نسل کشی مسلمانان روهینگیا در میانمار (2) تصرف آراکان تاریخی بوسیله استعمار انگلیس
-
پرچم برمه در دوره استعمار انگلستان 1824–1937
در قسمت دوم مجموعه برنامه ی، نسل کشی مسلمانان روهینگیا در میانمار، تصرف آراکان تاریخی بوسیله استعمار انگلیس، بررسی خواهد شد.
تصرف آراکان تاریخی و تمامی خاک میانمار که در دوران قدرت امپراطوری مسلمان گورکانیان هند از سه منطقه مستقل جغرافیایی تشکیل می شد و تحت عنوان برمه علیا و برمه سلفا و آراکان شناخته می شد، خود یک داستان جالبی است. انگلیسي ها بعد از آنکه سرتاسر هند را به تصرف خود درآوردند، متوجه سرزمین های جدید آن طرف رودخانه «ناف» که میانمار امروز است، شدند و به آن لشکرکشی کردند. آراکان اولین محل جنگ استعماری در برمه آن روزگار بود. سه جنگ مهم بین مردم منطقه و استعمارگران انگلیس در آراکان روی داد که در دو جنگ اول، مسلمانان روهینگیا سرسختانه مقاومت کردند ولی در جنگ سوم در سال 1828م، ارتش انگلیس آنها را شکست داد و آراکان را تصرف کرد.
در پی شکست مدافعان روهینگیا در آراکان، دو منطقة دیگر یعنی برمة علیا و برمة سلفا نتوانستند مقاومت کنند و به تصرف ارتش استعماری انگلیس درآمدند. اولین حرکت انگلیسي ها ادغام این سه منطقه در یک واحد جدید بود که ترتیبات اداری جداگانه ای از هندوستان برای آن طراحی کردند. استعمار انگلیس یک نوع نائب السلطنه نظیر آنچه که در هند ترتیب داده بودند، در آراکان بوجود آوردند که از لندن هدایت می شد. به این ترتیب بود که انگلیسي ها از همان آغاز تسلطشان، آراکان را از بنگال هند جدا و به برمة آن روزگار پیوند زدند. حرکتی که مشکلات جدی برای روهینگیاهای مسلمان بوجود آورد که تا امروز ادامه یافته است.
مهم ترین پیامد این سیاست استعماری انگلیس علیه مسلمانان روهینگیا آن بود که مرغوب ترین سرزمین های مزروعی و املاک روهینگیاها به تصرف انگلیس درآمد و آنها شروع کردند به آوردن مهاجر از جاهای دیگر و اسکان آنها در آراکان. علت آن بود که با حفر کانال سوئز بین دریای سرخ و دریای مدیترانه، تجارت برنج به اروپا بسیار باصرفه شد و هزینه ها و زمان حمل و نقل را کاهش داد. کشت برنج در زمین های بسیار مرغوب آراکان رونق گرفت و جمعیت مهاجر به صورت کارگران ارزان در خدمت سرمایه گذاران انگلیسی درآمدند و به تدریج ترکیب جمعیتی را به زیان روهینگیاها، یعنی صاحبان اصلی آراکان بهم زدند.
به این ترتیب این ادعای دولت میانمار که روهینگیاها مهاجر از هند آن روز و بنگلادش امروز هستند، بی ارتباط با سیاست مهاجرتی استعمارگران انگلیسی نیست. آنچه که دولت میانمار نادیده می گیرد و مغالطه می کند، این واقعیت است که همة مهاجران جدید به آراکان، اولاً مسلمان نبودند و ثانیاً از قومیت روهینگیا نبودند. جمعیت مهاجر از سرتاسر هند تشویق به مهاجرت و کار در مزارع برنج آراکان شد. چنانکه همین حالا جمعیت قابل توجه تامیلی زبان و بودائی مذهب در میانمار باقی مانده اند که از ایالت تامیل نادو در جنوب هند به میانمار انتقال داده شده اند.
