انتشار پژوهش «مخاطرات حضور گروه تروریستی منافقین در آلبانی و منطقه بالکان»
پژوهش مخاطرات حضور گروه تروریستی منافقین در آلبانی و منطقه بالکان در آذر ماه 1396 توسط واحد پژوهش های کاربردی معاونت برون مرزی صدا و سیما منتشر شد.
پژوهش مخاطرات حضور گروه تروریستی منافقین در آلبانی و منطقه بالکان به اهتمام واحد پژوهش های کاربردی و توسط مهدی دهرویه نوشته شده و مرتضی اصفهانی، نظارت علمی آن را بر عهده داشته است.
تبیین روند شکل گیری، ماهیت و عملکرد گروه تروریستی منافقین؛ واکاوی نقش و اهداف آمریکا در فرایند انتقال اعضای گروه تروریستی منافقین به آلبانی ؛ رویکرد دوگانه غرب در قبال تروریسم؛ تشریح مخاطرات حضور گروه تروریستی منافقین در آلبانی برای این کشور و منطقه بالکان؛ واکاوی راهبردهای گروه تروریستی منافقین برای توجیه حضور خود در آلبانی ؛ بررسی مسئله انتقال گروه تروریستی منافقین به تیرانا از منظر رسانه های آلبانی و منطقه بالکان؛ تبیین مشابهت های فکری و رفتاری فرقه های تروریستی منافقین و داعش، از جمله مهمترین ارکان این پژوهش می باشند.
در بخشی از این پژوهش می خوانیم:
سازمان باصطلاح مجاهدین خلق در ابتدا با هدف مبارزهی مسلحانه در شهریور 1344 علیه رژیم پهلوی بنیانگذاری شد. نداشتن تعلیمات دینی و محیط غرب زده دانشگاه ها در آن زمان، گروه را به مارکسیسم سوق داد و زیربنایی کج و التقاطی در تعلیمات اصولی و عقیدتی سازمان نهاده شد. به طوریکه این گروه از نظر تئوری مسلمان لیکن به عنوان یک مبارز از اسم مارکسیسم استفاده کردند.
هرچند نشانه های قوی بر تفکرات التقاطی سازمان تروریستی منافقین از ابتدای تاسیس مشهود است، لیکن اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی سازمان در سال 1354، منجر به بروز اختلاف و شکافی عظیم میان کادر رهبری سازمان گردید. این موضوع در کنار چند رخداد دیگر نظیر ترور دو مستشار نیروی هوایی آمریکا ضربات مهلکی را بر این سازمان وارد کرد و تعداد زیادی از عناصر سازمان دستگیر شدند. به طوریکه از اواسط سال 1355ش (1977م) می توان گفت عملاً سازمانی وجود نداشت. این روند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت و سازمان نتوانست فعالیت سیاسی و نظامی خود را از سر بگیرد. پس از انقلاب اسلامی، سازمان با رویکردی منافقانه بویژه از 1357 (1979م) تا خرداد1360 (ژوئن 1981م) سعی کرد همچون گروه های ملیگرا و چپ، ضمن مخالفت با مواضع اصولی و مردمی امام خمینی (ره) و نظام اسلامی، خود را همراه مردم و مدافع حقوق آنان جلوهگر سازد. در واقع در این دوره التقاط نظری آنان در صحنه انقلاب اسلامی به شکل التقاط سیاسی ظاهر گشت. نهایتاً، سازمان به بلاتکلیفی ظاهری درباره ی نسبت خود با جمهوری اسلامی خاتمه داد و در واپسین روزهای بهار 1360، جنگ مسلحانه را به صورت علنی علیه انقلاب اسلامی و مردم آغاز کرد.
