آینده سیاسی سوریه و جریان مقاومت پس از انتخابات ریاستجمهوری2014 (برنامه سوم و پایانی)
تجزیه سوریه از جمله سناریوهایی است که در خصوص آینده این کشور پیش بینی شده است
تجزیه سوریه از جمله سناریوهایی است که در خصوص آینده این کشور پیش بینی شده است ؛این سناریو اما تا کجا پیش رفته است ؟بسیاری از اطلاعات مؤثق نشان می دهند که ماهیت بحران سوریه، ساختگی و هدایت شده است. تحولات سوریه موید این نکته است که این کشور در چهارسال گذشته دورانی از ناامنی و جنگ نیابتی را تجربه کرد که به آواره شدن چندین میلیون نفر و گسترش ناامنی ها و خرابی منجر شده است .تجزیه سوریه از سناریوهایی است که از ابتدای شکل گیری بحران در سوریه و تحمیل جنگ داخلی براین کشور همواره مدنظر آمریکا و جریان ضد مقاومت بوده است، چرا که تجزیه سوریه باعث میشود که نظام سوریه به واسطه جدایی مناطق اقتصادی که از آنها به عنوان قطبهای اقتصادی یاد میشود، همچون دیرالزور و حلب، مشکلاتی اقتصادی برای سرزمینهای احتمالی کوچک شده ایجاد شود که این مسئله ممکن است موضوع مقاومت را از مرکز توجهات نظام سوریه خارج سازد و به اولویتی درجه دوم تبدیل سازد. سناریوی کوچک سازی مرزهای سوریه با رژیم صهیونیستی با این فرضیه طراحی شده بود که در صورت تحقق باعث کاهش عمق راهبردی و در نتیجه تضعیف محور مقاومت در سوریه می شود.طرح تجزیه سوریه در سال 2004 از سوی آمریکا و در چار چوب طرح «خاورمیانه بزرگ» مطرح شد که بر اساس آن مناطق کردنشین این کشور از آن جدا شده و به کردستان عراق جهت تشکیل کشور جدید می پیوست.بر اساس نقشه مورد نظر دشمنان نظام سوریه، این کشور در حال حاضر زمینه تبدیل شدن به سه ناحیه تحت تصرف کردها، تروریست های تکفیری و دولت مرکزی را دارد. این در شرایطی است که کردهای سوریه همواره به نظام بشار اسد وفادار بوده اند. در حال حاضر با حمایت های آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای مرتجع عربی به همراه ترکیه، داعش مناطقی از شرق سوریه را به مناطقی از غرب عراق متصل کرده است. اما با پیشروی های ارتش سوریه و تداوم حمایت های مردمی از نظام بشار اسد، خط تجزیه سوریه کمرنگ تر می شود. در این میان اختلافات در جبهه مخالف هرچه بیشتر شرایط را به نفع دولت و ملت سوریه کرده است. اختلافات درونی مهترین مسئله ای است که همچنان ادامه دارد. بعنوان مثال داعش با النصره، النصره با احرار الشام، اخوان با ارتش آزاد، جبهه الثوار شمال و یا جنوب با النصره و داعش و یا جبهه الاسلامیه با النصره و داعش در گیر هستند .
از اینرو نیز با وجود ارائه کمکهای تسلیحاتی و مالی غرب و کشورهای منطقه به مخالفین ؛ ترکیب قومیتی و هویتی مختلف در سوریه و حفظ یکپارچگی و همراهی مردم سوریه با نظام این کشور باعث شده است راهبرد مشخص و یکپارچهای در برابر بحران از سوی معارضین شکل نگیرد.در واقع تا قبل از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری، مخالفین نظام سوریه در تلاش بودند تا در دو جبهه سیاسی و نظامی به تقابل با نظام سوریه بپردازند. در جبهه نظامی سعی شد که از راه جنگی نیابتی یا همانند الگوی لیبی، غرب با پشتیبانی نیروی هوایی و مخالفین از راه زمین، زمینههای سقوط بشار اسد را فراهم کند. در عرصه سیاسی نیز تشکیل ائتلاف ملی معارضین به عنوان بدیلی برای نظام سوریه، به منظور تخریب وجهه نظام سوریه در داخل و خارج این کشور صورت گرفت. اما پیروزیهای ارتش سوریه در نقاط مختلف این کشور و به عقب راندن نیروهای معارض و تروریست های تکفیری از یک سو و عدم همراهی چین و روسیه در قطعنامه ضد سوری برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع از عواملی هستند که باعث شکست راهبرد نظامی مخالفین نظام سوریه شد.
