بحران آب در آسیای مرکزی (7) / بخش پایانی/ رویکرد بازیگران خارجی به مسایل آبی در آسیای مرکزی
-
موقعیت جغرافیایی رودخانه هریرود در مرز افغانستان، ایران و ترکمنستان
در قسمت هفتم، بخش پایانی از برنامه بحران آب در آسیای مرکزی، رویکرد بازیگران خارجی به مسایل آبی در آسیای مرکزی را بررسی خواهیم کرد.
پنج کشور آسیای مرکزی تنها بازیگران حاضر در منابع آبی این منطقه نیستند. بازیگران دیگری نیز به دلیل قرار گرفتن در موقعیت کشورهای بالادست منطقه مانند چین و افغانستان، و کشور پایین دست مانند ایران و یا سایر کشورهای دارای اهداف سیاسی و اقتصادی مانند روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا در روند تحولات آبی منطقه آسیای مرکزی تاثیرگذار هستند. در دو دهه گذشته این بازیگران نیز نقش تاثیرگذاری در بروز یا کاهش تنش بین کشورهای منطقه در زمینه بهره برداری از منابع آبی مشترک ایفاء نموده اند.
رویکرد فدراسیون روسیه در قبال منابع آبی آسیای مرکزی متاثر از سیاست کلان این کشور برای حفظ سلطه و نفوذ سنتی در این منطقه است. در این راستا، دیپلماسی مسکو ایجاد کنسرسیوم آب و انرژی در آسیای مرکزی با حضور روسیه برای احیای پیوندی همانند دوره شوروی می باشد. روسیه مخالف حضور چین و امریکا در بازار انرژی و آب این منطقه است. از دید برخی از کارشناسان حوزه آسیای مرکزی، روس ها همواره سعی داشته اند با بهره گیری از اختلاف میان کشورهای بالادست و پایین دست در آسیای مرکزی، در جهت حفظ منافع مورد نظر خود در منطقه گام بردارند. مسکو ضمن مدیریت تحولات و پیشگیری از تشدید تنش و اختلافات به ویژه درگیری های مرزی که می تواند ثبات و امنیت یکی از مهم ترین مناطق پیرامونی روسیه را با تهدید مواجه کند، سرمایه گذاری در طرح های سد سازی و نیروگاه های برق آبی منطقه را دنبال می کند.
یکی از مهمترین مصادیق نحوه بازیگری روسیه در قبال منابع آبی آسیای مرکزی، رویکرد این کشور در خصوص منابع آبی تاجیکستان است که ازمتحدین نزدیک مسکو در منطقه محسوب می شود. روسیه سهام دار اصلی سد و نیروگاه سنگ توده ١ تاجیکستان می باشد و٧٥ درصد از سهام نیروگاه مذکور را در اختیار دارد. از زمان افتتاح سد و نیروگاه سنگ توده ١، بدهی تاجیکستان به روسیه به حدود 114 میلیون دلار بالغ شده است. روس ها یکی از راه های تسویه این بدهی را ورود و مشارکت به «طرح انتقال برق کاسا ١٠٠٠» می دانند. مسکو با این رویکرد، ضمن حفظ نفوذ سنتی بر تاجیکستان، حضور خود را در طرح های کلان اقتصادی منطقه نیز تقویت می نماید. دولت روسیه بارها اعلام کرده است که میخواهد به «طرح انتقال برق کاسا ١٠٠٠» بپیوندد تا از این طریق، سهم 75 درصدی خود از تولید برق در نیروگاه برق آبی سنگ توده ١ را مستقیماً به افغانستان بفروشد.
جمهوری خلق چین نیز نقش روزافزونی در مسایل آبی در آسیای مرکزی دارد، که شامل سرمایه گذاری در ساخت سد، انتقال انرژی و نیز تامین بازار انرژی منطقه می شود. دولت چین جمعیت زیادی را به استان مسلمان نشین سین کیانگ انتقال داده است. توسعه کشاورزی و استفاده بیشتر از منابع آب در این استان اولویت اصلی چین است. پکن اختلافاتی با قزاقستان در مورد رودخانه ایرتیش دارد. مرزهای چین محل عبور ۴۰ رودخانه مهم بین المللی است که این کشور را در موقعیت بسیار مهمی در زمینه امنیت آب برای برخی کشورهای پایین دستی از جمله در آسیای مرکزی قرار میدهد. چین به این اصل کلی معتقد است، که آب های راکد و جاری تحت حاکمیت کامل کشوری است که منشأ این آب است. در نتیجه، این کشور در ۳ حوزه آبی مهم مورد مناقشه به نام های «مکونگ»، «ایرتیش» و «براهماپوترا» ادعای مالکیت کامل دارد. بر همین اساس پکن تمایلی برای گفت و گو درباره تقسیم آب رودخانه های مرزی خود با کشورهای همجوار نداشته و حتی مایل نیست در این زمینه با کشورهای مذکور تبادل اطلاعات نماید. این در حالی است که بیش از ۲۰ رودخانه مهم قزاقستان منجمله «ایرتیش»، «ایلی»، «طَراز» (تالاس) و «گورکاس» از خاک چین سرچشمه میگیرد.
