• حمایت آمریکا از گروه های تروریستی داعش و القاعده

در قسمت دوازدهم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، دلایل داعش در اعلام بنگلادش به عنوان بخشی از شرق باصطلاح خلافت اسلامی را بررسی خواهیم کرد.

 از جمله دلایل توجه القاعده به شبه قاره هند به ­طور عام و بنگلادش به صورت خاص، برخی آموزه های مرتبط با خلافت بود. القاعده در شبه قاره هند از سابقه حضور و نفوذ برخوردار است و گروه ­هایی در این منطقه از سابقه­ همکاری با القاعده برخوردارند، اما گروه تروریستی داعش به ­رغم حضور نسبتاً تازه در شبه قاره هند، به ­دلیل شدت خشونت و کشتارهایی که صورت می­ دهد، توجه بیشتر نیروهای تندرو را به خود جلب کرده است.

اختلاف نظر داعش و القاعده نیز دقیقاً از زمانی در غرب آسیا  بروز کرد که ایمن الظواهری، رهبر القاعده، شدت خشونت داعش نظیر نمایش علنی سربریدن مخالفان را مورد انتقاد قرار داد. رهبر القاعده از طرفداران خود خواست به کشتن مردم عادی آنگونه که جریان تروریستی داعش انجام می­ دهد، متوسل نشوند و به جای آن، به مأموریت­ های منطقه ای خود برای تقویت القاعده ادامه بدهند. «گیدو اشتنبرگ »G.Sternberg ، کارشناس امور تروریسم در مؤسسه «بنیاد علم و سیاست»آلمان، در ارتباط با تفاوت نگاه داعش و القاعده می ­گوید:" القاعده معتقد است سیاستی که با همه دنیا در می­ افتد و مخالفان را به ­طور آشکار با شنیع ­ترین وجهی نابود می­ کند، نمی­ تواند به هدف برسد. این سیاست سبب شده است داعش با تمام دنیا در جنگ باشد. در چنین شرایطی دشمنی میان القاعده و داعش افزایش یافته و القاعده به این نتیجه رسیده است که داعش باید از بین برود.

در چنین نگاهی می­ توان گفت که داعش به دو دلیل مشخص به طرف شبه قاره هند گرایش یافته و درصدد است که از گروه­ های رادیکال  این منطقه نیرو جذب کند. اول رقابت با سازمان القاعده و دوم نیاز به مکانی امن در جنوب آسیا با توجه به  شکست خلافت غرب آسیای داعش در سوریه و عراق. روشن است که محل اصلی نزاع و رقابت بین داعش و القاعده بر سر اصل خلافت و ضرورت احیای آن نیست بلکه بحث اصلی­ بر سر  قدرت و شیوه رسیدن به آن است. داعش با اعلام خلافت در عراق و شام موقعیت القاعده را به خطر انداخت و جبهه النصره که گروه اصلی پیوند خورده با القاعده در سوریه بود، در ظاهر هم که شده از القاعده جدا شد. با توجه به این تجربه، القاعده حاضر نیست شبه قاره هند و شرق آسیا را به داعش واگذار کند. ایمن الظواهری خود و گروه اش را سردمدار اصلی خلافت­ گرائی می­ داند و نمی خواهد صحنه را به گروه رقیب تازه به دوران رسیده ­اش یعنی داعش واگذارکند.

درست به همین دلیل است که القاعده پس از طرح باصطلاح خلافت اسلامی به وسیله داعش، تأسیس شعبه هندی خود را اعلام کرد. حرکتی که از طرف داعش نیز تقلید شد و این گروه نیز شعبه خلافت هندی خود را با جذب نیروهایی که پیش تر با القاعده در ارتباط بوده ­اند آغاز کرد. این رقابت به نوعی جنگ نیابتی این دو گروه در کشور بنگلادش هم منتهی شده است. «ساجان گوهل»sajan gohel ، کارشناس تروریسم از بنیاد «آسیا و اقیانوس آرام»، ضمن آن که ارتباط نزدیک بین داعش و جماعت المجاهدین بنگلادش را محتمل می ­داند، می­ گوید:" در حال حاضر بنگلادش ممکن است به میدان نبرد نیابتی بین داعش و القاعده تبدیل شده باشد. انگیزه آنها روشن است. اول یافتن جای پایی در یک کشور اسلامی یعنی بنگلادش که چهارمین جمعیت مسلمان جهان را دارد و دوم اینکه این کشور با هند هم مرز است.".

