علل پیوستن جوانان اروپایی به داعش (بخش دوم)
-
جنایات داعش
همزمان با سردرگمی جهان غرب در ریشهیابی علل افزایش ضریب خشونتها و وحشت آفرینیهای تروریستی در جامعه غرب ، دومین نامه حضرت آیت الله خامنهای ، رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به جوانان غربی ، حاوی مجموعهای تامل برانگیز و علمی از علل و ریشههای واقعی رشد گرایشهای تروریستی در جوامع غربی بوده است.
همزمان با سردرگمی جهان غرب در ریشهیابی علل افزایش ضریب خشونتها و وحشت آفرینیهای تروریستی در جامعه غرب ، دومین نامه حضرت آیت الله خامنهای ، رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به جوانان غربی ، حاوی مجموعهای تامل برانگیز و علمی از علل و ریشههای واقعی رشد گرایشهای تروریستی در جوامع غربی بوده است.
وقوع حملات تروریستی در پاریس در تاریخ 13 نوامبر 2015 که بیش از 130 کشته برجا گذاشت، مکرراً و نه نخستین بار حکایت از آن داشت که محدودههای جولان تروریسم در منطقه خاورمیانه و یا سایر مناطق دوردست محصور نخواهد ماند. این رویداد نشان داد که تروریسم همانطوری که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودهاند درد مشترکی است. نه فقط جوامع غربی در برابر ویرانگریهای رشد گرایشهای افراطی مصونیت ندارند، بلکه آشکارا گویای این حقیقت است که بدون یافتن راه پیشگیری و در نهایت ریشه کنی افراطی گری ، ملت های غرب نیز تا آیندهای غیرقابل پیش بینی، گریزی از تحمل خسارتهای رشد تصاعدی گرایشهای خشونت طلبانه نخواهند داشت.
علت زیربنایی تروریسم از نگاه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، وجود "اندیشه خشونت زا " در جوامع غربی است. مقصود از این اندیشه خشونت آفرین، مجموعهای از نگرشها و اعتقاداتی بوده که مسبب حاکم شدن "معیارهای دوگانه بر سیاستهای غرب"، "تقسیم تروریسم به خوب و بد" و "ترجیح منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی" شده است.
در پیامد چنین طرز تفکری است که "خشونت خاموش و زیانبار بر اثر تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملت ها"، "تحقیر فرهنگ های غنی توسط غرب علیرغم فقدان ظرفیت جانشینی در فرهنگ غرب" و "وجود دو مولفه «پرخاشگری» و «بی بند و باری اخلاقی» در آن"، بذر بغض و نفرت را در آسیب پذیرترین قشر جوانان مسلمان غربی میپاشد.
تغذیه فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و خشونت زا در غرب در همراهی با کاشته شدن عقدههایی به خاطر نفرت عمیق حاصل از نابرابریها و تبعیض در غرب و گشوده شدن بیمارگونه آن که خود اشارهای است بر ناکامی جوامع غربی در اعمال برابری قانونی و عملی در فرصتهای اجتماعی و سیاسی فارغ از تعلقات اعتقادی و مذهبی ، شمار بیشتری از اروپاییان را به سوی خشونت و گروههای تروریستی سوق داده است.
گذشته از اشاره به سیاستهای نادرست اجتماعی در غرب و نتایج تحقیر فرهنگی سایر ملتها از سوی کشورهای غربی، نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی فراموش نکرده است که بُعد دیگر در بسترسازی "خشونت خاموش" ، ریشه در سیاستهای دوران استعمار، توطئه و مداخلات خارجی در کشورهای اسلامی در قرون نوزدهم و بیستم دارد.
کاشته شدن بذر تندروی در یک قبیلهی بدوی از زمان استعمار با یک تفکر افراطی و در دوران جدیدتر ایجاد گروه فرومایهی داعش بر اثر وصلت ناموفق با فرهنگهای وارداتی از یک طرف و تضاد سیاست های غرب از جمله سرکوب پیشروترین اندیشههای برخاسته از مردمسالاری علیرغم اتحاد با عقب ماندهترین نظامهای سیاسی در منطقه، برخورد دوگانهی غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام ، پشتیبانی از رژیم صهیونیستی علیرغم کشتار و تخریبهای تروریسم دولتی اسرائیل در فلسطین از طرف دیگر، دو روی سکه تاثیرهای سیاست خارجی نادرست غرب در مواجهه با جهان اسلام را در دوران گذشته و اخیر یادآوری میکند.
