داعش در افغانستان (25) راهکارهای مقابله با داعش در افغانستان و پاکستان
-
شکست داعش در عراق و سوریه
در قسمت بيست و پنجم از برنامه داعش در افغانستان، راهکارهای مقابله با داعش در افغانستان و پاکستان را بررسی خواهیم کرد.
تمامی شواهد و نشانه ها حکایت از آن دارند که داعش پروژه ی مشترک غربی، عربی و عبری است. طبق این شواهد دنیای غرب به رهبری آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع عربی با همراهی ترکیه در ایجاد و سازماندهی داعش بصورت مستقیم یا غیرمستقیم دخالت داشته اند. هر کدام از این بازیگران در این خصوص اهداف خاص خود را در کنار اهداف مشترک داشته اند. شبکه های اطلاعاتی و امنیتی هر کدام از این کشورها از طریق داعش درگیر نوعی جنگ نیابتی بوده اند. پس از شکست پروژه خلافت داعش در سوریه و عراق به نظر می رسد حامیان این گروه تروریستی کاربردهای دیگری را برای آن در مناطق دیگر برنامه ریزی کرده اند . در نگاه آنها برای بخش دوم خلافت، داعش افغانستان و پاکستان تحت عنوان طرح به اصطلاح خراسان بزرگ طراحی شده است که می تواند علیه رقبای غرب بویژه روسیه ، چین وایران بکار گرفته شود.
این در حالی است که علیرغم شکست خلافت داعش در غرب آسیا از بقایای این گروه و گروه های مشابه آن همچنان برای اهداف راهبردی رژیم صهیونیستی به ویژه تضعیف محور مقاومت و در نهایت تجزیه قومی و مذهبی کشورهای عربی استفاده می شود. محور عربی حامی داعش نیز، عربستان سعودی است که اهداف راهبردی اش را تشدید اختلافات و فرقه گرائی قرار داده است. کارکرد داعش در نگاه عربستان سعودی مقابله با تشیع و نظام حکومتی برآمده از آن است که گفتمان انقلاب اسلامی را برای اهل سنت نیز با جاذبه رو به رو کرده است. روشن است که مهم ترین هدف محورهای حامی داعش چه غربی و چه عربی تحکیم و توسعه موجودیت غاصبانه رژیم صهیونیستی و تفرقه و تضعیف جهان اسلام است.
سخنان سید حسن نصرالله، رهبر جبهه مقاومت در باره داعش و حامیان آن همچنان تازگی دارد. آنجا که می گوید: "ما امروز با طرح و گروه ها و خطری مواجه هستیم که وجود دیگران را تحمل نمی کند. اکنون گروهی وحشی و تکفیری در مقابل همه ملت های منطقه قرار گرفته است و فقط کسی جان سالم به در می برد که مثل آنها زندگی کند و مثل آنها فکر کند و با خلیفه آنها بیعت کند. آنها از شریعت و فقه چیزی نمی فهمند و ادعا می کنند شریعت اسلامی را اجرا می کنند. من به کسانی که سکوت کرده اند یا از این گروه ها دفاع می کنند می خواهم در محاسباتشان بازنگری کنند. شما اولین قربانیان داعش و النصره خواهید بود. داعش در مقابل چشم آمریکا، با خودروها و تانک ها و سلاح هایش از شهری به شهر دیگر و از استانی به استان دیگر و از عراق به سوریه و از سوریه به عراق می رود."
البته نمی توان داعش را تنها در ارتباط با پروژه های اطلاعاتی قدرت های بین المللی و منطقه ای توضیح داد. هر چند که در وابستگی سران آن به منابع قدرت تردید نمی توان کرد، ولی انگیزه های دینی مبتنی بر آرمان احیای خلافت اسلامی در بدنه داعش را نباید دست کم گرفت. در واقع داعش از مفاهیم اسلامی نظیر سلف صالح، جهاد و تکفیر در گسترده ترین حد ممکن سوء استفاده می کند و لذا در مقابله با آن می باید در توضیح این گونه مقولات دقت کافی صورت گیرد. در عین حال داعش با تقسیم بندی دشمن، به دشمن دور و نزدیک در عمل وارد پروسه ای شده است که جنگ اسلام با دنیای کفر را به جنگ مسلمانان با مسلمانان و در قالب شیعه و سنی منحرف کرده است و این برای دنیای اسلام خطرناک است، نه تنها از این جهت که استکبار غرب و صهیونیزم جهانی را از تیررس مقاومت اسلامی دور نگاه می دارد، بلکه از این نظر که شیعه را دشمن اصلی و اول وانمود می کند و محور مقاومت را تحت فشار می گذارد.
