تبعات 20 سال اشغال افغانستان (6) تبعات سیاسی اشغال 20 ساله افغانستان توسط آمریکا
-
صلح با طالبان حاصل 20 سال استراتژی دولت - ملت سازی غربی ها در افغانستان
در قسمت ششم از مجموعه برنامه تبعات 20 سال اشغال افغانستان؛ تبعات سیاسی اشغال 20 ساله افغانستان توسط آمریکا بررسی می گردد.
مداخله نظامی آمریکا در افغانستان در طول 20 سال (2001 -2021)، در حوزه سیاسی این کشور پیامدهای متعددی داشته است که از جمله مهم ترین آنها آثار سیاسی سوءِ امضای توافقنامه امنیتی میان آمریکا و افغانستان، تضعیف دولت مرکزی در افغانستان، صلح آمریکا با طالبان، گسترش نفوذ و سیطره مجدد طالبان این بار در کل افغانستان، شکل گیری داعش و ترانزیت بازماندگان داعش سوریه و عراق به این کشور، که به تبع آن تبعات منفی سیاسی برای افغانستان داشت تا جایی که دولت قانونی افغانستان ساقط گردید.
شکل گیری ساختار سیاسی کنونی افغانستان تا پیش از گریختن اشرف غنی از کشور در 15 اوت 2021 و سقوط دولت او، از برگزاری کنفرانس بُن یک در 5 دسامبر 2001 آغاز شد. مرور مصوبات کنفرانس بُن نشان می دهد که اکثر مصوبات، صرفاً به ایجاد ساختار سیاسی جدید در قالب برگزاری انتخابات زودهنگام و انجام اقدامات تأمینی اختصاص یافته و از پرداختن به معضلات عمیق و ریشه دار افغانستان عاجز ماندند. براساس پیش بینی موافقتنامه بُن، حکومت موقت با رهبری حامد کرزای از قوم پشتون شکل گرفت. با این حال، موقعیت های کلیدی در تسلط اقلیت ائتلاف شمال قرار داشت. در ژانویه 2004، قانون اساسی لویی جرگه، یک نهاد ریاست جمهوری قوی را برای افغانستان پیشنهاد کرد. با این کار لویی جرگه، عملاً موضع ائتلاف شمال نیز تضعیف شد. ائتلاف شمال خواهان ایجاد نهاد نخست وزیری برای ایجاد توازن قدرت با رئیس جمهور بودند.
برخی صاحبنظران با دیدگاه انتقادی نسبت به سیستم سیاسی برآمده از اجلاس بن معتقدند که دموکراسی غربی، الگوی کاملی برای اداره کشور اسلامی افغانستان نبود؛ زیرا علاوه بر نقدهای علمی، فلسفی و دینی، حکومت لیبرال دموکرات افغانستان تنها نام جمهوری اسلامی را یدک میکشید و عملا نتوانست بین باورهای مردم افغانستان و ارزشهای نظام جمهوری و دموکراسی پیوند برقرار کند. بطوریکه قومگرایی و منافع قومی در کنار مداخلات کشورهای خارجی بویژه رویکرد دوگانه در مواجهه با طالبان (مبارزه ظاهری با طالبان و حمایت پشت پرده سازمانهای اطلاعاتی کشورهای غربی)، موجب شد تا قدرت دولت مرکزی مستقل افغانستان، با مشکلات اساسی مواجه گردد.
این رویکرد ملت سازی ایالات متحده در طی بیست سال بود که نخبگان سیاسی افغانستان را تبدیل به سیاستمداران فاسد و ستیزه جو بدل کرد. در واقع، عدم توفیق آمریکا در باب ملت سازی در افغانستان، یکی از اشتباه های کلیدی آمریکا در افغانستان طی دو دهه اشغال از سال 2001 تا 2021 بود. دولت های مختلف در افغانستان همواره از وجود مشکلات متعدد از جمله نبود موازنه قدرت، نبود وحدت، انحصارگری، قوم گرایی رنج برده است. با این حال، آمریکا تلاش کرد این دولت نیم بند را با ابزارهایی نظیر مداخله سیاسی و نیز کمک اقتصادی سرپا نگه دارد تا اینکه در دولت ترامپ، منافع واشنگتن ایجاب کرد که جهت حصول توافق با طالبان و شروع روند مذاکرات برای خروج نیروهای آمریکایی، دولت کابل را نیز قربانی کند، لذا آمریکا شرط طالبان جهت برگزاری گفتگوهای مستقیم صلح با آمریکا بدون حضور نمایندگان دولت کابل را پذیرفت و مذاکرات از 8 ژوئیه 2018 آغاز گردید.
در حالی که دولت افغانستان، یکی از دو طرف جنگ در افغانستان محسوب می گردید. گفتگوهای صلح در نهایت به امضای توافقنامه صلح دوحه میان ایالات متحده و طالبان در مارس 2020 و تضعیف دولت کابل منجر شد. دولت قصد داشت طالبان را از ایجاد امارت اسلامی منصرف و در بدنه دولت سهیم کند. اما پس از امضای توافقنامه صلح میان آمریکا و طالبان، این گروه از موضع قدرت با دولت برخورد کرد و دولت رسمی افغانستان را ساقط نمود. براساس گزارش دفتر بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) توافقنامه دوحه میان آمریکا و طالبان به جای این که در گفتگوها میان دولت افغانستان و طالبان پیشرفتی ایجاد کند، باعث شدت یافتن حملات طالبان شده بود. به همین دلیل، دولت افغانستان پس از دو برابر شدن حملات طالبان بعد از توافق واشنگتن با این گروه، با "بحران موجودیت" مواجه گردید. با آنکه حکومت وقت افغانستان بارها فراخوان صلح داد، اما گروه طالبان آن رد کرد.
