در قسمت هشتم مجموعه برنامه ی، قدرت بازدارندگی توان موشکی، پهپادی و ماهواره ای ایران، رویکرد رسانه های غربی در تهدیدآمیز جلوه دادن توان بازدارندگی موشکی ایران ، بررسی خواهد شد.

برجسته نمودن موضوع و یا خبری خاص به صورت هدفمند یکی از شگردهای تاثیرگذاری در برخی رسانه های بین المللی است. نظریه برجسته‌سازی در رسانه به تبیین تاثیرات رسانه بر اولویت یافتن یک اندیشه در افکار عمومی می‌پردازد. برخی ازرسانه های بین المللی به جای ایفای وظیفه اطلاع رسانی بیطرفانه، در قالب برجسته سازی و وارونه کردن حقایق و ایجاد عملیات روانی، در راستای اهداف سیاسی کشور متبوع خود اقدام می کنند . 

 سیاستمداران از طریق رسانه می‌توانند اهداف خود را در ذهن مخاطب برجسته سازند و به افکار عمومی جهت دهی نمایند. همانند آنچه در سال 1916 م. در زمان ریاست جمهوری ویلسون توسط کمیسیون تبلیغاتی کریل اتفاق افتاد. در آن زمان که مقارن با جنگ جهانی اول بود، مردم ایالات‌متحده به شدت مخالف مداخله در جنگ بودند، اما این کمیسیون در طی شش ماه چنان احساس جنگ‌طلبی در میان این مردم ایجاد کرد که اغلب آنها حامی مداخله در این جنگ و نابودی آلمانی ها بودند. همین رویکرد در جریان حمله امریکا به عراق به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی در سال 2003  نیز تکرار شد، اما بعدها وجود این گونه سلاحها اثبات نشد. بنابراین برجسته سازی و وارونه سازی تحولات، یک شگرد در برخی رسانه ها برای پیگیری اهداف سیاسی، امنیتی و نظامی است.

 با توجه به مباحث مذکور، می‌توان گفت که رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی، توان دفاعی و موشکی ایران را چگونه انعکاس یا تحلیل می نمایند. آنها کوچکترین رخداد مرتبط با توان دفاعی ایران را به تیتر اول اخبار خود تبدیل می‌کنند تا افکار عمومی نسبت به آنها حساس شود. هدف نهایی از این موضوع و دادن اطلاعات غیر واقعی یا مبالغه آمیز، برجسته‌کردن تهدید ایران است تا افکار عمومی هر خبر و تحلیلی در مورد توان دفاعی ایران را به عنوان تهدید تلقی کنند. در این فضای رسانه‌ای، خرید میلیاردها دلار سلاح توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس و متحدان آمریکا، سانسور یا در میان اخبار، گم می‌شود. علاوه بر این، مداخله نظامی آمریکا در منطقه به دروغ به عنوان حمایت از صلح، ایجاد موازنه قوا و مبارزه با گروه‌های تروریستی و حفاظت از تجارت آزاد دریایی توصیف و القاء می‌شود.

رسانه های غربی با استفاده از شگردهای وارونه سازی اخبار یا برجسته سازی تلاش می کنند تا افکار عمومی جهان در مورد ماهیت توان دفاعی ایران و دلایل حرکت اش بسمت بازدارندگی موشکی، تحقیق نکنند. آنها با تحریف واقعیات در مورد توان دفاعی و قدرت بازدارندگی ایران، تلاش می کنند ایران کشوری یاغی نشان داده شود. رسانه‌های غربی همواره به دنبال ایجاد فضایی برای حمله نظامی آمریکا به ایران هستند و این ایده را تبلیغ می‌کنند که ایران تهدیدی برای صلح است. البته چنانچه برخی از محافل مطالعاتی مستقل در غرب نیز اذعان دارند امریکا و متحدانش توان حمله به ایران را ندارند و هدف آنها، ترساندن کشورهای عربی منطقه و افزایش فروش سلاح است. رسانه‌های غربی همواره مطالبی را ارائه می‌دهند که با روایت‌های دروغین دولت ایالات متحده در مورد ایران مغایرت نداشته باشد. دکتر گریگوری شوپک (Shupak, Gregory) محقق و نظریه پرداز حوزه ی ارتباطات و صاحب کتاب «داستان غلط: فلسطین، اسرائیل و رسانه ها»، معتقد است: گزارش‌های رسانه های غربی طوری تهیه می‌شوند که مخاطبان فکر کنند ایران مسئول هر نوع حمله و آشوب است.

