در قسمت چهارم مجموعه مقالات «قضیه فلسطین و طرح شیطانی معامله قرن» به زمینه های سیاسی مطرح شدن معامله قرن می پردازیم

به نظرمی رسد زمینه های پیشنهادی پروژه­ شوم معامله­ قرن به سردمداری آمریکا و لابی صهیونیسم در منطقه، بر اساس سه محور سیاست، جغرافیا و اقتصاد فراهم شده است. از بُعد سیاسی، طراحان معامله قرن تحولات را در سه سطح داخلی فلسطین، منطقه ای و فرامنطقه ای مدنظر داشته اند . در واقع برداشت حامیان طرح شوم معامله قرن این بوده است که تحولات سیاسی در سطوح مختلف زمینه مساعدی برای اجرای طرح سازش مورد نظر امریکا در فلسطین را فراهم ساخته است. از بعد داخلی، امریکایی ها برای اجرایی شدن طرح معامله قرن روی اختلافات داخلی گروه های فلسطینی بویژه اختلافات تشکیلات خودگردان فلسطین با گروه های مقاومت حساب ویژه ای باز کرده بودند. 

اختلاف جریان های سیاسی فلسطین همچون فتح و حماس در عرصه ی فکری و عملیاتی  از گذشته های دور وجود داشته است. این اختلافات عاملی شده تا دشمنان منطقه­ ای و فرامنطقه­ ای فلسطین از آن در راستای نیل به منافع خود، سوء استفاده کنند. جریان فتح از ابتدا تلاش کرد تا با سازش سیاسی با صهیونیست ­ها به زعم  خودش حق فلسطینی­ ها را بگیرد. در عرصه­ داخلی فلسطین و به خاطر استحاله­ فکری برخی از نیروهای ارشد جریان فتح، پایگاه اجتماعی این جریان در بین مردم تضعیف شد. لذا در مقابل جریان فتح، جریان حماس توانست در انتخابات قانون­ گذاری فلسطین در سال 2007 بیشترین آراء را از آن خود کند و دولت تشکیل دهد. از آن جا که ورود حماس به عرصه­ سیاسی چندان خوشایند صهیونیست­ ها و هواداران فتح نبود، نزاع فتح و حماس بر سر هویّت دولتِ تشکیل شده به ریاست اسماعیل هنیه عمیق ­تر شد.

اختلاف فتح و حماس، ابتدا با امضای قرارداد تشکیل دولت وحدت ملی تاحدودی کاهش یافت؛ اما بعد از آنکه حماس، کنترل مراکز امنیتی فتح را به‌دلیل «احتمال کودتای فتح علیه دولت هنیه»، به دست گرفت؛ رابطه دو گروه به نوعی ­دشمنی تبدیل شد. در نتیجه تشکیلات خودگردان مقر خود را به کرانه­ ی باختری منتقل کرد و با تشکیل دولتی خودگردان، دولت هنیه را به رسمیت نشناخت. اختلاف فتح و حماس، امروز به ابزاری برای غارت منابع فلسطین و انحراف افکار عمومی جهان اسلام از آرمان قدس و در نهایت سلطه­ رژیم‌صهیونیستی بر فلسطینیان تبدیل شده است.امریکا و رژیم صهیونیستی برای اجرای طرح معامله قرن به اختلافات گذشته فتح و حماس  توجه داشتند و تصور می کردند گروه های فلسطینی موضع واحدی علیه طرح معامله قرن اتخاذ نمی کنند .                                                  

