نقش آمریکا در حمایت از تروریستهای تکفیری (قسمت دوم: فعالیت گروه های تروریستی در عراق و سوریه زیر پوشش عقاید مذهبی)
امریکا در حمایت از گروههای تروریستی تکفیری در سوریه و عراق نقشی اساسی دارد ؛اما امریکا در پشت این حمایت بدنبال چه اهدافی است ؟
امریکا در حمایت از گروههای تروریستی تکفیری در سوریه و عراق نقشی اساسی دارد ؛اما امریکا در پشت این حمایت بدنبال چه اهدافی است ؟ و اینکه حمایتهای امریکا از گروههای تروریستی تکفیری در عراق و سوریه چه پیامدهایی در این دو کشور و نیز در سطح منطقه دارد؟ این سوالات و بسیاری دیگر از پرسش هایی از این دست بی تردید نیاز به مطالعه و شناخت لایه های پنهان اهداف امریکا و رژیم صهیونیستی و عناصر متحد انها در منطقه دارد . بررسی سیر تحولات منطقه در سال های اخیر نشان می دهد که با آغاز بیداری اسلامی در کشورهای عربی در روزهای پایانی سال2010 و اوج گیری آن در سال 2011، بطور کلی تمایلی به تفکرات تکفیری در جریان این انقلاب ها مشاهده نشد، از اینرو برای مقابله با بیداری اسلامی، تشدید فرقهگرایی، ایجاد گروههای تروریستی تکفیری توسط رژیم صهیونیستی، عربستان، قطر و با حمایت مستقیم و غیرمستقیم برخی کشورهای فرامنطقه ای از جمله امریکا در دستور کار قرار گرفت. در این روند ؛ گروههای تکفیری با تکیه برگفتمان فرقهای توانستند برای بار دیگر به صحنه تحولات منطقه بازگردند. باگذشت زمان، گفتمان فرقه گرایی در کنار کمکهای مالی، موجب جذب تعداد قابل توجهی از تروریستهای دارای تفکرات افراطی سراسر جهان به سوریه و عراق شد و بدینترتیب این تروریست ها در کنار سایر گروههای تروریستی، موجی از ناامنی و بی ثباتی در عراق را پدید آوردند. در سوریه نیز گروه های تروریستی مشابهی نظیر داعش، جبهه اسلامی آزادی بخش سوریه ، ارتش آزاد سوریه ، احرار الشام و جبهه النصره که در واقع جملگی گروه های مسلح تروریستی با تفکرات تکفیری هستند که به ظاهر هدف اصلی خود را بازگرداندن خلافت اسلامی در کشورهای اسلامی اعلام کرده است. در حقیقت، هسته اولیه تشکیل داعش به سال ۲۰۰۴ باز میگردد؛ هنگامی که ابومصعب الزرقاوی (با تابعیت اردنی)، پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰3، یک گروه نظامی به نام "جماعت التوحید و الجهاد" را در این کشور تشکیل داد. پس از بیعت الزرقاوی با اسامه بن لادن، سرکرده سابق القاعده ، جماعت التوحید و الجهاد به شاخه القاعده در عراق تبدیل شد. دیری نگذشت که اقدامات سختگیرانه الزرقاوی در مناطق سنینشین و کشتار غیرنظامیان موجب اختلاف میان گروههای سنی و القاعده شد.این اختلافات از سال ۲۰۰۵ آشکار شد اما الزرقاوی توانست با تشکیل "شورای مجاهدین" به عنوان سازمانی فراگیر و متشکل از القاعده و پنج گروه شورشی دیگر در آوریل ۲۰۰۶ بر این اختلافات فائق آید. وی مدتی بعد، این شورا را "شعبه القاعده در عراق" معرفی کرد و اقدام به صدور پیامهایی با عنوان "امیر القاعده در عراق" نمود. از این زمان به بعد، تقریباً تمام جهادیهای افراطی عراق، "تکفیری" شدند و حتی آن دسته از اهل سنت را که اعتقادی به گرایش آن ها نداشتند، "کافر" خواندند. الزرقاوی در سال ۲۰۰۶ در پیامی صوتی به تمام شیعیان عراق، اعلام جنگ کرد و اظهار داشت قصد جداسازی شهرهای الرمادی، فلوجه و بعقوبه در عراق (مشهور به مثلث سنی) از حکومت مرکزی را دارد. عملیات جداسازی به دستور الزرقاوی آغاز شد اما پیش از آن که آنها بتوانند مواضعشان در این سه شهر را تحکیم بخشند، طی حمله به مقر الزرقاوی در اوت سال 2006 در اطراف بعقوبه، او به هلاکت رسید. بعد از مرگ الزرقاوی ، شورای مجاهدین، "ابو حمزه المهاجر" را به ریاست این شورا انتخاب کرد.