• محیط زیست پاک، خواست جهانی

مجموعه برنامه " آمریکا و حقوق بین الملل محیط زیست " به تعداد 10 قسمت از پژوهش " ابعاد نقض حقوق بین الملل محیط زیست توسط آمریکا در دوره ترامپ " در واحد پژوهش های کاربردی استخراج و تنظیم شده است.

بحران های زیست محیطی، امروزه یکی از مهم ترین دغدغه های جامعه جهانی، دولت ها و سازمان های بین المللی است. موضوعات مرتبط با محیط زیست در دوران های مختلف قطب بندی نظام بین الملل، دارای جایگاه متفاوتی بوده اند. پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز دوران جنگ سرد، به دلیل توجه بیش از اندازه به مسائل امنیتی، در قدرت و یارگیری ایدئولوژیک دو بلوک شرق و غرب، موضوعات نظامی در اولویت توجه کشورهای جهان قرار داشت و محیط زیست به عنوان موضوعی با درجه اهمیت کمتر معمولا نقشی در سیاستگذاری های کلان نداشت.

در واقع پس از دوران صنعتی شدن و به ویژه از دهه 1960 م/1330 ش، که آلودگی های محیط زیستی گسترش یافت، توجه به بحران های محیط زیستی شدت گرفت اما اولویت داشتن منافع اقتصادی و وضعیت حاکم بر فضای جنگ سرد مانع از اقدام جدی دولت ها در مسایل بین المللی برای مقابله با آثار مخرب اینگونه از بحران ها می شد. موضوع دیگری که باعث فقدان عزم جدی برای مقابله با بحران های زیست محیطی در زمان رشد آلودگی های صنعتی جهانی می شد، حکم فرمایی تفکر پوزیتیویستی بود. اثبات گرایان بی توجه به انگاره هایی که قابل مشاهده نیستند، قادر به درک تاثیرات منفی و پیامدهای خطرناک رفتار های مخرب نبودند و بحران های زیست محیطی را جدی نمی گرفتند.

پس از جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، نگاه جامعه جهانی نسبت به برخی موضوعات تغییر پیدا کرد که محیط زیست یکی از این موضوعات مهم بود. با وجود این سیاست دولت های آمریکا که به تنهایی مسئولیت بیش از یک چهارم آلودگی زیست محیطی و گرمایش زمین را برعهده دارد، تغییر چندانی نکرد. به طوری که امروزه یک جانبه گرایی دولت دونالد  ترامپ در قبال مسایل جهانی  به ویژه محیط زیست این عرصه را با خطرات مضاعفی روبرو کرده اند. موضوع گرم شدن کره زمین که ممکن است منجر به آب شدن یخ های قطب و بروز خسارت های فاجعه بار شود، کاهش ضخامت لایه اوزون که محافظت از زمین را در برابر پرتوهای مخرب خورشید و جو بر عهده دارد، کمبود آب شیرین که مهم ترین منبع حیات بشر بر روی کره زمین است و ارتباط مستقیم با امکان کشاورزی دارد، کمبود خاک مرغوب و نابودی منابع مغذی خاک که می تواند زمین های ارزشمند کشاورزی را به بیابان های بی استفاده تبدیل کند، آلودگی هوا که امروزه جان بسیاری از انسان ها را با خطر مواجه کرد و معضل بزرگ کشورهای صنعتی است، مشکلات در انهدام زباله های مخرب همچون پلاستیک که در خاک تجزیه نمی شود و زباله های سمی خطرناک تنها بخشی از بحران هایی است که امروزه جهان با آن مواجه است.

