در قسمت نهم از مجموعه متون جنبش جلیقه زردها؛ آسیب ها، علل استمرار و چشم‌انداز جنبش جلیقه زردها به همراه تشابه و تفاوت این جنبش با انقلاب ها، بررسی خواهد شد.

جنبش جلیقه‌زردها زمینه بهره‌برداری قانونی گروهی از اقشار مردم از قبیل معلمان، نیروهای پلیس، کارکنان اورژانس و فرانسوی‌هایی با اصالت عربی که شغل شان را از دست ‌داده‌اند، را فراهم کرد. به‌گونه‌ای که این اقشار با الهام گرفتن از جنبش جلیقه‌زردها اعتراضات قانونی خود به شرایط شغلی خود را مطرح کردند. با این ‌وجود، این جنبش اعتراضی آسیب هایی نیز داشته است.

یکی از آسیب های جنبش جلیقه زردها این است که موجب سوء استفاده برخی از گروه‌های تندرو و خشونت‌طلب در جامعه فرانسه همچون آنتیفا (Antifa) و بلوک سیاه (black bloc) را در پی داشته است. یکی از مأموران امنیتی فرانسه از نفوذ طرفداران جنبش‌های راست افراطی و چپ افراطی در بین اعضای جنبش جلیقه‌زردها خبر داده است. کریستوف کاستانر (Christophe Castaner)، وزیر کشور فرانسه، در نوامبر 2018 از پیدایش موجی از افراط‌گرایی در بین اعضای جنبش جلیقه‌زردها خبر داد. این نوع از افراط‌گرایی که با خشونت همراه است، در نوامبر ٢٠١٨، ظرف چهار روز، 2 کشته و بیش از 650 مصدوم برجای گذاشت. ژروم فورکه (Jérôme Fourquet) تحلیل‌گر مؤسسه افکارسنجی ایفوپ (Ifop) معتقد است رفتارهای خشونت‌بار به مسئله‌ای عادی در بین جلیقه‌زردها تبدیل‌شده است. در بررسی این مسئله، چه رویکردی اخلاقی اتخاذ کنیم و چه به تحلیل جامعه‌شناختی بپردازیم، اقدامات خشونت‌بار نشانه بهره‌برداری افراط‌گرایان از جنبش جلیقه‌زردها در جامعه فرانسه است. در بین خشونت‌طلبان، علاوه بر طرفداران راست افراطی و چپ افراطی، جوانانی از جنبش جلیقه‌زردها دیده می‌شوند که رویکردی افراط‌گرایانه را در پیش‌گرفته‌اند. به بیان بهتر، نمی‌توان بین خرابکاران خشونت‌طلب و تظاهرکنندگان دارای رویکرد مسالمت‌آمیز تمایز قابل‌ملاحظه‌ای قائل شد. عکس‌های بسیاری بیانگر مبادرت جلیقه‌زردها به تخریب خودروها و یا درگیری با نیروهای پلیس است.

فیلیپ ویلموس (phillippe Villemus)، استاد و پژوهشگر کالج تجارت مونپولیه (Montpellier Business School ) و متخصص در بازاریابی و مدیریت در تحلیل جنبش جلیقه‌زردها می‌گوید: «جنبش جلیقه‌زردها ازلحاظ سیاسی، جامعه‌شناختی و یا مدیریتی به‌عنوان یک سازمان شناخته نمی‌شود. سازمان در علم مدیریت به مجموعه‌ای از انسان‌ها اطلاق می‌شود که با اتکا به قوانین، ساختارها و یا شیوه‌های مشترک، یک یا چند هدف را دنبال می‌کنند. هرچند اعضای جنبش جلیقه‌زردها از برخی شیوه‌های مشترک بهره می‌برند، به‌طور مثال، پوشش متحدالشکلی دارند و از طریق شبکه‌های اجتماعی سازماندهی می‌شوند، بااین‌ وجود، تفاوت‌هایی نیز در روش جلیقه‌زردها دیده می‌شود. به‌عنوان نمونه، برخی از جلیقه‌زردها خواهان تجمع در محل نهادهای حکومتی همچون کاخ الیزه هستند، برخی مسدود کردن چهارراه‌ها را توصیه می‌کنند و برخی دیگر تسخیر مراکز تجاری را مد نظر قرار می‌دهند. در واقع به‌رغم انگیزه مشترک جلیقه‌زردها مانند خشم و یا بی‌اعتمادی به نخبگان سیاسی و یا نظام حکومتی، نمی‌توان در بین جلیقه‌زردها هدف واحدی یافت. برخی از آنها خواهان استعفای ماکرون هستند، برخی دیگر انحلال مجلس ملی را مطالبه می‌کنند و گروه دیگری برگزاری رفراندوم را به‌عنوان هدف خود از جنبش اعلام می‌کنند. از دیگر نقاط ضعف جنبش جلیقه‌زردها فقدان رهبری است. برخی از سازمان‌ها کاهش سلسله‌مراتب را با قوانین، اهداف و ارزش‌های مشترک جبران می‌کنند، مسئله‌ای که در مورد جنبش جلیقه‌زردها صدق نمی‌کنند».