در پایان سال ۲۰۰۶ "ابو عمر البغدادی" یکی از چهرههای افراطی، اقدام به تشکیل "دولت اسلامی در عراق" نمود. این سازمان از ائتلاف چند گروه مسلح عضو القاعده و بدون یدک کشیدن پسوند شام با عنوان "قاعده الجهاد فی بلاد الرافدین{عراق}" شکل گرفت و ابو عمر البغدادی به عنوان اولین سرکرده آن منصوب شد. دولت اسلامی در عراق از زمان شکل گیری تا 19 آوریل 2010 که ابو عمر البغدادی به همراه ابوحمزه المهاجر در پی حمله نیروهای آمریکایی به منطقه "الثرثار" کشته شدند، عملیات متعددی در مناطق مختلف عراق انجام داد. از نکات قابل توجه در این دوره، انحصار عملیات تروریستی این گروه در داخل عراق بود و خاک سوریه به عنوان عقبه لجستیکی گروه برای انتقال سلاح و نیرو، مورد استفاده قرار می گرفت.پس از هلاکت ابوعمر البغدادی در سال 2010، "ابراهیم بن عواد بن ابراهیم بن علی بن محمد بدری هاشمی قریشی حسینی" ملقب به "ابوبکر البغدادی"، جانشین او به عنوان سرکرده دولت اسلامی در عراق شد. ابوبکر بغدادی متولد سال ۱۹۷۱ در شهره سامره است. او فارغالتحصیل دوره دکترای علوم اسلامی از دانشگاه اسلامی بغداد است. ابوبکر البغدادی در سال ۲۰۰۵ به جرم اقدامات تروریستی، توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شد و به مدت چهار سال در اردوگاه بوکا ، واقع در جنوب عراق در بازداشت بود. در سال 2009 امریکایی ها اردوگاه بوکا را تعطیل کردند و البغدادی نیز پس از آموزش های لازم توسط آمریکایی ها، از زندان آزاد گردید. در دوران رهبری البغدادی بر دولت اسلامی در عراق، شاهد گسترش بسیار چشمگیر کمی وکیفی عملیات تروریستی خشن این گروه در عراق بودیم که از آن جمله میتوان به عملیات حمله به بانک مرکزی عراق، وزارت دادگستری و حمله به زندان های ابوغریب و الحوت که منجر به فرار هزاران تروریست شد، اشاره کرد.با شروع بحران سوریه در سال ۲۰۱۱، جبهه النصره نیز برای جنگ علیه نظام سوریه به ریاست ابو محمد الجولانی تشکیل شد. با توجه به نزدیکی دیدگاه های جبهه النصره و گروه موسوم به دولت اسلامی در عراق، ابوبکر بغدادی در سال ۲۰۱۳ با انتشار فایلی صوتی، جبهه النصره را امتداد دولت اسلامی در عراق معرفی کرد و نام سازمان خود را به "دولت اسلامی در عراق و شام" (داعش) تغییر دادتا بتواند عملیات در دو کشور را پوشش بدهد. داعش معتقد است مرزهای کنونیِ بین کشورهای اسلامی که حاصل تجزیه امپراتوری عثمانی است، نتیجه موافقتنامه منعقده سایکس–پیکو بین فرانسه و بریتانیا پس از جنگ جهانی اول است، لذا باید برچیده گردد و مرزها به حالت پیش از جنگ جهانی اول باز گردد.ابوبکر البغدادی مدعی بود که جبهه النصره باید زیر لوای داعش فعالیت کند، اما ایمن الظواهری؛ به عنوان رهبری فعلی القاعده، با تصمیم ابوبکر البغدادی جهت ادغام گروه دولت اسلامی در عراق با جبهه النصره و ایجاد دولت اسلامی عراق و شام مخالفت کرد. الظواهری تأکید نمود که فعالیتهای گروه "دولت اسلامی در عراق" می بایستی فقط به عراق و نه کشور دیگر منحصر شود. با عدم پذیرش این دستور الظواهری توسط ابوبکر البغدادی، ایمن الظواهری، دولت اسلامی عراق و شام را به رسمیت نشناخت و درگیریهایی بین عناصر جبهه النصره (در حمایت از دستور الظواهری) و داعش در سوریه رخ داد که به کشته شدن بیش از 2 هزار نفر تروریست از طرفین انجامید. علیرغم مخالفت الظواهری مبنی بر حضور داعش در سوریه، نخستین دسته از شبه نظامیان داعش که به دلیل چندین سال نبرد در عراق، کاملاً کارآزموده شده بودند، از میانه سال۲۰۱۳ از مرزهای شرقی سوریه، وارد این کشور شدند. یگانهای داعش خیلی زود توانستند دیگر مخالفان مسلح در سوریه را که کمتر با جنگ و سلاح آشنایی داشتند عقب برانند و در بخشهای اصلی استان "حسکه"در شرق سوریه جبهه بگیرند. این پیروزیهای سریع که برای رهبران داعش غیرمنتظره بود آنها را به این فکر انداخت تا با گسیل تعداد بیشتری از نیروهایشان به سوریه، به مناطق بیشتری راه یابند و