• صحنه ای از تظاهرات هواداران سکولاریسم در بنگلادش

در قسمت هفده هم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، تشدید تضاد میان سکولاریسم و اسلام گرایی در بنگلادش را بررسی خواهیم کرد.

لیبرالیسم سیاسی، فکری و فرهنگی بخشی از شعارهای سکولاریسم حاکم بر بنگلادش است. بنابراین فعالیت جریان های اسلام ­گرا در جامعه بنگلادش که 89% درصد آن­ را مسلمانان تشکیل می ­دهند، علی ­القاعده نباید با محدودیت نظام سکولار رو به­ رو شود. ولی منتقدان معتقدند در بنگلادش، موازین سکولاریسم نیز دست­مایه سوءاستفاده جریان حاکم قرار گرفته و از محتوای دموکراتیک خود تهی شده است. درست به همین دلیل است که بنگلادش به صحنه رویارویی دو تفکر سکولار و اسلام­ گرا در شکل افراطی آن است و هیچ ­یک از طرفین به شیوه ­های معمول سیاسی و فکری تعامل نمی­ کنند.

در بنگلادش خشونت کلامی و سیاسی جریان سکولار مورد حمایت حاکمیت با خشونت فیزیکی جریان افراطی تکفیری  تحت نفوذ حمایت عربستان سعودی مواجه شده است. گرایش به خشونت در هر دو طرف فضای آرام جامعه را به شدت تهدید می­ کند و در این بین، میانه ­روها در هر دو طرف، موقعیت خود را رو به ضعف احساس می­ کنند و جریان­ های افراطی ایدئولوژیک شده به تدریج فضای کلی جامعه را تحت تأثیر خود قرار می­ دهند. سکولارهای رادیکال از حمایت دولتی برخوردارند و از لحاظ قانونی حمایت می­ شوند و افراطیون مدعی اسلامگرایی اسلام­  گرایی نیز در قالب های تکفیری ظاهر می شوند.

ژان لوک‌ راسین (Jean-Luc Rossin) کارشناس و نویسنده نشریه لوموند دیپلماتیک سر آغاز تنش بین این دو جریان را تشکیل دوباره دادگاه های جنگی در سال 2010 میلادی از سوی حزب حاکم عوامی لیگ بنگلادش  می داند. وی یادآور می شود اگرچه در سال ١٩٧٣میلادی دادگاهی برای قضاوت درباره‌ی « جنایات جنگی، نسل‌ زدایی و جنایات علیه انسانیت » در طی جنگ استقلال، تشکیل شد، اما یک سال بعد، در پی توافق سه جانبه هند، پاکستان و بنگلادش، مجیب الرحمن، متحدان بنگلادشی نیرو‌های پاکستانی را مورد عفو قرار داده و این پرونده عملا مختومه شده بود. 

رویارویی این دو جریان در بنگلادش امروز، آشکارا به خشونت هایی که در بخش سکولار، قانونی و در بخش اسلام ­گرا غیر قانونی تلقی می­ شود، منجر شده است. صاحبنظران معتقدند اگر چنین وضعیتی، تحت کنترل در نیاید، برای ثبات و امنیت بنگلادش بسیار خطرناک خواهد بود و به نوبه خود می ­تواند زمینه ­دخالت قدرت­ های منطقه ­ای و جهانی و خطرناک­ تر از آن افزایش قدرت غیررسمی و غیرقانونی جریان­ های وهابی- تکفیری مانند داعش و القاعده در بنگلادش را فراهم آورد.