یکی از ویژگی های بارز جنبش جلیقه زردها، استمرار آن است. عدم تحقق خواسته‌ها و مطالبات ثانویه جلیقه‌زردها را باید عامل اصلی تداوم جنبش مزبور دانست. مضافاً آنکه وعده‌های ماکرون در کنفرانس‌های خبری پاسخگوی مطالبات جلیقه‌زردها نبوده است. جلیقه‌زردها، وعده‌های ماکرون مانند افزایش حقوق بازنشستگان را ناکافی دانسته‌اند. همچنین ماکرون مخالفت خود را با خواسته‌های جلیقه‌زردها ازجمله محاسبه آرای سفید در انتخابات، وضع مالیات بر درآمد و مالیات بر ارزش‌افزوده کالاهای اساسی ابراز داشته است. افزون بر این، ماکرون با برقراری مجدد مالیات بر ثروت مخالفت کرده و این سیاست را به‌عنوان بخشی از اصلاحات اقتصادی دولت در راستای افزایش تولید و نه امتیازی برای ثروتمندان دانسته است. ماکرون در این خصوص اظهار داشته که در صورت عدم کارایی این سیاست، قانون مالیات بر ثروت در سال 2020 اصلاح خواهد شد. یکی از اصلی‌ترین مطالبات جلیقه‌زردها برگزاری همه‌پرسی ابتکار شهروندی ((Le Référendum d’initiative citoyenne (RIC) بوده است که ماکرون از پذیرش آن خودداری کرد. با توجه به اینکه بر اساس قانون اساسی فرانسه، برای برگزاری همه‌پرسی جمع‌آوری 4.5 میلیون (چهار و نیم میلیون) امضا ضروری است، ماکرون به‌جای این همه‌پرسی، برگزاری همه‌پرسی مشارکتی پس از جمع‌آوری یک‌میلیون امضا را پیشنهاد کرد. لیکن از آنجا که برگزاری همه‌پرسی مستلزم موافقت پارلمان است، پیشنهاد ماکرون مورد قبول جلیقه‌زردها واقع نشد.

تلاش چهره‌های شاخص جنبش جلیقه زردها با هدف امیدبخشی به آنها برای کسب موفقیت بیشتر، اتکا به پوشش رسانه‌ای جنبش به ویژه از طریق انتشار ویدئوهایی در فضای مجازی، عدم کنترل سندیکاها بر جنبش جلیقه‌زردها، اعلان اهداف جدید با گذشت زمان از سوی چهره‌های شاخص جنبش و برگزاری تجمعات بزرگ در تاریخ‌های ویژه از علل اصلی تداوم جنبش ارزیابی علی‌رغم کاهش معترضان شرکت کننده در تظاهرات خیابانی بوده است. با توجه به علل زیادی که برای استمرار جنبش جلیقه زردها وجود دارد، می توان چشم‌انداز جنبش‌های مشابه را در سایر کشورهای اروپایی نیز پیش بینی و بررسی کرد. به نظر می رسد تظاهرات در کشورهای کوچک به دلیل امکان سازماندهی بیشتر و یا ناهمگنی جمعیتی ادامه پیدا کند اگرچه در حال حاضر شیوع ویروس کرونا این موضوع را تحت تاثیر قرار داده است. چنانچه قبل از شیوع ویروس کرونا ، وجود شکاف‌های قومی در بلژیک بین فلامان‌ها و والن‌ها و در آمستردام هلند شکاف بین ٤٥ در صد غیر هلندی و ٥٥ درصد هلندی موجب افزایش اعتراضات شده بود. با وجود این، علیرغم سیاست‌های سرکوبگرانه اسپانیا در قبال کاتالان‌ها و امنیتی شدن خواسته‌های آنان، این شکل از جنبش‌، به اسپانیا تسری نیافت. در مورد ایتالیا و المان به دلیل نبود درخواست های مشابه و عدم اعتراض همگانی به سیاستهای حکومتی در حال حاضر این روند تحقق نیافته است. البته امکان تحقق آن در آینده در صورت مطالبات فزاینده اقلیت‌های قومی و یا سیاست‌های مبتنی بر ریاضت اقتصادی دور از انتظار نیست. 