یکی از شگردهای رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکایی برای تهدیدآمیز نشان دادن قدرت دفاعی ایران، مقایسه آن با کشورهای کوچک خلیج فارس و ترغیب آنها برای مقابله با تهران است. اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در همین زمینه، گزارشی تحلیلی منتشر و دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس را به خرید تجهیزات نظامی دریایی از شرکت‌های غربی ترغیب می کند . این اندیشکده امریکایی می نویسد که بازدارندگی امری مهم است و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای رسیدن به این هدف باید در نیروی دریایی خود سرمایه‌گذاری بیشتری کنند.

باید گفت تفرقه‌افکنی و خصومت‌ پراکنی میان کشورهای منطقه خلیج‌ فارس با هدف ایجاد مسابقه تسلیحاتی در منطقه صورت می گیرد.

رسانه های غربی عمدتا با تاکید بر کاهش بودجه نیروی دریایی آمریکا، افزایش اهمیت هند و اقیانوسیه برای نیروی نظامی آمریکا در پاسخ به تهدیدان چین و نیز کاهش وابستگی آمریکا به نفت غرب آسیا مدعی اند که حضور امریکا در خلیج فارس در آینده کاهش می یابد. آنها با این مقدمه چینی تاکید می کنند که کشورهای حاشیه خلیج فارس باید در برابر تهران، به خرید گسترده سلاح های غربی روی بیاورند. چنانچه اندیشکده شورای آتلانتیک در تحلیلی با تأکید بر توان نیروی دریایی ایران، می نویسد که «تهران نه‌تنها ناوگانی توانمند دارد، بلکه از زرادخانه موشکی خوبی برخوردار است» اما «دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس که به تضمین‌های امنیتی آمریکا وابسته هستند، ناوگانشان ضعیف است تا جایی که نیروی دریایی عربستان، فقط می‌تواند تعدادی کشتی فرسوده را گرد هم آورد. این وضعیت در مواجهه با قابلیت‌های جنگ متقارن و قابلیت‌های دریایی متعارف ایران قابل‌اتکا نیست و این دولت‌ها باید بازدارندگی دریایی خود را تقویت کنند» .

القاء تهدید ایران علیه کشورهای خلیج فارس و ترغیب آنها برای خرید سامانه‌های موشکی نیز در این چارچوب صورت می گیرد. آنتونی کردزمن تحلیلگر اندیشکده‌های آمریکایی در امور غرب آسیا معتقد است: «توانمندی‌های موشکی کشورهای عرب حاشیه خلیج ‌فارس محدود است و نیروی موشکی بالستیک عربستان‌ سعودی فاقد دقت لازم است. اگر ایران از موشک‌های خود برای حمله به کشورهای عربی استفاده کند، موشک‌های عربستان سعودی تنها می‌تواند حملات تلافی‌جویانه علیه اهداف محیطی بزرگ صورت دهد»