  تداوم ستیز دو جریان رادیکال سکولار و وهابیت تکفیری در بنگلادش را می توان عامل و موجد سه محور تفرقه ­برانگیز در نظر گرفت: محور اول، ایجاد شکاف و تضاد ایدئولوژیک می باشد که شامل: اسلام و سکولاریسم، رادیکال اسلامی و ملی­ گرایی افراطی، اسلام و هندوئیزم و بودائیسم، اسلام و مسیحیت می شود. محور دوم، ایجاد شکاف قومی می باشد که شامل: قومیت بنگالی و اقلیت چاکما (Chakma)، قومیت بنگالی و اقلیت مورو(Moro)، قومیت بنگالی واقلیت مارما(Marma)، قومیت بنگالی و اقلیت تیرا، قومیت بنگالی و اقلیت روهینگا و در نهایت قومیت بنگالی و اقلیت بیهاری می شود. محور سوم، به ایجاد نفوذ خارجی رقابت آمیز در بنگلادش مربوط می شود که شامل رقابت هندوستان و پاکستان، نفوذ عربستان سعودی برای دامن زدن به جنگ فرقه ای و تقویت گروه های تکفیری در بنگلادش است.  

از دیدگاه صاحبنظران، برآیند شکل­ گیری و تشدید این­گونه شکاف­ ها در جامعه چند قومی - چندمذهبی بنگلادش را در بلند مدت می ­توان بروز جنگ داخلی فرقه ­گرایانه، گسترش فقر و عقب ­ماندگی و تحریک­ جدایی­ طلبی قومی و تضعیف مبانی وحدت ملی دانست. بررسی دقیق هرکدام از این محورها می ­تواند به شناخت بهتر تقابل دو جریان سکولار واسلام­ گرا، بطور کلی و شناخت چالش­ های به ­وجود آمده بین وهابیت تکفیری و جریان سکولار، به­ صورت خاص، کمک کند. بنگلادش در آینده ­ای قابل پیش بینی هم­چنان درگیر این­گونه جریان­ ها باقی خواهد ماند. زیرا جریان وهابی- تکفیری مورد حمایت عربستان سعودی و جریان سکولار در این کشور، هم به لحاظ مبانی فکری و نظری تضادهای عمیقی دارند و هم شیوه­ ها و عملکرد آن­ها به ­گونه­ ای است که خشونت را اجتناب ­ناپذیر می­ کند و فضای آرام و صلح ­آمیز و مدارا­ جوی جامعه بنگلادش را برهم می زند.

چالش بین نیروهای افراطی و وهابیت تکفیری مدعی اسلام گرایی با جریان سکولار مدت­ ها است که در کشور بنگلادش از حالت مسالمت ­جویانه، در شکل سیاسی و فکری آن، خارج و در قالب­ های خشونت ­زا فرموله شده است. سیاست­ هایی که جریان سکولار با اتکا به حاکمیت حزب سکولار عوامی لیگ اتخاذ کرده­ است، جریان میانه ­روی اسلامی را تضعیف و در مقابل جریان افراطی و وهابیت تکفیری وابسته به عربستان سعودی را تقویت کرده است. این در شرایطی است که جریان اسلامی میانه رو به لحاظ فکری می ­تواند سایر رویه ­های فکری را تحمل کند.

حمایت از جریان سکولار در بنگلادش در سطح دولت محدود نمانده و اساساً به ­صورت یک گفتمان نشأت گرفته از دنیای غرب، از حمایت کشورهای غربی و نیز هندوستان برخوردار شده است.در این شرایط به نظر می رسد  گفتمان سکولار در بنگلادش به شیوه غیردمکراتیک در صدد انتشار و اشاعه هنجارهای لیبرال دموکراسی است که به شدت از سوی آمریکا، اتحادیه اروپا و هندوستان حمایت می­ شود. در مقابل اسلام میانه رو که به مقابله فکری با جریان سکولار از طرق مسالمت­ جویانه اعتقاد دارد، از سوی دولت به عقب رانده شدند که فرصتی را در اختیار جریان وهابی- تکفیری قرار داده است، جریانی که به اعمال خشونت با توجیه باصطلاح شرعی جهاد اعتقاد دارد. خبرگزاری ایکنا در ارزیابی از تلاش های هند برای دامن زدن به فرقه گرایی در بنگلادش  می نویسد: هند به خاطر امن نگه‌ داشتن مرزهاى خود با بنگلادش و نیز برای حفظ نفوذ خود در این کشور، و حزب عوامى لیگ برای حفظ قدرت طولانی‌ مدت، با انجام تبلیغات گسترده سعى دارند همه گروه های اسلامی را افراطی و علیه استقلال بنگلادش نشان دهند . 

