• تصویری از کانال قره قوم در دوران شوروی

در قسمت چهارم از برنامه بحران آب در آسیای مرکزی، عوامل مدیریتی تاثیرگذار بر شکل گیری بحران آب در آسیای مرکزی را بررسی خواهیم کرد.

عوامل مدیریتی به صورت مستقیم و غیرمستقیم، محیط زیست و منابع آبی منطقه آسیای مرکزی را طی قرن گذشته تحت تاثیر قرار داده است. چرا که مدیریت نامناسب منابع آبی؛ باعث افزایش بی رویه مصرف، آلودگی منابع آبی و کاهش حجم ذخایر آبی منطقه شده است. در دوره سلطه روس­یه تزاری و شوروی ، گسترش آبیاری سنتی، برای کشت پنبه مورد توجه قرار گرفت. از زمان حاکمیت شوروی در سال 1917 میلادی، آسیای مرکزی یا به تعبیر دقیق­ تر ماوراء­ النهر، وارد مرحله جدید و مدرن آبیاری و مدیریت منابع آبی شد. در این مرحله ، الگوهای سنتی تولید، توزیع و مصرف آب در این منطقه دستخوش تحول شد اما به دلیل استفاده بی رویه بویژه در مزارع کشت پنبه، این تغییر نیز مانع بروز مشکلات آبی نشد.

لنین در سال 1918 میلادی نخستین اعلامیه قانونی مدیریت آب را در شوروی امضا کرد. در جارچوب این قانون، 50 میلیون روبل برای مدیریت آب در آسیای مرکزی اختصاص یافت. دو سال بعد، «برنامه گوئلرو»Goelro Plan تصویب شد که در چهارچوب آن به توسعه صنعت برق و ساخت نیروگاه های برق - آبی توجه ویژه ای صورت گرفت. ایده استفاده از آب برای تولید برق از این زمان به بعد، شیوه مدیریت منابع آب را نیز تغییر داد. در سال 1924 میلادی کمیته مرکزی حزب کمونیست، فرمانی مبنی بر جدا سازی ملی قومیت های آسیای مرکزی صادر کرد. جداسازی ملی قومیت ها در آسیای مرکزی، بحران آبی را در این منطقه بیش از پیش افزایش داد. این سیاست تا سال 1936میلادی ادامه یافت و زیربنای اختلاف ­های آبی بعدی را در این منطقه فراهم نمود. 

فاجعه زیست محیطی دریاچه آرال یکی از مهم­ترین پیامدهای شیوه مدیریت نادرست منابع آبی در دوران شوروی است. دولت شوروی در دهه 1960میلادی برای افزایش کشت پنبه، مسیر دو رودخانه سیر دریا و آمو دریا را که بیشترین آب دریاچه آرال را تأمین می‌کردند، تغییر داد. ساخت و ساز سیستم‌ های آبیاری برای منحرف کردن آب این دو رودخانه از ابتدای دهه 1940 میلادی آغاز شده بود. در دهه 1960 میلادی، آب دریاچه آرال هر سال حدود سه متر عقب ‌نشینی کرد و به مرور خشک شد. خشک شدن آب دریاچه، کویری نمکی را باقی گذاشت که کار کشاورزی را برای مردم محلی بسیار دشوار کرد. واقعیت های فاجعه مدیریتی دریاچه آرال، که تا سال های دهه 1960 میلادی از نظر وسعت چهارمین دریاچه جهان محسوب می‌شد، با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991میلادی هرچه بیشتر برملاشد. 

در آن دوران به منظور افزایش سطح زیرکشت و بهره برداری بیشتر از کشتزارهای پنبه، طرح­ های آبرسانی متعددی اجرا گردید. این طرح ­ها با حفر کانال ­هایی برای انتقال آب رود «سیر دریا» در سال 1930 میلادی شروع شد و در سال 1939 میلادی با احداث کانال فرغانه که طول آن تقریبا 274 کیلومتر مربع بود، ادامه یافت. در سال 1957 میلادی یک نیروگاه برق آبی و یک دریاچه ذخیره آب در اراضی مرتفع حد فاصل قرقیزستان و تاجیکستان ساخته شد. هدف ساخت این دریاچه، ذخیره آب برای اراضی گسترده متعلق به تاجیکستان، قرقیزستان و ازبکستان بود.ترکمنستان نیز در سال 1956 میلادی، رود آمو دریا را توسط کانالی به طول 412 کیلومتر مربع به رود مرغاب متصل نمود. در اواخر سال 1959 میلادی، این کانال تا رود تجن و سپس تا 125 کیلومتری شمال غربی عشق آباد پایتخت ترکمنستان امتداد یافت این طرح ها در ابتدا بخش وسیعی از اراضی بایر منطقه آسیای مرکزی را آباد کرد و بر میزان بازدهی تولیدات کشاورزی افزود، اما در سال های بعد، اثرات مخرب زیست محیطی بسیاری را به وجود آورد.