بنابراین باید اولاً گروه تروریستی داعش را بدرستی شناخت و ثانیاً، راه های مقابله با آنرا در مفهومی گسترده تر از نظامی - امنیتی و در ابعاد سیاسی، حقوقی، فرهنگی و ایدئولوژیک در نظر گرفت. در چنین نگاهی، راهکارهای مقابله با داعش را باید مجموعه ای از راهکارهای نظامی - امنیتی،راهکارهای فرهنگی – ایدئولوژیک و راهکارهای سیاسی -اقتصادی در نظر گرفت . برای مقابله با داعش در افغانستان و پاکستان نیز نیاز به چنین رویکر ترکیبی می باشد . البته هیچ کدام از راهکارهای پیشنهادی به تنهائی نمی تواند راه حلی قطعی بدست دهد و نیاز به ترکیب راهکارها به تناسب زمانی و مکانی و هماهنگی مجموعه بازیگران مخالف داعش است.
بی تردید راهکار نظامی و امنیتی بخش موثری از راهکار مقابله با داعش درغرب آسیا بوده است. این واقعیت را می توان در محیط های عملیاتی چنین خلاصه کرد: داعش در غرب آسیا جغرافیا بدست آورده بود و بر بخش هائی از سوریه و عراق تسلط یافته بود. آزاد سازی این مناطق صرفا از طریق بمباران های هوائی امکان پذیر نبود و به همین دلیل عملیات زمینی اجتناب ناپذیر بود در این زمینه ایران و محور مقاومت نقش تعیین کننده ای ایفا کرد. با این همه همان طور که اشاره شد مقابله با داعش از جمله در افغانستان نیازمند راه کارهای سیاسی و اقتصادی نیز بوده است. صباح زنگنه کارشناس مسایل سیاسی در تهران در این باره می گوید: انگیزه اصلی گرایش جوانان برخی از کشورها به داعش، به دست آوردن درآمد بالا است زیرا این گروه با توجه به منابعی که از سوی سایر کشورها در اختیارشان قرار گرفته بود، به راحتی میتوانستند نیازهای مالی اعضاء خود را رفع کنند. از اینرو جلوگیری از رساندن کمکهای مادی و تسلیحاتی به داعش نیز اولویتهایی بوده است که برای مقابله با آنها باید در نظر گرفته می شد.
تجربه سوریه و عراق به هنگام پیشروی داعش نشان داد که نیروهای دولتی بدون پشتوانه مردمی از توان کافی برای مقاومت برخوردار نیستند. بنابراین سازماندهی و تقویت نیروهای داوطلب مردمی در این دو کشور نقش مهمی در شکست خلافت ادعایی داعش داشته است. در افغانستان و پاکستان نیز باید توجه داشت که بخش از نیروهای داعش بومی و از ناراضیان گروه های دیگر تروریستی نظیر طالبان و تحریک طالبان پاکستان هستند، ضمن آنکه داعش در این دو کشور جغرافیای مشخص و به هم پیوسته در اختیار ندارد. با وجود این در افغانستان نوعی تجزیه قدرت وجود دارد که مانع کارآئی ارتش، پلیس ملی و نیروهای امنیتی در مقابله با گروه های تروریستی بویژه داعش شده است. بنابراین به نظر می رسد تقویت ارتش و نیروهای نظامی که حاکمیت ملی بر سرتاسر کشور را اعمال کنند، شرط مقابله موثر با داعش و گروه های مشابه در افغانستان خواهد بود.
بنظر می رسد مشکل پاکستان در مقابله با داعش، مناطق آزاد قبایلی است که بدلیل ساختار جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکلی سنتی و ناکارآمد اداره می شوند. بنابراین تسلط کامل دولت مرکزی و تغییر در ساختار اداره این مناطق، مهم ترین راه مقابله اسلام آباد با داعش و نفوذ احتمالی آن در پاکستان خواهد بود. به لحاظ جغرافیائی دو منطقه مساعد در افغانستان و پاکستان برای استقرار احتمالی نیروهای داعش وجود دارد یکی مناطق قبایلی دو سوی خط مرزی «دیوراند» است که دو کشور در آن مناطق از اعمال کامل حاکمیت ملی ناتوان هستند و دیگری مناطق شمال افغانستان شامل ولایت بدخشان و دره فرغانه است که تا تاجیکستان امتداد دارد. تسلط نظامی حکومت های مرکزی بر این مناطق بدون همکاری با هم در عمل امکان پذیر نخواهد بود. لذا همکاری نظامی و امنیتی پاکستان و افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی به ویژه تاجیکستان و حمایت منطقه ای و بین المللی از آنها برای مهار داعش اجتناب ناپذیر خواهد بود.