• درگیری در یمن

پژوهش منافع غرب در جنگ یمن ، در واحد پژوهش‎های کاربردی برون مرزی تهیه شده و در قالب 3 برنامه در اداره کل خبر و تفسیر برون مرزی مورد استفاده قرار گرفته است.

پژوهش منافع غرب در جنگ یمن ، در واحد پژوهش‎های کاربردی برون مرزی تهیه شده و در قالب 3 برنامه در اداره کل خبر و تفسیر برون مرزی مورد استفاده قرار گرفته است.

یمن از جمله مناطقی در غرب آسیا است که علیرغم اهمیت بالای ژئوپلتیکی آن در گستره ژئواستراتژیک جهانی، به دلیل ضعف حکومت مرکزی و نبود یکپارچگی ملی، همواره از تحولات منطقه و جهان عقب بوده و به همین دلیل ، معمولا جز در رقابت های استراتژیک بین کشورها، نقشی در تحولات منطقه ای و جهانی نداشته است.

با وجود این، همین رقابت قدرت بین کشورهای رقیب همواره وزن یمن را در معادلات سیاسی منطقه‌ای و جهانی حفظ کرده است. از لحاظ تاریخی، یمن یک هدف مهم برای بسیاری از دولت ها از قرن 15 به بعد بوده است. یمن و به ویژه نواحی اطراف تنگه باب المندب، به دلیل اهمیت راهبردی این تنگه درگیر کشمکش ها و حملات بسیاری شده و بارها به اشغال دیگران در آمده است. از قرن 15 میلادی تاکنون، بسیاری از قدرت های بین المللی تلاش داشته اند در جهت حفظ منافع خود بر این تنگه تسلط یابند.

در این چارچوب برای مثال ، در طول جنگ سرد ، شمال و جنوب یمن عرصه رقابت راهبردی بین دو بلوک کمونیستی و کاپیتالیستی بود و دو ابرقدرت از طریق اعمال خود سعی در پیشبرد اهداف خود در یمن شمالی و جنوبی داشتند. شکل گیری دو دولت "جمهوری عربی یمن" در شمال و "جمهوری دموکراتیک خلق یمن" در جنوب ماحصل چنین رقابتی بود.

پس از پایان جنگ سرد و اتحاد دو یمن در سال 1990 میلادی، عربستان سعودی که همواره به یمن چشم طمع داشته است ، تمام تلاش خود را برای نفوذ سیاسی در یمن به کار برد و در جنگ 1994 از جدایی طلبان جنوب حمایت کرد. هم اکنون نیز عربستان سعودی با نقض فاحش حقوق بشر تمام تلاش خود را برای تسلط بر یمن به کار برده است.

یمن 527،970 کیلومتر مساحت دارد و عربستان سعودی در شمال آن کشور قرار دارد و خلیج راهبردی عدن در جنوب یمن واقع شده است. مرز جنوبی یمن خط ساحلی اقیانوس هند، و مرز غربی آن خط ساحلی دریای سرخ است. یمن با دارا بودن قریب 380 جزیره، که بیشتر آن غیر مسکونی است، راهبردی ترین کشور شبه جزیره عربستان سعودی به شمار می آید. جزایر کامارا(Kamara) و پریم (Prime) در غرب و جنوب دریای سرخ قرار دارند. جزیره سوکوترا(Socotra) در کناره شرقی دریای سرخ و جزایر کوریا و موریا (Correa and Moria) در نزدیک ساحل عمان موقعیت خاصی به یمن بخشیده است.

خلیج عدن و تنگه باب المندب که یکی از چهار تنگه راهبردی دنیا است ، به یمن امکان می دهد تا بر این آبراه پر رفت و آمد و دریای سرخ اشراف داشته باشد. مجاورت مرزهای جنوبی و غربی یمن با سه کشور آفریقایی سومالی، جیبوتی و اتیوپی، یمن را با شاخ آفریقا پیوند زده است. در عین حال، احاطه بر باب المندب، یمن را با همه کشورهای ساحلی دریای سرخ و یا کشورهایی که از آبراه دریای سرخ به عنوان کوتاه ترین راه حمل و نقل دریایی استفاده می کنند، مرتبط کرده است.

این موقعیت راهبردی ، غرب به ویژه آمریکا را واداشته است برای حفظ سلطه خود بر جریان نفت و اقتصاد جهانی، در تحولات سیاسی یمن دخالت کند. آمریکا به بهانه مبارزه با القاعده ، تلاش کرد در یمن پایگاه های هوایی و حتی دریایی ایجاد کند. داشتن پایگاه در چنین منطقه ای امکان تسلط کامل بر اقیانوس هند و خلیج فارس را برای غرب فراهم می کند.

این موضوع ، به ویژه به دلیل وجود تنگه استراتژیک باب المندب در جنوب یمن، از اهمیتی حیاتی برای سلطه جهانی غرب برخوردار است. این در شرایطی است که آمریکا در عمل ، اقدامی برای مقابله با القاعده در یمن نکرده است و از قضا متحدان آمریکا و در رأس آن ها عربستان، از القاعده در یمن حمایت می‌کنند.

یمن از موقعیتی ویژه در جنوب شبه جزیره عربستان سعودی برخوردار است و اگر صرفا از نگاه ژئوپلتیکی به این سرزمین نگاه کنیم خواهیم دید که مهم ترین بخش شبه جزیره عربستان سعودی، سرزمین یمن است.

