بحران آب در آسیای مرکزی (2) نقش دوگانه منابع آبی در ایجاد تنش یا تعامل میان کشورها
-
تصویری از یکی از زمین های زیرکشت پنبه در ازبکستان
در قسمت دوم از برنامه بحران آب در آسیای مرکزی، نقش دوگانه منابع آبی در ایجاد تنش یا تعامل میان کشورها را بررسی خواهیم کرد.
در خصوص اهمیت آب، برخی اندیشمندان معتقدند که آب مولفه ای تمدن ساز است و اصطلاح " تمدن های آب پایه" ناظر به چنین معنایی است. آب به عنوان مایه و جوهر حیات، اثر قابل ملاحظه ای بر روند شکل گیری تمدن ها در تاریخ بشر داشته است. فراوانی آن، بسترساز شکوفایی تمدن های بشری بوده است. به نحوی که نمی توان نقش تعیین کننده منابع آبی را در سرنوشت جوامع نادیده انگاشت. تاریخ، گواه این مطلب است که تمدن های بزرگ همواره در کنار رودخانه های بزرگ ظهور نموده اند.
در جهان امروز، آب یک کالای غیرقابل جایگزین است و لذا دسترسی به آن، امری حیاتی محسوب می شود. به همین دلیل در صورت کمبود این عنصر حیاتی، به نحو اجتناب ناپذیری موضوع به یک مقوله سیاسی و امنیتی تبدیل می شود. در چنین شرایطی، مساله مهم، رویکردی است که می تواند موجب طرح مباحث مختلف نظری در رابطه با نقش منابع آبی در ایجاد اختلاف و یا همکاری بین کشورها می شود. انچه مسلم است اینکه تعامل دولت ها با یکدیگر به صورت خودکار صورت نمی گیرد، بلکه تحقق آن مستلزم مذاکره و برنامه ریزی است. بنابراین اگر با چنین نگرشی به موضوع کمبود منابع آبی نگریسته شود، آب می تواند یک عامل مذاکره، همکاری و تعامل بین کشورهای مختلف باشد. از این منظر، آب منبعی است که از نظر سیاسی عامل همگرایی و دارای کارکردی «پیوند دهنده»Bridging Resource است.
اما معمولا دولت ها در خصوص مسایل مشترک از جمله منابع آبی نسبت به یکدیگر حالت تدافعی دارند و حتی در شرایطی که همکاری متضمن سود نیز باشد، محتاطانه عمل می کنند. لذا با وجود این که دولت ها ممکن است از همکاری اقتصادی در خصوص منابع کمیاب آب سود ببرند، اما این همکاری معمولا تحت الشعاع رویکردهای سیاسی قرار می گیرد. با چنین نگرشی به موضوع منابع آبی، آب می تواند به عنوان یک کانون رقابت، عامل تنش و اختلاف بین کشورهای مختلف باشد. از این منظر است که، آب به عنوان جزء جدا نشدنی امنیت ملی در نظر گرفته می شود. بر همین مبنا عده ای از پژوهشگران نظریات مختلفی را مبنی بر بروز جنگ های آینده بر سر منابع آب طرح کرده اند. به طوری که امروزه خطر«جنگ آب»Water War به صورت گسترده در محافل دانشگاهی و پژوهشی مطرح است. اگر چه، بررسی های تاریخی سوابق اندکی در خصوص وقوع جنگ بر سر آب به دست می دهد، اما بنظر می رسد با افزایش جمعیت و توسعه خشکسالی ها، در آینده نقش آب در ایجاد اختلافات و مناقشات بین کشورها افزایش خواهد یافت.
