انتشار پژوهش "چشم انداز بحران لیبی"
سری جدید مجموعه راهبردهای پژوهشی رسانهای و کاربردی با موضوع "چشم انداز بحران لیبی" در اسفند ماه 1393 توسط واحد پژوهشهای کاربردی برون مرزی منتشر شد.
در خلاصه این پژوهش میخوانیم:
سرزمین لیبی یکی از پهناورترین و کهن ترین کشورهای آفریقایی است که 760/1 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد و 90 درصد آن بیابان و صحرای لم یزرع است. مناطق مسکونی آن عمدتا در حاشیة ساحلی و به موازات دریای مدیترانه به عمق حدود 100 کیلومتر قرار دارد. 90 درصد جمعیت لیبی در این ناحیه که سرزمینی به مساحت تقریبی 200 هزار کیلومتر مربع است ،زندگی میکنند.
مرز آبی لیبی در کنار دریای مدیترانه و در نزدیکی و به موازات کشور ایتالیا از مصر تا تونس کشیده شده است و اندکی کمتر از 2000 کیلومتر طول دارد. بخش عمدهای از مردم لیبی در دو شهر طرابلس و بنغازی زندگی میکنند.
لیبی در سال 1326 هجری شمسی برابر با 1947 میلادی از استعمار ایتالیا رهایی یافت و در سال 1330 برابر با 1951 از نظارت دولتهای فرانسه و انگلیس نجات یافت و استقلال خود را به دست آورد و حکومت پادشاهی تشکیل داد. "سروان قذافی" در سن 27 سالگی در سال1348 برابر با 1969 با کمک گروهی از افسران جوان و با حمایت جمال عبدالناصر رئیسجمهور وقت مصر و در جریان یک کودتای نظامی "ملک ادریس" اول ، پادشاه لیبی را سرنگون کرد و قدرت را به دست گرفت. "ملک ادریس سنوسی" متعلق به خاندانی بسیار قدیمی در لیبی بود. قذافی که خود را رهبر انقلاب میخواند "جماهیر عربی سوسیالیستی خلق بزرگ لیبی" را بنیان گذاشت و کتاب سبز را به منزلة قانون اساسی و دستورالعمل حکومت خود تنظیم و منتشر نمود.
قذافی در طول دوران حکومتش بر لیبی همیشه با مشت آهنین بر مردم حکومت میکرد. بدین منظور وی ساختارهای امنیتی حکومت را جهت سرکوب مخالفین توسعه داد. او طی چهار دهه حکومت خودکامه، پیوند عمیقی بین قدرت و ثروت ایجاد کرد و با تکیه بر پول نفت در اندیشة تغییر حکومتهای آفریقایی به نفع خود بود. معمر قذافی در طول مدت حکومت 42 ساله اش ، گاه حمایت از جنبش های آزادیبخش و مبارزه با غرب را در صدر فعالیت های خود قرار می داد و زمانی نیز از این رویکرد فاصله میگرفت. اما در پشت تمام فعالیت های خود خواهان تبعیت بی چون و چرای دیگر کشورهای عربی و آفریقایی از سیستم این کشور به عنوان الگوی مؤفق بود، به طوری که خود را زمانی رئیس اتحادیه عرب، جهان اسلام و قاره آفریقا اعلام می کرد. قذافی همچنین خود را پیشگام توسعه، نوسازی و ارائه دهنده الگوی دموکراتیک (تحت عنوان کمیتههای مردمی) معرفی میکرد.
دیکتاتور لیبی با استفاده از درآمدهای نفتی این کشور، در بسیاری از مناطق قاره نیروهایی را تحت حمایت خود قرار داد که عامل بی ثباتی فراوان گردیدند. کارشناسان عملکرد این رژیم در بی ثباتی قاره آفریقا از جمله کشورهای همسایه و حمله به چاد برسر اختلافات ارضی را، با فعالیت های رژیم های سومالی برای الحاق بخشی از کشورهای همسایه به خاک خود و آفریقای جنوبی در دوره آپارتاید، برای بی ثباتی منطقه ، مقایسه میکنند.
سرانجام کشور لیبی پس از یک دوره طولانی مدت با قیام مردمی از حاکمیت قذافی رهایی پیدا کرد، انقلابیون امیدوار بودند که کشور به سمت توسعه و امنیت پیش رود و شاهد تزریق پول های نفت به اقتصاد فلج و رهایی از وضعیت دوران قذافی باشند.در یک جمله عصر بدون قذافی را با آرمان های دوران استقلال شروع نمایند و برای ساختن جامعه ای بهتر خود را آماده کردند، اما هنوز مدتی نگذشته بود که میراث ناشی از دوران قذافی و استعمار، برون داد عینی خود را در اختلافات قومی و محلی و عدم پذیرش حاکمیت دولت مرکزی نشان داد، به طوری که گروههای محلی در ابتدا به تناسب ایفای نقش در براندازی رژیم قبلی، خواستارسهم بیشتری شدند.
اختلافات به وجود آمده بین نیروهاو سوء استفاده نیروهای خارجی، باعث ایجاد یک دولت ضعیف و در نتیجه ناکارامدی سیستم و عدم تحقق وعده ها و مطالبات حداکثری مردم گردید، به طوری که نتیجه آن، خود را در تشدید درگیری ها و تشکیل دو دولت در لیبی نشان داد.
گروههای افراطی از جمله داعش از این وضعیت استفاده کردند و مناطقی از این کشور را در اختیار گرفتند و دست به اقدامات خشونت آمیز زدند.
به نظر می رسد که راه حل برون رفت از این وضعیت در لیبی را باید در اجماع داخلی، منطقه ای و بین المللی به منظور کمک به بازسازی نهادهای عمومی و دولت، تلاش برای تقویت امنیت مرزی، تقویت نیروهای امنیت ملی و حمایت از فرایند آشتی ملی و... جستجو کرد.
واژگان کلیدی: لیبی، داعش، مداخله خارجی، چشم انداز بحران، جریان های سیاسی.