اولین اقدام تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی گروه تروریستی منافقین در هفتم تيرماه سال 1360 با انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي رخ داد كه به شهادت آيت الله دكتر بهشتي و 72 تن از همراهانش منجر شد. از آن پس، مشی مسلحانه به عنوان اصلی ترین دستورکار این سازمان تروریستی هم به عنوان تاکتیک و هم به عنوان استراتژی دنبال گردید. در این شرایط، سران سازمان به فرانسه گریختند و پس از مدتی با بازیگری واشنگتن و با همراهی دولت پاریس از فرانسه خارج و از آن پس مرکز استقرار آنها شهر بغداد، پایتخت عراق گردید. در بیانیه اکتبر 1994م وزارت خارجه آمریکا نیز اذعان شده است که فرانسه با این اقدام ظرفیت های منافقین را در اختیار صدام و امکانات صدام حسین را در اختیار این گروه تروریستی قرار داد و در مقابل ایران اینگونه وانمود کرد که گروه تروریستی منافقین را از فرانسه اخراج کرده است!
در طول همکاری گروه تروریستی منافقین با صدام حسین، هزاران تن از مردم ایران و ده ها هزار تن از مردم عراق، قربانی تروریسم این گروه جنایتکار شدند. منافقین در اواخر رژیم بعث به ارتش خصوصی صدام تبدیل شده بودند و سران سازمان تروریستی منافقین نیز بقای خود و سازمان را در گرو بقای دیکتاتور عراق میدانستند. این همکاری در جنایات مختلف از جمله کشتار مردم عراق در جریان انتفاضه شعبانیه و انفال ادامه یافت تا اینکه در سال 2003م با حمله آمریکا به عراق، صدام حسین، سرنگون و پس از آن دستگیر و اعدام گردید.
با سقوط صدام حسین در سال 2003م، به عنوان مهمترین حامی فرقه تروریستی منافقین، و کارنامه سیاه این گروه در کشور عراق که منجر به نفرت عمیق مردم عراق و واکنش آنها گردیده بود، روند انتقال اعضای این گروه تروریستی از پادگان اشرف به پادگان لیبرتی و پس از آن به کشور آلبانی آغاز شد.
سقوط صدام حسین، و افشای هر چه بیشتر جنایات گروه تروریستی منافقین علیه مردم ایران و عراق، سبب شد تا نام این گروه تروریستی در فهرست گروه های تروریستی آمریکا و اروپا قرار گیرد. لیکن همکاری این سازمان تروریستی با رژیم صهیونیستی به ویژه در جاسوسی و تحریف واقعیت های فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران، پیشبرد اغراض آمریکا در غرب آسیا، استفاده از این گروه برای فشار بر ایران و برخی از اهداف داخلی، سازمان تروریستی منافقین را از بازسازی حمایت سیاسی آمریکا برخوردار کرد، و واشنگتن را به این جمع بندی رساند که می تواند برخی از برنامه های خود در غرب آسیا و ایران را از طریق احیای این گروه تروریستی به نتیجه برساند.
بدین ترتیب روند خروج نام سازمان تروریستی منافقین از فهرست های سازمان های تروریستی آمریکا و کشورهای اروپایی در سال 2012م آغاز شد و به تبع آن مقدمات انتقال اعضای این گروه تروریستی به کشوری دیگر فراهم شد. هرچند در ابتدا، نام کشورهای مختلفی نظیر اردن و جمهوری آذربایجان برای انتقال اعضای گروه تروریستی به میان آمد، لیکن، در نهایت آلبانی برای استقرار این گروه تروریستی انتخاب شد. کشوری در قاره اروپا و شبه جزیره بالکان.
شبه جزیره بالکان از دیرباز محل بسیاری از مناقشات بین المللی بوده است. منطقه ای بحران خیز و آبستن همیشگی بحران. «به طوری که بسیاری از کارشناسان سیاسی این منطقه را از نظر بحرانخیز بودن به خاورمیانه اروپا تشبیه میکنند. برخی از سیاستمداران غربی نیز معتقدند با تسلط بر این منطقه می توان بر جهان حکومت کرد». مداخله بازیگران قدرتمند بین المللی، اعم از کشورهای اروپایی و آمریکا، همواره نقش قابل توجهی را در بروز درگیری ها و کشمکش های مختلف در منطقه بالکان بازی کرده است. در این بین آلبانی نیز همچون دیگر کشورهای شبه جزیره بالکان تاریخ پر تحولی را داشته است. کشور آلبانی، کشوری کوچک با جمعیتی 3 میلیون نفری در جنوب شرقی اروپا و جنوب غربی شبه جزیره بالکان است.
