داعش در افغانستان (26) برنامه پایانی/ راهکارهای فرهنگی برای مقابله با داعش در افغانستان
-
وحدت امت اسلامی راه مقابله با داعش
در قسمت بيست و ششم و برنامه پایانی از برنامه داعش در افغانستان، راهکارهای فرهنگی برای مقابله با داعش در افغانستان را بررسی خواهیم کرد.
از آنجا که گروه تروریستی داعش در میان جوانانی که از کشورهای مختلف جذب آن شده اند، یک گروه ایدئولوژیک شناخته می شود و مدعی احیای خلافت گرایی اسلامی است راه کارهای فرهنگی و ایدئولوژی نیز در کنار راه کارهای سیاسی و مالی- اقتصادی برای مقابله با آن ضرورتی حیاتی دارد. راه حل های نظامی و امنیتی و سیاسی مبارزه با داعش اگرچه فوریت دارند و در کوتاه مدت بسیار موثر هستند ولی تکمیل این مبارزه در بلند مدت نیازمند مبارزه فرهنگی ایدئولوژیک با اندیشه انحرافی داعش است. در این راستا به چالش کشیدن مبانی و اصول ادعایی داعش در اولویت مبارزه فرهنگی با داعش قرار دارد.
داعش هم چون سایر گروه های افراطی نظیر طالبان و القاعده برداشت های سطحی و خاص خود را از اصول و مفاهیم اسلامی دارد. این در حالی است که در منابع اسلامی سنی و شیعه محدوده ها و مصداق های این مفاهیم به لحاظ شرعی توضیح داده شده است. به عنوان مثال جهاد منحصراً در خارج از اسلام و در مقابله با کفر مجوز شرعی دارد و نمی توان آنرا علیه یک مسلمان که گوینده حتی لفظی شهادتین است بکار برد. درباره ضرورت مقابله فرهنگی و تبلیغی مستمر با افکار وعقاید انحرافی داعش در حتی پس از شکست خلافت این گروه در عراق و سوریه علمای جهان اسلام چه شیعه و چه سنی اتفاق نظر دارند از آن جمله هاشم حسن، رییس کالج مطالعات رسانه ای دانشگاه بغداد است که می گوید: داعش زمین و نیز منابع انسانی و نظامی خود را از دست داده و اکنون فقط رسانه و دیدگاه های انحرافی به عنوان سلاحی برای جنگ برای او باقیمانده است که با هوشیاری باید با آن مقابله کرد.
در عین حال در ارتباط با شرایط جهاد و مراجع ذیصلاح برای اعلام فتوای جهاد هم مستندات در منابع اهل سنت و شیعه روشن است و افراد غیرصالح نمی توانند در این حوزه وارد شوند. این در حالی است که در میان گروه های تروریستی نظیر داعش، هر فرد غیر عالم و فرمانده غیر صالح خود را واجد شرایط شرعی برای اعلام جهاد می داند. با توجه به این گونه واقعیت ها مبارزه با این گونه برداشت های انحرافی ازمفاهیم کلیدی اسلامی که با پیامدهای بسیار مهم و بعضاً خطرناک برای اسلام و مسلمین دارد، ضروری است.از این منظر علمای اسلامی در افغانستان و مراکز دینی و فرهنگی در این کشور مسئولیت مهمی برای روشنگری در جهت مقابله با داعش در این کشور دارند.
بصورت مشخص تر علمای دینی، اندیشمندان اسلامی، مراکز علمی و حوزوی جهان اسلام بخصوص علمای اهل سنت و مجامعی نظیر دانشگاه الازهر وظیفه دارد که جلوی این گونه انحراف ها بایستند و مفاهیم صحیح اسلامی را برای توده ها روشن سازند. داعش با تقسیم بندی دشمن به دور و نزدیک «العدوا القریب و العدوا البعید» در عمل گفتمان شیعی را دشمن نزدیک وانمود می کند، در حالی که این گفتمان در کنار برادران اهل سنت خود در خط مقدم مقاومت در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد. عصام الفیلی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه المستنصریه بغداد، بر این باور است نتایج نظارت بر اخباری که داعش منتشر می کند تأیید می کند که این گروه سعی دارد یک استراتژی تازه در عملیات رسانه ای و تبلیغاتی خود اتخاذ کند که باید با هوشیاری با آن برخورد کرد.
مفاهیمی نظیر ژئوپلتیک شیعی، کمربند شیعی، ژئوپلتیک سنی، کمربند سنی که از سوی محافل آمریکا و رژیم صهیونیستی مطرح شده اند، در سطح وسیعی مورد سوء استفاده داعش قرار می گیرند. داعش نشان داده است از این ظرفیت برخوردار است که اهداف و برنامه های راهبردی اش را با ارتجاع عرب و رژیم صهیونیستی علیه ایران و محور مقاومت هماهنگ سازد. ورود داعش به افغانستان و پاکستان، کاربرد داعش را برای هماهنگی با اهداف راهبردی ارتجاع عرب، رژیم صهیونیستی و آمریکا که می خواهند به ظن خود حلقه محاصره ایران، روسیه و چین را تکمیل نمایند، نشان می دهد. داعش در افغانستان و پاکستان همچنین شبه قاره هند و آسیای مرکزی را به منظور تضعیف گفتمان انقلاب اسلامی هدف قرار داده است.
