پژوهش «ضرورت های افزایش توجه به موضوع فلسطین در سطح جهانی» در بهمن ماه 1396 توسط واحد پژوهش های کاربردی معاونت برون مرزی صدا و سیما منتشر شد.

پژوهش «ضرورت های افزایش توجه به موضوع فلسطین در سطح جهانی» به اهتمام واحد پژوهش های کاربردی و توسط سلمان رضوی نگاشته شده و دکتر محمدقلی میناوند و احمد سروش نژاد، نظارت علمی آن را بر عهده داشته اند.

نگاهی به تحولات فلسطین در انتفاضه های اول، دوم و سوم؛ واکاوی جایگاه رسانه ای فلسطین در مقاطع مختلف از جمله از 2007 تا 2017 م در سطوح مختلف داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای، توافق استکبار جهانی و محور مرتجع عربی برای به حاشیه بردن موضوع فلسطین؛ ضرورت های افزایش توجه به موضوع فلسطین در سطح جهانی از مهمترین ارکان این پژوهش می باشد.  

 در بخشی از این پژوهش می خوانیم:

فلسطین در سالهای پایانی دهه دوم قرن 21، یکی از غریبانه ترین دوره های خود را پشت سر می گذارد، در سالهای اخیر تحرکات گسترده ای از سوی استکبار جهانی و محور مرتجع عربی برای به حاشیه راندن آرمان فلسطین که سالیان سال محور وحدت جهان اسلام بوده است، صورت گرفته است.

در واقع، برای این مسئله دو دوره زمانی را می توان در نظر گرفت. دوره نخست؛ حدود 30 سال پیش یعنی سال 1987م، که در این سال (1987) مسئله فلسطین پس از 40 سال از اشغالگری (1948-1987) به مدد خروش جوانان فلسطینی در قالب انتفاضه اول، به صدر اخبار و تحولات خبری رسانه ای دنیا بازگشت. در این دوره می توان به شواهدی مبنی بر قرار داشتن موضوع فلسطین در راس اخبار منطقه و جهان اشاره کرد.

 در تاریخ 17 سپتامبر سال 1978م، در کمپ دیوید، «کارتر» توانست با وساطت میان مصر و رژیم صهیونیستی امضای قرارداد صلح بین دو طرف را فراهم آورد. تحقق این (باصطلاح) صلح در تاریخ نبرد اعراب و رژیم اسرائیل واقعه بسیار مهمی بود و باعث شد انور سادات بهای سنگینی را برای صلح با رژیم صهیونیستی بپردازد. صلح مصر با رژیم صهیونیستی این کشور را در جهان عرب منزوی ساخت و باعث فاصله گرفتن سایر دولت های عرب از آن شد. با اینحال رژیم صهیونیستی متوجه تهدیداتی از سوی فلسطینی ها بود به ویژه افزایش عملیات فدائیان فلسطینی از ناحیه جنوب لبنان که منطقه‌ی «فتح» نامیده می شد. در دهه 1970، سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) اقدام به پیگیری یک راه حل سیاسی کرد. انتفاضه نقطه ی عطفی در منازعه فلسطین بود و فلسطینی ها از این طریق نشان دادند هرچیزی که نشان دهنده و نماد حاکمیت و سلطه رژیم صهیونیستی بر حیات آنها است را رد می کنند. این انتفاضه در سال ۱۹۸۷ میلادی آغاز شد، در سال ۱۹۹۱ درگیری ها رو به کاهش نهاد و نهایتاً با برگزاری کنفرانس مادرید در سال 1991 و قرارداد اسلو در سال ۱۹۹۳ انتفاضه اول پایان یافت.