طی سال های اخیر افزایش سرعت رشد جمعیت در بخش غربی چین باعث شده که سطح زیادی از زمین های این منطقه تحت کشت و آبیاری قرار گیرد که این مسئله میتواند جریان آب رودخانه های «ایلی» و «ایرتیش» که آب دریاچه «بالخاش» قزاقستان را تأمین مینمایند، کاهش دهد. افزایش برداشت چین از حوضچه آبریز بالادستی رودخانه ایلی، این نگرانی را به وجود میآورد که دریاچه بالخاش نیز به سرنوشت دریاچه آرال دچار و در نتیجه آن دومین فاجعه زیست محیطی آسیای مرکزی بعد از خشک شدن دریاچه آرال ایجاد گردد. به گفته کارشناسان، تکمیل طرح های توسعه ای چین برای مناطق شمال و شمال غرب این کشور، شمال قزاقستان را با خطر خشکسالی مواجه خواهد کرد. طبق برآورد سازمان غیر دولتی زیست محیطی موسوم به «ECOSOS »، اگر قزاقستان نتواند تا ۱۰ الی ۲۰ سال آینده موضوع استفاده مشترک از رودخانه های ایلی و ایرتیش را با چین حل کند، ممکن است، دچار فاجعه اکولوژیک شود.
افغانستان نیز از جمله کشورهایی است که با مسایل و مناقشات آبی آسیای مرکزی مرتبط است. افغانستان هر چند در کمربند خشک و کم آب واقع شده است، اما وجود رشته کوه های پامیر و هندوکش، این کشور را به یکی از کشورهای نادر در بهره مندی از آب های فرامرزی جهان تبدیل کرده است. به طور کلی منابع آبی فرامرزی افغانستان را حوزۀ های آبی آمودریا، رود هلمند، رود کابل، هریرود و مرغاب و حوزۀ شمال تشکیل می دهند. بنابراین افغانستان در بین شش کشور همسایۀ خود، با اغلب آنها منابع مشترک آبی دارد. در حوزۀ آمودریا با تاجیکستان، در حوزۀ هریرود و مرغاب با ترکمنستان و ایران، در حوزۀ رود هیرمند (هلمند) با ایران و در حوزه رود کابل با پاکستان منابع مشترک آبی دارد. هر چهار رود بزرگ افغانستان یعنی آمودریا، کابل رود، هیرمند و هریرود تماما به کشورهای همسایه می ریزند.
جمهوری اسلامی ایران به واسطه دو رود هریرود و اترک از دو سمت شرقی و شمال شرقی با منابع آبی آسیای مرکزی در ارتباط است. رود اترک در ایران از کوه های هزار مسجد استان خراسان رضوی در منطقه قوچان سرچشمه گرفته و در طول مسیر پس از گذر از دشت های قوچان، شیروان و بجنورد در ناحیه چات، نقطه مشترک مرزی ایران و ترکمنستان جاری میشود. رود اترک پس از آن وارد خاک ترکمنستان شده و به دریای خزر میریزد. رود اترک پس از هریرود مهم ترین رود فرامرزی میان ایران و ترکمنستان است. با توجه به این که هریرود از افغانستان سرچشمه می گیرد و بخش اعظم آب آن از این کشور تامین می گردد، اترک را می توان به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین رود فرامرزی بین ایران و ترکمنستان محسوب نمود.
دومین حوضچه آبی فرامرزی ایران،هریرود است که بین سه کشورایران، ترکمنستان و افغانستان مشترک می باشد. در واقع، ایران و ترکمنستان دو کشور پایین دست حوضچه آبی هریرود در مقایسه با کشور بالادست یعنی افغانستان محسوب می شوند. هریرود از کوه های بابا و سفید کوه از ارتفاعات هندوکش سرچشمه می گیرد و در حوالی مناطق کوشان و کاریز در نزدیکی شهرستان تایباد به مرزهای ایران و افغانستان می رسد. مسیر هریرود از ابتدا تا این محل در غرب افغانستان٦٥٠ کیلومتر است. از این نقطه به بعد،رودهای فصلی مانند «دال قلعه»، «کال دربند»، «بهلوری» و «روس» به هریرود می پیوندد. هریرود تا تنگه ذوالفقار که محل تلاقی مرزهای ایران، افغانستان و ترکمنستان است، خط مرزی ایران و افغانستان را به طول ١٠٧ کیلومتر تشکیل می دهد. این محل از نظر سوق الجیشی اهمیت زیادی دارد.
