• مهاجرت

این مقاله، براساس پروژه تحقیقاتی واحد "پژوهش های کاربردی" معاونت برون مرزی و توسط اداره کل خبر و تفسیر این معاونت تهیه شده است.

آمارهای سازمان ملل نشان می دهد که دست ‌کم ۵۹ میلیون نفر در جهان در حال فرار یا مهاجرت‌ هستند که عمدتا ناشی از عواملی مانند جنگ، تغییرات اقلیمی، خشکسالی، فقر و بیکاری یا سرکوب سیاسی است. البته ریشه های مهاجرت صرفاً مربوط به مواردی چون فقر ، خشکسالی ، بحران های سیاسی همچون سرکوب و خفقان سیاسی نیست بلکه جنبه‌های منفی جهانی‌شدن ، سیاست‌های اقتصادی دهه‌های اخیر در سطح بین‌المللی ، دسترسی بیشتر به رسانه‌ها و نیز سیاست های نظامی و امنیتی قدرت‌های بزرگ هم در این مسئله تأثیرگذار بوده اند . اکنون قاره اروپا با بزرگترین موج مهاجرت در جهان چه در درون این قاره و چه از بیرون آن ، مواجه است . در سال های اخیر ، موج مهاجرت درون اروپایی نیز شدتی کم‌سابقه یافته است . بسیاری از شهروندان کشورهای بالکان مانند آلبانی ، کوزوو ، مقدونیه و یونان که از بحران های مالی واقتصادهای ضعیف رنج می برند و از رهگذر بحران مالی جهان بیش از پیش آسیب دیده اند ، مهاجرت به کشورهای ثروتمند اروپا ازجمله آلمان ، فرانسه وانگلیس را بهترین راه دستیابی به یک زندگی مناسب تلقی می کنند . پیمان شنگن این مسیر را برای مهاجران اروپایی هموار کرده است و به همین دلیل گروه های راست افراطی فرانسه از جمله حزب جبهه ملی ، به رهبری خانم مارین لوپن ، همواره بر لزوم لغو قرارداد شنگن به منظور کنترل مهاجرت از سوی کشورهای ضعیف اتحادیه اروپا، تأکید داشته اند . اما از سوی دیگر اکنون اروپا از دو کانون عمده ، با موج بی‌سابقه‌ای از پناهجویان و آوارگان روبه‌رو است : از آفریقا (از مسیر لیبی) ، از آسیا (از مسیر ترکیه) . براساس آخرین آمار ارائه شده بیش از یک میلیون پناهجو در سال 2015 وارد اروپا شدند که در قیاس با سال 2014 چهار برابر شده است . حدود سه هزار و 700 پناهجو نیز هنگام مهاجرت به سوی اروپا ، در دریای مدیترانه جان خود را از دست داده اند.

مسایلی چون وضعیت وخیم آوارگان جنگی ، مصائب و مشکلات فراوانی که پناهجویان برای رسیدن به اروپا متحمل می شوند ، غرق شدن تعداد زیادی از آنها در دریای مدیترانه ، نقض مکرر اصول حقوق بشر توسط دولت های اروپایی در برخورد با مهاجران وپناهجویان ، از یک سو و حملات تروریستی افراط گرایان همچون داعش به برخی کشورهای اروپایی و متعاقب آن افزایش خشونت ها علیه مسلمانان از سوی دیگر باعث شده است که بار دیگر موضوع مهاجرت به اروپا در کانون توجه جهانی قرار گیرد . در بسیاری از کشورهای اروپایی نظیر آلمان، انگلیس و هلند ، نگرانی ها در باره جوامع رو به رشد مسلمان ، به گسترش تقاضا از سوی تصمیم گیرندگان برای محدودیت مهاجرت منجر گردیده است . کشورهای اروپایی با چالش های متعددی در رابطه با موج رو به افزایش مهاجران مواجه هستند . این درحالی است که یک سیاست موثر در اروپا در مواجهه با مهاجران وجود ندارد . بحران سوریه ، افغانستان ، عراق و لیبی منجر به شکل گیری موج جدید مهاجرت به اروپا شده که از زمان جنگ دوم جهانی بی سابقه بوده است.

