خشونت پلیس در جامعه آمریکا با تمرکز بر اقلیت ها(قسمت سوم و پایانی : رسانه ها و خشونت پلیس)
-
تظاهرات علیه خشونت پلیس در امریکا
رسانه ها نقش بسیار مهمی در شکل دهی به اذهان عمومی در قبال رویدادهای اجتماعی بازی می کنند. البته، میزان تاثیر رسانه ها در اجتماع بستگی به دریافت یک پیام خاص توسط یک مخاطب خاص دارد.
رسانه ها نقش بسیار مهمی در شکل دهی به اذهان عمومی در قبال رویدادهای اجتماعی بازی می کنند. البته، میزان تاثیر رسانه ها در اجتماع بستگی به دریافت یک پیام خاص توسط یک مخاطب خاص دارد. اینکه، چه پیامی را چه کسی و چگونه دریافت می کند، بر تاثیرپذیری آن پیام اثرگذار است. این مساله که تاثیر پذیری افکارعمومی از خشونت پلیس در آمریکا تا چه اندازه ساخته و پرداخته رسانه های این کشور است، از موارد مهمی است که در برخی پژوهش ها به آن پرداخته شده است. در آمریکا، کسانی که مورد هیچگونه خشونتی از جانب پلیس قرار نگرفته اند و حتی در طول زندگی شان هیچ برخوردی با پلیس نداشته اند، بیش از سایر کسانی که مورد رفتارهای خشونت آمیز پلیس قرار گرفته اند، نسبت به پلیس آمریکا بدبین هستند. بخش عمده ای از این موضوع، ناشی از فهم عمومی حوادث اجتماعی از طریق رسانه ها است. با نگاهی به اخبار رسانه ها در ارتباط با خشونت پلیس علیه اقلیت ها، به نظر می رسد که پوشش رسانه ها در این حوادث در سطحی گسترده است. البته، همه رسانه ها با یک دید به این حوادث نمی نگرند. کما اینکه طبق تحقیقات انجام گرفته، برنامه های تلویزیونی مرتبط با نمایش عملیات واقعی پلیس در راه مبارزه با خلافکاران که شامل نمایش صحنه های خشونت پلیس با مظنونان است، اعتماد هرچه بیشتر سفیدپوستان را برمی انگیزد، درحالی که اقلیتها، به ویژه سیاه پوستان و لاتین تبارها درک کاملاً متفاوتی از این برنامه های تلویزیونی دارند و به بدبینی توام با تنفر آن ها از پلیس می افزاید. جنبه تامل برانگیز این برنامه ها، این است که درحالی که تمامی کلمات رکیک، ناسزاها و حرکات فیزیکی و حتی غیراخلاقی پلیس در این نمایش ها، اغلب بدون هیچ سانسوری نمایش داده می شود، اما باز هم موجب افزایش خوش بینی سفیدپوستان نسبت به پلیس شده است.
تیراندازی ها و خشونت پلیس که منجر به قتل شهروندان بویژه اقلیتها می شود، در روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی آمریکا، به طور کم و بیش منعکس می گردند. این وقایع سوژه های جذابی برای خبرنگارانی است که به دنبال نقد وضعیت موجود و البته کسب شهرت و ثروت از این راه هستند. اینکه قوانین شهروندی تا چه اندازه در آمریکا اهمیت دارد و نقض این قوانین توسط پلیس چه عواقبی را به همراه دارد، از مواردی است که در اخبار مربوط به این وقایع به آن پرداخته شده است. با این حال از بررسی این وقایع و قتل اقلیت ها به دست پلیس آمریکا چنین برمی آید که اکثر این حوادث تا مرحله دادگاه به خوبی توسط خبرگزاریها و رسانه های آمریکایی پوشش داده می شود و سر و صدای زیادی را نیز در جامعه ایجاد می کند، اما در مرحله دادگاه، از پوشش این اخبار کاسته می شود و به نوعی جامعه به سمت فراموش کردن آن سوق داده می شود. البته چگونگی این پوشش نیز در رسانه های مختلف، متفاوت است. اگرچه در ابتدای وقوع حوادثی که در آن رفتارهای خشونت آمیز پلیس منجر به تضعیف حقوق اقلیت ها می شود، رسانه ها خط ماجرا را دنبال می کنند و اتفاقات را به گوش مردم می رسانند، اما به نظر می رسد پس از مدتی، آن ها بیشتر یک روند بازگویی حساب شده و دولتی را در پیش می گیرند و بیشتر طبق منافع حزبی و یا رسانه ای خود به بازتاب واقعیات می پردازند. بدین معنی که رسانه های آمریکایی در این قبیل حوادث بیش از آن که منعکس کننده واقعیت ها باشند، خود به نحوی که میخواهند، سازنده واقعیت هستند.