گذشته از این سیاست، اقدامات استعماری انگلیس در همین جا پایان نیافت و انگلیسی ها آگاهانه به تضادها و تنش های قومی و مذهبی در آراکان طبق سیاست کلی شان در هند که سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن بود، دامن زدند. این سیاست به خصوص در جریان جنگ جهانی دوم، موقعیت روهینگیا را به شدت تحت تأثیر قرار داد و دشمنی اکثریت بودائی مذهب را علیه مسلمانان تحریک و عمیق تر کرد. علت آن بود که ژاپن در جنگ با انگلیس وارد میانمار شد و در نظر داشت که این کشور را از چنگ انگلیسی ها خارج و خود بر آن مسلط شود. بودائیان با ژاپن به امید استقلال و رهایی از استعمار انگلیس و وعده ای که ژاپن به آنها داد که پس از پایان جنگ، استقلال برمه را به رسمیت خواهد شناخت، با ژاپن علیه انگلیس متحد شدند ولی انگلیس وعده مشابهی به روهینگیاهای مسلمان داد و همکاری آنها را در جنگ علیه ژاپن جلب کرد.
واقعیت این است که این صف بندی متضاد بخشی از روهینگیاهای مسلمان و بودائیان میانمار در جریان جنگ جهانی دوم که با وعده پایان دادن به استعمار انگلیس به بودائیان از طرف ژاپن و وعده استقلال آراکان به روهینگیاها از طرف انگلیس ایجاد شد، عامل مهمی در بروز خشونت ها و دشمنی های بعدی قومی و مذهبی در میانمار می باشد، اولین نشانه های خطرناک این سیاست ها در قالب حمله به مسلمانان هندی تبار در سرتاسر میانمار خود را به نمایش گذاشت که در سال 1941 م، صورت گرفت و گفته شده است یکصد هزار هندی تبار مسلمان و غیرمسلمان مهاجر کشته شدند.
اما جالب توجه است که در شورش 1941 م، علیه هندی تبارها، روهینگیاها در کنار بودائیان قرار گرفتند و علیه مهاجرین از هند که در بین آنها، مسلمان بنگالی، تامیل هند و بودائی وجود داشت وارد عمل شدند. ظاهراً این شورش که از حمایت کارگزاران محلی هم برخوردار بود. بیشتر جنبه های اقتصادی داشت و مردم میانمار فکر می کردند این مهاجرین با حمایت دولت استعماری انگلیس کسب و کار آنها را تصاحب کرده اند. روهینگیاها هم در این برداشت شریک بودند و به همین دلیل و به امید بهبود شرایط کار و زندگی در کنار بودائیان علیه مهاجرین وارد کارزار شدند و نمی دانستند که روزی خود به همین بهانه قربانی خواهند شد.
جنگ جهانی دوم هرچند که با شکست ارتش ژاپن و خروج آن از میانمار پایان یافت و باعث شد که ارتش انگلیس یکبار دیگر تسلط خود را بر میانمار تجدید کند، ولی حقیقت آن است که به نوعی ناسیونالیزم قومی استقلال طلب در هر دو قومیت مسلمان روهینگیا و اکثریت بودائی کشور دامن زده شده بود. از طرف دیگر انگلیس به شدت ضعیف شده و استقلال طلبی در شبه قارة هند گسترش یافته بود. در نتیجه همین امر بود که انگلیس نتوانست مقاومت کند و مجبور به پذیرش استقلال هند شد. میانمار هم از همین روند سود برد و در سال 1948 م، به استقلال رسید.