همان‌گونه که در برنامه قبلی گفته شد، به دنبال بروز جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه، جنبش‌های اعتراضی مشابهی در سایر کشورهای اروپایی بروز و ظهور یافته است. این جنبش‌های اعتراضی، در برخی موارد مطالباتی مشابه خواسته‌های معترضان فرانسوی داشته‌اند و گاهی نیز مطالبات معترضان در سایر کشورهای اروپایی تفاوت‌هایی با خواسته‌های معترضان فرانسوی داشته است. اعتراض به قیمت بالای سوخت، کاهش قدرت خرید، حقوق پایین بازنشستگی، قوانین کاری و مالیات ناعادلانه، ازجمله مطالبات معترضان در چندین کشوری اروپایی است که امکان دارد این مطالبات با فراز و نشیب هایی ادامه پیدا کنند. در کنار اعتراضات اقتصادی و مالیاتی کمابیش مشابه، جریان‌ها و گروه‌های دیگری نیز در اروپا با الگوبرداری از جنبش جلیقه‌زردهای فرانسوی، مطالبات سیاسی و یا صنفی خود را مطرح نموده‌اند. تجمعات طرفداران برگزیت در انگلستان، مسدودسازی بزرگراه‌ها در لهستان توسط پرورش‌دهندگان خوک که خواستار کمک‌های بیشتری از دولت در راستای مقابله با تب خوکی آفریقایی بودند، و همچنین تجمع معترضان آلمانی در اعتراض به ممنوعیت تردد خودروهای دیزلی قدیمی در اشتوتگارت در این راستا شایسته توجه است. بااین‌وجود، جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه از گستردگی و تداوم بیشتری برخوردار بوده و مبادرت به رفتارهای خشونت‌آمیز در آن وسیع‌تر بوده است. یکی دیگر از شاخصه‌های جنبش جلیقه‌زردها در اروپا، تلاش گروه‌های راست افراطی برای نفوذ در این جنبش است. شعارهای ضد مهاجرتی و اعتراض به معاهده مراکش در آلمان، فرانسه و هلند در تجمعات اعتراضی جلیقه‌زردها و همچنین افزایش قابل‌توجه آرای گروه‌های راست افراطی در انتخابات پارلمان اروپا از این لحاظ قابل‌ ذکر است.

یکی دیگر از ویژگی های خاص جنبش جلیقه زردها از دیدگاه برخی از تحلیلگران، تشابه ها و تفاوت های این جنبش با خواسته‌های مردم ایران در دوران سلطنت رژیم منحوس پهلوی بود که نهایتاً به پیروزی انقلاب اسلامی ایران منجر شد. ایران دوره پهلوی به‌شدت متأثر از توزیع ناعادلانه صنایع و شرکت‌ها بود. به‌طوری‌که تنها ۴۵ خانواده، ۸۵ درصد شرکت‌ها را در کنترل داشتند. به عبارتی دیگر، وضعیت کارگران مساعد نبود. به‌گونه‌ای که در سال ۱۳۵۳ (1975- 1974) حدود ۷۳ درصد کارگران، کمتر از حداقل دستمزد قانونی مزد می‌گرفتند و اکثریت مردم شهرهای ایران به دلیل توزیع نابرابر درآمد و تورم زندگی سختی داشتند. جامعه ایران در فاصله‌ی سال‌های 1977-1973 شاهد سخت‌تر شدن زندگی کارگران و طبقه‌های متوسط در شهرهای بزرگ بود. علاوه بر آن باید به توده‌های محروم و حاشیه‌ای شهرهای بزرگ، و مهاجران روستایی دهه‌های 1960 و 1970 هم اشاره کرد که در سال 1971 حدود سه میلیون نفر بودند که به‌صورت کارگر ساختمانی یا در مشاغل کاذب فعالیت داشتند و یا گرفتار آسیب‌های اجتماعی جدی مانند اعتیاد بودند. بنابراین همانند جلیقه زردهای فرانسوی، طبقات ضعیف و متوسط اقتصادی در ایران جزو بدنه معترضان به رژیم پهلوی بودند. چراکه سیاست های محمدرضا پهلوی را به مانند امانوئل ماکرون در راستای تقویت قدرت اقتصادی ثروتمندان و تضعیف کسب و کار اقتصادی فقرا می دانستند. سیاست هایی که ریشه در تبعیض، فساد و همچنین اتکا به نظام سرمایه داری بود.

در کنار تشابه بخشی از ویژگی های جنبش مردمی جلیقه زردها در فرانسه با خیزش مردمی در ایران برای پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979، تفاوت هایی نیز  مشاهده می شود که شاید بارزترین آنها فقدان رهبری در جنبش جلیقه زردها باشد. حال آنکه حضرت امام خمینی (ره) به عنوان رهبری مدبر و آگاه به مسائل مختلف توانست با کمک الهی، خواسته های مردم را برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی و تشکیل حکومت اسلامی تحقق بخشد. به اعتقاد بسیاری از تحلیگران، مسئله فقدان رهبری در جنبش جلیقه‌زردها را بایستی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کاستی‌های این جنبش دانست. چراکه هر جنبشی برای ایجاد تغییر و همچنین مدیریت تداوم، نیازمند رهبری است. به بیان بهتر، دو مسئله رهبری و تغییر، پیوند تنگاتنگی با یکدیگر دارند که در جنبش جلیقه زردها مشاهده نمی‌شود.

فروردین ۲۷, ۱۳۹۹ ۰۷:۵۷ Asia/Tehran