افغانستان ، عملکرد اشغالگران و چشم انداز آینده (قسمت اول)
-
جنگ افغانستان توطئه امریکا
افغانستان بخشی از حوزه تمدنی ایرانی اسلامی و دارای موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک است .
مقدمه:
افغانستان بخشی از حوزه تمدنی ایرانی اسلامی و دارای موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک است . موقعیت سوق الجیشی این کشور به گونه ای است که سه بخش مهم اسیا را به هم پیوند می دهد. آسیای مرکزی به آسیای جنوبی و این هر دو منطقه به خاورمیانه، با این حال افغانستان کشوری محصور در خشکی است. از نقطه نظر جغرافیای انسانی ، تقریباً همه قومیت های آن عقبه های قومی در کشورهای مجاور دارند و بخشی از قومیت بزرگتر به حساب می آیند. این موقعیت جغرافیای طبیعی و جغرافیای انسانی سبب شده است که افغانستان همواره در کانون توجه منابع جهانی و منطقه ای قدرت قرار داشته باشد. حاصل این وضعیت 16 جنگ بزرگ خارجی و حدود 200 جنگ کوچک و بزرگ داخلی بوده است.
از اینرو و با توجه به اهمیت تحولات افغانستان بخصوص در 13 سال حضور نظامی امریکا و ناتو در این کشور مطلبی سه قسمتی تقدیم می شود که براساس مجموعه راهبردهای پژوهشی و رسانه ای واحد پژوهش کاربردی معاونت برون مرزیتنظیم شده است.در قسمت اول این مطلب به سه مقوله دولت وحدت ملی، پیمان امنیتی امریکا و دولت افغانستان و موضوع صلح با طالبان می پردازیم.مهمترین موضوعی که در حال حاضر در افغانستان بر اهمیت وموفقیت آن تاکید می شود دولت وحدت ملی است. این دولت محصول بن بست انتخاباتی شکل گرفته ریاست جمهوری است که در آن تقلب های گستردهای صورت گرفت و قومیت پشتون در مقابل واگذاری قدرت به قومیتی غیر پشتون مقاومت سازمان یافته ای کرد. اما با دخالت سازمان ملل دو نامزد مدعی پیروز انتخابات ریاست جمهوری افغانستان ،یعنی اشرف غنی و عبدا... عبدا... برای تقسیم قدرت به نسبت 50 درصد توافق کردند و دولت وحدت ملی تشکیل شد.در دولت وحدت ملی قدرت بین دو تیم انتخاباتی اصلاح و همگرایی به سرپرستی دکتر عبدا... عبدا... و تیم تحول و تداوم به سرپرستی اشرف غنی به صورت مساوی تقسیم شد اما در معرفی کابینه به دلیل مسایل قومی و مذهبی و جناح بندی سیاسی بخصوص در اردوگاه اشرف غنی بادشواری روبرو شد.هر چند تعلل در معرفی کابینه به گونه ای اختلاف بین رئیس جمهوری و رئیس شورای اجرایی تلقی شد اما عبدا.. عبدا... زودتر از اشرف غنی اعلام کرد لیست اعضای کابینه متعلق به جناح خود را اماده کرده است .قرار است در دو سال آینده لویه جرگه قانون اساسی تشکیل شود و اصلاح قانون اساسی به گونه ای صورت گیرد که ساختار اداری کشور افغانستان از نظام ریاستی متمرکز کنونی به نظام پارلمانی تبدیل شود و مقام نخست وزیری در افغانستان احیا شود.تشکیل دولت وحدت ملی هر چند بی سابقه نیست و در کشورهای دیگر تجربه شده است ولی در افغانستان چند قومی و چند مذهبی تجربه نسبتا جدیدی است و از ان به نام "دمکراسی توافقی" یاد می شود.این نوع دمکراسی در کشورهایی که از یکدستی جمعیت قومی -مذهبی برخوردار نیستند از طرف برخی کارشناسان به عنوان یک راه حل کم دردسرتر جابجایی قدرت توصیه می شود.یکی از مسایل بسیار مهمی که اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان بلافاصله پس از ادعای سوگند در دستور کار خود قرارداد تصویب و امضای پیمان امنیتی با امریکا بود که حامد کرزای رئیس جمهوری قبلی افغانستان حاضر به امضای ان نشد.از دیدگاه ناظران ،این معاهده تا حدی یک طرفه و به نفع امریکا تدوین شده و حاکمیت ملی افغانستان را در ابعاد متفاوتی نقض می کند.هدف امریکا از تحمیل معاهده امنیتی به دولت افغانستان نظارت برکشورهای رقیب بالقوه و بالفعل مانند روسیه -چین-هند-ایران و اسیای مرکزی است. براساس پیمان امنیتی امریکا ، نظامیان امریکایی و وابستگان انان از محاکمه در دادگاههای افغانستان معافند و رسیدگی به جرایم انان به ارتش امریکا واگذار شده است که نقض اشکار حاکمیت ملی افغانستان ارزیابی می شود .