زمانیکه توافقنامه دوحه میان طالبان و آمریکا امضاء شد حتی در خود آمریکا نیز این توافقنامه به دلیل تبعات منفی سیاسی که برای دولت وقت افغانستان داشت، با انتقاد مواجه شد.
در این راستا، مایکل کوگلمن Michael kugelman، معاون بخش آسیا در اندیشکده «ویلسون» در واشنگتن در آن مقطع تاکید کرد که افغانها در انتقاد از توافقنامه آمریکا و طالبان که نتوانسته آرامشی برای خود افغانها به ارمغان بیاورد، حق دارند. هر چند مقامات ایالات متحده مرتب از پایبندی طالبان به تعهدات این گروه مینی بر عدم حمله طالبان به نظامیان آمریکایی سخن می گفتند، اما توافقنامه دوحه برای مردم افغانستان دستاوردی نداشته است. طالبان بندهای متعددی از این توافقنامه را نقض کرده، سطح خشونت ها به طور چشمگیری افزایش پیدا کرده، تعداد قابل توجهی از زندانیان طالبان به میادین جنگ بازگشته و در ترور و قتل های هدفمند غیرنظامیان نقش اساسی ایفا کردند.
مردم افغانستان بر این باورند که ایالات متحده، عامدانه دولت افغانستان را به حال خود رها کرد و طالبان توانست دولت را درهم بشکند. اشتباه ایالات متحده در شناخت طالبان و اشتباه در برآورد توان عملیاتی این گروه در افغانستان، سبب شده بود حتی اگر خروج آمریکا از افغانستان برای ده سال دیگر هم به تعویق می افتاد و میلیاردها دلار دیگر در این کشور هزینه می شد، باز هم دستاورد مطلوبی حاصل نمی شد. حاکمیت ضعیف، ساختارهای شکننده، رقابت های مخرب داخلی و فرسایشی شدن جنگ با طالبان، مهمترین مولفه های عرصه سیاسی افغانستان از سال 2001 تا 2021 بودند که موجب گسترش بی ثباتی سیاسی افغانستان شد. نتایج وخیم حمله آمریکا علیه افغانستان در عرصه سیاسی نشان داد که تنها راه حل دستیابی به صلح و ثبات در افغانستان نه رویکرد و شیوههای نظامی یا راهکارهای تحمیلی غرب، بلکه راهکارهای داخلی و بومی می باشد.
یکی دیگر از تبعات 20 سال مداخله نظامی آمریکا در افغانستان در حوزه سیاسی، تضعیف رهبران قومی و جهادی بود. اشغالگران آمریکایی در گام اول و پس از ورود به افغانستان، برای کنترل و مدیریت مجاهدین و رهبران قومی و جهادی، ابتدا دست به یک عملیات روانی زدند. آنها با «جنگسالار» خطاب کردن مجاهدان ، اقدام به ترور شخصیتی آنها کردند. در گام دوم برخی از رهبران قومی و جهادی را حذف فیزیکی کردند. عمدتاً رهبرانی را حذف کردند که مانع مهمی برای اهداف آمریکاییها محسوب میشدند.
این موضوع سبب شد تا این رهبران قومی و جهادی اقدامی برای سازماندهی سیاسی و همچنین تجهیز و تسلیح نیروی نظامی نکنند و این یکی از عوامل اصلی عدم شکل گیری دولت مقتدر و کارآمد در افغانستان بود. مداخلات آمریکا و عدم وفاق رهبران قومی و جهادی باعث شد افغانستان با گذشت دو دهه، در تشکیل یک مدل مردمی دولت ناکام باشد. مردم افغانستان که روزگاری با رای بالایی حامد کرزی را به عنوان رییس جمهور خود برگزیده بودند، به دلیل اختلاف های دامنه دار و بی کفایتی رهبران سیاسی وابسته به آمریکا در مدیریت امور کشور، از صندوق رای ناامید شدند و با عدم شرکت خود در پای صندوق رای، مشروعیت سیاسی دولت افغانستان را زیر سئوال بردند.
اختلاف های رهبران سیاسی افغانستان، سبب شد راه مبارزه یکدست با طالبان به طور کامل بسته شود. در زمانی که دولت افغانستان حرف از ایستادگی بر سر آرمان ها و ارزش های جمهوریت می زد و شعار مبارزه با طالبان را سر می داد، برخی از رهبران افغان تحت تاثیر دخالت های آمریکا، به دنبال راهی برای ارتباط و تعامل با طالبان بودند. طالبان هم با استفاده از فرصت به وجود آمده، بر روی شکاف رهبران افغان مانور دادند و توانستند در مناطق مختلفی از این کشور، دولت موازی تشکیل دهند و بدین وسیله راه برای اسقاط کامل دولت رسمی و سیاسی افغانستان هموار گردید.