در جریان جنگ جهانی دوم یک اتفاق مهم تر در میانمار روی داد و آن شکل گیری یک نوع اتحاد ملی علیه اشغالگری ژاپن بود که ژنرال آنگ سان سوچی، پدر خانم آنگ سان سوچی، رهبر حزب اتحاد دموکراتیک حزب حاکم کنونی در رأس آن قرار گرفت و سازمان های روهینگیا به رهبری عبدالرزاق به این نهضت استقلال طلب پیوستند. بعد از جنگ، ژنرال آنگ سان سوچی در رأس استقلال طلبان قرار گرفت و به پدر استقلال میانمار شهرت یافت. این همکاری روهینگیاهای مسلمان با ژنرال سوچی مؤثر واقع شد و در دولت ملی عبدالرزاق، دو نفر مسلمان دیگر وارد کابینه شدند و موفق شدند در اولین قانون اساسی، قومیت روهینگیا را به عنوان یک قومیت میانماری به رسمیت برسانند. امری که متأسفانه با کودتای ژنرال ها و لغو قانون اساسی ناکام ماند.
در پی کودتای ژنرال ها و خروج مسلمانان از دولت و لغو قانون اساسی نسبتاً مترقی که روهینگیاها در آن به عنوان یک قوم از مجموعه 144 قوم ساکن میانمار شناخته می شدند، تنش ها و تضادها بین روهینگیاهای مسلمان و راخین های بودائی در ایالت آراکان به شدت افزایش یافت و ارتش با رویگردانی از رویکرد بنیانگذار استقلال میانمار از راخین ها حمایت کرد و حمله علیه روستاهای روهینگیایی نشین در سطح بی سابقه ای آغاز شد که تا به امروز ادامه یافته است که با سکوت آمریکا و کشورهای غربی همراه بوده است. آسوشیتدپرس در گزارشی درباره اوضاع میانمار و سرکوب اقلیت مسلمان روهینگیا در این کشور می نویسد: نباید از آمریکا توقّع داشت تا وارد عمل شود و برای حل آنچه از آن به عنوان تلاش گسترده برای پاکسازی قومی علیه اقلیت مسلمان روهینگیا در میانمار یاد می شود، پادرمیانی کند. آمریکا که به هیچ وجه مایل نیست تا جایگاه آنگ سان سوچی را در میانمار تضعیف کند، در انتقاد از سرکوب گسترده از سوی مقامات میانمار، محتاطانه و دست به عصا وارد عمل شده است. ولی نه دولت ترامپ و نه قانونگذاران کنگره هیچ یک برای تحریم و مجازات یا اعمال فشار واقعی بر آنگ سان سوچی و دولتش تمایل ندارند.
روزنامه انگلیسی ایندیپندنت نیز در گزارش دیگری، فاش کرد که ارتش میانمار در ایالت راخین شمالی - یکی از مراکز خشونت های نژادی در این کشور - توسط یک شرکت نظامی اسراییلی آموزش می بیند. خبرگزاری رسمی مصر (منا) نیز گزارش داد نتایج تحقیقاتی که چند گروه و سازمان حامی حقوق بشر انجام داده اند حاکی از آن است که شرکت های تسلیحاتی رژیم صهیونیستی بیش از یکصد دستگاه تانک، چند کشتی و مقادیر زیادی سلاح های سبک به دولت میانمار فروخته اند. گفته می شود شرکت TAR Ideal Concepts همچنین در زمینه آموزش نیروهای ویژه ارتش میانمار در ایالت آشوب زده راخین که در سال های اخیر صحنه کشتار مسلمانان روهینگیا بوده است، مشارکت داشته است. دکتر مرتضی اشرافی، کارشناس مسایل سیاسی ایران معتقد است ارتش میانمار با این ادعا که مسلمانان روهینگیا اقدام به تشکیل اردوگاه های نظامی کرده اند به شکل خاموش سرکوب مسلمانان روهینگیا را با هدف پاکسازی منطقه و نسل کشی آغاز کردند. عدم اطلاع رسانی از وضعیت منطقه باعث شد تا از آمار تلفات خشونت های خونین در استان راخین گزارشی منتشر نشود.