سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش(22) رویکرد بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای به بنگلادش
-
سفر بن سلمان ولیعهد و وزیر جنگ سعودی به بنگلادش
در قسمت بيست ودوم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، رویکرد بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای به بنگلادش را بررسی خواهیم کرد.
دیدگاه آمریکا به بنگلادش همواره تحت تأثیر مناسبات این کشور با پاکستان بوده است. آمریکا در سال 1971 م/1350 ش / در دوران جنگ استقلال پاکستان، با استقلال بنگلادش مخالفت کرد. در برابر حمایت هند و اتحاد شوروی از استقلال بنگلادش، آمریکا از حفظ تمامیت ارضی پاکستان حمایت و از به رسمیت شناختن استقلال بنگلادش خودداری کرد. آمریکا خیلی دیرتر از بلوک شرق سابق حاضر شد بنگلادش را رسمیت بشناسد و تا مدت ها از ارائه هر گونه کمک به این کشور و حتی گشودن سفارتخانه در آن خودداری کرد، اما به تدریج و برای جلوگیری از نفوذ شوروی حاضر شد کمک های مالی محدودی در اختیار بنگلادش بگذارد.
برخی از مورخین بر این باورند که سازمان سیا CIA در برنامه ریزی و اجرای کودتای 15 اوت سال 1975م/1354 ش /، ارتش بنگلادش که در جریان آن شیخ مجیب الرحمن رئیس جمهوری وقت و همه اعضای خانواده اش کشته شدند، دخالت داشته است. شیخ حسینه در آن زمان در هندوستان بود. امروزه نیز که بنگلادش با مشکلات مالی و نفوذ گروه های رادیکال وهابی- تکفیری رو به رو است، آمریکا ظاهرا از نفوذ داعش و القاعده در بنگلادش احساس نگرانی می کند. جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا در سال 2016م/1395ش / ، در سفری به بنگلادش که پس از حادثه گروگانگیری در کافه هولی(Holli) در داکا انجام شد، به دولت خانم شیخ حسینه پیشنهاد داد که اف.بی.آی آمریکا به پلیس و نیروهای امنیتی بنگلادش برای مبارزه با تروریسم آموزش دهد.این در شرایطی است که قراین متعددی از حمایت های امریکا از داعش و القاعده در اقصی نقاط جهان وجود دارد .
اتحاد جماهیر شوروی اولین کشوری بود که بنگلادش را پس از استقلال از پاکستان در سال 1971 م،/1350 ش / به رسمیت شناخت. سال 1972 م/1351ش / اعلامیه مشترک همکاری شوروی و بنگلادش امضا شد که بر مبنای آن روسیه پاکسازی سواحل چیتاگونگ را از مین گذاری های پاکستان عهده دار شد اما در همان حال شایع شد که شوروی در نظر دارد در چیتاگونگ پایگاه دریایی ایجاد کند؛ شایعه ای که احتمالاً یکی از انگیزه های آمریکا در اقدام به کودتای نظامی سال 1975م/1354ش /بنگلادش بود . در همان حال روس ها بزرگ ترین سفارتخانه خود در شبه قاره هند را در داکا، پایتخت بنگلادش احداث کرده بودند و در جریان سفر مجیب الرحمن به مسکو نیز توافقات مهمی برای کمک های اقتصادی شوروی به بنگلادش امضا شده بود. طبق این توافقات شوروی نیروگاه حرارتی عظیم گوراسال( Ghorasal) را در بنگلادش احداث کرد و با بورسیه کردن یک هزار دانشجوی بنگلادشی برای تحصیل در دانشگاه های شوروی، به تربیت نیروی انسانی این کشور کمک می نمود.
