تبعات 20 سال اشغال افغانستان (8) تبعات فرهنگی- اجتماعی اشغال 20 ساله افغانستان
-
محل تحصیل دختران افغانستانی علیرغم شعارهای آمریکا برای بازسازی این کشور
در قسمت هشتم از مجموعه برنامه تبعات 20 سال اشغال افغانستان؛ تبعات فرهنگی- اجتماعی اشغال 20 ساله افغانستان توسط آمریکا بررسی می گردد.
از مهم ترین اهداف فرهنگی -اجتماعی آمریکا برای تسلط کامل بر افغانستان، ترویج سبک زندگی آمریکایی و تبلیغ ارزشهای غربی از طریق رسانهها، دانشگاهها، مراکز آموزشی و موسسات غیر دولتی در قالب سمن ها (ان.جی.اوها)، رادیو، تلویزیون، سینما، ماهواره و شبکه های اجتماعی است. طی دو دهه (2001 تا 2021) آمریکا و کشورهای متحد اروپاییاش، چندین هزار موسسه غیردولتی در قالب سمن ها ( ان.جی.اوها ) در افغانستان ایجاد کردهاند که بخشی از این موسسان به ظاهر خصوصی، تغییر تدریجی فرهنگ مردم افغانستان را عهده داشتند و در قالب افزایش ظرفیتهای فرهنگی جوانان، زنان، حقوق بشر، ارزشهای مدرن، اهداف و سیاستهای خودشان را به پیش میبرند.
تغییر نظام آموزش، مهم ترین و اصلی ترین نهاد مورد توجه نظام سلطه در افغانستان است. این نهاد قدرت تأثیر بر تمامی نهادهای دیگر جامعه را داراست. از همین رو آنان در پی تغییر ریشه ای آموزش افغانستان در تمامی مراحل تحصیلی و دانشگاهی بودند. اولین اقدام غربیان، تغییر شیوه های آموزشی در مرحله ابتدایی و راهنمایی بود که می توان به حذف واحدهای درسی دینی مانند فقه، تفسیر، عقاید، زبان عربی، کاهش ساعات تدریس قرآن در مدارس و تغییر محتوای کتب درسی اشاره کرد. آنها سرفصل دروس را در مدارس ابتدایی به بهانه اینکه سرفصل مبتنی بر ترویج خشونت و فعالیت جهادی است، تغییر دادند و سر فصلها را به سمت سکولاریسم، ترویج انگارههای غربی بویژه در علوم انسانی و افزایش احساس حقارت در برابر پیشرفتهای مادی و معنوی فناوری غرب هدایت کردند.
از دیگر اقدامات آمریکا، کاهش ساعات تدریس درس فرهنگ و تمدن اسلامی در دانشگاه های افغانستان بود. این واحد درسی در تمامی ترم های تحصیلی دانشگاه های افغانستان تدریس می شد و طی آن، دانشجویان، احکام عبادی و دینی خود همچون عبادات، معاملات، فرایض و سنن را می آموختند. اما این درس در دوره اشغال فقط در دو واحد ارائه می شد. تضعیف زبان دری و پشتو، تلاش برای توسعه زبان انگلیسی در افغانستان و اعزام دانشجو به کشورهای غربی از دیگر شیوه های آمریکا برای نفوذ فکری - فرهنگی در افغانستان بود. به اعتراف جوانان افغانی تحصیل کرده و آموزش دیده در غرب، مسئولان غربی به بهانه های مختلف برای جوانان نخبه افغانی، سفرهای خارجی به اروپا و آمریکا تدارک دیده و آنان را به دیسکوها، کاباره و کازینوها دعوت می کردند تا زمینه استحاله فرهنگی آنها را فراهم نمایند .
پیرمحمد ملازهی کارشناس مسایل افغانستان درباره نقش و نفوذ سمن های غربی در افغانستان می گوید: آمریکاییها با کمک مراکز طراحی لباس غربی بویژه فرانسویها که عمدتا در این حوزه شاخص هستند، به حوزه مد و لباس ورود پیدا کردند. بسیاری از خانمهای افغان که در مراکز طراحی کار می کردند، شناسایی شده و طی دورههای کوتاه مدت و میان مدت آنها را به کشور اروپایی و آمریکایی برای آموزش طراحی اعزام کردند و مدهای غربی که در اروپا استفاده می شود را کاملا به آنها آموزش دادند. این طراحان آموزش دیده افغان در غرب به افغانستان بازگشتند تا به عنوان سفیران فرهنگی غرب و آمریکا در این کشور در زمینه طراحی مد و لباس فعالیت کنند. برنامههای فرهنگی سفارتخانههای خارجی مانند آمریکا، انگلیس و فرانسه مستقر در افغانستان در کنار ارایه نیازهای آموزشی به مردم این کشور شامل آموزش رقص، موسیقیهای رپ و راک و مد و لباس به سبک غربی بود.
