها نیستند و با اعمال سخت گیری های فراوان در سرحدات مرزی و وادار کردن آنها برای اقامت در اردوگاه های اجباری که از کمترین امکانات رفاهی برخوردار هستند، اصول اولیه حقوق بشر را که خود منادی آن هستند زیر پا گذاشته و مشکلات فراوانی را بر مهاجران بی پناه تحمیل کرده اند . تبلیغات منفی علیه مهاجران مسلمان در اروپا در شرایطی است که یکی از مهمترین علل وضعیت بحرانی در خاورمیانه و مصیبت ها و رنج های طاقت فرسایی که مهاجران مسلمان متحمل می شوند، جنگ افروزی های کشورهای غربی و حمایت آنان از گروه های تروریستی و تکفیری در منطقه است، چنانچه خود مجریان این جنگ ها از جمله تونی بلر، نخست وزیر اسبق انگلیس ، بعد از 12 سال, ضمن عذرخواهی به این حقیقت اعتراف کردندکه شکل گیری گروه تروریستی داعش و بخش عظیمی از بحران سوریه و سایر کشورهای خاورمیانه و متعاقب آن بحران مهاجرت ، نتیجه جنگ سال 2003 عراق و عدم توانایی بر کنترل و برقراری ثبات در این کشور بعد از جنگ بوده است . در واقع شهروندان کشورهایی مانند سوریه ، عراق وافغانستان به دلیل ناامنی ها و بی ثباتی های ناشی از مداخلات نظامی غرب ، هم در کشورشان حقوق آنها نقض شده است و هم در روند مهاجرت با رویکرد تبعیض آمیز غرب مواجه شده اند.

پژوهشگر: دکتر مهدی محمدنیا

مرداد ۰۴, ۱۳۹۷ ۱۰:۴۵ Asia/Tehran