همچنین نامه تاریخی رهبر معظم انقلاب اسلامی به جوانان غرب ، به خوبی هشدار داده است که در واکنش و چارهجویی برای این بحرانها ، واکنشهای عجولانه، حرکات هیجانی و شتابزده و تدابیر سطحی، که تلویحاً اشارهای است به پاسخهای نظامی بدون پشتوانه و یا تهدید مسلمانان در جوامع میزبان، نمی تواند نتیجهای جز افزایش گسستهای موجود، ایجاد انزوا، هراس و اضطراب در جامعه مسلمانان اروپا و آمریکا و محروم ساختن مسلمانان اروپا و آمریکا داشته باشد . همانگونه که تاکنون چنین بوده است.
در دو دهه گذشته ، دانشگاهیان و محققان غربی سرگرم مباحثات دامنهداری پیرامون ریشههای تروریسم در جهان بودهاند. گروهی از محققان متعهد به مطالعات اقتصادی، تروریسم را پاسخی به فقر و نابرابری در توزیع ثروت در جوامع در حال توسعه دانستهاند. دیدگاهی دیگر، به شکلی مغرضانه می کوشید ریشه تروریسم را در خشونت ذاتی در اسلام جست وجو کند. با گسترش این نحوه مطالعات که اغلب بر شواهد ضعیف، یکجانبه و آزموده نشده تکیه داشت، موج تازهای از پژوهشگران با در پیش گرفتن مطالعات عمیقتر به سرعت نادرستی این یافتهها را برملا کردند.
لوئیس ریچاردسون ، دانشمند ایرلندی در دانشگاه آکسفورد معتقد است شواهد ارتباط تنگاتنگ میان تروریسم با اسلام،فقر و سطوح نابرابر اقتصادی در جوامع چنان سست است. اگرچه همچنان میتوان ، فقر و یا حتی قرائتهای تحریف شده از اسلام سیاسی را که به اقلیتی کوچک که ادعای مسلمانی دارند،در شکلگیری انگیزه شماری از جوانان در پیوستن به تروریسم موثر دانست. این موضوع اما به تنهایی نمیتواند ، توضیح دهد که چرا گرایشات افراطی فقط در دهههای اخیر و با وجود آنکه فقر و قرائتهای افراطی از اسلام سیاسی قرنها وجود داشتهاند، به مسئله امنیتی جهان تبدیل شده است.
رابرت پیپ ، استاد علوم سیاسی در شیکاگو، آغازگر سلسله تلاشهایی بود که نشان میدادند، چگونه مطالعات آماری از رابطه مستقیم میان "مداخله خارجی و اشغالگری" با "شدت گرفتن تمایلات خشونت طلبانه در گروههای تروریستی" حمایت میکند. رابرت پیپ با مطالعه 315 مورد از حملات تروریستی - انفجاری در میانه سالهای 1980 تا 2003 میلادی نشان داد که 95 درصد از این عملیات تروریستی نه با انگیزههای مذهبی و یا ایدئولوژیک ، بلکه با انگیزه سیاسی انجام شده است.
اکنون این اعتقاد به طور گستردهای در آمریکا رایج است که احساسات ضدغربی به طور عام و احساسات ضدآمریکایی به طور خاص، نتیجه سیاستهای مداخله گرایانه آمریکا و متحدان اروپاییاش در اشغال سرزمینی و مداخله سیاسی در جوامع مسلمان است.
بر اساس همین منطق علمی است که مقام معظم رهبری در دومین نامه روشنگرانهشان به جوانان غربی با تاکید بر این که "لشگرکشیهای سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بیشماری داشت ؛ کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساختهای اقتصادی و صنعتی خود را از دست دادهاند، و در مواردی دهها سال به عقب برگشتهاند . با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته می شود که خود را ستمدیده ندانند."
