چابهار، شاهراه همکاری و همگرایی (4) رویکرد هند، افغانستان، پاکستان و چین به افزایش همکاری با ایران در چابهار
در قسمت چهارم به رویکرد هند، افغانستان، پاکستان و چین به افزایش همکاری با ایران در چابهار خواهیم پرداخت.
منطقه ژئوپلیتیکی به بخشی از کشورها اطلاق می شود که به لحاظ سیاسی یا جغرافیایی همجوار هستند. این همجواری می تواند فضای خشکی یا آبی یا تلفیقی از هر دو باشد که بر اساس ترکیب عوامل سیاسی و جغرافیایی خاص دارای هویت مشخص و کارکرد مشترک بوده و از سایر مناطق مجاور متمایز می گردد. محمد رضا حافظ نیا استاد دانشگاه در ایران، معتقد است: منطقه ژئوپلیتیکی بر پایه یک منطقه یا فضای جغرافیایی متجانس از حیث ساختاری یا کارکردی شکل میگیرد. بندر چابهار ایران به واسطه جایگاه ژئوپلیتیکی بالا از حیث تاثیرگذاری، مکانی ژئوپلیتیک به حساب میآید. از یک طرف ظرفیتهای اقتصادی و تزانزیتی چابهار و از طرف دیگر اراده دولتهای پیرامون این بندر برای همگرایی و همکاری، بر وضعیت ژئوپلیتیکی آن می افزاید.
هند از کشورهایی است که در سالهای اخیر پیشرفت قابل ملاحظهای در زمینه های گوناگون داشته است و این موضوع موجب شده تا در دهه اخیر به عنوان قدرتی نوظهور در جنوب آسیا معرفی شود. هند پس از چین، دومین کشور در سطح جهان با رشد سریع اقتصادی است، سومین ارتش دنیا را داراست و یکی از شش قدرت هسته ای جهان به شمار می رود. از منظر سیاسی نیز به عنوان یکی از کشورهایی است که در سازمان های منطقه ای و بین المللی مهمی به عضویت پذیرفته شده است. هند با پیگیری سیاست نگاه به شرق، گسترش روابط خود با همسایگان شرقی را در اولویت سیاست خارجیاش قرار داده است. نزدیکی جغرافیایی با ایران، منابع فراوان انرژی و جایگاه ویژه ایران در ژئوپلیتیک خلیج فارس، موجب شد تا مقامات هندی در پیادهسازی سیاستهای آسیایی و غرب آسیایی خود نگاه ویژهای به تهران داشته باشند. در همین راستا، بندر چابهار به دلیل ظرفیتهای بالای ژئوپلیتیک و اقتصادی، تاثیر گستردهای در رویکرد منطقهای در سیاست خارجی هند داشته است. هرش وی پانت (Harsh v Pant) رئیس مطالعات سیاسی ایالات متحده و هند در اندیشکده مطالعات راهبردی و بینالملل واشنگتن، می گوید: بندر چابهار به دو دلیل کلیدی دارای اهمیت حیاتی برای هند است. نخست، برای دسترسی به افغانستان در صورتی که پاکستان راه را بر هند ببندد و دوم، نیاز به ایجاد پل به آسیای مرکزی و سراسر اروپا و آسیا.
هند در سال 2009م با سرمایهگذاری 136 میلیون دلاری، پروژه مواصلاتی زرنج - دلآرام واقع در مرز ایران و میلک افغانستان را افتتاح نمود. هند همچنین درصدد ساخت مسیر ریلی چابهار به بامیان در مرکز افغانستان به طول 900 کیلومتر است. تصمیم هند برای توسعه بندر چابهار نه صرفا تامین منافع اقتصادی، بلکه وسیله برای تقویت جایگاه منطقه ای هند از طریق ایجاد همکاریهای منطقه ای نیز می باشد. راجیو نارایانان کارشناس امور نظامی و استراتژیک کشور هندوستان و عضو اندیشکده انستیتو خدمات متحده هند در مورد اهمیت بندر چابهار از منظر ژئوپلیتیکی برای هند می گوید: چابهار، هند را به افغانستان و آسیای مرکزی متصل میکند و همچنین مسیری جایگزین به «دریای عرب» برای افغانستان فراهم ساخته است. این بندر همه کشورهای منطقه از جمله ایران، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی را منتفع خواهد کرد. هند ترجیح میدهد که از منشور بازی حاصل صفر؛ به ژئوپلیتیک ننگرد. در عوض به همکاری و رقابت مثبت میاندیشد که توسعه و رشد را در منطقه ممکن میسازد.
