داعش در افغانستان (22) موانع حضور داعش در افغانستان و پاکستان - بخش اول
-
حضور داعش در افغانستان و پاکستان
در قسمت بيست و دوم از برنامه داعش در افغانستان، موانع حضور داعش در افغانستان و پاکستان - بخش اول را بررسی خواهیم کرد.
موانع حضور داعش در افغانستان و پاکستان را می توان در چند محور خلاصه کرد. هر چند که این موانع بیشتر در افغانستان و کمتر در پاکستان می توانند مصداق های خود را بیابند. منتها از آنجا که در مناطق قبایلی پشتون پاکستان و افغانستان ساختارهای مشابه قبیله ای دارد موانع حضور داعش در این مناطق بیشتر است. اگر چه از یک دیدگاه ، ساختار قبیله ای، و کم رنگ بودن حضور دولت مرکزی در این مناطق می تواند تسهیل کننده حضور داعش هم باشد. در هرحال می توان با اندکی تسامح موانع حضور داعش در افغانستان و پاکستان در مناطق قبایلی را یکسان در نظر گرفت.
موانع حضور داعش در مناطق قبایلی پاکستان و افغانستان را می توان به این شکل خلاصه کرد: اول، موانع فرهنگی شامل بیگانه ستیزی فرهنگ پشتونوالی. دوم ،موانع مکتبی شامل تفاوت مکتب دیوبندی- حنفی با مکتب سلفی افراطی- وهابی و سوم، موانع ناشی از تضاد منافع و قدرت میان طالبان، القاعده و نیروهای دولتی. هر گروه از این موانع درعمل می توانند سد راه نفوذ گسترده داعش در افغانستان و پاکستان شوند. احتمالاً به همین دلیل است که افغانستان و پاکستان را داعش در پروژه خود به عنوان معبر و گذرگاه در نظر گرفته است. به گفته آصف غفور رئیس سرویس مطبوعاتی نیروهای ارتش پاکستان "داعش یک تهدید جهانی است و به طور فزاینده ای چین و روسیه را از طریق افغانستان تهدید خواهد کرد. "
علیرغم حمایت های امریکا از استقرار داعش در افغانستان و پاکستان ، داعش نتوانسته است پایگاه قابل اتکائی در این دو کشور بدست بیاورد و جغرافیای خاص خود را به تصرف در آورد. بنابراین انتظار نمی رود که داعش در افغانستان و پاکستان بتواند هم چون سوریه و عراق عمل کند و شعبه باصطلاح خراسان خلافت اسلامی اش را رسماً اعلام کند. گذشته از این پیروزی محور مقاومت و شکست باصطلاح خلافت اسلامی داعش در عراق و سوریه تحقق این گونه اهداف برای این گروه تروریستی را بسیار دور از دسترس ساخته است. ضمن آنکه داعش در جنوب آسیا با موانع مهم فرهنگی و زبانی هم روبرو است.
مردم افغانستان بصورت عام و قبایل پشتون به صورت خاص از روحیه بیگانه ستیزی بالائی برخور دارند. این موضوع در طول تاریخ بارها تجربه شده است. افغانستان در واقع محلی است که نیروهای خارجی می توانند وارد آن شوند ولی در این منطقه نمی توانند دوام بیاورند. این واقعیتی است که تمام قدرت های مهاجم خارجی تجربه کرده اند. بنابراین قابل پیش بینی است که هر گروه خارجی نیز برای نفوذ در افغانستان با این مانع فرهنگی و روحیه بی اعتمادی و بیگانه ستیزی افغانها، روبه رو خواهد شد. نمی توان برای داعش استثنا قایل شد. تصور می شود که داعش خود بدلیل حضور برخی از سرکردگان اش از جمله ابوبکر البغدادی در دوران جهاد در افغانستان این روحیه افغانها را بدرستی می شناسند. به همین دلیل است که داعش به جای ورود در قالب نیروهای عرب به افغانستان، تلاش کرده است عناصری از گروه های موجود نظیر طالبان ناراضی و حزب اسلامی حکمتیار و سایر جریان های افراطی را جذب کند و داعش محلی بوجود بیاورد.
واگذاری رهبری داعش در افغانستان و پاکستان به افرادی از قبایل واقع در دو سوی مرز دیوراند از اتباع پاکستان و افغانستان این محاسبه سرکردگان داعش را بدرستی روشن می سازد. در کنار عامل بیگانه ستیزی افغانها، عملکرد داعش در سوریه و عراق نیز برای بسیاری از مردم افغانستان بخصوص برای اقوام غیرپشتون بقدر کافی عبرت آموز بود است که آنها را مصمم کند در مقابل نفوذ داعش در افغانستان و پاکستان ایستادگی نمایند و اجازه ندهند با سرنوشتی رو به رو شوند که اقلیت های قومی و مذهبی در عراق و سوریه با آن روبه رو شدند.
رفتار وحشیانه داعش با زنان ایزدی در عراق که آنها را به بردگی جنسی گرفت و به نحو توهین آمیزی در بازار برده فروشی به حراج گذاشت و فیلم این صحنه ها را روی اینترنت گذاشت، بر مردم افغانستان نیز تاثیر منفی گذاشته است این رفتارها خصوصاً جوامع اقلیت در افغانستان، نظیر ازبک ها، ترکمن ها، بلوچ ها، نورستانی ها، پشه ای ها، کوسه ها، هزاره ها و غیره را هوشیار ساخته است که اگر در مقابل داعش مقاومت نکنند و داعش بر مناطق آنها مسلط شود، سرنوشت زنان و دختران آنها از سرنوشت زنان و دختران ایزدی، ترکمن ها و مسیحیان عراق متفاوت نخواهد بود. بنابراین طبیعی بنظر می رسد که نحوه برخورد داعش در عراق و سوریه با زنان اقلیت های قومی و مذهبی و حتی زنان اهل سنت که با نوع متفاوت تربردگی جنسی با توجیه به اصطلاح شرعی جهاد نکاح روبرو شدند بتواند به عنوان یک مانع مهم جلوی نفوذ داعش در افغانستان را بگیرد.