امریکا برای تحمیل پیمان امنیتی به دولت افغانستان از دو اهرم تهدید دولت این کشور به قطع کمکهای مالی و خروج کامل نیروهای امریکایی استفاده کرد. چند نکته اساسی در این پیمان وجود دارد که حاکمیت ملی افغانستان را نقض می کند و با قانون اساسی این کشور در تضاد است .واگذاری حق قضاوت کنسولی ،کاپیتولاسیون به نیروهای امریکایی،واگذاری پایگاه نظامی به ارتش امریکا بدون نظارت دولت افغانستان و واگذاری پهنای باند مخابراتی این کشور به ارتش امریکا از جمله مواردی هستند که با مخالفتهای گسترده در داخل افغانستان روبرو شد.برخی از تحلیلگران در افغانستان اهداف امریکا از ادامه اشغال افغانستان را تلاش برای مهار چین ،بی ثبات کردن اوضاع در اسیای میانه با گسترش افراط گرایی و اجرای پروژه هایی نظیر نابوکو -تاپی و تراسیکا میدانند و معتقدند اهداف امریکا در برگیرنده منافع مردم افغانستان نیست. محل پایگاههای نظامی امریکا در افغانستان به گونه ای در نظر گرفته شده است که تقریبا تمامی منطقه را تحت پوشش قرار می دهد.شمال-جنوب-شرق و غرب و مرکز افغانستان تحت پوشش کامل پایگاههای نظامی امریکا قرار دارند.مساله مهم دیگری که دولت وحدت ملی افغانستان مصمم به پی گیری و تحقق ان است مذاکرات صلح با طالبان است. این مذاکرات در زمان ریاست جمهوری حامد کرزای در سطوح متفاوتی اغاز شد. از یک طرف امریکا با میانجیگری عربستان ،ترکیه و قطر تلاش کرد طالبان را وارد روند مصالحه کند و از طرف دیگر دولت افغانستان با تشکیل شورای عالی صلح به رهبری برهان الدین ربانی و اغاز مذاکرات علنی و پنهان با طالبان کوشید که راه حلی سیاسی برای پایان دادن به جنگ با این گروه بیابد.اما با ترور برهان الدین ربانی از سوی طالبان طرح با وقفه روبرو شد.اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان اخیرا از طالبان به عنوان مخالفان سیاسی یاد کرد و کوشید با تشویق این گروه به زمین گذاشتن سلاحهای خود به روند آشتی ملی افغانستان بپیوندند.اشرف غنی امیدوار است با اصلاح قانون اساسی و فدرالی کردن نظام اداره کشور افغانستان مناطق پشتون نشین شرق و جنوب این کشور را در اختیار طالبان قرار دهد و سهمی از قدرت در کابل را به طالبان دهد تا جنگ در افغانستان پایان یابد.علل واقعی شکست مذاکرات دولت افغانستان و طالبان را برخی از صاحب نظران در سیاستهای دوگانه امریکا و ناتو ارزیابی می کنند. زیرا معتقدند اساسا برنامه امریکا حذف طالبان و نیروهای رادیکال مذهبی نیست بلکه هدف امریکا استفاده ابزاری از این گروهها ،مدیریت بحران و هدایت تدریجی ظرفیت این نیروها به طرف رقبای منطقه ای و جهانی در بلند مدت بوده است .از اینرو اساسا امریکا اراده ای برای از بین بردن طالبان ندارد به لحاظ داخلی هم انچه باعث شده است تا روند مذاکرات دولت افغانستان و طالبان پیش نرود ناشی از دو مسأله مهم است که عبارتند از پشتون بودن طالبان که در ذات خود انحصار طلب است و دوم اینکه احساس می کند از مناطق پشتون نشین از طرف مردم همچنان حمایت می شود و درصدد است کل قدرت را در افغانستان به دست بگیرد.البته برخی ناظران ادامه حمایتهای پاکستان از طالبان و تلاش اسلام اباد برای گرفتن امتیازات لازم از امریکا و دولت افغانستان را عامل بی توجهی طالبان به روند صلح افغانستان می دانند.اشرف غنی امیدوار است از ظرفیتهای پاکستان برای تشویق طالبان به مذاکره با دولت کابل استفاده کند.از انجا که اشرف غنی خود از قبیله کوچی شرقی و پشتون غلزایی است که با ملا محمد غلزایی اشتراک تباری دارد و با جایگزین کردن سیاست تعامل با پاکستان امیدوار است روند صلح افغانستان را به نتیجه برساند.