دولت افغانستان از زمان سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ م که با بیثباتی های داخلی ناشی از دخالت نیروهای خارجی و اقدامات تروریستی داعش و گروه های افراطی مواجه بوده است ، در پی بازسازی اقتصادی از طریق ارتقاء تجارت خارجی خود از طریق مسیرهای مواصلاتی با همسایگان است. در این روند، ایران یکی از مهمترین کشورهای همسایه افغانستان است که قابلیتهای متعددی را برای گسترش و بهبود وضعیت این کشور در زمینههای مختلف تجاری، اقتصادی و سیاسی دارد. افغانستان از سه بعد فرهنگی- تمدنی، اقتصادی- توسعهای و سیاسی- امنیتی جایگاه ویژهای در امنیت ملی و منافع ایران دارد. همکاریهای منطقهای یکی از اولویتهای اساسی سیاست خارجی دولت افغانستان است و نقش آن در تامین صلح، ثبات و همگرایی اقتصادی منطقهای مهم ارزیابی میشود. چابهار فرصت دسترسی به آبهای آزاد را به افغانستان میدهد. در همین راستا سه کشور هند، افغانستان و ایران در سال 2003 م در چارچوب کریدور شمال-جنوب، قرارداد بندر چابهار را امضا کردند. فاز اول بندر چابهار در دسامبر ۲۰۱۷ م افتتاح شد. توافقهای ایران و افغانستان، این فرصت را به افغانستان میدهد تا با تعرفههای حداقلی، از چابهار برای انتقال کالاهای خود استفاده کند.
ارزش صادرات افغانستان در سال 2019 م بالغ بر یک میلیارد دلار بوده و پیشبینی میشود این میزان در سال 2020 م با افزایش توجه مقامات کابل به ظرفیت های بندر چابهار به دو میلیارد دلار افزایش یابد. دولتمردان افغان با هدف رهایی کشورشان از جبر جغرافیاییِ محصور و خشک، طی سالهای متمادی تلاش کردهاند تا از فرصتهای اقتصادی ناشی از آبهای آزاد جنوب، در راستای تامین منافع داخلی و رونق تجارت خارجیشان بهره جویند. اراده قوی و اقدامات حکومت افغانستان جهت کاهش محدودیتهای محیطی از طریق محور ترانزیتی چابهار، به طور جدی از سال 2011 تاکنون ادامه داشته است. در مجموع میتوان گفت که چابهار یکی از مناسبترین گزینههای اقتصادی را برای افزایش دسترسی افغانستان به بازارهای جهانی و همچنین بالا بردن ارقام تجارت خارجی در اختیار افغانستان قرار داده است. تکمیل منطقه آزاد و بندر چابهار ظرفیت های جدید و بیشتری در اختیار افغانستان قرار خواهد داد.