این گونه تبلیغات به نوبه خود موجب شده است تا شکاف ایدئولوژیک در بنگلادش ابعاد گسترده­ تری یابد و در قالب دو گفتمان وهابیت تکفیری و سکولار افراطی، خود را به نمایش بگذارد. قتل وبلاگ ­نویس­ ها، روشنفکران، اساتید دانشگاه و دگراندیشان که هر از چند گاهی در بنگلادش خبرساز می­ شود، از نشانه­ های تشدید شکاف ایدئولوژیک بین جریان وهابی- تکفیری و سکولاریسم افراطی است. این دو گروه در غیاب اسلام میانه ­رو که معتقد است جریان سکولار باید هتاکی و توهین­ به مبانی ارزشی اسلام دست بردارد و فعالیت سیاسی قانونی داشته باشد، رشد کرده­ اند. 

علیرغم شکاف ایدئولوژیک بین جریان رادیکال وهابی- تکفیری و جریان سکولاریسم رادیکال در بنگلادش بویژه پس از کشتارهای فجیع وبلاگ ­نویس ­ها؛ جریان میانه رو اسلامی با جریان ملی گرا همکاری هایی داشته است. جماعت اسلامی در گذشته با جریان ملی­ گرای بنگالی به رهبری حزب ملی­ گرای خانم خالده ضیاء، متحد شده بود و در کابینه خالده ضیاء کرسی هایی داشت. این جریان میانه ­روی اسلامی در مقابل جریان سکولار حزب عوامی لیگ خانم شیخ حسینه، از جریان ملی­ گرا حمایت می­ کرد. با قدرت گرفتن بیشترحزب سکولار عوامی لیگ، این حزب به بهانه ترور وبلاگ ­نویس­ ها و دگراندیشان به ­وسیله جریان وهابی- تکفیری، هر دو جریان ملی­ گرا و اسلام­ گرای میانه رو را سرکوب می­ کند.

بر این اساس ، دستگیری ­های وسیع از اعضای جماعت اسلامی و حزب ناسیونالیست­ ها، بیش از آن که چارچوب قانونی داشته باشد، به نوعی تسویه حساب سیاسی با مخالفان تبدیل شده است. پلیس امنیتی بنگلادش در پی قتل وبلاگ­ نویس­ ها در داکا، پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ این کشور، تعداد زیادی را دستگیر کرد. حزب ملی بنگلادش در واکنش به این دستگیری های گسترده در سال 2016میلادی اعلام کرد دولت به بهانه برخورد با گروه­ های افراطی قصد دارد احزاب مخالف خود را نابود کند. این  حزب اعلام کرد بیش از دو هزار نفر از اعضای آن بازداشت شده ­اند.

با گذشت زمان، شکاف ایدئولوژیک بین جریان تکفیری-وهابی و جریان سکولار افراطی در بنگلادش عمیق ­تر و گروه ­های فکری دیگر از جمله هندوئیزم را نیز شامل شده است. زیرا در نگاه تکفیری ها، پیروان سایر مذاهب در زمره کفار طبقه ­بندی شده ­اند. از سوی دیگر عمده وبلا گ ­نویس ­هایی که در نوشته­ های خود به مقدسات اسلامی توهین می­ کنند، از همین اقلیت­ های مذهبی برخاسته ­اند. از دیدگاه صاحبنظران، راهکار برون رفت از این وضعیت تغییر رویکرد حزب عوامی لیگ و حمایت آن از فعالیت های قانونی احزاب و گروه های میانه روی اسلامی و جلوگیری از توهین جریان  سکولار به ارزشهای اسلامی می باشد . 

مهر ۲۴, ۱۳۹۸ ۱۰:۰۲ Asia/Tehran