ضمن اینکه پس از شروع بحران سوریه در سال 2011 م، اختلافاتی در درون جنبش حماس و بین حماس در خصوص تعامل یا تقابل با نظام سیاسی سوریه، بروز یافت. این نزاع سیاسی افزون بر اینکه بستری برای نفوذ کشورهای مرتجع عربی حاشیه خلیج‌فارس، مصر و اردن فراهم کرد، زمینه را هرچه بیشتر برای ارائه طرح معامله قرن فراهم نمود. علاوه بر بعد فلسطینی، از نظر امریکا و رژیم صهیونیستی تحولات  منطقه ای نیز به سمتی بود که زمینه اجرای طرح سازش معامله قرن را فراهم می کرد . از جمله این تحولات منطقه ای، تحولات مربوط به عربستان سعودی بود. نزاع بر سر قدرت در عربستان سعودی، اگرچه ریشه­ ای تاریخی دارد ولی طی سال­ های اخیر و با اقدامات جنجالی محمد بن سلمان و حبس تعدادی از شاهزادگان و مخالفان آل سعود، وارد مرحله­ ی جدید و البته خطرناکی شد. این نزاع که امروزه مرزهای سیاسی داخل عربستان سعودی را درنوردیده و به آن سوی منطقه هم رسیده است، به گونه ای شعله­ ور گشته که شراره­ های آتش آن دامن مردم بی­گناه فلسطین را هم گرفته است.

محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد و وزیر جنگ مستبد سعودی، تلاش می­ کند تا با بهره­ گیری از نفوذ اطلاعاتی- امنیتی رژیم صهیونیستی و آمریکا، راه رسیدن به پادشاهی را برای خود هموار سازد. از این رو، برای جلب حمایت و رضایت رژیم صهیونیستی نه تنها سیاست­ های این رژیم در منطقه را دنبال می­ کند بلکه عملاً به ابزاری برای رسیدن سران رژیم صهیونیستی به آرزوهای چندین ساله­ خود تبدیل شده است. بطوریکه در میان کشورهای مرتجع عربی حامی اجرای طرح معامله قرن، عربستان سعودی در صف اول خیانت به آرمان فلسطین قرار گرفته است. رژیم سعودی نگران افزایش نفوذ و مقبولیت بالای ایران در منطقه و به طور خاص فلسطین است و تلاش خود را برای تحقق سازش این بار از طریق همراهی با طرح شیطانی معامله قرن دنبال می ­کند.

نزاع قدرت در داخل عربستان سعودی و نیازمندی بن سلمان به حمایت سازمان­ های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، موجب شد تا آل سلمان نه تنها با طرح «معامله قرن» همراهی کنند بلکه زمینه ­های طرح و تحقق آن را بیش از پیش فراهم سازند. «شیخ عکرمه صبری» خطیب مسجد الاقصی در 29 می 2019، محمد بن سلمان ولیعهد سعودی را ناآگاه از حقایق امور درباره فلسطین دانسته و درباره همراهی عربستان سعودی با طرح شوم معامله قرن گفت: مسائل زیر میز بوده و الان روی میز قرار گرفته است. برخی کشور‌ها با اسرائیل به طور پنهانی تعامل و همکاری می‌کرده اند، اما اکنون این امر جنبه علنی به خود گرفته است. برخی کشور‌های عربی اظهاراتی نظیر حق حیات یهودیان و مظلوم بودن آن‌ها را مطرح می‌کنند. کسانی که چنین اظهاراتی مطرح می‌کنند، از حقایق امور آگاهی ندارند.

در سالهای اخیر عربستان سعودی، بحرین و امارات در کنار امریکا و رژیم صهیونیستی مسبب اصلی منازعه و جنگ خونین مسلمانان شده ­اند. همین موضوع زمینه مناسبی برای اجرای طرح معامله قرن فراهم ساخته است. از نظر کشورهای غربی و متحدان مرتجع عربی آنها در صورتی که طرح معامله قرن تحقق یابد، دیگر فلسطین و قدسی نخواهد بود که بخواهد در کانون محور مقاومت قرار گیرد. دومینیک پترز روزنامه نگار و کارشناس مسائل بین الملل در 8 ژوئن 2019 در مصاحبه ای با اشاره به طرح معامله قرن، این آرزوی کشورهای غربی و مرتجع عربی را به زبان می آورد. وی می گوید :«در سال ۱۹۹۳ رهبر جنبش آزادی‌بخش فلسطین، یاسر عرفات، به طور رسمی پذیرفت که کشور اسرائیل از بین نخواهد رفت. اکنون جانشین او، محمود عباس، باید بپذیرد که کشوری به نام فلسطین ایجاد نخواهد شد.»

