جنبش جلیقه زردها (10)/ بررسی جنبش جلیقهزردها از دیدگاه اندیشکدههای جهانی و صاحبنظران بین المللی
در قسمت دهم و آخر از مجموعه متون جنبش جلیقه زردها؛ جنبش جلیقهزردها از دیدگاه اندیشکدههای جهانی و صاحبنظران بین المللی، بررسی خواهد شد.
فرانسوا برنار هویق (François-Bernard Huyghe)، مدیر پژوهشی اندیشکده بین المللی مطالعات سیاسی پاریس (IRIS) و متخصص در حوزه ارتباطات، جنگ سایبری و هوش اقتصادی، در مصاحبه با رادیو کانادا در خصوص تأثیر انتشار تصاویر خشونت پلیس فرانسه در قبال جلیقهزردها در شبکههای اجتماعی معتقد است: خشونت اعمالشده از سوی پلیس فرانسه و سرکوب معترضان در قبال جلیقهزردها بسیار شدیدتر از سال 1968 بوده است. به همین دلیل، وقتی جلیقهزردها تصاویر زدوخورد بوکسور فرانسوی با سه نیروی پلیس این کشور را مشاهده میکنند، خشونت بوکسور را پاسخی به اقدامات خشونتآمیزی میدانند که طی چند هفته اعتراضات خیابانی متحمل شدهاند. در شبکههای اجتماعی، جلیقهزردها با انتشار و باز ارسال تصاویر خشونت پلیس فرانسه به افشای خشونتگرایی پلیس فرانسوی مبادرت میورزند. این مسئله حتی ابعاد ایدئولوژیک هم یافته است. نمونه بارز این مسئله، ژروم رودریگ (Jérôme Rodrigues)، یکی از فعالان این جنبش است که چشم خود را بهواسطه خشونت پلیس فرانسه از دست داده است. رودریگ به دلیل تصویربرداری از صحنه مجروحیت خود به قهرمان جنبش جلیقهزردها تبدیلشده است و از محبوبیتی عمومی برخوردار گردیده است.
مسئله دیگری که فرانسوا برنار هویق در خصوص خشونت پلیس فرانسه مطرح میکند، علت بروز اینگونه اعمال خشونتبار است. به نظر وی در ورای اعمال خشونتبار پلیس فرانسه نوعی اراده سیاسی مبتنی بر ایجاد رعب و وحشت در جامعه وجود دارد. به عبارت دقیقتر، هدف پلیس فرانسه، سرکوب معترضان است.
افزون بر آن، انتشار تصاویر خشونت پلیس فرانسه، دو قطبی شدن جامعه و افزایش شکافهای اجتماعی در بین اقشار مختلف مردم را در پی داشته است. مطالعات میدانی انجام شده در خصوص دغدغهها و دلمشغولیهای طبقات ضعیف و همچنین طبقات بیشتر برخوردار فرانسه شایسته توجه است. گفتگوهای متداول در بین جلیقهزردها از خشم و نفرت از طبقات بیشتر برخوردار و حتی تهدید به قیام مسلحانه در صورت تداوم وضع موجود حکایت دارد. حالآنکه طبقات مرفه جامعه فرانسه، خشونت پلیس فرانسه را دفاع از خود تفسیر میکنند. مضافاً آنکه ثروتمندان فرانسوی درکی از وضعیت اقشار ضعیف این کشور نداشته و اعتراضات آنها را بیمعنا میدانند. به بیان دقیقتر، اقشار مرفه فرانسوی معتقدند اختصاص خدمات دولت به طبقات ضعیف از قبیل تأمین اجتماعی و مدارس رایگان برای ایجاد رضایتمندی این قشر از جامعه فرانسه از دولت کافی است و جلیقهزردها توقعات بیجایی از دولت دارند.