در وجه دیگر مرتبط با سیاست خارجی غرب در برابر جهان اسلام ، نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی ، صراحت متناسبی پیرامون حمایتهای همه جانبه و غیرمشروط غرب به رژیم نامشروع صهیونیستی، به منزله یکی از مظاهر روش برخورد ریاکارانه غرب در برابر مسلمانان دارد.
آمریکا و قدرتهای اروپایی سالها از رژیمهای دیکتاتوری عرب که اغلب فاقد حمایت مردمی هستند، حمایت کردهاند و به علاوه مخالفت مداخله جویانه این کشورها با جنبشهای ناسیونالیستی و اسلامی که خواست اکثریت شهروندان عرب را بازتاب میدهد، در تشدید بیزاری ملتهای عرب و مسلمان از غرب تاثیر به سزایی داشته است. محققان آزاداندیش غربی هشدار دادهاند که روابط بی همتای رژیم صهیونیستی و سبب تقویت تروریسم است.
بر همین اساس نیز مقام معظم رهبری در دومین نامهشان به جوانان غربی ، بار دیگر از حمایت مخرب غرب از تروریسم دولتی اسرائیل انتقاد کردند وفرمودند چهرهی دیگرتضاد درسیاستهای غرب در پشتیبانی ازتروریسم دولتی اسرائیل دیده میشود. مردم ستمدیدهی فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه می کنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانههای خود پناه میگیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز میکنند، یک خانوادهی فلسطینی دهها سال است که حتّی در خانهی خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست.
اشاره مقام معظم رهبری به «کاشته شدن بذر تندروی در یک قبیله بدوی در تلاقی با استعمار» به نقش آفرینی تنشزای عربستان در مقام بزرگترین حامی مالی و سیاسی گروه های تروریستی اشاره دارد . امروز ابعاد بیشتری از نقش عربستان سعودی در تامین همه جانبه تروریسم و ایجاد شبکههای مختلف برای جذب جوانان در اقصی نقاط جهان به داعش آشکار شده است.
مناسبات عربستان سعودی و غرب در ادامه روابط مسموم و آسیب آفرین جهان اسلام و غرب، اهمیتی بیش از نادیده گرفتن حقوق دموکراتیک شهروندانی دارد که ناگزیر به زندگی در سایه استبداد اقلیت حاکم و قبیلهای هستند. روابط ویژه خاندان سعودی و آمریکا در عمل با قراردادن عربستان سعودی در حاشیه امن، مولد خشنترین جریانات سیاسی گروههای افراطی با هدایت و تامین مالی خاندان سعودی در سرتاسر جهان بوده است. بعد از آنکه حملات 11 سپتامبر و آشکار شدن ملیت سعودی 15 نفر از عاملان این حملات ، نتوانست آسیبی به روابط دو کشور بزند، شواهد انکار ناپذیری در گسترش فعالیت نهادها و مدارس وابسته به وهابیون سعودی، جهان را شوکه و غافلگیر کرد.
در دسامبر 2015 ،جرمی کوربین ، رهبر حزب کارگر انگلیس در مجلس عوام این کشور درباره درخواست دولت دیوید کامرون ، نخست وزیر انگلیس برای اعزام نیروی نظامی به مبارزه با داعش در سوریه، یادآوری کرد که نه تنها نیروهای نظامی قادر به برطرف کردن مشکل تروریسم نیستند ، بلکه پیش از آن باید منابع حمایت مالی از داعش که شامل متحدان غرب از جمله ترکیه و عربستان سعودی میشود، قطع گردد.
آگاهی کشورهای غربی به نقش مخرب عربستان سعودی در تامین مالی تروریسم و افشا شدن آن در افکار عمومی جهانی، این تناقض را یادآوری میکند که چگونه غرب میتواند مدافع امنیت خود باشد و مانع پیوستن جوانان غربی به گروههای تروریستی و تکفیری شود ، در حالی که قادر به بازنگری در سیاستهای یکسره نادرستی نیست که همان تهدیدها را ایجاد میکند؟