رسانه‌های غربی و تحلیلگران آنها با ایجاد ایران هراسی، به سیاست‌گذاران واشنگتن پیشنهاد می‌‌دهند مقدمات افزایش فروش تسلیحات و یکپارچه‌سازی سامانه‌های موشکی کشورهای خلیج فارس را فراهم کنند. این در شرایطی است که اساسا توان موشکی و پهبادی ایران جنبه دفاعی و بازدارنده دارد. ایران با کشورهای منطقه مناسبات خوبی دارد. از دیدگاه تهران مداخله امریکا و انگلستان و برخی از کشورهای غربی ریشه ناامنی در خلیج فارس محسوب می شود. ایران معتقد است که امنیت منطقه نه با خرید های گسترده تسلیحاتی و به یغما دادن ثروت های مردمان منطقه، بلکه با همکاری دسته جمعی قابل تحقق است. از این رو ایران طرح صلح هرمز را ارائه کرده است. از نظر ایران فروش سلاح های غربی به عربستان سعودی و امارات، نتایجی غیر از تشدید جنایات جنگی علیه مردم یمن ندارد.

یکی دیگر از رویکردهای رسانه های غربی و معاند با ایران، القاء تهدید ایران و طرح افزایش بُرد موشک‌های ایرانی تا رسیدن به اروپا و آمریکاست تا از این طریق، زمینه مشروعیت تحریم های ظالمانه علیه ایران در نزد افکار عمومی را فراهم کنند. نیک هانسن (Hansen, Nick) یکی از تحلیل گران غربی مدعی شده ایران در حال تلاش برای رسیدن به فناوری‌ موشک‌های قاره‌پیما است. اندیشکده آتلانتیک این خط تحلیلی را پررنگ کرده و می نویسد «ممکن است برنامه موشکی ایران در گذر زمان، تهدیدی برای خود آمریکا و متحدان آن در اروپا و دیگر مناطق جهان باشد. خطر موشکی در بلندمدت می‌تواند متوجه خود آمریکا باشد. فعلا با توجه به توانمندی موشکی ایران، تمرکز بر تاثیرات این توانمندی موشکی در منطقه است».

در واقع رسانه های غربی، وجود زرادخانه های موشکی و هسته ای امریکا و متحدانش را به معنای تضمین صلح و فعالیت های متعارف موشکی ایران را به معنای تهدید امنیت بین المللی، القاء می کنند.

با چنین نگرشی است که اوزی رابین تحلیلگر رژیم صهیونیستی می گوید: «برد واقعی موشک سجیل ایران حدود 2500 کیلومتر است. چنین بردی می‌تواند ورشو و در واقع شش کشور عضو اتحادیه اروپا را تحت پوشش قرار دهد. محل استقرار سامانه های پرتاب این موشک پر از کوه‌ها، دره‌ها و تنگه‌ها است. شما می‌توانید هزاران موشک بالستیک را در آنجا پنهان کنید. بنابراین توانایی ساخت یک موشک  که بتواند اروپا را تهدید کند، اکنون در ایران وجود دارد. ایران به شدت چندین برنامه موشکی و یک برنامه فضایی را با سرعت بالا دنبال می‌کند. هیچ‌کس، به استثنای چینی‌ها، با چنین سرعتی کار نمی‌کنند. به رغم تمام تحریم‌ها، ایرانی‌ها توانسته‌اند تمام زیرساخت‌های لازم برای ساخت موشک‌های پیشرفته و توسعه یک کادر فنی را به دست آورند. آنها در حال ساخت دانشگاه‌های فناورانه هستند»

وارونه سازی فعالیت های علمی و صلح آمیز ایران، ایران هراسی و تهدید جلوه دادن توان دفاعی ایران،  در واقع راهبرد مستمر رسانه های غربی است. این در شرایطی است که مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای و تهدیدات آنها علیه ایران، عامل تنش در منطقه و مسابقه تسلیحاتی می باشد. علیرغم این هیاهیوی رسانه های غربی، امروزه افکار عمومی جهان بیش از گذشته با ابعاد رویکرد ریاکارانه رسانه های غربی در مورد فعالیت های دفاعی موشکی ایران آگاه هستند.

اسفند ۲۷, ۱۳۹۹ ۱۹:۴۴ Asia/Tehran