پدیده مهاجرت کاری از آسیای مرکزی به روسیه" (1) - این برنامه : عوامل و زمینه های تاریخی و فرهنگی در شکل گیری پدیده مهاجرت کاری در آسیای مرکزی
-
نقشه کشورهای آسیای مرکزی
مجموعه برنامه "پدیده مهاجرت کاری از آسیای مرکزی به روسیه" به تعداد 13 قسمت، از پژوهش "بررسی ابعاد و تبعات پدیده مهاجرت کاری از آسیای مرکزی به روسیه"، که توسط واحد پژوهش های کاربردی انجام شده، استخراج و تنظیم شده است.
در یک تعریف ساده، مهاجرت عبارت است از جابه جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. اگر چه پدیده مهاجرت از سابقه ای دیرپا در حیات جامعه بشری برخوردار است، اما مهاجرت در مفهوم مدرن خود از نظر شکلی و محتوایی دچار تحولات بسیار مهمی شده است. در این راستا، مهاجرت به طور ضمنی به اقامت دراز مدت و اسکان در کشور مقصد اطلاق میشود و گردشگران و بازدید کنندگان موقت و کوتاه مدت به عنوان مهاجر شناخته نمیشوند.
مهاجرت کاری یکی از شکلهای مهم پدیده مهاجرت است که میتواند به دو دلیل کلی انجام شوند. این دو انگیزه عبارتند از: عدم برخورداری از امکانات و فرصت های شغلی در کشور مبدأ و یا دست یابی به فرصت ها و امکانات شغلی مطلوب تر در کشور مقصد. به همین دلیل، مهاجرت فصلی کارگران و نیروی کار اغلب به عنوان شکلی از مهاجرت به حساب میآیند که البته میتواند به دو شکل مهاجرت قانونی و مهاجرت غیر قانونی از سوی مهاجران کاری صورت گیرد.
منطقه آسیای مرکزی از جمله مناطق مهم جهان است که در طول تاریخ دیرپای خود همواره تحت تأثیر عامل مهاجرت بوده است. به دلیل حضور روس ها در آسیای مرکزی، در دوره امپراطوری روسیه تزاری و دوران اتحاد جماهیر شوروی و تداوم وابستگی های ساختاری آسیای مرکزی به روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991میلادی، فدراسیون روسیه، بزرگ ترین و مهم ترین مقصد مهاجرت اتباع پنج کشور آسیای مرکزی در بیست و هفت سال گذشته بوده است.
برای فهم ابعاد مختلف مهاجرت کاری از آسیای مرکزی به روسیه، ابتدا سوابق تاریخی و فرهنگی را بررسی می کنیم. آسیای مرکزی که در منابع کهن عربی و فارسی تحت عنوان ماوراءالنهر، فرا رود، میان رودان، آسیای وسطی و در منابع روسی با نام آسیای میانه از آن یاد شده است، سرزمین پهناوری در قاره آسیا است که هیچ مرزی با آب های آزاد جهان ندارد. اگر چه مرزهای دقیقی برای این سرزمین تعریف نشده است، اما آن را در برگیرنده پنج کشور امروزی تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان می دانند.
بعد از فدراسیون روسیه، جمهوری قزاقستان را باید دومین مقصد مهاجران کار در منطقه آسیای مرکزی دانست که این امر به واسطه رشد و توسعه اقتصادی این کشور و ایجاد فاصله محسوس اقتصادی میان قزاقستان و چهار کشور دیگر منطقه آسیای مرکزی می باشد. آمارها گویای آن است که بین سالهای 2004 تا 2008 میلادی بیش از هشتصد هزار نفر قرقیز، حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر تاجیک و حدود دو میلیون و پانصد هزار نفر ازبک، کشور خود را با هدف کار در روسیه و قزاقستان ترک کرده اند.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گذار از اقتصاد سوسیالیستی به سوی اقتصاد بازار آزاد، خلاء قدرت اقتصادی ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تعطیلی بسیاری از کارخانه ها و مراکز اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی ،باعث شد این کشورها پس از استقلال با مشکلات متعددی اقتصادی و اجتماعی مواجه شوند . ضمن اینکه از لحاظ سیاسی نیز بدلیل ورود مداخله آمیز قدرتهای بزرگ به آسیای مرکزی ، این منطقه با وضعیت پیچیده روبرو شد ، بطوریکه برخی از نظریه پردازان معتقد بودند که تحولات آسیای مرکزی بسیاری از ویژگی های تعارض مدرن را در بر میگیرد. از دید این عده از نظریه پردازان سیاسی، نمونه هایی از ویژگی های تعارض مدرن در آسیای مرکزی عبارتند از: نزاع برای کسب قدرت، اختلاف بر سر تقسیم دوباره قدرت و دست یابی به منابع، دیدگاه های متعارض سیاسی، درگیری های منطقه ای، مسائل مرتبط با حضور اقلیت های ملی ، قومی و زبانی ، اختلاف در مرز بین کشورها، مسائل زیست محیطی و مداخله بازیگران فرامرزی و منطقه ای.
