• ذاکر نایک یکی از عوامل تبلیغ وهابیت در شبه قاره هند

در قسمت بيستم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، تاثیر رقابت های هند و پاکستان بر افراط گرایی در بنگلادش را بررسی خواهیم کرد.

در بنگلادش، پس از استقلال از پاکستان، دو حزب و جریان سیاسی اصلی وجود داشت: یکی حزب جماعت اسلامی که مرکزیت آن در ایالت پنجاب پاکستان قرار داشت ولی شعبه آن در بنگلادش فعال بود و دیگری حزب عوامی لیگ به رهبری مطیع ­الرحمن که به لحاظ ایدئولوژیک با سکولارهای هند بیشتر از اسلام­ گرایان پاکستان قرابت داشت. در واقع می­ توان گفت رقابت­ های هند و پاکستان در حمایت از این دو حزب، از پیش از استقلال بنگلادش، آغاز شده بود. بر اثر این رقابت ها که در داخل بنگلادش شکل حزبی به خود گرفت، مردم این کشور به دو گروه سکولار و چپ­گرای هوادار حزب عوامی لیگ و یا اسلام خواه و راستگرای حامی حزب جماعت اسلامی تقسیم شدند. از آنجا که دولت هند در دوران نبرد استقلال بنگلادش از حزب عوامی لیگ حمایت و با دخالت مستقیم به جدایی این سرزمین از پاکستان کمک کرد و همچنین به دلیل گرایش تاریخی جماعت اسلامی به طرفداری از پاکستان واحد و مخالفتش با استقلال، پس از استقلال، رهبران جماعت اسلامی در بنگلادش از سوی سکولارها و ملی گراها  خائن تلقی شدند.

رقابت­ های هندوستان و پاکستان در بنگلادش، در سال­ های اخیر، ابعاد گسترده ­تری یافته است. محاکمه و اعدام برخی از مخالفان حزب حاکم عوامی لیگ از حزب جماعت اسلامی و حزب ملی­ گرای خانم خالده ضیاء، به موازات تشدید حمایت­ های هند از دولت حزب سکولار عوامی لیگ از یکسو و حمایت علنی ­تر پاکستان از جماعت اسلامی از سوی دیگر بوده است. ترکیه در سال 2016میلادی در اعتراض به اعدام رهبران جماعت اسلامی، سفیر خود را از بنگلادش فرا خواند. در مقابل، هندوستان با ادعای اینکه پاکستان به داعش کمک می­ کند تا در هندوستان و بنگلادش نفوذ کند، حمایت خود را از اقدامات دولت داکا نشان داد. مقامات هندوستان مدعی هستند که  دولت پاکستان در پشتیبانی از گروه داعش، 36 پایگاه آموزشی برای نفوذ این گروه به داخل هند، با هدف ایجاد پایگاه در منطقه مورد مناقشه کشمیر، تأسیس کرده است. 

در هر حال به نظر می رسد بنگلادش تحت تأثیر رقابت­ های هندوستان و پاکستان با نوعی گسست ایدئولوژیک و فرهنگی رو به ­رو شده است. حمایت هند از جریان سکولار و حمایت پاکستان از جریان اسلام­ گرا وحزب مخالف ملی­ گرا در بنگلادش، عامل اصلی بحران داخلی و حاکمیت متزلزل حزبی در این کشور محسوب می شود. اسلام ­ستیزی عناصر رادیکال سکولار و در مقابل آن، واکنش تند جریان های افراطی و وهابی را نمی­ توان بدون توجه به رقابت­ های هند و پاکستان در حمایت از جریان­ های همسو با خود توضیح داد. البته برخی صاحب نظران بخش دیگری از رقابت های ایدئولوژیک در بنگلادش را ناشی از مقابله جریان وابسته به عربستان سعودی با نفوذ ارزش های انقلاب اسلامی  ایران در این کشور می دانند. این مقابله  از همان روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و طرح گفتمان وحدت در دنیای اسلام آغاز شد.