بر اساس واقعیت های تاریخی موجود، منابع آب بیشتر عامل همکاری بوده اند تا جنگ. پژوهشگران با بررسی 1831 مورد از تعاملات دو جانبه بین کشورها در خصوص مسایل آبی بین سال های 1948 تا 1999 میلادی به این نکته مهم پی بردند که دو سوم این تعاملات نشان دهنده همکاری میان آن ها بوده و هیچ کدام به جنگ منجر نشده است. با این حال، کماکان آب موضوع مهمی در منازعات بین کشورهاست. اختلافات بر سر منابع آبی، بارها کشورها را تا مرز جنگ با یکدیگر پیش برده است و دستِ کم به عنوان یک عامل محرک؛ در تشدید اختلافات و بروز جنگ و درگیری بین برخی کشورها عمل نموده است. اما تا به حال جنگی رسمی و تمام عیار بر اساس عرف امروزه بر سر منابع آب، حداقل در نیمه دوم قرن بیستم میلادی رخ نداده است.
طبق آمارهای موجود حداقل، 66 درصد از سطح کره زمین پوشیده از آب است. اما تنها 2/6 (دو ممیز شش) درصد از این میزان، آب شیرین می باشد. سالانه در حدود 216000 میلیارد متر مکعب باران می بارد. این میزان باران می تواند دو برابر جمعیت کنونی زمین را سیراب کند. با وجود این، بسیاری از بخش های جهان از کمبود آب شیرین و آب قابل شرب رنج می برند. یک چهارم جمعیت جهان از دسترسی به آب آشامیدنی سالم محروم هستند. کشورهایی که منابع سرانه آب شیرین آن ها بین 1000 تا 1700 متر مکعب باشد، دچار کمبود آب هستند، در صورتی که این رقم به 500 تا 1000 متر مکعب برسد، دچار تنش می باشند و اگر به پایین تر از 500 متر مکعب برسد، دچار بحران و کم آبی شدید هستند. شاید تصور آن دشوار باشد که ساکنین کره ای که بیش از دو سوم مساحت آن را آب فرا گرفته است، روزی گرفتار «بحران آب» شوند. اگر چه ذخایر آب شیرین ارزشمند ترین منابع طبیعی تجدید شونده در کره زمین محسوب می شود، اما تصفیه و انتقال آب، دشوار و پر هزینه و جایگزینی آن تقریبا غیر ممکن است. آب شیرین عنصری است که برای شرب، تولید محصولات غذایی، توسعه اقتصادی، احیای محیط زیست و تداوم نسل موجودات زنده و گیاهان اهمیتی حیاتی دارد.
تعدد بازیگران بین المللی، کمرنگ شدن حاکمیت دولت ها و توجه بیشتر بشر به پدیده هایی که آشکارا جنبه فراملی و فرامرزی دارند، موجب پیدایش تعاریف جدیدی از مفهوم امنیت شده است که «امنیت انسانی» از جمله آن هاست. بر اساس این تعریف، فرد انسان نه به عنوان یک تبعه یا شهروند، بلکه فی النفسه و از آن رو که انسان است، اهمیت می یابد. بنابراین مهم ترین و آشکارترین سطح تهدید کمبود منابع آب، مربوط به نبود آب شرب سالم می شود که به طور مستقیم حیات و بقای انسانی را در هر نقطه از کره زمین تهدید می کند. کمبود آب، فعالیت های معیشتی انسان در حوزه های کشاورزی و صنعت را با مخاطره رو به رو می سازد که در نتیجه، تهدیداتی مانند فقر، بیکاری، مهاجرت، تخریب محیط زیست، شیوع بیماری های خطرناک، نزاع های خونین و شورش و جنگ را در پی خواهد داشت. هم اینک بعضی منازعات خشونت آمیز ناشی از رقابت بر سر منابع آب را می توانیم در منطقه غرب آسیا شاهد باشیم.