بدون شک گستردگی این مشکلات بدون اجماع جهانی و جلب حمایت کلیه قدرت های جهان به ثمر نمی رسد، زیرا در گسترش آلودگی ها همه دولت ها نقش دارند. ضرورت این همکاری را سازمان های بین المللی مخصوصا سازمان ملل متحد درک کرده و یکی از نتایج اقدمات این سازمان ها شکل گیری تدریجی حقوق بین الملل محیط زیست است. این حقوق که از منابع مختلفی همچون کنوانسیون ها، توافقات، رویه قضایی و عرف و اصول کلی  به وجود آمده به دنبال جلوگیری از روند افزایش بحران های زیست محیطی بر روی کره زمین است. این قوانین برای دولت ها الزاماتی را تعیین کرده و از آنها می خواهد نقش و جایگاه مسئولیت خود را در حوزه محیط زیست بدانند و به وظیفه خود در حفظ زمین عمل کنند.                                        

در میان کشورهای صنعتی مهم، کشوری که تصمیماتش در حوزه محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است ایالات متحده آمریکا است. ایالات متحده جایگاه ویژه ای در حوزه محیط زیست دارد زیرا این کشور نقش زیادی در آلودگی محیط زیست جهانی دارد و پیروی یا عدم پیروی این کشور از قواعد، بسیار تعیین کننده است. در بسیاری از حوزه ها، در صورت عدم همکاری ایالات متحده، بسیاری از کشورها نیز از سیاست های آمریکا پیروی می کنند و توافقات مربوطه را رعایت نمی کنند. پروفسور باری ساندرز (barry sanders) نویسنده کتاب «منطقه سبز: هزینه زیست محیطی نظامی گری»

( The Green Zone: The (Environmental Costs of Militarism می نویسد: "بزرگترین یورش به محیط زیست ما در کل کره زمین از طرف یک سازمان انجام می شود: نیروهای مسلح ایالات متحده." وی در این باره می گوید بزرگترین یورش به محیط زیست از سوی ارتش آمریکا انجام می شود. این کشور بزرگترین دشمن محیط زیست است. و هیچ مسئولیتی را در قبال آن برعهده نمی گیرد. 

از نظر میزان تولید آلایندگی محیط زیستی و تولید گازهای گلخانه ای، آمریکا دارای بالاترین سرانه تولید جهان است. بدین ترتیب می توان گفت ایالات متحده  تاثیر گذارترین کشور در زمینه رعایت و یا عدم رعایت حقوق بین الملل محیط زیست است. سیاست های محیط زیستی در دولت های مختلف ایالات متحده یکسان نبوده است. در برخی موارد جامعه جهانی با حمایت و استقبال آمریکا از طرح های کنترل و کاهش آلودگی های محیط زیستی مواجه شده است اما در برهه ای از زمان ها حتی توافقات انجام شده نیز زیر پا گذاشته می شود. سارا فلوندرز (Sara Flounders) که از دبیران حزب جهانی کارگران و کارشناس مسایل زیست محیطی است؛ می نویسد "با هر معیاری که بسنجیم، پنتاگون بزرگترین سازمان مصرف کننده محصولات نفتی و انرژی در جهان است و در عین حال از تمامی موافقت نامه های بین المللی در مورد شرایط آب و هوا نیز معاف است.

دولت های دموکرات به دلیل توجه بیشتر به موضوع پرستیژ بین المللی آمریکا از سیاست های محیط زیستی حداقل در ظاهر بیشتر حمایت کرده اند. اما ایالات متحده با این حمایت ها، توانسته محیط زیست را به عنوان یکی از ابزارها برای نظارت بر سایر کشورها مورد سو استفاده قرار دهد و در زمان تضاد منافع اقتصادی با محیط زیست، همواره اقتصاد را اولویت اصلی خود قرار داده است. ایالات متحده از سال 1972 م /1351ش، که کنفرانس بین المللی استکهلم اهمیت و ضرورت توجه به حوزه محیط زیست را مورد تاکید قرار داد و جهان را به همکاری و توجه برای مقابله با بحران های محیط زیستی فراخواند، بسیاری از توافقات مهم زیست محیطی را مورد حمایت اولیه قرار داده و در طرح ریزی آنها نقش موثری داشته است، اما به دلیل عدم تصویب داخلی از اجرای آنها سر باز زده و مسئولیت حقوقی آن را نپذیرفته است.