درواقع، به عقیده فرانسوا برنار هویق، نگاه طبقات مرفه به ضعفای فرانسوی ترجمان تحقیر طبقاتی است. بااینهمه، نباید از خاطر برد که انتشار تصاویر خشونتبار، بازتولید خشونت را در پیدارند. بنابراین جلیقهزردها بهواسطه احساس تحقیرشدگی مستعد بروز رفتارهای خشونتبار هستند. هویق در مصاحبه دیگری با روزنامه لوفیگارو، ضمن انتقاد از سانسور برخی از شعارهای جلیقهزردها و یا دستکاری فیلمها و عکسهای برخی از تابلو نوشتههای جلیقهزردها در رابطه با مطالبه استعفای ماکرون در رسانههای فرانسوی، به تحلیل اختلاف طبقاتی اهالی رسانه با جلیقهزردها پرداخته است. از منظر جامعهشناختی، روزنامهنگاران و سردبیران جراید که عضوی از طبقه تحصیلکرده و شهرنشین بهحساب میآیند، دشمن جلیقهزردهای حاشیهنشین و کمسواد به شمار میروند. بهویژه آنکه، اهالی رسانه شناختی از مشکلات طبقات ضعیف جامعه فرانسه نداشته و بین این دو طیف، زبان مشترکی وجود ندارد. نتیجه آنکه، به باور جلیقهزردها، رسانههای اصلی و معروف فرانسه دروغگویی بیش نیستند.
ماکسیم اودینه (Maxime AUDINET)، کارشناس مرکز مطالعات روسیه ایفری (Ifri)، و پژوهشگر در حوزه دیپلماسی فرهنگی و قدرت نفوذ و تأثیرگذاری کاخ کرملین، در مقالهای با عنوان «تلاش ار. ت. برای دامن زدن به جنبش جلیقهزردها»، به اعتراض جلیقهزردها در مقابل ساختمان تلویزیون فرانسه در پاریس و سپس فریاد «ار. ت. تشکر» پرداخته است. اودینه، پوشش زنده و بدون سانسور تجمعات جلیقهزردها، انتشار ویدئوهای بسیاری در این خصوص در فیسبوک و یوتیوب و برخورد صمیمی با آنان را بهعنوان عامل محبوبیت این شبکه روسی فرانسوی زبان در بین جلیقهزردها ارزیابی کرده است. ناگفته نماند که ار. ت. اهتمام ویژهای به پوشش اخبار جنبشهای اجتماعی از قبیل جنبش والاستریت در آمریکا، تظاهرات فرانسویها در اعتراض به قانون کار در زمان ریاست جمهوری فرانسوا اولاند و همچنین راهپیمایی کاتالونیاییها در دفاع از استقلال کاتالونیا داشته است. از همین روست که برخی از تحلیلگران بر این باورند که قدرت رسانهای روسیه با اتکا به شبکه ار. ت. میکوشد با تمرکز ویژهی رسانهای بر شکافهای موجود در جوامع غربی، نقاط ضعف و کاستی های نظام سیاسی لیبرال دموکراسی را آشکار سازد.
لوک روبان (Luc Rouban)، مدیر پژوهشی مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (Centre national de la recherche scientifique) و پژوهشگر مرکز تحقیقات سیاسی مدرسه علوم سیاسی پاریس که دارای آثاری در حوزههایی چون جامعهشناسی نخبگان و تحولات بخش عمومی است معتقد است جنبش جلیقهزردها بر حیات سیاسی فرانسه بسیار تأثیرگذار خواهد بود و به همین دلیل، تحلیل تأثیر آن بر چشمانداز سیاسی و جابهجایی احتمالی قدرت در این کشور ضروری است. وی با اتکا به نظرسنجیهای انجامشده در خصوص این جنبش چند نتیجه گیری می کند. اولین نتیجه گیری وی این است که بین حمایت از جنبش جلیقهزردها و مخالفت با ماکرون رابطه مستقیمی وجود دارد چراکه نظرسنجیها نشان میدهند تنها 7 % از طرفداران جنبش جلیقهزردها به ماکرون اعتماد دارند. روبان ضمن اشاره به افزایش 8 درصدی منتقدان نظام سرمایهداری در فرانسه طی 10 سال اخیر از 42 % به 50 %، اظهار داشته است که میزان انتقاد بهنظام سرمایهداری در بین حامیان جنبش جلیقهزردها 70 % برآورد شده است. این در حالی است که تنها 32 % از مخالفان جنبش جلیقهزردها منتقد نظام سرمایهداری هستند.