ایران همسایه بلافصل آسیای مرکزی و بخشی از حوزه کشورهای آبی هریرود است. حوزه آبی هریرود شامل سه کشور ایران، افغانستان و ترکمنستان است. این حوزه سه گانه، دچار کم آبی و هم زمان افزایش قابل توجه جمعیت و نیازهای رو به رشد بخش های کشاورزی و صنعتی شده است. طی سال های اخیر، مناطق شمال شرقی ایران به ویژه استان گلستان در معرض پدیده ریزگردها و گرد وغبار قرار گرفته که به گفته کارشناسان بیش از٨٠ تا ٩٠ درصد این پدیده، منشا خارجی دارد که این منشا را عمدتا کم آبی و گسترش بیابان در صحرای قره قوم ترکمنستان تشکیل می دهد. تنش های آبی، عملیات سد سازی، کاهش آب ورودی از مناطق بالادست آسیای مرکزی به پایین دستِ آن و گسترش مناطق بیابانی این منطقه می تواند تهدیدات زیست محیطی مخربی را متوجه مناطق شمال شرقی ایران نماید.
افزایش دامنه اختلافات سیاسی و سوتفاهم بر سر منابع آب میان کشورهای آسیای مرکزی می تواند ثبات و امنیت نسبی این منطقه را دچار آسیب جدی کند. در همین زمینه آلینا دلبائوا Alina Dalbaeva کارشناس قرقیزستانی گروه بین المللی بحران آب "Researcher in International Crisis Group"، در15 مارس 2018 میلادی طی سخنانی هشدار داد: بی اعتمادی عمیق بین ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان مانع از همکاری بین این کشورها شده است. اما برخی پیشرفت ها مانند توافقات در زمینه منابع آبی نشان می دهد که بی اعتمادی ها می تواند به همکاری بین کشورهای منطقه تبدیل شود. در این صورت کشورهای بالادست می توانند در برنامه های حفظ ذخایر آبی همکاری کنند و به موازات آن به صورت شفاف از ایجاد این برداشت در میان سایر کشورهای ذینفع، که از منابع آبی به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده می کنند، جلوگیری نمایند.
به موازات چالش ها و مشکلاتی که به آن اشاره شد، منابع آبی کشورهای آسیای مرکزی، متضمن فرصت ها و منافعی برای کشورهای منطقه است که در صورت برنامه ریزی صحیح می تواند به عنوان عامل مهمی در توسعه مناسبات منطقه ای مورد استفاده قرار گیرد. بهره برداری مشترک و عادلانه از منابع آبی و رودخانه های منطقه، مدیریت مصرف بهینه آب در نواحی شهری و روستایی و مراکز صنعتی، اصلاح الگوی کشت به ویژه برای محصولات آبی مانند پنبه در دو کشور ترکمنستان و ازبکستان و مقابله مشترک با گسترش بیابان ها و پدیده ریزگردها، از زمینه هایی است که می تواند در جهت گسترش همکاری و تعامل میان ایران و کشورهای منطقه آسیای مرکزی و افغانستان مورد توجه قرار گیرد.
تحولات آسیای مرکزی در سال های پس از فروپاشی شوروی به روشنی گویای آن است که در مقاطع مختلف زمانی، آب و انرژی از ماهیت طبیعی خود برای همکاری و بهبود زندگی ملت های منطقه خارج شده و تبدیل به یک موضوع امنیتی و اختلاف ساز شده است. راه عبور از این وضعیت بغرنج، پرهزینه و بدون نتیجه؛ حرکت بر خلاف جهت امنیتی سازی یا «غیرامنیتی کردن» desecuritization موضوعات مختلف از جمله موضوع منابع آبی در آسیای مرکزی است. در فرایند غیر امنیتی سازی باید تلاش شود تا موضوعاتی که ویژگی امنیتی پیدا کرده اند، به حوزه گفتمان های عادی سیاسی و همکاری های اقتصادی و زیست محیطی برگردند. نتیجه چنین فرایندی، حرکت کشورهای منطقه آسیای مرکزی به سمت «امنیت انسانی» خواهد بود که در چارچوب آن، «دیپلماسی آب های فرامرزی» Diplomacy for Trans-boundary Waters بین کشورهای منطقه مفهوم پیدا می کند و آب نه تنها به عنوان عامل اختلاف و تنش بین کشورهای بالادست و پایین دست آسیای مرکزی شناخته نمی شود، بلکه به عنوان یک عامل همکاری و تعامل منطقه ای در دستور کار رهبران سیاسی قرار می گیرد.