پس از فروپاشی شوروی، روسیه تمایل کمتری به حفظ نفوذ در سایر کشورها از جمله بنگلادش از خود نشان داد و این سیاست تا سال های اخیر که ولادیمیر پوتین در سیاست های روسیه به طور کلی تجدید نظر کرد، ادامه داشت. در سال های اخیر توجه روسیه به شبه قاره هند بیشتر شده و همزمان با توسعه مناسبات با هند، بنگلادش نیز مورد توجه مسکو قرار گرفته است. روسیه در چارچوب این رویکرد جدید ساخت اولین نیروگاه اتمی بنگلادش را بر عهده گرفت. نیلوفر باقرنیا کارشناس روابط بینالملل در تهران در باره یکی از انگیزه های مهم مسکو از توسعه مناسبات با بنگلادش می گوید با وجود عدم همجواری اقیانوس هند با روسیه، این منطقه از دیر باز از اهمیت بسیار زیادی برای مسکو داشته و در دهه های اخیر بر اهمیت آن افزوده گردیده است. در این راستا، “دکترین دریایی روسیه تا سال 2020م” ، مرتبط با منافع این کشور در حوزه اقیانوس هند میباشد.
دیدگاه چین به بنگلادش نگاهی راهبردی است که تا حد زیادی تحت تأثیر رقابت های هندوستان و چین قرار دارد. دولت بنگلادش نیز در صدد است که در مناسباتش با هندوستان و چین، نوعی توازن به وجود آورد. بنگلادش برای چین از چند جهت حائز اهمیت است. این کشور در مسیر دریایی جاده ابریشم قرار دارد و پکن در نظر دارد خط دریایی چین را در مسیر میانمار و بندر چیتاگونگ بنگلادش تا بندر گوادر در بلوچستان پاکستان برقرار کند. چین همچنین در نظر دارد که در جنوب آسیا یک منطقه اقتصادی مانند بازار اقتصادی و تجاری اتحادیه جنوب شرق آسیا به وجود آورد که در آن بنگلادش جایگاه مهمی دارد.
علاوه بر این بنگلادش برای چین دالان ورودی به منطقه شمال شرقی هند یعنی آروناچال پرادش(Arunachal Pradesh) است که مالکیت آن مورد اختلاف هندوستان و چین است. چین همچنین مایل به سرمایه گذاری در ذخایر گاز بنگلادش است. در مجموع می توان گفت که بنگلادش محل رقابت ها و همکاری های قدرت های بزرگ منطقه ای از جمله چین و هندوستان است. از نظر استراتژیک یکی از اهداف اساسی چین در برقراری مناسبات نزدیک با بنگلادش را مهار قدرت اقتصادی و سیاسی هند در جنوب آسیا دانست. طلا تسلیمی کارشناس مسایل سیاسی در تهران دراین باره معتقد است شرکتهای چینی به دنبال ایجاد مناطق اقتصادی ویژه در بنگلادش هستند تا هندوستان را از آنچه حیاط خلوت خود می داند بیرون کنند.
پاکستان هیچگاه حتی در دوره ای که بنگلادش تحت نام پاکستان شرقی بخشی از این کشور بود، دیدگاه مثبتی به بنگلادش نداشته است. بنگلادش از پاکستان در جریان جنگی خونین جدا شد که گفته می شود سه میلیون کشته بر جای گذاشت. در سال 1971 م/1350ش/ که بنگلادش از پاکستان جدا شد، پاکستان اعلام کرد که مناسباتش را با هر کشوری که بنگلادش را به رسمیت بشناسد، قطع خواهد کرد؛ البته به دلایل مختلف این تهدید عملی نشد و خود پاکستان پس از کودتای نظامی سال 1975 م/1354ش /، بنگلادش را به رسمیت شناخت. یکی از موضوعات مورد اختلاف پاکستان و بنگلادش سرنوشت بیهاریهای مسلمان در بنگلادش بوده است که داکا آنها را متهم می کند در جریان جنگ استقلال، برای پاکستان جاسوسی کرده اند.