عربستان سعودی که از طریق حمایت مالی از جریان­ های وهابی و تأسیس و تأمین مدارس مذهبی اهل حدیث، سابقه نفوذ در بنگلادش داشت ، تلاش داشته است تا در مقابل گفتمان وحدت­ طلبانه انقلاب اسلامی در جهان اسلام، از یک گفتمان انحرافی در بنگلادش حمایت کند. گفتمان مذکور انقلاب اسلامی را انقلابی شیعی وانمود می کند تا مانع ارتباط آن با اهل سنت بنگلادش شود. در واقع عربستان سعودی در تقابل با انقلاب اسلامی ایران، از جریان­ های رادیکال متمایل به وهابیت حمایت کرد و آن­ها را به ­سوی مقابله با تفکر وحدت ­طلبانه ایران اسلامی هدایت نمود. اندیشکده خاورمیانه مستقر در واشنگتن بر این اعتقاد است که مساجد، مدارس مذهبی سنتی، مراکز آموزشی  مدرن و فضای مجازی از جمله ابزارهای وهابیون عربستان سعودی برای ترویج عقاید انحرافی و مخرب در بنگلادش است که زمینه مناسبی را برای عضو گیری گروه‌های تروریستی از جمله داعش در این کشور فراهم می کند. در حالی که مذهب بیشتر مردم بنگلادش حنفی است، مبلغان وهابی با حضور در عرصه‌های مختلف حتی برنامه‌های مذهبی پرسش و پاسخ در رادیو و تلویزیون این کشور، تفکرات انحرافی وهابیت را ترویج می‌کنند که داعش مولود چنین تفکرات فرقه گرایانه‌ای است.

موضع­ گیری ضد ایرانی و ضد شیعی برخی از علمای دینی نزدیک به عربستان سعودی در بنگلادش، از جمله علامه شافی موسس  گروه "حفاظت از اسلام" ، مؤید چنین برداشتی است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، در بنگلادش تبلیغات نادرستی  از سوی برخی از علمای برجسته و جریان­ های افراطی وهابی به راه افتاد مبنی بر این­که انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب شیعی و مخالف اهل سنت است . این در شرایطی است که وحدت دنیای اسلام یکی از اصول و آرمان های انقلاب اسلامی ایران محسوب می شود و ابتکار بنیانگذار راحل انقلاب اسلامی در نامگذاری هفته وحدت ناشی از چنین دیدگاهی است. 

تبلیغات ضد ایرانی جریان های وهابی سعودی در بنگلادش موجب انشعاب در بزرگ ترین تشکل اسلامی بنگلادش یعنی جماعت اسلامی شد. علت انشعاب جماعت اسلامی در سال 1982میلادی این بود که بخشی از این جماعت با بررسی­ ماهیت انقلاب اسلامی و آشنایی مستقیم با ایران اسلامی، تسلیم دیدگاه القائی عربستان سعودی نشد و به­ انقلاب اسلامی و گفتمان وحدت ­طلبانه آن گرایش یافت. سیاست هوشمندانه ایران برای معرفی اهداف انقلاب اسلامی و در چارچوب آن دعوت از علمای بزرگی مانند مولانا حافظی حضور، مولانا عبدالحق و مولانا عزیزالحق برای دیدار از تهران و ملاقات با حضرت امام خمینی (ره)، در شکست القائات عربستان سعودی مؤثر بود. عربستان سعودی در بنگلادش همچنان با دیدگاه های فرقه ای و افراطی اهداف خود را پی­گیری می­ کند. «پاتریک کاک برن» Patrick Cockburn کارشناس و نویسنده روزنامه ایندیپندنت در مورد گسترش وهابیت و پیامدهای آن در جهان اسلام از جمله در بنگلادش بر این اعتقاد است: هر کجا پای تفکر وهابیت باز شده، اقلیت ها مورد آزار قرار گرفته و مخالفین سرکوب شده اند. به گفته وی، تلاش برای وهابی کردن جریان اهل تسنن، یکی از خطرناک ترین تحولات عصر حاضر است که رژیم آل سعود با هزینه های سنگین در صدد اجرای آن است.