نمونه بارز این وضعیت، شکل گیری پروتکل کیوتو برای مهار و کنترل تولید گازهای گلخانه ای بود که ایالات متحده آن را امضا کرد، اما به تصویب داخلی نرساند. عدم تصویب پروتکل کیوتو در کنگره امریکا نشان دهنده این موضوع بود که منافع اقتصادی صرف از اهمیت بسیار بالاتری برای آمریکا برخوردار است. آمریکا، علیرغم اینکه حقوق بین الملل محیط زیست را از مهمترین ارکان حقوق بشر (جمعی یا همبستگی) می داند، اما نمی تواند تولید گازهای گلخانه ای خود را که آینده کره زمین را به خطر انداخته است، متوقف کند یا حتی کاهش دهد. پیروزی دونالد ترامپ رئیس جمهورِ جمهوری خواه ایالات متحده، یک دوره جدید و تلخ در حوزه محیط زیست جهانی به شمار می رود.                                    

ترامپ که موضوع پرستیژ در سیاست خارجی ایالات متحده را دارای اهمیت نمی داند و خود با روحیه تاجر مسلک به این سِمَت دست یافته حتی از ابتدای کارزار انتخاباتی خود پنهان نکرد که مخالف هر گونه پایبندی آمریکا به تعهدات خود در زمینه محیط زیست است. وی اقدامات باراک اوباما در حوزه محیط زیست را با نقد جدی مواجه ساخت. از اولین روزهای پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات، وی تضاد سیاست های اقتصادی خود با محیط زیست را آشکار ساخت. تغییر جدی در ساختار و قوانین محیط زیستی آمریکا در دوره ترامپ علاوه بر پیامدهای داخلی، به دلیل گستردگی و اشاعه آلودگی محیط زیستی آثار جهان نیز داشته است. این تغییرات به صورت جدی قواعد عرفی و الزام آور حقوق بین الملل محیط زیست را نقض کرده و آینده حیات بشر را با تهدید مواجه نموده است.

 تهدیدات زیست محیطی به دلیل استفاده نامحدود آمریکا از انرژی های فسیلی شامل  زغال سنگ، نفت شیل و نفت خام متعارف برای تولید اشتغال و ثروت اقتصادی، نادیده گرفته می شود. از این خطرناک تر، رویکرد فردی رئیس جمهور ایالات متحده است که وجود بحران های زیست محیطی را نفی کرده و آن را دسیسه دشمنان برای مهار توان اقتصادی ایالات متحده عنوان می کند. در این فضا که آینده بشر نیازمند توجه جدی به محیط زیست جهانی است آمریکا این بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانه ای جهان  نه تنها مسئولیت خود را در قبال محیط زیست به رسمیت نمی شناسند بلکه ترامپ وجود بحران های زیست محیطی را انکار می کند.                                    

 آمریکا با خروج از توافقات بین المللی جامع در حوزه حفظ محیط زیست قصد برهم زدن اجماع جهانی برای مبارزه با بحران های محیط زیستی را دارد و در نهایت برای کسب منفعت اقتصادی، حقوق محیط زیست که امروزه از حقوق اساسی بشر و سایر موجودات زنده است را نادیده می گیرد.تغییراتی که در اثر روی کار آمدن یک شخص به عنوان رئیس جمهور در ایالات متحده بر محیط زیست تحمیل می شود حتی در صورت پایان دوره ی او به راحتی قابل جبران نیست و آثار مخرب زیست محیطی ممکن است وضعیت را به گونه ای تغییر دهد که دیگر بازگشت به حالت اولیه خارج از دسترس باشد.

اردیبهشت ۰۷, ۱۳۹۹ ۰۹:۱۱ Asia/Tehran