علاوه بر سوءمدیریت منابع آبی، یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار بر بحران منابع آبی در آسیای مرکزی، مصرف زیاد ناشی از افزایش جمعیت، نرخ بالای زاد و ولد در این منطقه و متعاقب آن افزایش تقاضا برای آب بوده است. آثار و پیامدهای عوامل تاثیرگذار مدیریتی و جمعیتی، به ویژه در رابطه با خشک شدن دریاچه آرال تا زمان حاضر نیز ادامه داشته است. همچنین افزایش مهاجرت روستاییان به مناطق شهری ، رشد سریع شهرنشینی، عدم توسعه شبکه فاضلاب مدرن، ورود فاضلاب­ ها و زباله ­های شهری، صنعتی و بیمارستانی به ذخایر آبی و رودخانه ­ها و نیز استفاده گسترده از سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی در بخش کشاورزی از دیگر عواملِ  تاثیرگذار در بحران آب در آسیای مرکزی می باشد.این عوامل بر ذوب شدن یخچال های طبیعی در منطقه نیز تاثیر گذاشته است.  پروفسور عبدالحمید قیومف، مشاور علمی طرح تغییریابی محیط زیست تاجیکستان، معتقد است: ذوب سریع یخچال­ های طبیعی با آلوده شدن محیط زیست ارتباط دارد. با آلودگی محیط زیست بیماری های زیادی از جمله مالاریا که سابقا در این مناطق دیده نشده بود، مشاهده گردید. استفاده از سموم شیمیایی بسیار قوی و ورود این سموم به خاک و آب های سالم و قابل شرب از جمله عوامل ایجاد بحران آبی در بین ساکنان مجاور یخچال های منطقه آسیای مرکزی می باشد.

مشکلات اقتصادی و اجتماعی پس از فروپاشی شوروی، باعث تداوم و تشدید سیاستهای غیرمتوازن در زمینه منابع آب از سوی  کشورهای استقلال یافته از شوروی شد. اجرای طرح ­های نفت و گاز و احداث پالایشگاه ها و خطوط انتقال انرژی بدون توجه به ملاحظات زیست محیطی، طرح ­های متعدد سد سازی، مدیریت ناکارآمد مصرف انرژی در بخش­ های خانگی و کشاورزی و تاکید بر کشت و تولید محصولات آبی مانند پنبه، آسیب ­های جدی به منابع آبی کشورهای آسیای مرکزی وارد نمود. به دلیل ارتفاع بلند کوه ­های آسیای مرکزی، سرعت آب های رودخانه های آمودریا، سیردریا، وَخش و سایر رودخانه ­های آسیای مرکزی زیاد است. به همین جهت از این جریان­ های سریع آبی برای تولید برق در قرقیزستان و تاجیکستان به عنوان دو کشور بالادست استفاده می­ شود. هر دو کشور فاقد منابع نفت و گاز هستند و به شدت به واردات انرژی از روسیه، قزاقستان و ازبکستان وابسته می باشند.

طرح ­های سد سازی و احداث نیروگاه­ های برق - آبی برای کاهش میزان وابستگی به انرژی وارداتی از روسیه و نیز کسب درآمد از طریق صادرات برق به کشورهای منطقه و همچنین کنترل سیلاب­ ها به صورت جدی در دستور کار دو کشور قرقیزستان و تاجیکستان در دو دهه گذشته بوده است. اما طرح­ های سد سازی به دلیل تاثیرگذاری منفی بر میزان آب ورودی به کشورهای پایین ­دست ازبکستان، ترکمنستان و قزاقستان همواره با اعتراض و مخالفت این کشورها روبرو بوده است و بارها موجب جنگ لفظی بین مقامات کشورهای پایین ­دست و بالا دست شده است. احداث سِد راغون در شرق تاجیکستان و نیروگاه قمبراته در قرقیزستان، نمونه ­های بارز طرح ­های سد سازی و احداث نیروگاه ­های برق - آبی در کشورهای بالادست است. این طرح های عمرانی، در مقاطع مختلف، موجب اقدامات واکنشی ازبکستان در زمینه صادرات گاز طبیعی به تاجیکستان شده است.

نیروگاه­ های برق - آبی به تاجیکستان و قرقیزستان این امکان را می­ دهد که انرژی مورد نیاز خود را از انرژی الکتریسته به دست آورند که هم پاک است و هم برای تولید آن مجبور به اختصاص ارز نیستند. از طرفی تاجیکستان و قرقیزستان، با این نیروگاه های برق - آبی، می توانند مازاد تولید برق خود را هم  به خارج صادر کنند. بدین ترتیب مشکلی که احداث نیروگاه های برق - آبی در بالادست ایجاد می کند، اختلال در آب رسانی به کشورهای پایین دست است.از نظر کشورهای پایین دست نظیر ازبکستان و ترکمنستان، این وضعیت برای کشورهای پایین دست که با مزارع گسترده ی کشاورزی علی الخصوص کشت پنبه زندگی می کنند و در فصل تابستان به آب نیاز زیادی دارند، فاجعه آمیز خواهد بود.

 

اسفند ۰۵, ۱۳۹۷ ۱۲:۵۸ Asia/Tehran