با توجه به به مطالب مطرح شده، اهداف و برنامه های عربستان سعودی در بنگلادش را می ­توان چنین خلاصه کرد: اول، جلوگیری از گرایش مسلمانان بنگلادش به انقلاب اسلامی ایران. دوم، جلوگیری از گرایش مسلمانان بنگلادش به کشورهای میانه­ رو عرب. سوم، انتخاب بنگلادش به ­عنوان یکی از مراکز تبلیغی وهابیت در جنوب آسیا و چهارم، گسترش وهابیت در بنگلادش. این برنامه ها منجر به  ظهور یا فعالیت گروه های تروریستی داعش و القاعده در شبه قاره هند و بنگلادش، شده است. این گروه ها تلاش دارند اعضای گروه­ های افراطی موجود در بنگلادش را  جذب و آنها را برای عملیات تروریستی و جنگ در کشورهای اسلامی به کار بگیرند.

واقعیت آن است که ده­ ها گروه رادیکال مکتبی در بنگلادش وجود دارند که به لحاظ سازمانی و دریافت کمک­ های مالی، به عربستان سعودی  ، امارات و شیخ ­نشین­ های خلیج فارس وابسته­ اند. پس از آن که گروه  القاعده، در رقابت با داعش، بخش هندی خلافت اسلامی خود را تأسیس کرد و گروه­ هایی مانند انصارالاسلام و جماعت المجاهدین بنگلادش را جذب نمود، داعش نیز بنگلادش را به عنوان بخشی از به اصطلاح خلافت شرقی خراسان خود در نظر گرفته و تلاش کرده است  گروه­ های همفکر با خود را در این کشور سازماندهی کند. با شکست خلافت القاعده  و داعش در غرب آسیا، شبه قاره هند یکی از مناطقی است که به دلیل نا امنی ، وجود خلاها و اختلافات دولت های حاکم  مورد توجه القاعده و داعش قرار گرفته است.

القاعده و داعش هر دو مدعی خلافت اسلامی هستند و بر سر این که چه گروهی خلافت را تشکیل دهد و رهبر و یا خلیفه از کدام یک انتخاب شود اختلافات جدی دارند.  این اختلافات می­ تواند دامنه خود را به داخل بنگلادش بکشاند. بنگلادش که از پیش با نا آرامی­ هایی رو به ­رو بوده به فضای مناسبی برای نفوذ جریان­ های تکفیری تبدیل شده است که این فضا می تواند مشکلات امنیتی بیشتری برای دولت و ملت بنگلادش به وجود آورد. نفوذ و استقرار در کشورهای پاکستان، افغانستان و بنگلادش که از نظر سیاسی و امنیتی دست ­خوش اختلافات و نا آرامی هایی  هستند، از  گزینه ­های مهم  تروریست­ های تکفیری قلمداد می ­شود. البته بنظر می رسد دولت بنگلادش خطر حضور داعش و القاعده را در این کشور جدی تلقی نمی­ کند. زمانی­که وبلاگ ­نویس­ ها و نویسندگان توهین­ کننده به ارزش ­ها و مقدسات اسلامی در بنگلادش ترور شدند و داعش و القاعده، هر دو، مسئولیت قتل آن­ها را بر عهده گرفتند، مقامات امنیتی بنگلادش باز هم گروه­ های داخلی را عامل ترورها ­خواندند؛ بدون آنکه به وابستگی این گروه ­ها به داعش و یا القاعده و حمایت عربستان سعودی از آنها اشاره ­ای کنند. 

آبان ۲۳, ۱۳۹۸ ۱۳:۴۹ Asia/Tehran