هریرود پس از نقطه تلاقی مرزی سه کشور ایران، افغانستان و ترکمنستان در پل خاتون با «کشف رود»، تلاقی می کند و از این به بعد رود تجن نامیده می شود. رود تجن، ١١٧ کیلومتر مرز مشترک ایران و ترکمنستان را تشکیل می دهد. پس از خروج از مرز، هریرود در دشت قره قوم پخش و در حوالی شهر تجن تقریباً محو می شود. این رودخانه از سرچشمه تا ریزشگاه، حدود ١١٢٠ کیلومتر طول دارد .سد دوستی نیز که با همکاری مشترک ایران و ترکمنستان ساخته شده و عملیات اجرایی آن در سال ۱۳۷۹ (2000م) آغاز و در فروردین سال ۱۳۸۴(آوریل 2005م) به بهره برداری رسید، در مرز ایران و ترکمنستان و روی رودخانه مرزی هریرود در ۷۵ کیلومتری شهرستان سرخس در شمال شرق استان خراسان رضوی احداث شده است. آب این سد یکی از مهم ترین منابع تامین آب شرب شمال شرقی ایران محسوب می شود. ترکمنستان از آب مخزن سد دوستی تنها برای مصارف کشاورزی استفاده می کند.
بر اساس توافقات موجود، حق برداشت از رودخانه هریرود برای ترکمنستان و ایران، تساوی ۵۰ درصدی است. اما افغانستان در سال های اخیر حقوق آبی (حقّ آبه) این دو کشور را چندان رعایت نکرده است. افغانستان، به لحاظ میدانی توانایی منحرف کردن آب رودخانه هریرود و استفاده از آن را برای مصارف کشاورزی خود را داشته است. در چنین شرایطی ، ایران و ترکمنستان خواهان مذاکره با افغانستان برای دست یابی به یک رژیم حقوقی آبی مشترک و رها سازی حجم مناسب و عادلانه از آب رودخانه هریرود جهت رفع نیازهای خود بوده اند. اما دولت کابل بدون توجه به قوانین حقوقی موجود در مورد آب های فرامرزی، به احداث سد سلما یا سد دوستی افغان و هند با مشارکت هندوستان پرداخته وعملا مانع از بهره برداری ایران و ترکمنستان از آب این رودخانه شده است. مقامات ایران و ترکمنستان در پی افتتاح سد سلما، از خشک شدن سد دوستی در مرز ایران و ترکمنستان ابراز نگرانی کرده اند، زیرا با شروع آبگیری سد سلما توسط افغانستان میزان آب رودخانه هریرود به سمت ایران بسیار کاهش یافته است، و در صورت تداوم این روند، در آینده نزدیک بروز فاجعه انسانی و زیست محیطی در مناطق مرزی ایران و ترکمنستان بسیار محتمل است.
رویکرد کلان آمریکا در رابطه با طرح های اقتصادی مرتبط با حوزه منابع آبی از جمله سد سازی، احداث نیروگاه های برق آبی و ساخت خطوط انتقال برق نیز، عمدتاً در چهارچوب مکانیسم 1+5 یعنی آمریکا و پنج کشور آسیای مرکزی و نیز دو طرح کلان « آسیای مرکزی بزرگ»Greater Central Asia و «راه ابریشم جدید»New Silk Road Strategy قرار دارد. این طرح ها از دوران ریاست جمهوری باراک اوباما آغاز شده و در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ نیز تغییری در آن ایجاد نشده است. در واقع، آمریکا به منظور حذف یا دست کم تضعیف نقش و جایگاه سه رقیب اصلی خود در منطقه یعنی چین، روسیه و ایران، از انگیزه های بسیار بالایی برای اجرای دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ» و «راه ابریشم جدید» برخوردار است. لذا خط لوله تاپی، خط انتقال برق کاسا 1000، راه آهن افغانستان - ازبکستان ، راه آهن ترکمنستان - افغانستان از جمله طرح هایی هستند که از این منظر مورد حمایت واشنگتن قرار دارند.
بازیگران مختلفی با انگیزه ها، اهداف و منافع متفاوت در عرصه منابع آبی و طرح های انرژی و اقتصادی مرتبط با آن در آسیای مرکزی تاثیرگذار هستند. نهادهای بین المللی به ویژه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، روسیه، چین و آمریکا از جمله مهم ترین بازیگران خارجی در منابع آبی آسیای مرکزی هستند که طی سه دهه گذشته در بروز تنش بین کشورهای منطقه در زمینه بهره برداری از منابع آبی مشترک ایفای نقش کرده اند. این در شرایطی است که منافع همه کشورهای آسیای مرکزی در تقویت همکاری های مستقل منطقه ای بویژه در زمینه منابع مشترک آبی می باشد.