در واقع، در سطح منطقه ای حوادثی رخ داد که تأثیر مستقیمی بر روی فلسطینیان داشت. در آگوست 1990، حمله ی عراق به کویت و در پی آن بحران خلیج فارس بازتاب مهمی بر کشمکش اعراب و رژیم صهیونیستی داشت. از سوی دیگر و از همه مهم تر فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 میلادی، باعث شد تا با سقوط بلوک شرق، نظام دوقطبی از بین برود و سرکردگی یکجانبه آمریکا در نظام بین الملل روند صلح اعراب و رژیم صهیونیستی را در منطقه غرب آسیا شتاب بخشد. در سایه‌ این شرایط، روند سازش همراه با برپایی کنفرانس مادرید در سال 1991م آغاز شد. اما این مذاکرات با برگزاری 11 دور نشست با بن‌بست مواجه شد و تلاش های طرفین برای حل و فصل مسائل به جایی نرسید. تنها نتیجه برگزاری این جلسات به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی توسط یاسر عرفات، رهبر ساف بود. پس از به بن ‌بست رسیدن مذاکرات در 1993، ساف و رژیم اسرائیل به صورت مخفیانه در اسلو پایتخت نروژ تلاش هایی برای ادامه مذاکرات صورت دادند. این مذاکرات برخلاف تصور جهانیان در 20 اوت 1993 به نتیجه رسید و با برگزاری مراسمی در کاخ سفید در 13 سپتامبر 1993م، اعلامیه اسلو با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین و بیل کلینتون به تصویب رسید. براساس این توافق در ازای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی، موجودیت سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان نماینده مردم فلسطین پذیرفته شد و اجازه داده شد تا یک دولت خودمختار فلسطینی در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه تشکیل شود. در 28سپتامبر 1995، طی مراسمی در کاخ سفید، طرفین قرارداد، اسلو2 را امضا کردند. اما بازی با زمان از سوی رژیم صهیونیستی نشان می دهد آنان تمایلی به ایجاد دولت مستقل فلسطین ندارند و با وقت کشی در صدد تنگ کردن عرصه بر فلسطینی ها و به استحاله کشاندن روند مذاکرات هستند. در تمام این قراردادها رژیم صهیونیستی هیچ التزامی از خود نشان نداد و از آوردن مهاجرین جدید و ساختن شهرک های صهیونیست نشین دست برنداشت.

در ادامه اقدامات ضد فلسطینی رژیم صهیونیستی، در 28 سپتامبر 2000م، «آریل شارون» رهبر حزب لیکود، در اقدامی تحریک کننده به همراه یک هزار سرباز از مسجدالاقصی دیدن کرد. وی با این حرکت نشان داد که این منطقه را که از سال 1967 تحت کنترل رژیم صهیونیستی بوده را جزئی از رژیم اسرائیل می داند و باعث تحریک احساسات فلسطینیان شد که در پی آن به درگیری میان نمازگزاران و نظامیان صهیونیست و انتفاضه دوم یا مسجدالاقصی انجامید.

از جمله اقدامات آریل شارون، در جهت خاموشی انتفاضه، انجام «عملیات سپر بازدارنده» در سال 2002م بود. در عملیات مذکور، ارتش رژیم اسرائیل به شهرهای فلسطینی در داخل کرانه باختری حمله کرد. اقدام دیگر رژیم اسرائیل در این دوره، ساخت دیوار حائل بود. آن چیزی که مهمترین عامل احداث دیوار حائل شد تفاوت در کشته شدگان انتفاضه دوم نسبت به انتفاضه اول بود. در انتفاضه اول نسبت کشته شدگان رژیم صهیونیستی به فلسطینی 1 به 25 بود اما در انتفاضه دوم 1 به 3 شد. بنابراین در سال 2002م، ساخت دیوار حائل آغاز شد. اما اهداف این دیوار توسط دیوان بین المللی دادگستری لاهه و قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل بی اساس و غیر قانونی و بدون توجیه امنیتی شناخته شد. با به ثمر نشستن مقاومت فلسطین، در سال 2005 نوار غزه با 360 کیلومتر مربع وسعت از وجود شهرک نشین های صهیونیست و سربازان اسرائیلی خالی شد. بعد از سال 2005 و با مرگ یاسر عرفات و روی کار آمدن محمود عباس، راه برای مذاکرات سازش هموار شده بود.

در سال 2004م، جنبش حماس توانست با کسب 30 درصد آرا از دو بخش کرانه باختری و نوار غزه در انتخابات شورای شهر پیروز شود و این عاملی شد تا خود را برای شرکت در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین آماده کند. حماس در انتخابات پارلمانی سال 2006 شرکت کرد و توانست با کسب 74 کرسی از 132 کرسی در انتخابات پیروز شود. این اتفاق و پیروزی باعث شگفت زدگی ساف، رژیم صهیونیستی و غرب شد. انتخاب حماس به همان میزان که برای رژیم صهیونیستی دردسر آفرین بود، برای فتح نیز حساسیت برانگیز بود. از این رو، محمود عباس و دیگر رهبران و فعالان فتح بلافاصله پس از پیروزی حماس از هر گونه تلاشی برای محدود کردن و فشار آوردن بر جنبش مقاومت دریغ نکردند.