از طرفی انتخابات ریاستجمهوری در ژوئن 2014 رویداد مهمی بود که راهبرد مشروعیت زدایی مخالفان را به چالش کشید زیرا در جریان این انتخابات، مردم با مشارکتی بالا به نظام سوریه و بشار اسد رأی دادند که این مسئله گویایی این حقیقت است که برخلاف آنچه مخالفان بیان میکردند بشار اسد از محبوبیت بالایی در سوریه برخوردار است.نظام سوریه به موازات این تحولات با شناسایی عوامل بحران زا در عرصه نظامی در وهله اول سعی کرد از ریزش و کاهش توان ارتش جلوگیری کرده و در وهله دوم این ریزشها را با نیروهای مردمی جایگزین کند. راهبردی که به امنیت افزایی نقاط حساسی در سوریه کمک کرد. در عرصههای دیگر به صورت کلی دستور تدوین قانون اساسی جدید را صادر کرد که با مهر تأیید مردم همراه بود. نظام بشار اسد در خصوص کاهش نارضایتی اقلیتهای دینی نیز همچون گذشته سیاست احترام و باور به تکثرگرایی را در دستور کار قرار داد. برای همگرایی جامعه دینی همچون جمعیت اهل تسنن و اخوانی، بشار اسد موافقت خود را با ادامه روند گسترش مراکز دینی همچون ساخت مساجد و مؤسسات آموزش عالی اسلامی اعلام کرد. مجموع این اقدامات باعث شده تا زمینه های اتحاد در جامعه تقویت شده و این تفکر که «بحران سوریه منشاء خارجی دارد» در میان جامعه سوریه به باوری عمومی تبدیل شود. با واکاوی نوع رفتار گروههای تندرو و حامیان آنها این نکته روشن است که عملکرد این گروهها بر خلاف آنچه مطرح میکنند تلاش برای اجرای اسلام راستین نیست، بلکه اتخاذ سیاستهای هماهنگ با تفکرات محور سازشکار منطقهای است. به همین دلیل تشکیل ائتلاف ملی معارضین از همان ابتدا با هدف اتحاد سیاسی برای تضعیف و ساقط کردن نظام سوریه صورت گرفت.البته اقدامات صورت گرفته از سوی ائتلاف ملی نیز گویای این حقیقت است که هدف ائتلاف در درجه اول تغییر در نظام سوریه و در مرحله بعد تغییر در مناسبات خارجی این کشور بوده است. از این رو در همان ابتدا این ائتلاف به تحکیم روابط با کشورهای سازشکار منطقه همچون ترکیه، عربستان و قطر پرداخت و از سوی دیگر غرب را به عنوان حامی در کنار خود دید. حتی در مواضع این ائتلاف نوعی واگرایی و تقابل نسبت به جبهه مقاومت نیز مشاهده میشود.بطور کلی می توان گفت هر چند ساختار ائتلاف بر اساس گروهبندیها و جناحبندیهای خاصی شکل گرفته است؛ اما از نظر ایدئولوژی این ائتلاف به دنبال محدودسازی حزب ا... از راه فشارهای بینالمللی و ایجاد توازن سیاسی در عراق به سود نیروهای مخالف شیعیان و اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران بوده است . از سویی با توجه به روابط نزدیک الجربا، رئیس ائتلاف ملی معارضین با عربستان سعودی، پیروزی ائتلاف میتوانست سوریه را به شریکی راهبردی برای سعودیها تبدیل کند.برخی از کارشناسان معتقدند اساساً پدیدهای به نام ائتلاف، هویت ذاتی ندارد و آنچه به عنوان موضع این ائتلاف بیان میشود قابل اتکاء نیست زیرا بازیگران خارجی تشکیل دهندهی ائتلاف، مواضع خود را برای رویکردهای این ائتلاف ثبت میکنند.به نظر میرسد جنگ فرسایشی همان سناریویی است که رژیم صهیونیستی و آمریکا در درجه اول به دنبال تحقق آن در سوریه بوده اند زیرا در این سناریو ضمن اینکه گروههای تندرو تضعیف خواهند شد، نظام سوریه نیز بخشی از توان خود را باید به بحران داخلی معطوف کند که این مسئله باعث کاستن از توان خارجی آن در خصوص محور مقاومت خواهد شد. در هر حال فرسایشی شدن بحران تنها بر جبهه مقاومت تأثیر نمیگذارد بلکه ادامه یافتن بحران باعث میشود همسایگان این کشور همچون ترکیه و اردن نیز از این مسئله آسیب ببینند. زیرا بخشهایی از ترکیه با سوریه همگرایی قومی داشته و از سویی دیگر دامنه بحران سوریه به اردن نیز سرایت می کند و این کشورها را هر چه بیشتربا چالشهای امنیتی مواجه خواهد کرد.در حالیکه برای رژیم صهیونیستی و غرب بهترین شرایط و سناریو فرسایشی شدن بحران در خاورمیانه است.با توجه به این مؤلفهها ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران سوریه نه دخالت در این کشور ،بلکه تلاش در جهت کمک به حفظ ثبات و امنیت و تأکید بر خواستههای مردمی بوده است. از اینرو جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تلاش کرد نقش فعالی در حل این بحران بازی ایفاءکند. ایران وارد گفتگو با برخی طرف های درگیر و کشورهای تاثیرگذاردر بحران سوریه شد و با برگزاری چند نشست طرحی 6 ماده ای را به سازمان ملل ارائه کرد .
جمهوری اسلامی ایران همواره تاکید کرده است هر گونه تغییری در سوریه باید بر اساس خواسته مردم و از راه انتخابات و بر مبنای آرای مردم محقق شود.
پژوهشگر: مهدی رحمتی