بویژه از این نظر که در فرهنگ سنتی افغانها یا پشتونوالی که ترکیبی از سنت های بومی و ارزش های اسلامی است زنان از جایگاه ویژه ای برخور دارند و بحث حیثیت و ناموس در این فرهنگ قوی است. براساس سنت های قبیله ای در افغانستان هرگاه زنی از یک قبیله به اسارت و کنیزی گرفته شود، تمام افراد آن قبیله این عمل را توهین و تعرض به حیثیت خود می دانند و به دفاع از حیثیت خود برخواهند خاست. با توجه به این گونه سنت های فرهنگی در افغانستان، پیوستن حتی افراطی ترین گروه های افغانستان به داعش با دشواری رو به رو خواهد بود.
جهاد نکاح که داعش در سوریه و عراق براه انداخته و بانوان را با توجیه شرعی به بردگی جنسی کشانده بود. فراتر از اقلیت های قومی و مذهبی تمامی زنان اهل سنت را نیز شامل می شد که با سنت های فرهنگی پشتون ها تعارض آشکار دارد. علاوه بر این نگرانی از تحریک جنگ مذهبی در قالب شیعه و سنی در افغانستان و پاکستان از سوی داعش به طور طبیعی مردم دو کشور را مجبور می کند در مقابل نفوذ احتمالی داعش در مناطق زیستی شان به شدت دست به مقاومت بزنند. این درشرایطی است که امریکا و متحدانش برای استقرار داعش در افغانستان تلاش می کنند. "جفری ساکس" تحلیلگر آمریکایی با انتشار مقاله ای در پایگاه "پروجکت سیندیکت" نوشت: پیروزی کامل بر داعش دشوار نیست اما مشکل آن است که آمریکا و همپیمانانش داعش را دشمن اصلی شان نمی دانند و با وجود اینکه باراک اوباما رئیس جمهورقبلی آمریکا در سپتامبر 2014 میلادی متعهد به ریشه کنی داعش شد، اما آمریکا و همپیمانانش از جمله عربستان، ترکیه و اسرائیل بر اهداف دیگری جز ریشه کنی داعش تمرکز ندارند.
به طور کلی با توجه ساختار قومی و مذهبی افغانستان و استقرار جمعیت های قومی و مذهبی در مناطق جغرافیائی خاص خود، نفوذ داعش در این گونه مناطق جغرافیائی بدون مقاومت نخواهد بود. به طور مثال به لحاظ مذهبی باید در نظر داشت که شیعیان افغانستان از قومیت هزاره ساکن در هزاره جات هستند. هرچند که مذهب شیعه در افغانستان منحصر به قومیت هزاره نیست و در میان سایر اقوام از جمله بلوچ ها و پشتون ها جمعیت شیعه مذهب وجود دارد و در خارج از هزاره جات نیز قزلباش های شیعه در سرتاسر کشور پراکنده اند. به لحاظ قومی نیز افغانها در سراسر افغانستان پراکنده اند هرچند که تمرکز اقلیت های بزرگ قومی یعنی تاجیک ها و ازبک ها در مناطق شمالی افغانستان است.
این نحوه پراکندگی قومی و مذهبی به نوبه خود می تواند مقاومت در مقابل نفوذ داعش را تشدید کند. به احتمال قوی شیعیان افغانستان هدف اول داعش در صورت تسلط بر مناطق آنها خواهند بود و از آن جا که پاکسازی قومی و مذهبی در استراتژی داعش جایگاه ویژه ای دارد با تسلط این گروه چیزی جز قتل عام نصیب شیعیان و دیگر اقلیت ها نخواهد شد. بنابراین مقاومت تا پای جان در مقابل داعش در مناطق شیعه نشین امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. منابع مستقل نیز به این موضوع توجه کرده اند و از شیعیان بنام دشمنان اصلی داعش یاد کرده اند.
شیعیان در قندهار، هزاره جات، بامیان، هرات، بلخ و کابل سکونت دارند.هزاره ها اکثریت شیعیان را تشکیل می دهند. ولی بخشی از پشتون ها و تاجیک ها و افشاری در افغانستان شیعه هستند. داعش در عراق کردها، سنی های میانه رو و شیعیان را قتل عام کرد. بلوچ ها، هزاره ها، تاجیک ها، ازبک ها، ترکمن ها، نورستانی ها و سایر گروه های قومی از جمله پشتوها در افغانستان هدف داعش خواهند بود.
در پاکستان نیز وضعیت کم و بیش شبیه افغانستان است با این تفاوت که نفوذ گروه های افراطی و فرقه گرا در پاکستان حتی از افغانستان شدیدتر و خطرناک تر می تواند باشد و به جنگ فرقه ای منتهی گردد. اگر چه اکثریت قریب به اتفاق مردم پاکستان چنین جنگی را نمی خواهند اما از دید برخی از صاحبنظران تردیدهایی درباره سازمان اطلاعات ارتش پاکستان برای بهره گیری ابزاری از داعش در افغانستان و احتمالاً در هندوستان وجود دارد.