عرصه را بر دمشق و بشار اسد تنگ کنند. برای این نقل و انتقال گسترده نیاز بود تا فضایی امن در اطراف مرزهای عراق و سوریه فراهم شود تا داعش بتواند نیروهایش را به همراه سلاحهای سنگینی که در اختیار داشتند، از عراق عبور دهند و وارد سوریه کنند. این فضای امن، استان الانبار در مرز عراق و سوریه بود که مثلث سنی در آن قرار دارد. داعش چند ماهی به عملیات نامنظم و بعضاً منظم در استان الانبار مشغول بود تا اینکه توانست استانهای الانبار در عراق و دیرالزور و حسکه در سوریه را به یکدیگر وصل کند و با خیال راحت نیروهایش را روانه سرزمین سوریه نماید. با افزایش تعداد نیروهای داعش در سوریه، آنها حرکت از سرزمینهای شرقی را به سوی شمال سوریه آغاز کردند و شهر حلب، دومین شهر مهم این کشور را اشغال کردند. عقب نشینی آمریکا از اقدام نظامی علیه سوریه، ناتوانی داعش در ادامه پیشروی ها در سوریه، و اعلام موضع دولت عراق مبنی بر اینکه اجازه نمیدهد، مرزهای این کشور دروازه ورود عناصر مسلح به سوریه و نقل و انتقال تسلیحات و تجهیزات نظامی به این کشور شود، باعث گردید داعش روی عراق بیشتر متمرکز شود. بدین ترتیب، در ژانویه سال ۲۰۱۴، داعش حملههای ناگهانی را به مراکز نظامی دولت عراق در شهرهای رمادی و فلوجه آغاز کرد. داعش با تصرف موصل، دومین شهر بزرگ عراق و حمله به استان صلاح الدین و دیگر شهرهای عراق عملاً حیطه تصرفات را تا حدی گسترش داده است که کمتر گروه تکفیری دیگری تاکنون به آن رسیده است. داعش پس از تصرف موصل که با خیانت برخی از عناصر خائن و بعثی ارتش وفادار به صدام حاصل گردید، بیانیه تشکیل "خلافت اسلامی" با خلیفگی ابوبکر بغدادی را صادر کرد و نام خود را از "دولت اسلامی عراق و شام" به "دولت اسلامی" تغییر داد. گروه "جبهه النصره لاهل الشام" نیز در اواخر سال 2011 و با آغاز جنگ در سوریه به عنوان شعبه سوریه ای گروه "دولت اسلامی در عراق" تشکیل شد که عقاید آن بر پایه تفکرات سلفی افراطی استوار است . در حقیقت، جبهه النصره را باید معروفترین گروه تکفیری در سوریه به شمار آورد. این جبهه وابسته به جریان تکفیری جهاد جهانی است و بیعت خود با "ایمن الظواهری"، رهبر سازمان تروریستی القاعده را از همان آغاز شکل گیری اعلام کرد. جبهه النصره مسئولیت بسیاری از حملات انتحاری و تروریستی صورت گرفته در سوریه را برعهده گرفته است. بیشتر عناصر جبهه النصره در واقع تروریستهایی هستند که قبلاً در جنگهای رخ داده در سایر مناطق مانند عراق، افغانستان، چچن و لیبی حضور داشتهاند؛ به همین دلیل آنان تجارب بسیاری را از اینگونه خون ریزیها با خود به سوریه آوردهاند. بر این اساس میتوان گفت، عناصر این گروه، از کشورهای مختلف به سوریه آمده اند که اکثر آنان عرب، ترک، ازبک، چچنی، تاجیک و اروپایی هستند. این عناصر برای عضویت در جبهه النصره باید از سوی یکی از افراد مورد اعتماد گروه تأیید شوند. گرچه طی دهه های گذشته شاهد فعالیت گروههای تکفیری و شکل گیری ساختارها و سازمانهای مختلف مبارزاتی آنها بوده ایم اما بی تردید، پدیده ای به نام داعش؛ کریه ترین، خشن ترین و در عین حال سر سپرده ترین گروه از این دست است که تاکنون جهان اسلام به خود دیده است. آبشخور فکری داعش، اندیشه های افراطی سلفی جهادی و تکفیری است و هدف سازمان دهندگان این گروه نیز بازگرداندن چیزی است که آن را “خلافت اسلامی و اجرای شریعت” می نامند. لذا برهه کنونی را باید نقطه اوج یا حداقل بالاترین زمان اوجگیری این فعالیتها از تاریخ شکلگیری گروههای تکفیری توصیف کرد.که زیر پوشش اهداف اعتقادی، بیشتر در پی هدفهای سیاسی و به دست آوردن قدرت سیاسی هستند. در بخش سوم و پایانی این مجموعه، بررسی پیامدهای ظهور جریان های افرطی و تروریستی برمنطقه و بهرهبرداری های امریکا و رژیم صهیونیستی از آن خواهیم پرداخت.