انتشار پژوهش "ظرفیت های ادبیات کلاسیک فارسی برای ترویج صلح و دوستی در جهان"
پژوهش "ظرفیت های ادبیات کلاسیک فارسی ایران برای ترویج صلح و دوستی در جهان (بررسی مصادیق موردی از آثار فاخر منظوم کلاسیک ایران: فردوسی، نظامی، عطار، مولانا، سعدی، حافظ و جامی)"، در آبان ماه سال جاری توسط واحد پژوهشهای کاربردی برون مرزی منتشر شد.
در بخشی از این پژوهش می خوانیم:
خیل عظیم سیاهه نماییها علیه تمدن ایرانی- اسلامی از سوی برخی از رسانههای غربی در چارچوب سناریوی ایران هراسی، در حالی است که اندیشه های ناب فراوانی در میان اندیشمندان و مفاخر ایرانی درباره صلح و دوستی وجود دارد.
یکی از عرصه هایی که این اندیشه های ناب در آنجا تبلور دارد، ادبیات غنی ایران زمین است. این میراث ادبی، در واقع یکی از مؤلفه های قدرت نرم ایران اسلامی می باشد و علیرغم اینکه این رویکرد ارزشمند در ادبیات غنی ایران زمین، به علت عدم تبلیغ لازم و کافی، چندان در جهان شناسانده نشده است، اما از لحاظ زمانی اغلب شاعران کلاسیک ایران در طرح موضوعات صلح و دوستی متقدم تر از همتایان غربی شان بوده اند.
در این راستا، آثار ادبی شاعران شاخص کلاسیک ایران به ویژه فردوسی، نظامی، عطار، مولانا، سعدی، حافظ و جامی، کاربرد مهمی دارند، زیرا این شاعران بزرگ با شخصیت والای خویش و تحت تأثیر تمدن ایرانی- اسلامی که از آن تغذیه نموده اند در باب صلح و دوستی بسیار سخن گفته اند.
برخی از مفاهیم بنیادین که این شعرا در آثار خود بر آنها تأکید دارند، عبارتند از:
ارزش و اصالت انسان؛
ای برادر تو همان اندیشهای***مابقی تو استخوان و ریشهای
گر گل است اندیشهی تو گلشنی***و ار بود خاری، تو هیمهی گلخنی (مولوی)
نوع دوستی؛
خیـر کـن بــا خلق، بهـر ایزدت *** یــا بــرای راحـت جـان خـودت
تـا هـمـاره دوســت بینی در نظـر *** در دلت نـاید ز کین، ناخوش صور (مولوی)
مذمت جنگ و اصالت صلح؛
ترا آشتی بهتر آید ز جنگ *** فراخی مکن بر دل خویش تنگ (فردوسی)
مدارا با دشمن؛
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرفست *** با دوستان مروت با دشمنان مدارا (حافظ)
پرهیز از جزم اندیشی؛
شعرای کلاسیک ایرانی، بودن تفاوت را شرط دشمنی و غیریت نمی دانسته اند بلکه تفاوت ها را نیز گاهی پیوند ساز تعبیر کرده اند. سعدی در این زمینه می گوید:
برو پاس درویش محتاج دار *** که شاه از رعیت بود تاج دار
مروت و وفاداری؛
دوست مشمار آن کـه در نعمت *** زند لاف یاریّ و برادر خـواندگی
دوست آن دانم که گیـرد دست دوست *** در پریشان حالی و درماندگی (سعدی)
ستایش عدل و داد؛
همی باش روشندل و صاف رای *** با انصاف با بندگان خدای
به هرناکس و کس درین کارگاه *** ز خود می ده انصاف و از کس مخواه (جامی)
تقبیح خودکامگی؛
از این دیو مردم كه دام و ددند *** نهان شو كه هم صحبتان بدندپی گور كز دستبانان گم است *** ز نامردمیهای این مردم استهمان شیر كو جای در بیشه كرد *** ز بد عهدی مردم اندیشه كرد
مگر گوهر مردمی گشت خورد *** كه در مردمان مردمیها بمرد (نظامی)
تقبیح ظلم؛
ظلم، آتش در درونت افکند *** در میان خاک و خونت افگند
گرچه راه ظلم از پیشان رود *** هرکه آن ره رفت، سرگردان رود (عطار)
برخلاف برخی از اندیشمندان غربی، در دیدگاه ادیبان و شاعران بزرگ ایرانی، ماهیت انسان بدی و خشونت نیست و آنچنان که مثلاً هابز ادعا دارد انسان گرگ انسان نیست، بلکه انسان بخشش و مدارا و مهربانی با هم نوع خویش دارد و خِرد خود را بر مدار دوستی باید تنظیم کند.
سعدی در این زمینه میگوید: وجود تو شهریست پر نیک و بد تو سلطان و دستور دانا خرد
نگاه بشردوستانه و مبتنی بر عشق و نوع دوستی در آثار شعرای کلاسیک ایرانی، حداقل روشن کننده دو نکته است:
ابتدا این نگاه از تمدنی گرفته شده است که اندیشه های ایران باستان را با رهنمودهای الهی اسلام تلفیق نموده که در اشعار و اندیشه های شاعران ملی گرایی چون فردوسی و عارف مسلکی مانند مولانا به خوبی جلوهگر است. این میراث معنوی و ادبی، تأئیدی است در راستای فرضیه این پژوهش مبنی بر اینکه بسیاری از مولفه های صلح و دوستی که در عرصه جهانی به آنها تاکید می شود، در آثار ادبی کلاسیک ایران وجود دارد. تأکید بر نوع دوستی، انسانیت، محبت، اخلاق، مذمت بدخواهی، سرشت پاک انسان، خیرخواهی، احسان و... از جمله مولفه های دوستی و صلح در این آثار می باشد.
دوم اینکه آرا و اندیشه های این شاعران، دروغ بودن چهره منفی که رسانه های غربی از ایران بازنمایی می کنند، نشان می دهد. رسانه های غربی تلاش دارند در چارچوب ایران هراسی، ایران را حامی افراطی گری و خشونت معرفی کنند اما این میراث معنوی- ادبی- تاریخی که برگرفته از تمدن ایرانی و سرچشمه های معنوی دین مبین اسلام است، به خوبی نشان می دهد که ایران همواره منادی صلح طلبی و نوع دوستی در سراسر جهان بوده و است.
واژگان کلیدی: ادبیات منظوم کلاسیک، صلح، دوستی، فردوسی، نظامی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ، جامی