پس از شکست خلافت خود خوانده داعش در غرب آسیا که عامل اصلی آن وجود جبهه مقاومت اسلامی قدرتمند در سوریه و عراق  و انگیزه ­های قوی مردم دو کشور برای شکست دادن داعش و احیای حاکمیت ملی بود، داعش دریافت که امکان نفوذ در کشورهایی که از ثبات سیاسی و اجتماعی کافی برخوردارند، را ندارد اما در کشورهای دچار هرج و مرج سیاسی و اجتماعی امکان و مجال نفوذ می یابد.از نظر داعش، بنگلادش، افغانستان و پاکستان از چنین مشخصه ه­ایی برخوردارند و پس از شکست قطعی داعش در غرب آسیا، احتمال جابجایی نیرو و رهبران داعش به باصطلاح خراسان بزرگ یا بخش شرقی خلافت مورد نظر آن، جدی ­تر شده است.حامیان خارجی داعش از جمله امریکا و عربستان سعودی نیز به دلایل مختلف از چنین رویکردی حمایت می کنند .

موضوع مهم دیگری که توجه داعش را به بخش شرقی خلافت یعنی باصطلاح خراسان بزرگ جلب کرده است تفاوت صحنه رقابت بین قدرت های بزرگ در این بخش در مقایسه با غرب آسیا است. داعش تصور می کند که همکاری بازیگران موثر از جمله  روسیه در غرب آسیا علیه داعش، موقتی و تاکتیکی بوده است و امکان تداوم آن در سایر مناطق وجود ندارد. لذا بر اساس این تصور پیش بینی می کند اگر وارد مناطقی شود که منافع آمریکا با اهداف داعش هم پوشانی داشته باشد هر چه بیشتر مورد حمایت آمریکا قرار خواهد گرفت.

بویژه که تجربه نشان داده است که دستگاه ­های امنیتی منطقه­ ای و بین ­المللی از بهره­ گیری از جریان­ های تروریستی، به عنوان ابزار در پیشبرد منافع خود ابایی ندارند. لذا داعش از این ظرفیت برخوردار است که در راستای منافع آمریکا و اروپا؛ روسیه و چین را در آسیای مرکزی و در ایالت سین کیانگ چین تحت فشار قرار دهد.

بنگلادش هدف داعش نیست، بلکه هندوستان فرا تر از آن در دایره اهداف داعش  قرار دارد. اگر ملاک قضاوت را اظهارات ابو ابراهیم الحنیف که از وی به عنوان سرکرده  محلی داعش در بنگلادش یاد شده است قرار دهیم، می ­توان گفت که داعش هدف اصلی حضورش در این کشور را در ارتباط با برنامه­ ریزی­ هایش برای غرب هندوستان  و مسلمانان میانمارو همچنین مردم  اندونزی و مالزی در جنوب شرق آسیا می­ داند؛ هر چند که بنگلادش به دلیل جمعیت بالای مسلمان خود در شبه قاره هند می ­تواند برای داعش نقش محوری داشته باشد.

ابو ابراهیم الحنیف در اواخر فروردین ماه 1395شمسی / اواسط آوریل 2016 میلادی در مصاحبه ­ با پایگاه خبری گروه تروریستی داعش "دابق "  گفت :" بنگال در شرق هند برای داعش از اهمیت راهبردی برخوردار است. حضور داعش در بنگلادش، نخستین قدم برای آزادی میانمار است. نیروهای داعش در بنگلادش می­ توانند  با همکاری مجاهدین، در بخش­ های مختلف، حملات خود علیه هند را سامان دهند. وجود پایگاه­ های قوی در این مناطق به داعش امکان می­ دهد که با کمک شبه نظامیان هندی، به طور همزمان در غرب و شرق، حملات چریکی انجام دهد و این سرزمین را به طور کامل از دست مشرکین آزاد نماید.

شهریور ۲۵, ۱۳۹۸ ۰۹:۳۰ Asia/Tehran