طبق گفته لوک روبان، در نظرسنجی انجام شده درباره جنبش جلیقه زردها، 27 % از پرسششوندگان بر این گزاره صحه گذاشتهاند که «دولت برای برقراری عدالت اجتماعی، باید مالیات ثروتمندان را در بین اقشار ضعیف و آسیبپذیر توزیع کند». گفتنی است طبق این نظرسنجی، 51 % از حامیان جدی جلیقهزردها این گزاره را تأیید کردهاند. این در حالی است که تنها 7 % از مخالفان جنبش جلیقهزردها با این گزاره موافق بودهاند. نظرسنجی دیگری به بررسی رابطه بین طرفداری از جنبش جلیقهزردها و میزان تابآوری اجتماعی پرداخته است. این نظرسنجی نشان میدهد رویکرد مثبت درباره مسئله مهاجرت در بین طرفداران جنبش جلیقهزردها 38 % بوده است. حالآنکه این رقم در بین مخالفان جنبش به 62 % میرسد. موارد یادشده بهروشنی نشان میدهد که حامیان جنبش جلیقهزردها به ارزشهای مهاجرت ستیز حزب تجمع ملی به رهبری مارین لوپن گرایش بیشتری دارند.
«بررسی ارزشهای اروپایی» (European Values Study (EVS)) عنوان پروژهای مطالعاتی در ابعاد بینالمللی است که هر ساله به بررسی تطبیقی رفتارها، باورها و ارزشهای مردم اروپا میپردازد. نتایج مطالعات انجامشده این پروژه در سال 2019 نشان میدهد که هویت سیاسی در فرانسه دچار تشتت و تکثر گردیده و گاه مغشوش شده است. فردریک گونتیه (Frédéric Gonthier)، استاد مدرسه علوم سیاسی پاریس Science Po و از پژوهشگران این پروژه مطالعاتی معتقد است جنبش جلیقه زردها، وابستگی به احزاب سیاسی سنتی در فرانسه ندارد. این جنبش خواستار انجام اصلاحات در فرایند دموکراسی و عدالت اجتماعی فرانسه است. از منظر گونتیه، فرانسویها پس از چهل سال بهنوعی دچار تردید در خصوص کارآمدی نظام سیاسی کنونی حاکم بر این کشور شدهاند و از اجرای صحیح دموکراسی در کشور خود مأیوس و ناامید گردیدهاند.
مارک لازار (Marc Lazar)، استاد تاریخ و جامعهشناسی سیاسی و مدیر مرکز تاریخ مدرسه علوم سیاسی پاریس معتقد است: فرانسه در حال حرکت بهسوی دموکراسی مدرن است. لازار دموکراسی مدرن را حاکمیت بدون حدوحصر مردم تفسیر میکند و خواسته جلیقهزردها مبنی بر برگزاری همهپرسی ابتکار شهروندی را مظهر رشد پوپولیسم در فرانسه و تحمیل خواستههای مردم به حاکمیت ارزیابی میکند. از منظر لازار، پیروزیهای دولت دونالد ترامپ در ایالاتمتحده آمریکا در رشد اندیشههای پوپولیستی در فرانسه بیتأثیر نبوده است. لذا احتمال زیاد میرود در آینده، پوپولیسم بر عرصه سیاسی فرانسه سایه افکند.
سباستین لای (Sébastien Laye)، فارغالتحصیل کالج عالی مطالعات تجاری پاریس (L'École des hautes études commerciales de Paris) و پژوهشگر مسائل اقتصادی اندیشکده توماس مور (Institut Thomas More)، جنبش جلیقهزردها را بهنوعی بیداری مردم فرانسه تعبیر کرده و معتقد است: پایان جنبش جلیقهزردها در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد. از منظر لای، جنبش مذکور سرآغاز قدرت یافتن دولتهای پوپولیستی در فرانسه خواهد بود. ظهور جنبش جلیقهزردها حاصل ناکارآمدی دموکراسی نیابتی نمایندگان در فرانسه و بیتوجهی منتخبان مردم به مطالبات طبقات ضعیف و متوسط است. به نظر میرسد مردم فرانسه در انتخابات ریاست جمهوری آتی دیگر به استبداد نخبگان تن در نخواهند داد. بهبیاندیگر، جنبش اعتراضی جلیقهزردها را میبایست پایان دوران حاکمیت نخبگان مدعی دموکراسی در این کشور تلقی نمود. در مجموع می توان گفت از سویی به دلیل گستردگی و عمیق بودن ابعاد این جنبش و از سویی دیگر به دلیل ناکارآمدی اقدامات دولت ماکرون در تأمین مطالبات معترضان، استمرار جنبش جلیقه زردها در میان مدت به اشکال گوناگون با وجود فراز و فرودهایی دور از انتظار نیست.