پاکستان کشوری است که قلمرو ارضی آن در همسایگی چابهار قرار دارد و از این بابت رویکرد خاص خود را در قبال این منطقه پیگیری میکند. روابط ایران و پاکستان در طول سالیان گذشته تحت تاثیر متغیرهای مختلفی مانند رویکرد آمریکا به اسلامآباد، بحران افغانستان، موضوعات قومی و ناامنیهای موجود در پاکستان و سرایت آن به ایران قرار داشته است. روی کار آمدن دولت غیرنظامی آصفعلی زرداری و حمایت پاکستان از مواضع ایران به ویژه در قبال پرونده هستهای و مخالفت با اعمال تحریمها علیه ایران، موجب شد روابط دو کشور به روند رو به رشد خود ادامه دهد. ولی کوزه گر کالجی، کارشناس مسائل منطقه ای در ایران، معتقد است: روند مبادلات تجاری ایران و پاکستان در سایه تحولات سالهای اخیر، روند مثبت و روبه رشدی را تجربه کرده است. در حالی که حجم مبادلات تجاری دو کشور در سال 2005 م به سختی به پانصد میلیون دلار میرسید، مبادلات تجاری ایران و پاکستان در سال 2010 م به یک میلیارد و 251 میلیون دلار رسید؛ هرچند با توجه به ظرفیتهای دو کشور، تا میزان مطلوب فاصله زیادی وجود دارد. پاکستان در دوره نخستوزیری عمران خان رویکرد جدیدی به همکاری های منطقه ای از جمله درباره ایران دارد. عمران خان در تلاش است تا سطح روابط دو کشور را به وعدهها و چشماندازهای 5 میلیارد دلاری که قبلا از سوی مقامات دو کشور مطرح شده، برساند. لذا بندر چابهار جایگاه ژئوپلیتیک و تجاری ویژه ای نیز برای پاکستان دارد. بر این اساس مقامات دو کشور معتقدند بنادر چابهار و گوادر نقش مکمل در توسعه اقتصادی منطقه ای را دارند و نباید نگاه رقابت آمیز به این بنادر داشت .
در بررسی رویکرد چین به منطقه چابهار بیش از هر چیز باید به نقش متغیرهای اقتصادی در سیاست خارجی چین اشاره کرد. چین طی دهههای اخیر سیاست خارجی اقتصاد محور را دنبال کرده است و به بندر چابهار نیز بر همین مبنا مینگرد. در این چارچوب به ویژه باید از نقش این بندر در تکمیل حلقه پروژه و دالان حمل و نقلی این کشور تحت عنوان «یک کمربند – یک راه» نام برد که بنوعی در راستای احیاء جاده ابریشم می باشد. مسیر جاده ابریشم جدید چین از مرکز استراتژیک اوراسیا و از میان کشورهایی با ذخایر سرشار انرژی و معدنی و جمعیت قابل توجه عبور میکند. این پروژه به عنوان یک طرح اقتصادی که تقریبا 64 درصد جمعیت جهان، 39 درصد از مناطق سرزمینی،37 درصد از تولید ناخالص جهانی را دربر میگیرد، اراده چین را برای حرکت آرام به سمت برونگرایی و ایفای فعالتر نقش یک قدرت منطقهای نشان میدهد. در این میان ، مرتبط شدن خطوط دریایی و کشتیرانی نقاط مختلف از طریق بندر چابهارایران، برای پیشبرد برنامههای ترانزیتی و حمل و نقلی چین از اهمیت برخوردار است. بر این اساس چین علاوه بر سرمایهگذاری در حوزه پتروشیمی، در حوزه راهآهن نیز در منطقه چابهار اقدام کرده است. در سال 2018م/ 1397 بین سازمان منطقه آزاد چابهار و فدراسیون صنعت نفت و پتروشیمی چین یک تفاهمنامه همکاری به امضا رسید. بر اساس این توافق، چین ضمن ایجاد پارک پتروشیمی در منطقه آزاد چابهار که فراهم کننده ساخت محصولات و فراوردههای پتروشیمی با فناوری بالا است، دانش فنی ساخت این محصولات را به ایران منتقل میکند.
رویکرد کشورهای مختلف به منطقه آزاد و بندر چابهار نشان می دهد که این بندر از موقعیت بی نظیر و ظرفیت های فراوان اقتصادی و تزاتزیتی برای ایجاد همکاری و همگرایی میان کشورهایی برخوردار است که ممکن است از لحاظ سیاسی باهم اختلاف نظر داشته باشند اما در همکاری در چابهار برای ایجاد ثبات و توسعه منطقه ای منافع و پیوندهای مشترک دارند.