شکل گیری پدیده مهاجرت به ویژه مهاجرت کاری را می توان یکی از مهم ترین نتایج وجود تعارضات و چالش ها در منطقه آسیای مرکزی طی بیست و هفت سال گذشته یعنی از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991میلادی تاکنون دانست. فدراسیون روسیه مقصد اصلی مهاجران آسیای مرکزی است و روند مهاجرت نیز به اشکال مختلف قانونی و غیر قانونی، دائمی، فصلی و موقت، فردی و جمعی و به همراه خانواده تجربه شده است. بدون تردید، شکل گیری و تداوم روند مهاجرت به ویژه مهاجرت کاری از آسیای مرکزی به روسیه، پدیده ای تک عاملی و تک بعدی نیست و عوامل، زمینه ها و دلایل مختلفی در رابطه با این پدیده انسانی و اجتماعی دخیل و مؤثر هستند. یکی از عوامل بروز شکل گیری پدیده مهاجرت کاری از آسیای مرکزی به روسیه پیشینیه تاریخی و فرهنگی می باشد.روسها از سال 1868 میلادی بر مناطقی از ازبکستان چون خیوه، بخارا، تاشکند و خوقند مسلط شدند و با تسلط بر اقوام قرقیز و سایر اقوام منطقه ، به حیات خان های آسیای مرکزی پایان بخشیدند. تسلط طولانی مدت روسها بر آسیای مرکزی در دوران امپراطوری روسیه تزاری از سال ١٨٦٨ تا ١٩١٧میلادی و در دوران اتحاد جماهیر شوروی از سال ١٩١٧تا ١٩٩١میلادی موجب شد در چارچوب روند روسی سازی، هویت فرهنگی، اجتماعی و زبانی اقوام مختلف این منطقه شدیداً تحت نفوذ و تأثیر فرهنگ روسی به ویژه زبان روسی قرار گیرد.
در دوران تزارها و شوروی ، مهاجرت اختیاری و اجباری میلیونها مهاجر روس به آسیای مرکزی نیز ضمن تغییر ترکیب و بافت جمعیتی سنتی گذشته، گسترش و تعمیق هر چه بیشتر فرهنگ ها و ارزش های روسی را به دنبال داشت. در دوران شوری ، مناطق مختلف آسیای مرکزی در چارچوب پنج جمهوری سوسیالیستی، به عنوان بخشی از نظام اداری و سیاسی متمرکز هدایت شده از مسکو تعریف شدند و تحصیل دانش آموزان و دانشجویان ترکمن، قرقیز، قزاق، تاجیک و ازبک در مدارس و دانشگاه های روس زبان منطقه و یا دانشگاه های معتبر مسکو و سن پترزبورگ و همچنین مهاجرت و اشتغال نیروی کار بومی این منطقه به نقاط مختلف شوروی، یک امر کاملاً رایج محسوب می شد.
گوینده 2:
دکتر سرگئی ریزانتسف (sergey ryazantsev) استاد اقتصاد آکادمی علوم روسیه درباره عوامل و زمینه های مهاجرت کاری از آسیای مرکزی به روسیه معتقد است: "عوامل اقتصادی و وضعیت نامناسب کشورهای منطقه، عوامل اجتماعی- جمعیتی و تغییرات دموگرافیک، عوامل تاریخی و فرهنگی و پیوندهای سنتی جوامع آسیای مرکزی با روسیه تزاری و اتحاد جماهیر شوروی، عوامل جغرافیایی و زیرساختی و قرابت جغرافیایی کشورهای منطقه به روسیه و وجود زیرساخت های ارتباطی و در نهایت عوامل سیاسی و شرایط سیاسی کشورهای منطقه، خصوصا جنگ داخلی تاجیکستان و کوشش روسیه برای حفظ سلطه بر منطقه، مهمترین مولفه های تأثیرگذار بر شکل گیری و تداوم مهاجرت از آسیای مرکزی به روسیه در بیست و هفت سال گذشته به شمار میروند".