برخی از این مهاجران در مسیر مهاجرت می میرند و یا یک زندگی نامناسب را تجربه می کنند. یکی از مهمترین دلایل مهاجرت به اروپا دگرگونی های سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه (غرب آسیا) و افریقا است. به عبارتی همواره رابطه مستقیمی بین نابسامانی های سیاسی-امنیتی و اقتصادی در آفریقا و آسیا و گسترش روند مهاجرت به اروپا وجود داشته است. موضوع مهاجرت به چالشی دوسویه برای اروپا و مهاجران تبدیل شده است . هنوز کشورهای اروپایی نتوانسته اند به سیاستی مشترک در مواجهه با این پدیده دست یابند. پدیده مهاجرت، چالش ها و معضلات متعددی را فراروی دولت های اروپایی از یک سو و مهاجران و پناه جویان از سوی دیگر قرار داده است. به همین دلیل کشورهای اروپایی با چالش های متعددی در رابطه با موج جدید مهاجرت مواجه هستند. این درحالی است که هنوز در اروپا سیاست واحد موثر در مواجهه با مهاجران وجود ندارد . روند مهاجرت‌ به اروپا بعد از بحران سوریه شدت بیشتری به خود گرفته به گونه ای که بزرگترین بحران مهاجرت از زمان جنگ جهانی دوم بوده و امروزه به یکی از مهمترین دغدغه‌‌های سیاستمداران اروپایی تبدیل شده‌ است. هزاران تن از اتباع کشورهای بحران‌زده از کشورهای سوریه، افغانستان، لیبی، سومالی، عراق و... به امید دست یافتن به زندگی جدید، تلاش می کنند تا از مسیرهای خطرناک و مرگبار خود را به کشورهای اروپایی برسانند و در این مسیرها صدها تن از آنها خصوصا در سال 2015 جان خود را از دست داده‌اند.

اهمیت موضوع مهاجرت صرفا محدود به ادبیات و مباحث داغ انتخاباتی نیست، بلکه به یکی از مهمترین مسایل مناقشه آمیز در سیاست های امنیتی معاصر اروپا تبدیل شده است و با معضلات مهمی چون تروریسم، جنایت و نارسایی های اجتماعی پیوند خورده است. گذشته از برخی استثنائات ، عمده اقدامات سیاسی کشورهای اروپایی با هدف کاهش موج مهاجرت به این قاره صورت گرفته است.

امروزه اروپا برای کسانی که از فقر ، گرسنگی، بحران های شهری، نقض حقوق بشر ، شکنجه های غیر منصفانه و جنگ رنج می برند، بسیار جذاب به نظر می رسد. برای این افراد که به دنبال زندگی بهتر هستند، اروپا نماد سرزمین بدون جنگ، بدون فقر و بدون ظلم است. بسیاری از مهاجران و متقاضیان پناهندگی در اروپا، نمی توانند به آنچه که به دنبال آن هستند، برسند . با این همه امروزه مساله مهاجرت به موضوعی امنیتی در سطح اروپا تبدیل شده است.لذا در این نوشته ، برای بررسی و تجزیه و تحلیل پدیده مهاجرت به اروپا رویکرد امنیتی مد نظر قرار گرفته ودر این راستا بر اساس چارچوب تئوریک "مکتب کپنهاگ" تلاش شده تا موضوع مهاجرت در اروپا مورد تحلیل قرار گیرد.در این راستا، برخی محققین معتقدند که امروزه در اتحادیه اروپا، مهاجرت در بستر تحولات اجتماعی تبدیل به یک موضوع امنیتی شده است .

به نظر می رسد بین مهاجرت و امنیت اجتماعی ، هم در رفتار های زندگی واقعی و هم در مطالعات آکادمیک ، پیوند روزافزونی وجود دارد . لذا تلاش می شود تا بر اساس چارچوب تئوریک مکتب کپنهاگ، امنیتی شدن موضوع مهاجرت در اتحادیه اروپا و تبعات آن مورد تحلیل قرار گیرد. اصطلاح امنیتی شدن به عنوان یکی از برجسته ترین رهیافت های انتقادی در مطالعات امنیتی شناخته می شود. در مکتب "کپنهاگ "امنیتی شدن فرایندی است که از طریق کنش کلامی یا عمل گفتمانی ، یک مسئله اجتماعی ، فرهنگی و یا سیاسی تبدیل به یک موضوع امنیتی می شود. این رویکرد با رد عینی بودن امنیت معتقد است که امنیت یک مفهوم سازه انگارانه ناشی از فرایند های اجتماعی و فهم های بیناذهنی است. امنیتی شدن فرایندی است که در آن یک موضوع در تعاملات اجتماعی از حوزه عادی وارد حوزه امنیتی می شود . در نتیجه کنش ها و واکنش ها در باره آن موضوع در چارچوب رویکردهای امنیتی صورت می گیرد. در این چارچوب، موضوعات امنیتی مساله ای از پیش تعیین شده و مشخص نیست بلکه نوع تعاملات اجتماعی است که موضوعات امنیتی را تعیین می کند. به عبارتی موضوعات امنیتی محصول تعاملات اجتماعی است و زمانی یک موضوع امنیتی می شود که مخاطب آن را بپذیرد.