حماس پس از پیروزی برای تشکیل کابینه از فتح خواست تا به کابینه بپیوندد. اما ابومازن، این درخواست را رد کرد. گروه چهار جانبه صلح غرب آسیا (آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و سازمان ملل) همکاری و مساعدت مالی و سیاسی و به رسمیت شناختن دولت تازه تأسیس فلسطینی را منوط به پذیرش توافقات گذشته دولت خودگردان (از جمله نقشه راه) و کنارگذاشتن مقاومت کرد. اما با نپذیرفتن این شروط از جانب حماس، رژیم صهیونیستی از پرداخت 50 میلیون دلار عوارض گمرکی ماهیانه به تشکیلات خودگردان، خودداری کرد و کمک های مالی آمریکا و اتحادیه اروپا نیز معلق شد. سرانجام پس از سالها اختلاف، میان دو جریان رقیب فلسطینی یعنی فتح و حماس توافقنامه آشتی ملی موسوم به «اعلامیه الشاطی»  (2014)امضا شد.

از منظر رسانه ای می توان گفت طی یک دهه اخیر، علل وعوامل متعددی در سطوح منطقه ای و بین المللی بر موضوع فلسطین تاثیر گذاشته است. رژیم صهیونیستی برای تغییر مسیر قیام­های عربی از مقابله با رژیم صهیونیستی به مقابله با ایران تلاش بسیاری را انجام داده است. در واقع، متحدان رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به دنبال این هستند تا ایران ستیزی جای اسرائیل ستیزی را گرفته و تهران که همواره خواهان ثبات منطقه است ، به دشمن شماره یک کشورهای حوزه خلیج‌فارس تبدیل شود. در ماه مه 2016 بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی گفت: «اسرائیل آماده است با مصر و دیگر کشورهای عربی از جمله همان کشورهایی که ترامپ تلاش می‌کند برای مبارزه با ایران دور هم جمع کند، در زمینه توسعه فرآیندهای دیپلماتیک و ثبات در منطقه (؟!)همکاری کند».

از بعد منطقه ای نیز می توان به انقلاب های عربی اشاره کرد. به بیان دیگر با وجود آنکه فلسطینی ها به قیام های عربی که از سال 2011 م، شروع شده بود دل بسته بودند اما این جریان، نتیجه ای پایدار برای فلسطین نداشت. در نخستین  ماه های پس از وقوع بیداری اسلامی، دو روز تاریخی «یوم النکبه» (روز اشغال فلسطین در 1948) و «یوم النکسه» (روز اشغال بیت المقدس در 5 ژوئن 1967) با شکوه خاصی توسط مردم کشورهای عرب گرامی داشته شد و حتی حرکت آوارگان فلسطینی مقیم مصر، اردن، سوریه و لبنان به سوی مرزهای فلسطین اشغالی، می رفت مسئله فلسطین را در بین آنها زنده کند. اما نه تنها مصر بلکه بقیه کشورهای عربی نیز چنان گرفتار مشکلات سازمان یافته داخلی شده اند که در حقیقت مسئله فلسطین از اولویت خارج شد.

 باز تولید گروه­های تکفیری در عراق و سوریه (داعش)، افکار عمومی را برای مقاطعی از موضوع فلسطین دور ساخت. اساس یکی از دلایل بحران سوریه و حمایت غرب از تروریسم تکفیری ، تلاش برای گسستن جبهۀ مقاومت و خارج کردن فلسطین از اولویت افکار عمومی جهان اسلام می باشد. در این میان بحران های منطقه­ای همانند حمله عربستان سعودی به یمن، کودتای نافرجام در ترکیه، بحران میان قطر و کشورهای عربی، نسل کشی  مسلمانان میانمار و پرونده هسته ای ایران و تداوم رابطه خصمانه آمریکا با ایران از جمله موضوعاتی است که با حمایت رسانه­ای صهیونیست ها و متحدان عرب منطقه­ ای آنان (به ویژه عربستان سعودی) همراه شده است تا به این ترتیب موضوع فلسیطن را در حاشیه قرار دهند .

از بعد فرامنطقه ای نیز می توان گفت برخی از کشورهایی اروپایی ، طی سالهای 2017-2011 م تلاش کردند تا با هدف مقابله با دولت قانونی بشار اسد و خارج ساختن عناصر افراطیِ حامی داعش از اروپا، از جریان تروریستی داعش حمایت کنند. حمایتهای مذکور سبب می شود تا از یکسو جنگ در سوریه با  ابعاد و گسترۀ جدیدی توام باشد. از سوی دیگر رفت و آمد عناصر وابسته به داعش میان غرب آسیا و اروپا، در مجموع بخشی از فضای رسانه ای و توجه افکار عمومی و سران اروپا را از مسئله فلسطین منحرف کرد.

 

 

 

 

 

 

مرداد ۲۹, ۱۳۹۷ ۱۷:۱۹ Asia/Tehran