بنگلادش، بیهاری ها را در اردوگاه ها سکونت داده و هنوز هم حاضر نشده است آنها را به عنوان اتباع خود بپذیرد. حدود 18 هزار خانوار از بیهاری ها در زمان دولت خانم بی نظیر بوتو نخست وزیر فقید پاکستان به این کشور انتقال یافتند. در سال های اخیر نیز پس از آنکه اقدام دولت حزب عوامی لیگ خانم شیخ حسینه واجد رهبران جماعت اسلامی بنگلادش را به دخالت در جنگ استقلال به نفع ارتش پاکستان متهم و چند نفر از آنها را هم اعدام کرد، مناسبات پاکستان و بنگلادش تیره بوده است به طوری که طرفین در مقطعی سفرای خود را از پایتخت های یکدیگر فراخواندند .
بنگلادش همانند اکثر کشورهای اسلامی هیچگونه مناسباتی با رژیم صهیونیستی ندارد. دولت بنگلادش هر گونه ارتباط بین اتباع خود با اسرائیل را ممنوع اعلام کرده است و برقراری تماس اتباع بنگلادش با اتباع رژیم صهیونیستی جرم تلقی می شود. وقتی اعلام شد که دبیرکل حزب ملی بنگلادش در دهلی نو با یک مقام اسرائیلی دیدار کرده است وی بازداشت و به خیانت متهم شد. علاوه بر ملاحظات جهان اسلام، افشای پروژه آمریکا و رژیم اسرائیل در حمایت از دالایی لاما برای تجزیه مناطق بودایی نشین بنگلادش، میانمار، هندوستان و چین ، در نگاه منفی بنگلادش به رژیم صهیونیستی بی تأثیر نبوده است.
روابط بنگلادش با عربستان سعودی از پیچیدگی خاصی برخوردار است. عربستان سعودی علاوه بر دولت بنگلادش با محافل وهابی این کشور نیز مناسبات گسترده ای دارد و سالانه کمکهای زیادی به مدارس تکفیری این کشور ارائه می دهد. از دیدگاه مقام های عربستان سعودی، بنگلادش یکی از پایگاه های مهم نفوذ وهابیت در شبه قاره هند است. جریان اهل حدیث بنگلادش، به لحاظ فکری، تحت تأثیر وهابیت عربستان سعودی است و مناسبات نزدیکی با این کشور دارد. در سفر خانم شیخ حسینه واجد به عربستان سعودی، دو طرف به جنگ با تروریسم و مقابله با افراط گرائی تاکید کردند. این در حالی است که عربستان سعودی همواره مشوق افراط گرایی در بنگلادش است. در جریان حمله عربستان سعودی به یمن و اعلام تشکیل ائتلاف خود خوانده ریاض، بنگلادش، به این ائتلاف پیوست.
در واقع می توان گفت که عربستان سعودی رویکردی دوگانه در قبال بنگلادش دارد. بدین معنا که از یک سو منبع اصلی تأمین مالی جریان های رادیکال و تروریستی با تفکر وهابی- تکفیری در بنگلادش است و از سوی دیگر کمک هایی را نیز در اختیار دولت حاکم بنگلادش برای مقابله با افراط گرایی قرار می دهد. بنگلادش وابستگی قابل توجهی به کمک های کشورهای نفت خیز عرب دارد که یکی از آنها اشتغال تعداد زیادی از اتباع بنگلادش در کشور عربستان سعودی است. البته اتباع بنگلادش بویژه پس از بروز بحران کسری بودجه در عربستان سعودی از سال 2016 م/1395ش / با مشکلات زیادی نظیر کاهش حقوق، بیگاری و آزار و اذیت از سوی کارفرمایان سعودی مواجه شده اند.
رویکردهای مداخله جویانه برخی از بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای در تقویت سکولاریسم افراطی از یک سو و «افراطی گرایی تکفیری مدعی اسلام گرایی» از سوی دیگر تاثیر گذار بوده است. در خصوص بنگلاش سیاست های محمد بن سلمان ولیعهد و وزیر جنگ عربستان سعودی بویژه استفاده ابزاری ریاض از جریان های وهابی به نوعی با سیاست آمریکا هماهنگی دارد. هدف آمریکا از تقویت جریان های رادیکال تروریستی- تکفیری، در بنگلادش، جلوگیری از گسترش نفوذ چین و روسیه و همچنین مقابله با ترویج گفتمان انقلاب اسلامی ایران در بنگلادش است.