علاوه بر دسترسی یمن به دو دریای مهم سرخ و عرب ، وجود تنگه باب المندب به عنوان دروازه جنوبی دریای سرخ، یمن را در موقعیت ویژه ای قرار داده که تسلط بر مسیر اصلی دریایی بین شرق و غرب را برای این کشور فراهم کرده است. تنگه باب المندب ، یکی از مهم ترین آبراه های بین المللی به شمار می‌آید که نقش زیادی در جریان انتقال انرژی و اقتصاد جهانی دارد.

تنگه باب المندب به عنوان دروازه جنوبی دریای سرخ در طول دوران تاریخ دریانوردی تاکنون اهمیت بالایی داشته است. این تنگه از لحاظ جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی و نظامی دارای اهمیت استراتژیکی بالایی است. به همین دلیل، رقابت بر سر دستیابی به تنگه باب المندب همواره میان کشورهای این منطقه وجود داشته است. از سوی دیگر، منطقه غرب آسیا به عنوان یکی از مناطقی که کانون نفوذ و رقابت های قدرت قدرت های بزرگ است، شناخته می شود.

دریای سرخ به عنوان بخشی از سریع ترین و کوتاه ترین مسیر اتصال دریایی شرق و غرب به شمار می آید. این دریا مسیر شرق و غرب را نسبت به مسیری که مجبور به دور زدن آفریقا و دماغه امیدنیک است، بین هفت تا ده روز نزدیک تر می کند و به نصف کاهش می دهد. از دیدگاه ژئوپلتیکی، باب المندب تنها برای کشورهای منطقه شاخ آفریقا و شبه جزیره عربستان سعودی اهمیت ندارد، بلکه به دلیل وابستگی های اقتصادی، نظامی و استراتژیک غرب، اهمیت باب المندب فراتر از این منطقه می رود. به عبارتی دیگر، اروپای صنعتی به دلیل وابستگی آن به منابع انرژی خلیج فارس، به تنگه باب المندب وابسته است.

با توجه به چنین جایگاه راهبردی ، غرب و به ویژه آمریکا تلاش دارد کنترل بر تنگه باب المندب را در دست داشته باشد. در این چارچوب، منافع راهبردی آمریکا در تنگه باب المندب را می توان در چهار مورد ارزیابی کرد. حمایت از عملیات ارتش آمریکا در آسیای جنوب غربی و اقیانوس هند چه در زمان صلح و چه در جنگ ، حفظ آزادی کشتی‎رانی بین المللی از طریق دریای سرخ و تنگه باب المندب ، حفظ جریان آزاد نفت خلیج فارس به سمت متحدان اروپایی آمریکا از طریق تنگه باب المندب و مقابله با تهدیدات منطقه ای علیه امنیت دریایی و منطقه ای ، چهار مورد منافع راهبردی آمریکا برای کنترل تنگه باب المندب اعلام شده است.

وجود تنگه باب المندب در جنوب یمن به عنوان دروازه جنوبی دریای سرخ و خلیج عدن جایگاهی را به یمن بخشیده است که این کشور را به عنوان یکی از کانون های اصلی رقابت قدرت در اقیانوس هند در آورده است؛ جایی که دومین کانون رقابت قدرت های بزرگ در آسیا خواهد بود. بنابراین تسلط بر یمن می تواند تسلط بر شاهراه ارتباطی شرق و غرب باشد و این امر تاثیر زیادی در حفظ سلطه جهانی غرب خواهد داشت. به همین دلیل، غرب و به ویژه آمریکا در تلاش برای تسلط بر یمن هستند.

با اعلام حمایت غرب و به ویژه آمریکا از تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن و بر عهده گرفتن پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی این تجاوز نظامی از سوی آمریکا، این پرسش به میان آمد که غرب در کجای معادلات یمن قرار دارد و از چه زاویه ای به این مساله نگاه می کند؟ این مساله به ویژه زمانی اهمیت می یابد که در نظر داشته باشیم آل سعود از هم پیمانان اصلی آمریکا در منطقه غرب آسیا به شمار می آید که در طول دوران حیات سیاسی خود همواره با سیاست های منطقه ای واشنگتن در یک راستا حرکت کرده است.

ریاض به عنوان یکی از رژیم هایی که نفوذ غرب و به ویژه آمریکا را در غرب آسیا تسهیل می کند، همواره در راستای پیش برد اهداف منطقه ای این کشور عمل کرده است.بنابراین شاهد نوعی جنگ نیابتی در یمن هستیم که در کنار تلاش عربستان سعودی برای پیشبرد جاه طلبی های منطقه ای خود در این جنگ، منافع سیاسی، امنیتی و اقتصادی آمریکا و اروپا را نیز تامین می کند.

موقعیت جغرافیایی یمن به عنوان کشوری که بر مهم ترین مسیر ارتباط دریایی شرق و غرب تسلط دارد، اهمیت تجاوز نظامی به این کشور را دو چندان کرده است. اگر این نکته را در نظر داشت که موقعیت جغرافیایی یمن در جنوب شبه جزیره عربستان سعودی آن کشور را در موقعیت ژئوپلتیکی ویژه ای قرار داده است ، تسلط بر آن به عنوان یک کانون راهبردی، تسلط بر دو آبراه مهم بین المللی تنگه باب المندب و تنگه هرمز را تضمین می کند. بدین ترتیب ، غرب به ویژه آمریکا وسوسه شده است که به دنبال تسلط بر این منطقه ژئوپلتیکی برآید.

مرداد ۰۲, ۱۳۹۷ ۰۷:۴۹ Asia/Tehran