نگاهی به جنبش پگیدا ( قسمت اول )
-
تظاهرات ضد پگیدا
گاهی به اخبار و گزارشهای رسانه ها نشان می دهد که اقدامات و رفتارهای گروه های افراطی و اسلام ستیز در اروپا و آمریکا به شکل سازمان یافته ای تشدید شده است و در ماههای اخیر مسلمانان در کشورهای مختلف اروپایی مورد تهدید و ارعاب واقع شده اند.
این مقاله، براساس پروژه تحقیقاتی واحد " پژوهشهای کاربردی " معاونت برون مرزی و توسط اداره کل خبر و تفسیراین معاونت تهیه شده است.
مقدمه:
نگاهی به اخبار و گزارشهای رسانه ها نشان می دهد که اقدامات و رفتارهای گروه های افراطی و اسلام ستیز در اروپا و آمریکا به شکل سازمان یافته ای تشدید شده است و در ماههای اخیر مسلمانان در کشورهای مختلف اروپایی مورد تهدید و ارعاب واقع شده اند. جنبش هایی در اروپا به ویژه آلمان در چند سال اخیر شکل گرفته است که به نظر می رسد وضعیت کنونی حاصل فعالیت های این گروه های افراطی است. از جمله نخستین گروه های افراط گرا و اسلام ستیز ، جنبش "پگیدا"در آلمان است . در سه برنامه به بررسی این جنبش پرداخته ایم که به تدریج تقدیم حضور علاقمندان می شود. جنبش " اروپایی های وطن دوست علیه اسلامی شدن غرب معروف به " پگیدا" یک سازمان ضد اسلامی است که در اکتبر2014 در شهر "درسدن"آلمان موجودیت یافت.این سازمان از زمان تاسیس توسط لوتس باخمن(Lutz Bachmann) ، به طور پیگیر و مداوم در حال سازماندهی تظاهرات عمومی در برابر روندی است که آنرا اسلامی شدن جهان غرب می نامند. این جنبش از ابتدای تاسیس آن در آلمان به طور عجیبی رو به رشد بوده است . اولین تظاهرات ضد اسلامی و ضد مهاجران این جریان با حضور 50 تن در شهر درسدن برگزار شد،اما این اعتراضات در اوایل سال جدید میلادی و مقارن با حادثه تروریستی شارلی ابدو در فرانسه با حضور 25 هزار نفر برگزارشد. پگیدا ابتدا خود را به عنوان یک جریان مردمی اعتراضی که ظاهرا به هیچ گروه وحزبی وابستگی ندارد ، به مردم آلمان معرفی کرد اما پس از جذب مردم معترض به سیاست های حکومتی دولت آلمان در قبال زندگی اجتماعی خود ، همزمان با واقعه شارلی ابدو در فرانسه تغییر ماهیت داد و بر موضوع اسلام هراسی و اسلام ستیزی متمرکز شد.
اتفاقات شارلی ابدو در فرانسه(در تاریخ 7 ژانویه 2015) که طی آن دست کم 12 تن کشته و 10 تن زخمی شدند ، بار دیگر مسلمانان مورد اتهام واقع شدند و این امر موجب موج جدید اسلام هراسی در غرب شد. در واقع این موضوع بهترین بهانه برای جنبش پگیدا شد تا تمرکز کامل بر موضوع اسلام ستیزی از اهداف اصلی این گروه شود . وقوع حادثه شارلی ابدو باعث شد این جنبش و طرفدارانش فرصت بیشتری برای رشد و گسترش در سطح اروپا پیدا کنند و تبلیغات خود را بیش از پیش گسترش دهند. برهمین اساس،تفکرات این جنبش به تدریج به کشورهای اروپایی دیگر نظیر انگلستان،بلژیک،هلند،سوئد،اسپانیا،دانمارک و اتریش گسترش یافت و نفوذ بیشتری پیدا کرد هر چند این تفکر در این کشورها با استقبال خوبی روبرو نشد. با وجود اینکه در گذشته نیزگروه های ضد اسلامی بسیاری در سطح اروپا وجود داشته است اما جریان اسلام هراسی در غرب در ماه های اخیر با محوریت گروه پگیدا سعی در سوق دادن گروه های نژاد پرستی ، افراطی و هولیگان ها(اوباش)در سطح اروپا به سوی ستیز با اسلام،داشته است. به عبارت دیگر مساله مهمی که نمی توان آن را نادیده گرفت این است که نفرت گروه پگیدا از اسلام و مسلمانان بدون نگاه به ریشه های نژادپرستی در سطوح بالاتر سیاسی قابل بررسی نیست. تقویت احزاب راست افراطی و سیاست های مسلمان هراسانه دولت های غربی است که در دراز مدت ، نسلی با چنین ستیز مذهبی متحجرانه را باز تولید کرده است. شعارهای نژاد پرستانه ای که از خیابان های شهر درسدن شنیده می شود ، به نوعی تداعی کننده زمان آلمان نازی است. ایجاد تنفر عمیق نسبت به مسلمانان در افکار عمومی اروپا و نهادینه کردن این تنفر به طوری که جزئی از فرهنگ و آداب مردم اروپا شود ، از دیگر خواسته هایی است که در قالب پروژه اسلام هراسی و اسلام ستیزی دنبال می شود. در حال حاضر در مقابل پگیدا جنبش های مخالف آن نیز در سراسر اروپا موجودیت یافته و با تظاهرات وسیع که حتی از لحاظ جمعیت گسترده تر از طرفداران پگیداست ، مخالفت خود را با این گروه اعلام کرده اند. به طور قطع ،روشنگری و بیان واقعیات گروه "پگیدا"می تواند در شناسایی