نوع نگاه به پدیده مهاجرت از اواسط سال ۱۹۸۰ میلادی تغییر پیدا کرد. مهاجرت به طور روزافزونی به خاطر افزایش جمعیت مهاجر در اروپا ( نسل دوم) از یک سو، و درخواست پناهندگی و پیوند بین مهاجرت و پناهندگی از سوی دیگر، به موضوع سیاسی تبدیل شد. در این راستا رابطه مستقیمی بین مهاجرت های غیر قانونی و درخواست پناهندگی شکل گرفت.

بر این اساس، با گسترش مهاجرت های غیر قانونی نیاز به قوانین مشترک اروپایی و یکپارچگی سیاست مهاجرت اروپایی بیش از پیش احساس شد و پیمان اتحادیه اروپایی(ماستریخت-۱۹۹۲) ، مهاجرت را موضوع مقررات بین حکومتی اتحادیه اروپا معرفی کرد. در این دوره، دولت های اروپایی، مهاجرت را به عنوان چالشی برای دولت رفاهی و ترکیب فرهنگی یک ملت معرفی کردند. از اوخر دهه 1990 بویژه بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 موضوع مهاجرت بتدریج وارد حوزه های امنیتی شد و این زمانی بود که از نظردولت های اروپایی، مهاجرت و پناهندگی به عنوان یکی از موضوعات امنیت داخلی با پدیده تروریسم و افراطی گری وخشونت های بین المللی پیوند خورد . چرا که نسل سوم مهاجران مسلمان نتوانسته اند به لحاظ هویتی در هویت اروپایی جذب شوند. در واقع، دولت های میزبان اروپایی در برقراری یک رابطه سازنده با مسلمانان مهاجر عملکرد ضعیفی داشتند و برخی از آنها تلاش داشته اند با استحاله فرهنگی و ارزشی مسلمانان و تغییر نظام هنجاری آنان متناسب با ارزش های اروپایی، مسلمانان را اروپاییزه نمایند. با عدم ادغام هویتی نسل سوم جوانان مسلمان در جوامع میزبان، از یک سو به تدریج فاصله ها و شکاف های اجتماعی میان آنها و جوامع میزبان افزایش پیدا کرده است و این زمینه را برای محرومیت و انزوای اجتماعی مسلمانان به خاطر مسلمان بودنشان و گسترش تبعیضات اجتماعی علیه آنها را فراهم ساخت و از سوی دیگر، باعث افزایش حس بیگانه ستیزی و اسلام هراسی در میان جمعیت جوامع میزبان گردیده است .

افزایش قدرت احزاب راست گرا ضد مهاجرت در برخی کشورهای اروپایی از جمله در سوئد، هلند و دانمارک ، شکل گیری گروه های ضد اسلامی و ضد مهاجرت همچون "پگیدا" در آلمان از نمود های بارز افزایش حس اسلام هراسی و مسلمان ستیزی در غرب است. این روند از یک سو، زمینه را برای گرایش جوانان به سمت گروه های افراطی و انجام رفتارهای افراطی و اقدامات خلاف قاعده، فراهم کرده است و از سوی دیگر به امنیتی شدن موضوع مهاجرت کمک کرده است.این روند باعث تغییر ماهیت مهاجرت از موضوع اجتماعی به موضوع سیاسی- امنیتی شده است.تغییر سرشت مهاجرت از پدیده اجتماعی به پدیده سیاسی و بویژه امنیتی شدن آن در سال های اخیر، نحوه مواجهه کشورهای میزبان با مهاجران را تغییر داده و زمینه های بروز ناآرامی های اجتماعی و قدرت یابی جریان های ضد مهاجرت بویژه احزاب راست گرا را فراهم ساخته و برخوردهای هویت -محور بویژه علیه مهاجران مسلمان را افزایش داده است.

در چارچوب گفتمان هویت محور، موضوع مهاجرت به مثابه چالشی علیه هویت ملی کشورهای اروپایی نگریسته می شود. مهاجرت یکی از فاکتورهای اصلی تضعیف تمدن غرب و همگنی اجتماعی معرفی می شود. این گفتمان مهاجران را از بافت ملی جامعه- نه به عنوان بیگانه ، بلکه به عنوان بیگانگانی که برای بازتولید بافت اجتماعی خطرناک هستند - خارج می کند. توسعه گفتمان امنیتی در حوزه مهاجرت اغلب به عنوان سیاست اجتناب ناپذیر برای پاسخ به چالش های نظم عمومی تلقی می شود.

مرداد ۰۴, ۱۳۹۷ ۱۰:۳۷ Asia/Tehran