60 درصد جمعیت آلبانی را مسلمانان تشکیل می دهند و زبان فارسی نیز در آن سابقه ای دیرینه دارد. از نظر سیاسی نیز آلبانی همچنان در صف عضویت اتحادیه اروپا بوده، اما یکی از 28 کشور عضو ناتو و تنها کشور اروپایی عضو سازمان همکاری اسلامی میباشد. آلبانی در ابتدای دهه 1990م از حصار کمونیسم رها شد و برای جبران 50 سال عقب ماندگی ناشی از کمونیسم، با تکرار اشتباه به دامن امپریالیسم آمریکا پناه برد.
در مورد این کشور می گویند: دریای آلبانی برای ایتالیا، هوا در اختیار ناتو و زمین در اختیار آمریکا است.
از دیدگاه کارشناسان مستقل آلبانیایی، نداشتن قدرت نه گفتن به سیاست های آمریکا، اصلیترین دلیل استقرار منافقین در آلبانی می باشد. در عین حال مولفه هایی نظیر ضعف حاکمیت قانون، وجود جریان های مافیایی، تروریستی و تکفیری، عدم عضویت در اتحادیه اروپا، معضلات و خلاءهای اجتماعی نظیر فقر و بیکاری در آلبانی از جمله دیگر دلایل انتخاب تیرانا به عنوان میزبان گروه تروریستی منافقین مطرح است.
حضور گروه تروریستی منافقین در کشور آلبانی از جهات مختلف برای این کشور، منطقه بالکان و در حد وسیعتر، اروپا آسیب های بسیاری می تواند داشته باشد.
برخی از مهمترین مخاطرات حضور گروه تروریستی منافقین در آلبانی برای این کشور که به صورت بالقوه وجود دارد عبارتند از: تضعیف امنیت ملی و حاکمیت قانون در کشوری که خود چالش های بسیاری در این حوزه دارد، بازماندن یا کند شدن روند عضویت در اتحادیه اروپا،گسترش فساد، قاچاق انسان، تبهکاری، معضلات اجتماعی، و تحمیل هزینه های گوناگون مادی و غیرمادی به مردم آلبانی.
همچنین به عنوان بزرگترین آسیب و خطر، تیرانا با پذیرش اعضای گروه تروریستی منافقین در کشور خود، بستر لازم برای ادغام این گروه تروریستی با دیگر گروه های تروریستی، مافیایی، تکفیری و وهابی در آلبانی و منطقه بالکان را فراهم کرده است که این موضوع می تواند مشکلات زیاد و جدی را برای دولت و مردم آلبانی ایجاد کند.
مخاطرات حضور گروه تروریستی منافقین در آلبانی به این کشور محدود نبوده و این آسیب ها می تواند منطقه ی پر تحول بالکان و اروپا را نیز درگیر کند. در این خصوص می توان به مخاطراتی نظیر گسترش تروریسم و تفکرات تروریستی، اتحاد این گروه تروریستی با گروه های تروریستی تکفیری منطقه و اروپا ،به خطر افتادن صلح و امنیت، احتمال جذب اعضای اروپایی بازگشته داعش اشاره کرد. موضوعات مورد اشاره، این سوال را مطرح می کند که آیا واقعاً برای حفظ ساختار فرقه ای و نظامی یک گروه تروریستی ارزش دارد که صلح و آرامش منطقه ای که خود از پیش تنش زده است را به مخاطره ی بیشتر انداخت؟ سوالی که جوابی به آن، نه از سوی واشنگتن و نه از سوی مقامات کشورهای مختلف حوزه بالکان و اروپا داده نشده است.
یکی از مهمترین دلایلی که مخاطرات گروه تروریستی منافقین را برای کشور آلبانی، منطقه بالکان و اروپا دو چندان می کند، ماهیت فرقه ای و مشابهت هایی است که این گروه تروریستی با گروه تروریستی داعش و امثال آن دارد. مشابهت هایی که در ساختار فکری، اهداف، منابع مالی، حامیان و سبک ترور مشهود است.