جریاناتی از این دست در آینده منشاء فواید بسیاری باشد. جنبش پگیدا عبارت آلمانی است به معنای "اروپایی های وطن دوست علیه اسلامی کردن مغرب زمین." این جنبش در ماه اکتبر 2014 م در"درسدن" مهمترین شهر شرق آلمان شکل گرفت و هزاران نفر را به خود جذب کرد. پگیدا جریان سیاسی اعتراضی است که ظاهرا خود را به هیچ گروه و حزبی سیاسی وابسته نمی داند و ماهیت مردمی برای خود قائل است اما با توجه به خواست ها ، اقدامات و اهداف مورد نظر می توان این گروه را در زمره جریانات راستگرا در اروپا دسته بندی کرد که در دهه اخیر در قاره اروپا وکشورهای مدعی دموکراسی رشد چشمگیری پیدا کرده و حتی به پایگاه های قدرت نظیر پارلمان کشورهای اروپایی نیز راه یافته است. پدیده راستگرای افراطی دارای پیشینه و ایدئولوژی ویژه ای است. اگرچه اجماع کلی در مورد منشاء و مفهوم ایدئولوژی راست افراط گرایی وجود ندارد. راست افراط گرایی گاهی ایدئولوژی،زمانی جنبش، بعضا پدیده و در مواردی مکتب نام گرفته است. حتی واژه راست افراطی از جانب همه متخصصان این حوزه به کار برده نمی شود و بهره گیری از مفاهیمی مانند راست رادیکال،راست متعصب،راست سختگیر و راست متجاوز نیزهمان معنا را به ذهن متبادر می سازد. سیاست های راست افراط گرایانه در بریتانیا دستکم از دهه 1930م و با شکل گیری جنبش های ضد یهود و فاشیست ایجاد شده است. در آلمان ، زمان پیدایش آن را با ظهور هیتلر و سیاست های افراطی وی همسان می دانند. در ایتالیا با به دست گرفتن قدرت از جانب موسولینی در دهه 1920 م این ایدئولوژی فراگیر شد. اما از سال 1945 م لفظ راست گرایی افراطی در اروپا معرف پدیده های بسیار متفاوتی بوده است : عوام زدگی های بیگانه هراس وضد نظام ، احزاب سیاسی ملی عوام زده وگاه بنیاد گرایی های مذهبی. این امر به ویژه از دهه 80 و 90 م بیانگر جریان خاصی از راست گرایی بود که مقایسه آن با مکاتب فاشیستی سال های دهه 1930 م دیگر به جا نبود.چرا که این جریان رسما دموکراسی پارلمانی ودستیابی به قدرت از طریق صندوق رای را می پذیرفت. مردم به زعم آنها، ذاتی جریان یافته بر بستر تاریخ است که یکجا درگذشتگان و زندگان ونسل های آینده را در بر می گیرد و با بن مایه فرهنگی پایدار،دگرگونی ناپذیر و همگون به هم پیوند خورده است. همین رویکرد است که به تمایز میان اتباع ملی از تیره وتبار خودی ومهاجران راه می برد به ویژه کوچ کنندگان خارج از اروپا که حق اقامت گزینی وحقوق اقتصادی و اجتماعی آنان را باید محدود ساخت. برای گسترش این جریان در اروپای امروز می توان دلایل بسیاری برشمرد اما مهم ترین دلایل افزایش اقبال عمومی در اروپا به راست گرایی افراطی عبارتند از: ترساندن مردم به خاطر از دست رفتن فرصت های بهتر،رشد مهاجرت به اروپا،مشکلات اقتصادی ناشی از بحران سال 2008 م ،ایجادانگیزه برای دفاع از ارزش های اروپایی در برابر اقلیت های قومی و مذهبی. جریان راست افراطی امروز در اکثر کشورهای اروپایی نماینده دارد. در برخی از این کشورها توانسته است حتی به پارلمان و دولت نیز راه یابد اما در برخی دیگر از کشورها فعالیت محدودی دارد یا به شکل زیر زمینی عمل می کند .بنابراین امروز ، مساله راست افراطی تقریبا سرتاسر اروپا را در بر می گیرد.اما ریشه های شکل گیری ابعاد و اهداف آن در تمام کشورها یکسان نیست. با این حال تقریبا همه این جریانات سه ویژگی نسبتا مشترک دارند. این سه ویژگی عبارتند از: نخست اینکه بر فرهنگ و هویت ملی خودتاکید می کنند ومعتقدند که انسجام وهویت ملی وفرهنگی کشورشان در خطر است. دوم:روند همگرایی اروپایی و ادغام سیاسی،فرهنگی و اقتصادی کشورهای اروپایی را تهدیدی برای هویت و استقلال خود می دانند و با آن مخالفت می کنند و سوم اینکه توافق نظر بیشتری در بین احزاب راست افراطی بر سر آن وجود دارد، مخالفت و مقابله با مهاجران و به ویژه مهاجران مسلمان است. در مجموع باید گفت:جریان راست افراطی، حرکت جدید وناشناخته ای در اروپا نیست و سالهاست در کنار کمونیسم،سبزها،چپ ها و.. جزو اپوزیسیون اتحادیه اروپا محسوب می شود. برخی از آشناترین شاخصه های راستگرایی افراطی در اروپا عبارت است از: داشتن ایدئولوژی های نئوفاشیستی،نئونازیستی،باورهای ملی گرایانه افراطی،قوم گرایی و تاکید بر اصالت نژادی،اسلام ستیزی،یهودی ستیزی،مهاجر ستیزی،حفظ محیط زیست و حمایت از حقوق حیوانات.