ورود تکنو کراتهای افغان و دادن پستهای کلیدی به این افراد یکی دیگر از محورهای تهاجم فرهنگی غرب در این کشور بود. در اواخر حکومت کرزای با توجه به اینکه شرایط افغانستان اندکی به ثبات نسبی رسید، بسیاری از تکنوکراتهای افغانی که در دوران جنگ افغانستان را ترک کرده بودند، وقتی اوضاع این کشور آرام شد، آنها به کشور برگشتند. با توجه به اینکه افغانستان به افراد متخصص و تحصیلکرده نیاز دارد، این افراد بیشتر قدرت در افغانستان را قبضه کردند. آمریکاییها سیاستی را دقیقا از سال 2010 در چارچوب توصیه اندیشکده «رند» در پیش گرفتند که از آن به عنوان شبکه سازی اسلام گرایی لیبرال نام می بردند. بحث این شبکه سازی در افغانستان خیلی جدی بود. آنها از نیرویهای همفکر خود در تمامی زمینههای ممکن حمایت و پشتیبانی می کردند. از آنها حمایت رسانهای می شد و به آنها جایزه حقوق بشری می دادند.
غرب و آمریکا برآنند که برای رسیدن به منافع خود در افغانستان، باید فرهنگ زدایی و هویّت زدایی و روحیه اعتقادی در مردم را ضعیف کند. در این زمینه عمدتا قشر جوان و زنان را مورد هدف قرار میدهند و به دنبال سست کردن بنیانهای هویتی جوانان و زنان هستند. آنها می خواهند جامعه افغانستان را دو قطبی کنند تا از این طریق اهداف فرهنگی خود را انجام دهند. بین شیعهها وسنیها درگیری ایجاد می کنند. تبلیغ مسیحیت همزمان با ورود نیروهای آمریکایی و ناتو به افغانستان آغاز شد. با توجه به وجود فقر در جامعه افغانستان، مبلغان مسیحی راحت تر آنها را تحت تاثیر تفکرات خود قرار میدادند. بعد از اشغال افغانستان شاهد رشد نجومی مواد مخدر در مناطقی که عمدتا در دست آمریکایی بود، بودیم. میزان کشت خشخاش در این مناطق به 40 برابر افزایش یافته است که منجر به افزایش اعتیاد در میان ملت افغانستان شده است. بیش از یک میلیون و صد هزار نفر در افغانستان معتاد شناسایی شده است. ضمن اینکه، افزایش فساد و فحشا تحت تاثیر ابتذال فرهنگی غرب و نیز مشکلات اقتصادی در دوره اشغال افغانستان افزایش یافت.
بعد از حمله آمریکا به افغانستان، دهها و صدها رسانه و شبکههای دیداری و شنیداری و ماهوارهای که عمدتاٌ در راستای منافع فرهنگی غرب بود، راه اندازی شد. با نگاهی به برنامههای به اصطلاح فرهنگی اکثر شبکههای تلویزیونی نوپا در افغانستان شاهد ترویج فرهنگ لیبرال دموکراسی غرب هستیم که در تضاد آشکار با آموزههای اسلام و فرهنگ اصیل و سنتی مردم افغانستان قرار دارد. نفوذ از طریق رسانه های تصویری و صوتی از جمله ترفندهایی است که غرب از آن برای تخریب فرهنگ مردم و دامنه دار ساختن فحشاء در افغانستان استفاده می کند. علاوه بر رسانه های جمعی این کشور، شبکه های ماهواره ای و سینماها که در گوشه و کنار شهر هستند در دوره مداخله نظامی آمریکا در افغانستان، اقدام به نمایش فیلم های سینمایی مستهجن و مبتذل می کردند که این هم به نوبه خود جوانان و مخاطبان را مورد هدف قرار می دهد. علاوه بر این، فیلم های سینمایی بسیار زیادی در بازارهای کوچک و بزرگ به چشم می خورد که در قالب سی دی، نوار ویدئو و دی وی دی با طراحی های زنان عریان به فروش می رسید و این در حالیست که آن ها بسیار کمتر از قیمت واقعی در دسترس افراد گذاشته می شدند.
مداخله نظامی آمریکا در افغانستان در طول 20 سال (2001 -2021)، در حوزه فرهنگی، اجتماعی این کشور پیامدهای متعددی داشته است. پیامدهای فرهنگی - اجتماعی ناشی از 20 سال مداخله نظامی آمریکا در افغانستان را می توان در میزان نرخ سواد و تهاجم فرهنگی در ابعاد مختلف مشاهده کرد. یافتههای گزارش یونیسف در سال ۲۰۱۹ نشان میدهد که 3.7 میلیون کودک از رفتن به مدرسه باز ماندهاند که ۶۰ درصد آن دختران هستند. وزارت آموزش و پرورش (معارف) افغانستان اعلام کرده که 10 میلیون نفر از جمعیت بالای ۱۵سال در این کشور سواد خواندن و نوشتن ندارند و همه ساله بر تعداد آنها افزوده میشود. هر چند جمعیت باسواد در کشور افغانستان اندک است اما تعداد مجلات و روزنامه های منتشره در این کشور در دوره اشغال حیرت آور بود به گونه ای که تنها در کابل، بیش از 300 روزنامه و مجله منتشر می گردید. بیش از 280 عدد از این مجلات و روزنامه ها به وسیلهی بیگانگان تأمین بودجه می شد که همگی در خدمت اهداف غربیان بود.