علاوه بر تحولات مربوط به سطوح داخلی و منطقه ای، از بعد فرامطنقه ای نیز تصور جبهه سازش روی این بوده است که با تقویت جناح راست گرا در برخی از کشورهای اروپایی، انحراف افکار عمومی جهان از جنایات رژیم صهیونیستی به جنایات گروه های ترورویستی و تکفیری نظیر داعش، زمینه مساعدی برای اجرای طرح شیطانی معامله قرن فراهم شده است. با وجود این هیچ کدام از محاسبات کشورهای غربی و متحدان عربی مرتجع آنها درست از کار در نیامد. تمامی گروه های فلسطینی موضع واحدی در مخالفت با طرح شوم معامله قرن اتخاذ کردند. تشکیلات خودگردان فلسطین به موازات حماس و جهاد اسلامی مخالفت خود با طرح معامله قرن را اعلام کردند. چنانچه نبیل شعث مشاور رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در مسایل روابط بین‌الملل می گوید: معامله قرن تنها ‘یک دروغ و فریب’ رئیس‌ جمهوری آمریکا برای حذف آرمان فلسطین و طرح ملی آن است و در حقیقت چیزی به اسم معامله قرن وجود ندارد و این طرح در واقع یک طرح آمریکایی- صهیونیستی است که به رژیم اشغالگر این چراغ سبز را می‌دهد که جنایت‌های روزمره خود را تکمیل نماید. 

از بعد منطقه ای نیز پیروزی های چشمگیر محور مقاومت علیه تروریسم تکفیری در عراق و سوریه و شکست های محور مرتجع عربی در یمن،  وضعیت را برای اجرای طرح های جبهه سازش دشوار ساخت. محور مقاومت اسلامی که امروزه از ایران، سوریه، عراق، لبنان، یمن و گروه ­های مقاومت در بحرین و فلسطین تشکیل شده است، نخ تسبیح پیروزی­ ها را با علَم مبارزه با سلطه­ طلبی و اشغال­ گری، در سوریه، عراق، یمن، لبنان و فلسطین، تکمیل کرده است. این پیروزی‌ها، دستاوردهای بسیاری را داشته است. از جمله این دستاوردهای شکست خوردن طرح های سازش از جمله طرح شیطانی معامله قرن، تقویت مقاومت فلسطین و شکست ابهت نظام سلطه و رژیم صهیونیستی در نبردهای 33 روزه، 22 روزه، 51 روزه و شکست داعش در سوریه و عراق می باشد .

بدین ترتیب با اشتباه محاسباتی امریکا و رژیم صهیونیستی از تحولات منطقه ای و داخلی فلسطین ، طرح معامله قرن با شکست مواجه شد و حتی تبلیغات رسانه های نظام سلطه، نتوانست افکار عمومی امریکا و جهان را با این  طرح همراه سازد. محمد عبداللهی کارشناس ایرانی مسایل فلسطین در یادداشتی با عنوان «معامله قرن: اهداف ترامپ از یک طرح 99% (نود و نه درصد) شکست خورده» نوشته است.: حقیقت آن است که طرح معامله قرن از پیش طرحی کاملا شکست خورده و ناکام است. این طرح نه بین فلسطینیان با اسرائیل که طرفین آن کشورهای «عربی عبری» (عربستان، امارات، بحرین، عمان) با اسرائیل و آمریکا هستند، نه مردم فلسطین نه هیچ یک از سازمان های فلسطینی کوچکترین موافقتی حتی لفظی را به همراه نداشته است. حتی دولت خودگردان فلسطین و محمود عباس با رشوه 10 میلیارد دلاری بن سلمان حاضر به پذیرش این طرح نشده و آن را به جهنم حواله کرده است. شکست طرح چنان آشکار است که اسرائیلی ها خود به آن اذعان دارند. تسفی بارئیل تحلیلگر صهیونیست در هاآرتص تصریح می کند: "طرح صلح آمریکا به فلسطینیان یک معامله مالی را در برابر ادامه اشغال گری پیشنهاد داده است فلسطینیان هرگز در مقابل دریافت میلیاردها دلار (کنفرانس بحرین)، مسأله خود را نخواهند فروخت."

تیر ۲۵, ۱۳۹۸ ۱۲:۵۲ Asia/Tehran