مصادیق بسیاری از خشونت پلیس علیه اقلیت ها، در رسانه های آمریکا بازتاب یافته است. این مصادیق از چند دهه پیش در روزنامه های اصلی آمریکا همچون نیویورک تایمز، لس آنجلس تایمز و سایر روزنامه ها به چشم می خورد. پوشش رسانه ای این حوادث در برخی از موارد باعث ترغیب این اقلیتها برای احقاق حقوق شهروندی شان در آمریکا شده است. البته، در برخی از موارد نیز رسانه ها با دخالت نیروهای امنیتی و حکومتی، مجبور به سرپوش نهادن و سانسور اخبار این حوادث شده اند تا از هرج و مرج و آشوب بیشتر در جامعه جلوگیری نمایند. موارد زیادی بوده است که رسانه ها، منعکس کننده اخبار دادگاهی صوری بوده اند که در جریان آن، پلیس خطاکار متهم به قتل یک فرد اقلیت که بیگناه و غیرمسلح نیز بوده است، پس از چند جلسه دادگاه و دفاع از خود، به طور کامل بیگناه شناخته شده است و پس از یک مرخصی کاری، دوباره به کار خود بازگشته است. برای مثال در بین سالهای 1971 تا 1975 میلادی ، رسانه ها 228 مورد پرونده مربوط به پلیس های خاطی که فرد مظنونی از اقلیتها را مورد ضرب و شتم قرار داده و در نهایت به قتل رسانده اند منعکس کرده اند. در این میان در 180 مورد این پرونده ها، پلیس خاطی به طور کامل تبرئه شده است .
نگاه رسانه سینما در آمریکا یعنی هالیوود به پدیده خشونت پلیس بویژه علیه اقلیت ها نیز در این میان به دلیل تاثیرگذاری گسترده آن چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی، حائز اهمیت است. انعکاس این رویدادها، در فیلم های هالیوودی نیز دیده می شود. فیلم هایی در سینمای هالیوود به چشم می خورد که بر اساس این وقایع ساخته شده اند و بررسی آنها نگاه اربابان رسانه را به این وقایع مشخص می کند. این فیلمها به مسئله خشونت پلیس علیه سیاه پوستان، لاتین تبارها و سرخ پوستان می پردازند. به نظر می رسد که در هالیوود، فیلم هایی که به بررسی خشونت پلیس علیه مسلمانان و یا یهودیان ضدصهیونسم بپردازد، هیچگاه به مرحله تولید نرسد و در واقع این امر در هالیوود جلوه ای کاملاً معکوس به خود می گیرد. بدین ترتیب که به جای نمایش فیلم هایی با مضامین خشونت پلیس آمریکا علیه مسلمانان و یهودیان ضد صهیونیسم که از واقعیات جامعه آمریکا است، این مساله به شکل دیگری نمایش داده می شود و چهره ای به شدت خشن از مسلمانان در آمریکا و مناطق دیگر دنیا به نمایش گذاشته می شود که البته در قالب کارکرد های سینمای هالیوود می گنجد.
صنعت سینمای آمریکا یا همان هالیوود به هیچ وجه نتوانسته وظیفه خود را در باره یکی از واقعیات مسلم جامعه آمریکا یعنی پایمال شدن حقوق اقلیت ها توسط پلیس به عنوان مهمترین نهادی که خود قرار است حافظ حقوق مردم باشد، ایفا کند. هر چند هالیوود در سالهای اخیر با تهیه آثاری تلاش کرده است بر رویکرد نژاد پرستانه خود بویژه علیه اقلیت های رنگین پوست سرپوش بگذارد، با این وجود ، امروزه نژادپرستی در جامعه آمریکا و سینمای این کشور نه تنها کاهش نیافته بلکه نسبت به سال های گذشته بیشتر هم شده است. با این تفاوت که این بار مسلمان ها جای رنگین پوستان را گرفته اند. ترور فرهنگی مسلمان ها یکی از کارکردهای کنونی سینمای غرب به ویژه هالیوود است که هم پشتوانه ای برای تجاوز نظامی به کشورهای اسلامی محسوب می شود و هم ابزاری برای ارائه تصویری منفی از مسلمان های ضدغرب است تا بدین ترتیب به زعم خود ، امواج اسلام گرایی و بیداری اسلامی را در جهان مهار کنند. آنچه که روشن است این مساله است که پلیس ایالات متحده نه تنها خشونت خود علیه اقلیت ها را کاهش نداده است، بلکه این خشونت روز به روز قربانیان بیشتری می گیرد؛ حوادث سالهای 2014 و 2015 میلادی در شهرهای مختلف آمریکا هم نشان داده که مقامات پلیس نه تنها به فکر کنترل خشونت نیروهای خود علیه اقلیتها بویژه سیاه پوستان نیستند بلکه تلاش دارند از طریق خشونت مضاعف علیه اقلیت ها، این چالش را سرکوب کنند.هر چند اعتقاد به برابری انسانها به عنوان یکی از مهم ترین موارد حقوق بشری در قوانین آمریکا آمده است، با این حال، خشونت های گسترده پلیس این کشور علیه اقلیتها و ضرو جرح وقتل آن ها، نشان می دهد که این اصل فقط در حد یک شعار در آمریکا باقی مانده است.در واقع روحیه نظامی گری و خشونت، از ویژگی های ذاتی آمریکا است و این ویژگی چه در خارج و چه در داخل این کشور وجود دارد. آمریکا با صرف بودجه های هنگفت برای دخالت های نظامی، سیاسی و فرهنگی در سایر نقاط دنیا، از پرداختن به مشکلات داخلی خود بویژه نادیده گرفتن حقوق شهروندی اتباع خود، غافل مانده است.
پژوهشگر: محمد جواد بختیاری