بخش مهمی از تقویت جریان های افراطی مدعی اسلام گرایی از نحوه آموزش در مدارس دینی پاکستان و افغانستان نشات گرفته است. در این آموزش ها ، اصل جهاد تحریف و علوم روز نیز عامدانه از آن حذف شده اند. این نوع آموزش، فارغ التحصیلانی بار می آورد که در دایره تنگ تعصبات و فرقه گرایانه قرار می گیرند و به سربازان گروه های تروریستی مثل داعش تبدیل می شوند. بنابراین چنین رویکرد آموزشی بصورت جدی نیازمند اصلاح است. در پاکستان و افغانستان هزاران مدرسه مذهبی از این نوع وجود دارند که در دوره جهاد افغانستان علیه اشغا لگری اتحاد شوروی با حمایت مالی کشورهای عرب خلیج فارس و جهان غرب بوجود آمدند.
این در حالی است که بخش اعظمی از مردمان کشورهای پاکستان و افغانستان، حنفی مذهب و از اهل سنت هستند. در گذشته روحیه مدارای اسلامی در اهل سنت حنفی بیش از مکاتب غرب آسیایی حنبلی و مالکی بوده است. بنابراین بازگشت و تشویق این مدارس مذهبی به رویکرد اصیل خویش با منافع این کشورها سازگار است و می تواند در مقابل جریان افراط ، مقاومت فرهنگی و مردمی ایجاد کند. البته پاکستان در این خصوص با جمعیت بالای یکصد و نود میلیون نفری اش که اکثریت آن پیرو مکتب بریلوی هستند از ظرفیت های خوبی برای تقویت مقاومت فرهنگی و مردمی در قبال جریان های افراطی از جمله تفکر طالبانی یا تفکر داعشی برخوردار است.
در افغانستان نیز مُدارای مذهبی در گذشته در سطح نسبتاً خوبی قرار داشته و مردم شیعه و سنی با هم مشکل خاصی نداشته اند مگر آنکه از ناحیه حکومت ها یا اهداف و انگیزه های خاص سیاسی تضادهای مذهبی دامن زده می شدند. نظیر دوره امیرعبدالرحمن خان. اما در مواقع عادی سابقه تضاد مذهبی که به درگیری و خشونت بکشد بسیار اندک است. وجود پیروان مذاهب هندی در افغانستان و مدارای توده های مردم با آنها عینی ترین نمونه از روحیه مدارای مذهبی در مردم افغانستان است. تقویت این روحیه و تقویت مبانی فرهنگی مرتبط با روحیه مدارا گرایانه، وظیفه اصلی علمای دینی، مجامع دینی، مدارس مذهبی، اندیشمندان و رسانه های جمعی است که ضمن افشای ماهیت جریان تکفیری، مغایرت آنرا با سنت مدارای دینی افغان ها را توضیح دهند. تنها از این طریق می توان جوانان را از نفوذپذیری در مقابل شعارهای داعش در امان نگاهداشت. علمای طراز اول اهل سنت و شیعه می توانند با ارایه بحث های فقهی روشنگرانه، بطلان نظریات افراطی و انحرافی گروه های تروریستی نظیر داعش را به گوش توده های مردم برسانند.
محسن صابرکارشناس مسایل راهبردی در تهران در ارزیابی از راه کارهای مقابله با داعش می گوید: بدیهی است که پیروزیهای جبهه مقاومت اسلامی و تلاشهای سازنده رزمندگان اسلام و جبهه مقاومت باید تبیین و تثبیت شود و از طرفی نقش مخرب داعش به بهترین نحو ممکن برای افکار عمومی مسلمانان جهان تبیین شود. همچنین به بعضی اظهارنظرهای غربیها و جبهه عربی وابسته به غرب علیه داعش اعتماد نشود؛ چرا که آنها میخواهند از جرائم خود در حمایت از تروریسم در منطقه فرار کنند و به دنبال سهمخواهی در پیروزیهای به دست آمده علیه تروریسم در منطقه هستند. برخی از کشورهای غربی در صدد هستند که با استفاده از فرصتی که داعش برای آنها تهیه کرده، تفرقه میان شیعه و سنی را در عراق و منطقه از جمله افغانستان شعلهور کنند که در این زمینه قطعاً خط داعش از اهل سنت جدا است و داعش به عنوان گروهی ضد اسلام است که شیعه و سنی برای اهداف پلید آن فرقی ندارد.